فهرست
یادداشت روز: مصائب آقای برگزیده
یادداشت روز: مصائب آقای برگزیده

یادداشت روز: مصائب آقای برگزیده

آی اسپورت- 9 می 2013 آنها بر بام فوتبال جزیره تکیه زده اند...قدرقدرت و قوی شوکت و در ردای قهرمانی بلامنازع. پس از پشت سرنهادن فصلی رویایی و به مسلخ بردن رقبای دیرینه درآستانه فتح باشکوهی دیگر از جنس عظمت واقتدار و تاریخ و تعصب بودند،ازهمان نوع فصول 2000و2001 از حیث اختلاف فاحش با مدعیان و ازهمان نوع آرمان های منحصر بفرد باشگاه و مبین شخصیت و روحیه تیمی و آقایی شان.

اکنون پسران شمال  سودای تداوم سلطنت ومهابت خود را با گذار به دوره جدیدی از پیشرفت در سر می پروراندند.دوره ای که چشم انداز روشنی را پیش روی می دید واز تابستان قبل و با به خدمت گرفتن مهاجم تاپ حریف لندنی ضمن حفظ شاکله تیم و به دنبال آن تبدیل نمودن تیم به قدرت فائق درمیان جزیره نشینان با ارائه نمایش های باطراوت ومنسجم و ایجاد حریم امن وبرقراری فاصله نسبی با رقبا و به لطف ثبات وآمادگی ذهنی و بدنی درخورتوجه آنان کلید خورده بود،دراین اثنا بروزنشانه های مثبت دیگری هم بود که هر ازگاهی جلوه تازه ای به شرایط آن روزهای تیم میبخشید.


http://www.foxsportsasia.com/servlet/file/Cristiano%20Ronaldo%20of%20Real%20Madrid%20embraces%20Sir%20Alex%20Ferguson,%20manager%20of%20Manchester%20United.jpg?ITEM_ENT_ID=934434&COLLSPEC_ENT_ID=10&ITEM_VERSION=1

شاید اگر فرگوسن بازنشسته نمی شد، رونالدو هم به الدترافورد برمی گشت

پس ازاعلان زمزمه هایی مبنی بر نارضایتی ستاره پرتغالی قوهای سپید ازوضعیت شخصی اش در باشگاه،شواهد وقرائن حاکی از بازگشت قریب الوقوع شوالیه پرتغالی  به جمع کامیکازه های جان بر کف رئیس بزرگ بود. گو اینکه همین یک فصل اخیر با خرید مهاجم خوش استیلی از تبار سرزمین پست بیش از پیش بر بلندای جاه طلبی و مناعت شان افزوده شده و عزم شان را برای جذب بازیکنان تراز اول وسوگلی های جهان فوتبال به اعتبارپیرمرد اسکاتلندی وحساب بانکی مالکان آمریکایی و تثبیت جایگاه مستحکم باشگاه درفصل های پیش رو جزم کرده بودند. اوری ثینگ ایز اکی!

 گزارش فوق الذکر شرح مجملی است از شرایط آن روزهای شیطان خونخوار و پر حرص و ولع جزیره ی شمال غرب قاره ی سبز،شیاطینی که از6نوامبر86 ودرپی اخراج ران اتکینسون تا آن تاریخ مهارش دردستان پیرمرد تمام ناشدنی تئاتررویاهابود و گویی بنا بود تا ابدالدهر هم چرخ گردون اینگونه برای یونایتدها بچرخد.

با این اوصاف چندان بعید نبود که توفیقات سریالی و دامنه دار منچستری ها با حفظ بنیان مجموعه و بازسازی اسکلت تیم و ورود محتمل ستارگانی نظیرسی آر سِوِن،تحت لوای اقتدار و اتوریته لم یزال سرالکس حداقل تا3سال آینده پابرجا مانده و  پس از خروج وی هم زمام امور به دست مربی کارکشته وصاحب سبک دیگری سپرده شود.

9می2013.بگذارید دوباره نقبی به تاریخ مزبور بزنیم.نه...امکان ندارد...شاید مستحیل و بعید بنماید...اما...خبر رسمی است و موثق...رئیس استعفا داده...به همین سادگی...در اوج صولت و اقتدار...بی هیچ مقدمه و زمینه سازی برای مدیریت و سامان بخشیدن به عواقب احتمالی این تصمیم تکان دهنده که نهیب جان فرسایی بر پیکره باشگاه میزد.کهولت سن وبیماری دلایل اصلی اتخاذ این تصمیم عنوان می شود.

اکنون همگان به قدرت ریاست و کیاست و سیاست رئیس ایمان داشته و پس از آن،هم او بود که مسئولیت انتصاب خلف صدق خویش را عهده دار شد و در این رهگذر پیرمرد اختیار تام داشت برای واگذاری تاج مرصع پادشاهی الدترافورد به جانشین برگزیده اش! یونایتدها بیش از نصف روز بی صاحب نماندند! رئیس مثل همیشه بود...سریع و قاطع...و متقن و استوار...او به ضرس قاطع از تصمیم دیکتاتورمآبانه اش دفاع کرد،بدون ذره ای عدول از اصول پارتی و مرام منحصربفردش وسپس پرده از ملاقات سری اخیرش با پسرانش وتوافق یک جانبه و درخوش بینانه ترین حالت دوجانبه اش با وی خبرداد!

 این هم مصداق و نمونه ای بود از ضعف ها ونقص های شخصیتی رئیس که چه بسا درمقام و شرایطی متفاوت ازنقاط قوت بارز وی  محسوب میشد.شاید جبر زمانه پیش از این به پسرک کارگر اهل گلاسکو(گوان)،این کدخدامنشی صرف و اعتقاد راسخ به یک ایدئولوزی را آموخته بود،روشی که در هنگامه ریاست و زعامت هم نصب العین وی بود و گاهی اوقات هم  راه گشا و مثمرثمر. شاید پیرمرد به شکل آکادمیک و مدرن به مفاهیمی نظیر:دموکراسی و خردجمعی، باورمند نبود و باشگاه هم به واسطه تفکرحاکم برمجموعه- فرگوسنیسم- پتانسیل تخطی از این موازین را نداشت.در این بین آنچه که بیش از همه در مورد سرالکس جلب نظرمی کرد به جز شخصیت کاریزماتیک،همین تعهد و سر سپردگی بیمارگونه نسبت به ساختارانعطاف ناپذیر و ارزش های سنتی حاکم بر سازمان متبوعه اش بود،گواینکه از این لحاظ شباهت تامی به همتایان بلندپروازش،والری لوبانوفسکی یا کارلوس بیلاردو و آریگو ساچی داشت.به هرحال او سرالکس فرگوسن است!

 مردی که به طعنه خود را هیولا میخواند و به راحتی به روی نامهایی نظیر،ژوزه مورینیو،پپ گواردیولا و یورگن کلوپ خط بطلان میکشد.شرایطی که مطابق انتظارات برای احراز این سمت خطیر مورد اجماع تک نفره! و چند نفره سران باشگاه بود،قبای ریاست را تنها بر تن یک نفر اندازه می دید.نهایتا هم فتوای سرالکس صادرشد و فرد واجد شرایط باید مردی می بود:اسکاتلندی،باثبات،متشخص، عاقل و بالغ! 9می2013. آقای برگزیده...او بود که به یکباره همای سعادت را به آغوش کشید!


http://thepeoplesperson.com/wp-content/uploads/2013/08/moyes-banner.png

حالا هیجان روزهای ابتدایی حضور مویس در الدترافورد به پایان رسیده و هواداران در مورد سرمربی جدید دچار تردید شده اند

بلافاصله پس از انتصاب دیوید مویس بود که موجی از نگرانی و امید و تفاهم و تخاصم اردوی یونایتدها را در برگرفت.عده ای مویس را فاقد تجارب وشایستگی های لازم برای احراز این جایگاه رفیع می دانستند،اما دستکم در بادی امرقاطبه طرفداران منچستریونایتد منقاد و حامی بی چون وچرای سرالکس بودند.حال باید ازخود پرسید که آیا مویس میتوانست میراث شاهانه  و خوان بی دریغی  که سرالکس از خود به ودیعه گذاشته بود را حافظ باشد؟ میراثی از جنس استقامت و پایمردی و جنگندگی،جسارت وشجاعت،طراوت و پویایی،شخصیت و اقتدار،روحیه ی پولادین تیمی و کامبک ها و بازگشت های الهام بخش و قهرمانانه...مفاهیمی که خود در قالب شخصیت سرالکس متبلورشده و پس از آن به کالبد و روح تیم تزریق میشد.

حال باید دید در این شرایط و با عدم وجود شخصیتی با مولفه های فوق،آیا می بایست به نگاهی سنتی و دگماتیک در حوزه انتخاب جانشین برای یک شخصیت ممتاز اکتفا کرد  یا با برداشتی علمی و در نظر گرفتن همه جوانب امربه فکر انتخاب یک سرمربی مدرن و کارکشته،با اندوخته ها و تجارب ارزشمندبود.

کسی که خود مبلغ سبکی پویا باشد.شاید امروز وبا گذشت26هفته از گردونه رقابت های لیگ برتر به جرات بتوان گفت چه کسی مخبط تئاتررویاها و آمال او بوده و درفصل جاری آن ها را در نطفه و از همان هفته پنجم و شکست مهلک و نمایش اسف بار برابر همسایه پرسروصدا خفه کرد.

وعده و وعیدهایی که  هیچگاه رنگ و بوی حقیقت نگرفته،نمایش های ضعیف و زی استانداردی که طراوت و شادابی نیافت،مشکلات روانی وذهنی وبدنی  که همچنان راه حلی برایش یافت نشد،اشتباهات فردی بی حدوحصر و عدم وجود تمرکز که هیچگاه برطرف نشد،روحیه ضعیف تیمی و به نوعی خالی کردن میدان نبرد در بسیاری از بازی ها،مصدومیت های بی پایان و سنگینی بازیکنان،ظهورپیدا نکردن و عدم استفاده از  حداکثرتوان واستعداد بازیکنان و...همه وهمه ازعواملی بود که یونایتد ها را در منجلاب فعلی گرفتارکرد.

نگارنده این سطور بر این باور است که در صورت دامنه دار شدن بحران فعلی و برنینداختن ضعف های موجود،ضمن کاسته شدن از اعتبارباشگاه،تیم رفته رفته از سطح اول فوتبال جزیره  و اروپا فاصله گرفته و به خوابی عمیق و زمستانی فروخواهدرفت! وصدحیف و دریغ که باشگاهی که شایسته بهترین ها بوده و هست و به کرات و مرات الهام بخش بزرگان قاره سبز بوده به چنین وضعیتی گرفتار آید.آقای برگزیده...اگرمیتوانی...تکان بخور...حرکت کن...شور و شوقی ایجاد کن...همین حالا!

فرزاد دور اندیش

     
آی اسپورت
2014-02-25 16:44:06
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر