فهرست
پیتزای قرمه‌سبزی برای عادل فردوسی‌پور
پیتزای قرمه‌سبزی برای عادل فردوسی‌پور

پیتزای قرمه‌سبزی برای عادل فردوسی‌پور

آی‌اسپورت- تاریخِ جنگ ویتنام عبرت‌آموز است؛رویایِ آمریکایی برای شکستِ دشمن در سریع‌ترین، شیرین‌ترین و ساده‌ترین شکلِ ممکن. سیاستمداران امریکایی ساده‌انگارانه تصور می‌کردند جنگ با ویتنام در سریع‌ترین زمان تمام می‌شود اما خیلی زود فهمیدند این جنگ، پیروز ندارد، پایان ندارد، بُرد ندارد. جنگی که آیزنهاور آغاز کرد و سه رئیس‌جمهور دیگر ادامه‌ش دادند. همه می‌دانستند این جنگ پیروز نخواهد داشت، هزینه‌هایش بالاست و تلفاتش بیشتر از تصور است اما دستور به ادامه دادند. چرا؟ پاسخ روشن بود: هزینه شکست را هیچ دولتی به گردن نمی‌گرفت. پایان دادن به جنگ، یک شکستِ استراتژیک تلقی می‌شود و هیچ رئیس‌جمهوری نمی‌خواست آن فردی باشد که شکست می‌خورد! بله آقای فردوسی‌پور؛ «شجاعت» در تاریخ بشری در جنگیدن‌ها تعریف شده است. هرچه نابالغ‌تر باشیم، جنگیدن را بیشتر برابر با شجاعت تعریف می‌کنیم. جنگیدن برای حذف سرمایه انسانیِ تلویزیون. ایرانِ ما چقدر شجاع دارد.

عادل، صادق است. اعتراف می‌کند فرزندِ رسانه ملی است. درست می‌گوید. امکانات، اختیارات و بسیاری از زیرساخت‌ها در اختیارش بود. رانتِ اختصاصی برای سال‌های سال. اما خیلی از ما توافق داریم او آدم حسابیِ تلویزیون است. خیلی‌ها بودند که چنین امکاناتی در اختیارشان بود اما چه گذاشتند و رفتند؟ هیچ. یک لحظه فکر کنید صداوسیما، خصوصی بود و عادل ستاره‌ش؛ چه‌کسی به درآمدها و آگهی‌ها پشت می‌کند؟ اما خرج که از جیبِ ملت باشد و پولِ نفت، هیچ‌چیز مهم نیست.

 من دلِ خوشی از بزرگ‌ترین حامی تلویزیونیِ فردوسی‌پور نداشته و ندارم. پیرمردی که بسیاری را مثلِ وضعیتِ امروزِ عادل، به‌خاطر ذهنِ بسته، کوچک و دیوارکشیده‌ش حذف کرد، انگ زد و کنار گذاشت. پیرمردی که ورزشِ صداوسیما را ملکِ شخصیِ خودش کرد. اما دلیل نمی‌شود از حذفِ یک‌نفر خوشحال شوم. ما جایِ اشتباهی را برای «شجاعت» انتخاب کرده‌ایم. در روزگاری که بلد نیستیم با هم حرف بزنیم. در روزگاری که از راه دور برای همدیگر نقشه می‌کشیم. در روزگاری که از فرسنگ‌ها فاصله، برای هم حکم صادر می‌کنیم. شجاعت در جنگیدن نیست.

سال ۸۸ که انتشار روزنامه دنیای‌فوتبال متوقف شد، عادل زنگ زد و گفت: خیلی ناراحت شدم دیگه مجله چاپ نمی‌شه، کمکی از دستم برمیاد حتما بگو. هر دو می‌دانستیم کاری از دست‌مان برنمی‌آید اما دل‌گرمیِ بودنش، حسِ خوبی داشت. حدودِ ده سال بعد، خبرِ اختلافاتش که منتشر شد، پیامی برایش نوشتم و گفتم: کمکی از دستم برمیاد حتما بگو. بازهم هر دو می‌دانیم کاری از دست‌مان برنمی‌آید.


عادل! هیچ‌وقت چشمک نزن

۵۰    
آی اسپورت
2019-03-21 08:30:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر