فهرست
درس نمی‌گیریم و انتظار معجزه داریم
درس نمی‌گیریم و انتظار معجزه داریم

درس نمی‌گیریم و انتظار معجزه داریم

آی اسپورت - تیم امید کشورمان یکبار دیگر در راه رسیدن به بازی‌های المپیک تابستانی ناکام ماند تا المپیک ۲۰۲۰ هم به مانند دوره‌های گذشته بدون حضور فوتبالیست‌های ایرانی برگزار شود. حسرت هواداران و دوستداران فوتبال ایران برای حضور در المپیک چهل و هشت ساله می‌شود البته اگر فوتبال از مسابقات المپیک حذف نشود و امید وار باشیم در دوره‌ی بعد به این مسابقات معتبر برسیم در غیر این صورت کسب سهمیه‌ی المپیک برای فوتبال ایران به تاریخ می‌پیوندد. در این سال‌ها که برای موفقیت تیم امید در راه کسب سهمیه المپیک و سایر مسابقات تلاش شد و به اصطلاح برنامه ریزی شد یک نکته همیشه نادیده گرفته شد و آن نکته درس نگرفتن دست‌اندرکاران فوتبال ایران از شکست‌های پیاپی تیم امید بود. چون همیشه با فرافکنی دلایل شکست را لاپوشانی کردیم و به نوعی تقصیر را به گردن دیگری انداختیم. 

مشخص نبودن متولی اداره‌ی تیم امید

شاید بتوان گفت یکی از دلایل اصلی در ناکامی‌های مکرر امید‌ها مشخص نبودن متولی اصلی برای اداره‌ی تیم بوده است. تیم امید مانند توپ بین فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش و کمیته‌ی ملی المپیک پاس کاری شده و هربار یکی از این نهادها به عنوان بازیگر اصلی در مورد تیم نقش آفرینی کرده البته به صورت ناقص و الکن. بارها و بارها کارشناسان و رسانه‌ها به مسئولان ورزش تذکر داده شد که باید در مورد اداره‌ی تیم امید یک  رویکرد حرفه‌ای و یکسان وجود داشته باشد، اما گوش شنوایی نبود.

کش دادن اختلافات و وقت کشی و عدم استفاده از فرصت های طلایی برای موفقیت تیم امید در پایان منجر به توافق‌های صوری و ظاهری می‌شد.‌ معمولاً این توافق در یکسال منتهی به آغاز مسابقات انتخابی المپیک صورت می‌گرفت و عملاً زمان زیادی برای آماده‌سازی تیم بافی نمی‌ماند. 

عدم توجه به فوتبال پایه

بدون تعارف باید گفت برخورد اهالی فوتبال ایران تیم‌های پایه مثل برخورد با یک  کودک سر راهی است که بیشتر ترحم باعث می‌شود که به این رده‌ی سنی توجه شود تا یک برخورد منطقی و اصولی که به یک نتیجه‌ی مطلوب منتهی گردد، باشگاه‌های کشور برای خالی نبودن عریضه روی به تشکیل تیم‌های پایه می‌آورند و اگر ترس از جریمه و محرومیت نبود آن‌ها هیچگاه خود را درگیر این قضیه نمی‌کردند.

کدامیک از باشگاه‌های فوتبال ایران  سرمربی تیم بزرگسالان را مجبور می‌کند تا به تمرینات تیم‌های پایه برود و بازیکنان مستعد را زیر نظر بگیرد؟ اگر مربی‌ای هم این کار بکند بیشتر به صورت نمایشی و فرمالیته است تا صدای منتقدان بلند نشود.

همین نگاه و رویکرد غلط به تیم‌های ملی هم رسیده تا تیم‌های ملی در رده‌های پایه به صورت دیمی و گل‌خانه‌ای اداره و مدیریت شوند. بازیکنان نوجوانان به جوانان و جوانان به امید نمی‌رسند و همیشه سعی شده با جستجو در تیم‌های مختلف یک تیم ملی امید تشکیل شود و به مسابقات اعزام گردد در این فرایند غلط پشتوانه سازی تعطیل است و رسیدن به موفقیت تابع اتفاقات و حوادث است . نمونه‌ی بارز برای پشتوانه سازی در فوتبال را قطر انجام داد و نتیجه‌ی آن را در جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ با قهرمانی گرفت‌

بی توجهی به مربیان معلم و مؤلف

در رده‌های پایه مربیانی وجود دارند که سال‌هاست در شهرهای مختلف بدون منت و چشم داشتی به تربیت بازیکن در تیم‌های پایه پرداخته‌اند. این مربیان در  گم‌نامی به سر می‌برند اما کار خود را به نحو احسن انجام می دهند متاسفانه فدراسیون فوتبال هم توجهی به آنان ندارد اگر برنامه‌ریزی مشخص وجود داشت و کاربلدان در رأس هرم مدیریت فوتبال قرار داشتند مطمئناً از دانش و تعهد این افراد بیشتر استفاده می‌شد. فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش می‌توانند تمهیداتی فراهم نمایند تا این مربیان امکان حضور در تمرینات تیم‌های بزرگ جهان را پیدا کنند‌ تا هم به دانش و تجربه خود بیفزایند و هم انگیزه‌ی کافی برای کار کردن داشته باشند مطمئن باشید اگر کمی از هزینه‌های بیهوده در فدراسیون فوتبال صرفه جویی شود هزینه این جور مسائل به جایی برنمی‌‌خورد. 

افزایش تعاملات بین‌المللی

یکی دیگر از دلایل شکست تیم امید عدم برگزاری مسابقات دوستانه با تیم‌های خوب است. این موضوع به نوع مدیریت و نگاه فدراسیون به تعامل با کشورهای دیگر برمی‌گردد. در فدراسیون یک چهره‌ی شاخص که در رایزنی و مذاکره با کشورهای دیگر مهارت داشته باشد وجود ندارد. مدیران فدراسیون فوتبال تحریم و محدودیت‌های مالی را بهانه‌ی عدم همکاری کشورهای دیگر را با فدراسیون فوتبال می‌دانند. در حالی که می‌بینیم عدم توجه به این گونه امور و نداشتن مهارت بزرگترین مانع برای پیدا کردن تیم‌های ملی برای برگزاری مسابقات دوستانه است. در همین بازی هایی که در تایلند تیم امید انجام داد عدم برگزاری مسابقات دوستانه با تیم‌های بزرگ مشهود بود.

کادرهای فنی

یکی دیگر از دلایل شکست تیم امید در دوره‌های مختلف کادرهای فنی تیم‌ بوده است. مدیران و مسئولان هرگز در انتخاب کادرهای فنی تیم امید به صورت منطقی عمل نکردند یک روز در اندیشه‌ی مربی خارجی بودند و روز دیگر به مربی داخلی فکر می‌کردند. یک دوره مربی باتجربه و پا به سن گذاشته می‌آوردند و در دوره‌ی بعد از مربیان کم تجربه و جوان بهره می‌بردند. در این دوره هم که شاهکار آقایان با انتخاب سه سرمربی در طول یکسال رکورد زدند. کرانچار، مجیدی و در نهایت حمید استیلی که قرار بود مدیر فنی تیم امید باشد پشت سر هم سکان دار هدایت ملی‌پوشان امید ایران شدند. از ابتدا هم انتخاب استیلی به عنوان مدیر فنی تیم امید یک تصمیم اشتباه بود چون حمید استیلی هرگز یک مربی موفق نبوده و به همین دلیل کارشناسان و رسانه‌ها روی او حساب چندانی باز نکرده بودند. کرانچار و مجیدی هرگز با استیلی هماهنگ نشدند دخالت در حوزه‌ی کاری یکدیگر باعث شد تا کرانچار و مجیدی خیلی زود از تیم امید جدا شوند و استیلی هم به قول خودش ناچار شد سرمربیگری تیم را بپذیرد آیا واقعاً این توجیه درست است؟ به هرحال تیم امید شکست خورد و در این زمینه مقصر اصلی مدیران ورزش کشور و فدراسیون فوتبال هستند چون تا رویکرد این افراد به تیم امید تغییر نکند آش همین آش.

     
آی اسپورت
2020-01-16 19:51:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر