فهرست

قتح‌الله‌زاده: چهار را خودم ساختم، چرا با شش جمله بسازم

مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال عنوان کرد می خواهد به انتظاری که مرحوم ناصر حجازی داشت جامه عمل بپوشاند. او همچنین به مرور خاطراتی از مهمترین اتفاقات زندگی اش پرداخت. علی فتح الله زاده در مصاحبه ای نوروزی در مورد خاطره خاص و ماندگارش از عید گفت: خاطره تلخ و شیرین زیاد است اما واقعیت این ست که یک خاطره هست که آن را بر دیگر خاطره ها از نظر خاص بودن ترجیح می دهم چرا که مستقیما در زندگی خودم تاثیر خاص داشته است.
وضعیت خانوادگی:‌ من مادرم را خیلی کم سن و سال بودم که از دست دادم، تنها ۹ سال داشتم که مادرم از دنیا رفت، اما پدرم را در دوره ای که در استقلال بودم از دست دادم و هنوز هم حسرت پدر و مادرم را می‌خورم به ویژه پدرم که این اواخر به دلیل گرفتاری‌هایم در استقلال کمتر وقت می کردم ایشان را ببینم و هنوز در حسرت ایشان هستم و چشم به راه هردو بزرگوار. ما یک خانواده متوسط بودیم در خوی، پس از آنکه من به تهران آمده بودم همه همسایه ها خانه هایشان را در خوی تعمیر و نوسازی کرده بودند جز خانه پدر من. من در آن زمان در روزنامه اطلاعات سردبیر مجله جوانان بودم. آن روزها جناب دعایی در هر سال برای دو یا سه نفر وام در نظر می گرفتند که نوبت به من رسیده بود و هشتصد هزار تومان وام گرفتیم. عید شده بود و به منزل پدر برای دید و بازدید رفتیم که دیدم پدرم ناراحت است، وقتی علت را جویا شدم دیدم پدر سقف خانه را نشان می دهد و می گوید ترک خورده و خراب است. به همسرم گفتم این وام حق شماست اما اگر اجازه بدهید خانه را برای پدرم درست کنم ایشان گفت برو حتما درست کن، گقتم نه برو فکر کن .فردای آن روز گفت حتما این کار را انجام بده اصلا لازم نبود بپرسی و من رفتم و خانه پدرم را درست کردم. پدرم شاد شد اما نکته اینجا بود که از آن به بعد گشایش بسیاری در کارم ایجاد شد آن روزها هنوز به باشگاه استقلال نیامده بودم و روزنامه نگار بودم. به فاصله یکسال خانه ای در تهران خریدم و پس از آن هم خدا به ما برکت داد و ایمان دارم این رخ نداده مگر با دعای خیر پدر و مادرم و حاضرم قسم بخورم که چنین بود. در روزهای آخر عمر پدرم ایشان یک روز به من گفت پسرم از تو راضی هستم، تو پدر من بودی! از این حرف پدرم بسیار خوشحال شدم و این را می دانم که هرچه از برکت و جایگاه اجتماعی به دست آورده ام با دعای پدر و مادرم بوده است.
بهترین و بدترین خاطراتش در استقلال: بهترین خاطره نایب قهرمانی با استقلال در آسیا بود که با جوبیلو ایواتا به فینال رسیدیم. مربی ما ناصر حجازی بود و بسیار دوست داشت که قهرمان آسیا شود، نکته اینجاست که خاطره بد من در استقلال هم به همین بازی و دیدار با آنیانگ کره برمی گردد که در اولی با بدشانسی قهرمان نشدیم  و در دومی با باران سیل آسا غافلگیر شدیم و با منصورخان پورحیدری، سوم آسیا شدیم البته بدترین خاطره ام انصافا فوت ناصر حجازی بود. پس از آن سالها بارها ناصر حجازی نزد من می آمد و با هم در دفترم نهار می خوردیم و در مورد قهرمانی در آسیا با هم حرف می زدیم.  ناصر خان می گفت سالها طول می کشد که تیمی از ایران بتواند قهرمان آسیا شود و همانطور که می بینید چنین هم شده است. رابطه من با حجازی بسیار خوب بود، ایشان  که سرمربی استقلال اهواز شد در اولین بازی من را دعوت کرد اهواز. آن روز استقبال شدید مردم موجب شد فنس‌ها بشکند. خود حجازی هم بسیار خوشحال بود و اتفاقا بازی اول را هم برد.پیامی برای هواداران فوتبال: برای همه هموطنان عزیزم سال پرشکوهی را آرزو می کنم به خصوص هواداران خونگرم استقلال که آنها را هرگز فراموش نمی کنم و همیشه تشویق هایشان در ذهن من است.آیا به استقلال برمی گردید؟ آدم از آینده خبر ندارد شاید اگر استقلال خصوصی شود و بدانم موثر هستم با کمال افتخار.برنامه کاندیدا شدن برای ریاست فدراسیون را امسال اجرا می کنید؟ فکر می کنم بله. تا جاییکه می دانم آقای کفاشیان کاندیدا نمی شود و اگر کاندیدا شود برای ریاست نمی آیم و برای نواب رییس کاندیدا می شوم اما اگر نیاید برای ریاست کاندیدا می شوم.در صورت ریاست هدف نهایی شما در فدراسیون فوتبال چیست؟  بچه های ایران زمین استحقاق بسیار زیادی دارند. من هدفم صعود از مرحله اول جام جهانی است.آیا می توانید به قول و قراری که با حجازی برای قهرمان کردن استقلال در آسیا  داشتید وفا کنید؟ احساس می کنم روزی به دینم به هوادار استقلال جامه عمل می پوشانم و قولم را به حجازی  انجام می دهم.
 با عدد چهار جمله بسازید: چهار فصلتان زیبا. با شش جمله بسازید: حیف نیست به جای جمله سازی با عدد چهاری که خودم ساختم با عدد شش که هیچکس هیچ سابقه ای از آن ندارد جمله بسازم؟عزیزانی در سال ۹۳ از میان ما رفتند که با شما هم رابطه خوبی داشتند در مورد آنها حرف بزنید: من با غلامحسین خان زندگی کرده ام ایشان سلیم النفس و صادق بودند و هرجا و هر زمان که استقلال به ایشان نیاز داشت بدون منم و منم می آمدند و حضور داشتند، واقعا برخی مواقع دلم برای ایشان تنگ می شود .آقای پاشایی رو مدت کمتری می شناختم ایشان با پسر خواهر من دوست بودند اما دو سال آخر بارها ایشان را دیدم، در عمرم یک بار به کنسرت رفتم آنهم کنسرت پاشایی بود، البته طاقت گوش دادن به صدایش را ندارم آنقدر که صادق و با معرفت بود.گویا لباس مشکی پسران غلامحسین خان را شما تازه از تن آنها درآوردید؟ وظیفه من بود که چنین کنم ایشان خانواده بسیار مهربان و همدلی دارند به ویژه همسرش برای غلامحسین خان خیلی زحمت کشید. ما مردها وقتی مریض می شویم همه بار زحمت می افتد روی دوش  همسرانمان. همسرناصر حجازی هم اینگونه بود. برای بازماندگان همه این عزیزان صبر  آرزو دارم.
 
     
آی اسپورت
2015-03-30 11:05:04
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر