فهرست
یادداشت: مدار خوش‌خیالی پرسپولیس
یادداشت: مدار خوش‌خیالی پرسپولیس

یادداشت: مدار خوش‌خیالی پرسپولیس

آی اسپورت - وقتی آزادی در اولین غروب رفتن درخشان پر شود از صدهزار هوادار عاشق، پس حتما باور می کنیم که چرخ روزگار برای پرسپولیس دور تازه ای زده. حتما باور می کنیم که تراژدی از پیش نوشته ی این سال ها تکان بزرگی خورده و امید به فردا قلب خیلی ها را پر کرده. آدم هایی که از همین امروز، تمام جمعه بعد از ظهرهایشان را گره زده اند به پیچ در پیچ رویایی شاعرانه با برانکو. که شاید کروات خاطره باز ده سال قبل بیاید و آستینی بالا بزند و سوار خر مرادشان کند.  برای آدم های عشق رویا اما، دنیا همیشه پر بوده از بعد از ظهرهای ملال آور و کسالت بار شکست. بعد از ظهرهایی که رویاهای ظریفشان توی زمین دنیا ریشخند شده و واقعیت زمخت درست وسط پیشانی شان نشسته. شبیه داستان پرسپولیس این سال ها وقتی دنیزلی بازگشت و خدای دربی شد و خیلی زود رفت، وقتی مانوئل ژوزه را با پیش وند آلکس فرگوسن آفریقا و هزار سلام و صلوات آوردند و با لعن و نفرین بدرقه کردند. وقتی کهکشان بستند و پر شدند از میلیاردی ها و دوباره شکست خوردند. وقتی با یحیی و دایی و درخشان هم راه از بیراهه پیدا نکردند و هیچ نماد و نشانه ای نتوانست جلوی سقوطشان را بگیرد.

 

پرسپولیس چهره اش را گم کرده. پله پله پایین افتاده تا رسیده به حوالی نیمه شبی که هیچ وقت نبوده. یک جایی که دیگر بزرگ نیست و به بزرگ نبودن هم عادت کرده. واقعیت غم انگیزی است و غم انگیزتر اینکه نه برانکو و نه هیچ کس دیگر نمی تواند یک شبه ساعت بچرخاند و دنیا را برگرداند به دهه ی هفتاد و قبل تر از آن. بی تردید هیچ کس از جنبش عشق قدیمی بدش نمی آید، هیچ کس پرسپولیس بزرگ را این قدر ضعیف و شکننده نمی خواهد، هیچ کس قهرمان بازنشسته را دوست ندارد؛ اما خیال عوض شدن دنیا با این ساق های معمولی و این آدم هایی که دور تا دورش را گرفته اند، فصل دیگری از همان رویاهای ریشخند شده ی گذشته است. تبی که بارها گرفته و بارها بند آمده. زنجیره ی ناکامی این سال های پرسپولیس همیشه حلقه های زیادی داشته. حلقه هایی که شاید نازک ترینشان سرمربی بوده و البته خیلی وقت ها بی دفاع ترینشان. سرمربیانی که هر قدر هم بزرگ و هر قدر هم کم حاشیه، شلوغی و بلبشوی اطراف باشگاه سرآخر گره به کارشان انداخته و رویای روز اولشان را به یک پایان وحشتناک کشانده. به روزی که مقصر همه ی مصائب و شکست ها شده اند و رفته اند تا رجزخوان بعدی بیاید و چند روزی را به امید تغییر بگذراند و دوباره برود.

 

حالا نه اینکه برانکو هیجان انگیز نباشد، نه اینکه پرنسیب و کاریزمای تغییر را نداشته باشد، نه اینکه با درخشان و درخشان هایی که یک سوم بدنشان را ادعا تشکیل داده فرق نداشته باشد، اما بی تردید تمام علاج پرسپولیس نیست. پرسپولیس هزار بازیگر مرئی و نامرئی دارد که برای بازگشت از مرگ همه باید ستاره باشند نه فقط برانکو. برانکویی که این بار دیگر بهترین های تاریخ ایران را ندارد، دعاوی حقوقی سرتا پای تیمش را گرفته اند، سوشا مکانی و پیام صادقیانی را دارد که یک تنه می توانند بوندسلیگا را هم به حاشیه ببرند و البته که با انتظارات میلیون ها رویاباف خوش خیال هم روبروست. و البته بعد از تمام این حرف ها، دوست داشتنی ترین پرسپولیس این سال ها را هم که بسازد، باز هم هستند آدم هایی که دلتنگ پرسپولیس دایی و درخشان بشوند و یقه اش را بچسبند که این اجنبی هیچ چیز به فوتبال پرسپولیس اضافه نکرده!  همه ی این ها را که کنار هم بگذاریم، به آرامی می توانیم پایمان را از خیال و رویا بیرون بکشیم و منتظر معجزه نباشیم. برانکو نجات دهنده نیست تا وقتی خادم، نژاد فلاح، سیاسی و دیگران هستند. نجات دهنده نیست تا وقتی خداداد و درخشان میکروفون دارند. نجات دهنده نیست تا وقتی ستاره هایش ستاره ی اینستاگرام اند و عشق فلان خواننده ی زیر زمینی دارند. نه برانکو و نه هیچ کس دیگر. برای این پرسپولیس، هیچ کس نجات دهنده نیست.


علیرضا ارژنگ‌زاده / تماشاگران امروز

     
آی اسپورت
2015-04-18 16:32:47
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر