فهرست
پورعلی گنجی: برخورد با زلاتان مثل اصابت با تیر بتنی بود
پورعلی گنجی: برخورد با زلاتان مثل اصابت با تیر بتنی بود

پورعلی گنجی: برخورد با زلاتان مثل اصابت با تیر بتنی بود

 مرتضی پورعلی‌گنجی حالا چند وقتی هست که در کنار چشم بادامی‌های چینی روزگار می‌گذراند. برای پورعلی‌گنجی زندگی در فوتبال خلاصه شده و این یعنی که نامش را نباید به این زودی‌ها از یاد ببریم. یعنی باید تقویم را ورق بزنیم به امید روزی که او به جای این لباس‌های چینی، پیراهن بزرگترین تیم‌های اروپایی را بپوشد و نه فقط آسیا، که چشم‌های یک «دنیا» را از پی خود به این سو و آن سو بکشاند. خدا را چه دیدی؛ شاید آن رئالی که امروز برای مرتضی پورعلی‌گنجی رویاست، در یکی از سال‌های پیش‌رو بشود خانه‌اش. شاید رئال، شاید هم باشگاهی هم‌قواره رئال در سرزمینی دیگر. هر چه هست، می‌دانیم که این بازیکن و نامش را باید به خاطر سپرد. برای آینده‌ای که به نظر درخشان است. با مرتضی گپ زدیم، بهانه‌اش هم بازی در تیان جین، جدال با زلاتان و البته خداحافظی کاپیتانی که از نظرش بهترین بود.  
 
از تیان جین چه خبر؟ اوضاع بر وفق مراد است؟
 خدا را شکر بد نیست. این هفته هم مساوی کردیم. البته می‌توانستیم ببریم اما چه کنیم که توپ‌هایمان درون دروازه نمی‌رود.
از 4 بازی فقط دو امتیاز اندوخته اید. این نگران کننده نیست؟
 ما در این 4 بازی، با سه تیم بالای جدولی بازی کرده‌ایم. همین شانگهای که دو روز قبل مقابل ما بازی کرد تیم دوم جدول است که سرمربیگری‌اش را اریکسون به عهده دارد. یا اینکه در هفته اول به مصاف تیمی رفتیم که الان با 12 امتیاز از 4 بازی صدرنشین است. با تیم‌های مطرح بازی کرده‌ایم و نشد که برنده باشیم. از این به بعد باید تمرکز کنیم تا در دفاع روی خط صفر بمانیم و گل نخوریم و در حمله توپ هایمان را به تور دروازه حریفان برسانیم. سخت است اما باید تلاش کنیم تا به موفقیت برسیم.
اریکسون را دیدی؟
 آخر بازی دیدم. وقتی داشت به اتوبوس تیمش می‌رفت. با من احوالپرسی کرد اما در تیم او یک نکته جالب دیدم.
چه نکته‌ای؟
 کنار اتوبوس دیدم یک ایرانی صدایم می‌کند. رفتم و با او صحبت کردم. گفت که پزشک شانگهای است و سال‌ها همراه اریکسون بوده. گفتم جدی می‌گویید و گفت بله، من از تیم ملی انگلیس همراه اریکسون هستم و در کادر او حضور دارم. فکر می‌کنم اسمش کدخدا زاده بود.
به آری هان برسیم. می‌دانی همین آقای آری هان تو را در کدام بازی پسندیده بود که در دلش جایی برای خودت باز کردی؟
 بازی ایران – عراق و به طور اتفاقی.
چطور؟
 تیان جین بازیکن شماره 14 عراق را می‌خواست. همان دفاع وسطی که پنالتی آخر این تیم را به ما زد. فکر می‌کنم اسمش سلام شاکر بود. کادر فنی تیان جین برای تماشای بازی او به ورزشگاه آمده بود که عملکرد من مورد پسندشان واقع شد. به جای سلام شاکر، چشم شان به بازی من خیره شد و من به جای او به تیان جین آمدم. با این انتقال، انتقام جام ملت‌ها را از او گرفتم. (می‌خندد)
قبل از اینکه به چین بروی چقدر روی این کشور شناخت داشتی؟ اصلا تحقیق کردی؟
 آدم که می‌خواهد جایی برود باید از بزرگترها مشورت بگیرد. ببیند جایی که می‌رود چطور جایی است. باید از فرهنگ و تاریخ چین چیزهایی می‌دانستم. از خیلی‌ها سوال کردم. از یحیی گل محمدی، کارلوس کی‌روش، مهدی مهدوی‌کیا، علیرضا منصوریان، علی دوستی مهر و خیلی‌های دیگر. همه و همه به من گفتند که برو، تلاشت را بکن تا موفق بشوی. از چین گفتند، از کشوری که می‌گویند زندگی در آن سخت است. خیلی چیزها را فهمیدم و بعد اینجا آمدم.
از مکان‌های تاریخی چین چیزی می‌دانی؟
 تا حدودی.
مثلا درباره دیوار چین چه اطلاعاتی داری؟
 سوال‌ها سخت شد. فقط می‌دانم که طولش حدود 6 هزار متر است و عرضش 5 متر.
قبل از اینکه به چین بروی، رضا شاهرودی در مصاحبه‌ای جالب به تو مشاوره داد. آن مصاحبه را خواندی؟
 نه. مگر آقا رضا چه گفته بود؟
شاهرودی گفته بود پورعلی گنجی برای سفر به چین، چند صد تا تن ماهی با خود ببرد تا از گرسنگی نجات پیدا کند چون در چین غذای درست و حسابی گیرش نمی‌آید!
 من بعد از اینکه قرارداد بستم فهمیدم که آقا رضا و یک بازیکن ایرانی دیگر در لیگ چین بازی کرده‌اند. به نظر آقا رضا احترام می‌گذارم ولی چین 20 سال قبل با چین فعلی، زمین تا آسمان فرق کرده.
مثلا چه فرقی؟
 چین از همه نظر در حال پیشرفت است. دیگر مثل گذشته نیست که غذای ایرانی اینجا گیر نیاید. چین از نظر اقتصادی پیشرفت قابل توجهی داشته و به نظر 10 سال دیگر از آمریکا هم جلو می‌زند. چین واقعا کشور خوبی است. از نظر تغذیه هم فعلا دچار مشکل نشده‌ام و فکر نمی‌کنم مشکل آنچنانی برایم پیش بیاید. گوشت و مرغ که در فروشگاه‌ها فراوان است و با خودم تن ماهی هم آورده‌ام.
حتما چند چمدان تن ماهی و غذای ایرانی با خودت برده‌ای؟
 چند چمدان نه بابا. یک نایلون بود. 7، 8 تا تن ماهی. 7، 8 تا قیمه و 7، 8 تا قورمه سبزی. برنج هم از مغازه می‌گیرم و یک غذای چرب و نرم ایرانی می‌خورم.
مگر آشپزی بلدی؟
 در آشپزی تبحر زیادی دارم چون از سال 85 تا همین چند ماه پیش در تهران و تنها زندگی می‌کردم. مجبور بودم که خودم غذا بپزم و گلیمم را از آب بیرون بکشم. خوشبختانه از نظر آشپزی OK هستم و مشکلی ندارم. ضمن اینکه وقتی اینجا رسیدم فهمیدم که نیازی به آوردن غذای ایرانی نبود.
چرا؟
 چون اینجا رستوران ایرانی هست و غذا بیشتر از ایران وجود دارد. تازه می‌شود گوشت و مرغ هم خرید و غذایی دلچسب درست کرد. ضمن اینکه ماکارونی و کوکو هم درست می‌کنم. صبحانه‌ام هم بیشتر مواقع املت است. عسل و گردو هم هست و از بابت غذا کوچکترین مشکلی ندارم.
در کدام شهر هستی؟
 تیان جین. با قطار پر سرعت، نیم ساعت با پکن فاصله دارد. شهر آرامی است که می‌شود در آن خیلی راحت زندگی کرد و روی فوتبال متمرکز شد.
تیم تیان جین چقدر طرفدار دارد؟ جزو تیم‌های پرطرفدار است یا کم هوادار؟
 تیم ما 50، 60 هزار هوادار دارد که برای هر بازی حدود 30 هزار نفر از آنها به ورزشگاه می‌آیند تا ما را تشویق کنند.
در تیان جین، اوقات فراغت را چه کار می‌کنی؟ سرگرمی ات چیست؟
 در این چند هفته که آمده‌ام با چند ایرانی آشنا شده‌ام. آنها مدت‌هاست که اینجا ساکن هستند و حسابی هوایم را دارند. یکی از آنها پیرمردی است که حدود 50 سال از زندگی‌اش را در چین گذرانده یا دوست دیگرم 35 ساله است و الان پانزدهمین سال حضورش در چین را سپری می‌کند. با اینکه زمان کمی از حضورم می‌گذرد اما این دوستان را یافته‌ام که در خیلی از موارد کمکم می‌کنند. هر وقت هم بیکار شوم و تمرینات تعطیل شود به بیجینگ یا پکن می‌روم تا دوستانم را از نزدیک ببینم. کلا شرایط مناسب است.
پس همه چیز بر وفق مراد است؟
 از نظر فوتبالی و شرایط چین همه چیز فوق‌العاده است. فقط مشکل اساسی من دوری از خانواده‌ام است. از اینجا به همه جوان‌ها می‌گویم که اگر پدر و مادر دارید قدرشان را بدانید. من که بدجوری دلم برای مادرم و خانواده‌ام تنگ شده و این تنها مشکل من در چین است.
اما مادرت هم می‌داند که رفتی سختی بکشی تا پیشرفت کنی.
 من به مادرم هم گفتم که سختی می‌کشم تا زحماتت را جبران کنم. گفتم کاری می‌کنم تا با دست نشانت بدهند و بگویند عجب پسری تربیت کردی. برای بزرگ شدن مادرم هر سختی را که بگویید تحمل می‌کنم. به خاطر او می خواهم بزرگ شوم و مطمئن باشید روسفیدش می‌کنم.
سقف آرزوهایت کجاست؟ دوست داری در کدام تیم بازی کنی؟
 دوست دارم پله‌های ترقی را یکی یکی طی کنم. چین را انتخاب کردم، چون بازیکنان و مربیان بزرگی اینجا حضور دارند. از کاناوارو و آری هان گرفته تا بازیکنان بزرگی که در اروپا هم خواهان دارند. یادتان نرود که دیدیه دروگبا، نیکولاس آنلکا و حتی سیدو کیتا که حالا در رم آقایی می‌کند همین فصل قبل در لیگ چین بازی می‌کردند. این نشان از اعتبار لیگ چین است اما بعد از تیان جین دوست دارم به اروپا بروم، پله‌ها را یکی یکی طی کنم و در نهایت به رئال مادرید برسم. باید سختی بکشم و تلاش کنم تا به این هدفم برسم.
سراغ تیم ملی هم برویم. تو در تعطیلات نوروز همراه تیم ملی بودی و مقابل سوئد بازی کردی. از این بازی بگو؟
 بازی با سوئد فوق‌العاده بود. مقابل شیلی از نقطه ضعف این تیم استفاده کردیم اما مقابل سوئد نتوانستیم موفق شویم. دلیلش هم این بود که آنها اروپایی بودند و قلق داشتند. می‌دانستند کی بدن بگذارند، کی ضربه بزنند و کی بازی را آرام کنند. در کل سوئد خیلی خوب بود. البته با زلاتان بهتر.
بازیکنان تیم ملی در این روزهای اخیر بارها از زلاتان صحبت کرده‌اند. نکته‌ای بود که در دوئل با او تو را سورپرایز کند؟
 او در دنیا تک است. خودتان دیدید و مردم هم دیدند. دو قلوی پایش اندازه ران ما بود. به او می‌خوردی انگار به تیر بتنی خورده‌ای. خیلی سفت بود. البته همه سوئدی‌ها خوب بودند اما زلاتان نامبر وان تیمشان بود. وقتی او روی نیمکت رفت سوئد انرژی نداشت. این بازی برای ما جوان‌ها و البته بزرگترها فوق‌العاده بود و تجربه خوبی اندوختیم.
البته پایان بازی یک اتفاق ویژه هم رخ داد؛ خداحافظی جواد نکونام از تیم ملی.
 اولا که همه ناراحت شدیم. بخصوص من که خیلی دوستش داشتم. شاید باورت نشود اما در زندگینامه‌ام نوشته‌ام که آقا جواد الگوی شخصی‌ام است. این را نه حالا که چند سال پیش نوشته ام. وقتی که در تیم ملی هم نبودم.
دلیل علاقه‌مندی‌ات چیست؟
 نکونام از همه نظر فوق‌العاده است. هم انسان خوبی است و همه الگوی فوق‌العاده‌ای برای جوان‌ها. کاپیتانی او هم که دیگر نیازی به صحبت من ندارد. بهترین کاپیتانی که در عمرم دیده‌ام نکو بود. یک لیدر به تمام معنا که هوای جوان‌ها را هم داشت. اگر او نبود تیم ملی انسجام نداشت و واقعا از خداحافظی‌اش ناراحتم. به نظر نکونام می‌توانست باز هم بازی کند اما این تصمیمی است که خودش گرفته.
ماندن یا رفتن کارلوس کی‌روش هم سوژه اصلی این روزهای فوتبال ایران است. تو چه نظری داری؟ فکر می‌کنم علاقه‌مندی که او بماند؟
 من به‌عنوان بازیکن نباید نظری در این رابطه بدهم اما کی‌روش مربی بزرگی است که به من و سایر جوان‌ها میدان داد و ما را در مسابقات حساس جام ملت‌های آسیا به زمین فرستاد. مردم هم خیلی خوشحال بودند که او به جوان‌ها بازی داده. فکر می‌کنم هیچ کس چنین جراتی نمی‌کرد که به بازیکنان جوان در جام ملت‌ها بازی بدهد. الان ریسک است که او را تغییر بدهیم چون تا مربی جدید راه بیفتد چند ماه طول می‌کشد و ما دو ماه دیگر بازی‌های مقدماتی جام جهانی را در پیش داریم. تازه اگر مربی بعدی هم خدای ناکرده نتیجه نگیرد روزهای سختی را سپری خواهد کرد و این در نهایت به ضرر فوتبال ایران است.


امیر اسدی

     
آی اسپورت
2015-04-08 13:38:35
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر