فهرست
استتوس: چه کسی امیر را کشت؟
استتوس: چه کسی امیر را کشت؟

استتوس: چه کسی امیر را کشت؟

همه چیز تمام شد.رویای قهرمانی دود شد و رفت هوا ، تا امیر در مرداب غرق شود و تولد دوباره در واپسین روزها به خیالی باطل بدل گردد.بندر نقطه پایان ژنرالی بود که دم از فتح جام می زد ،اما آنقدر تعلل کرد و کاسه چه کنم چه کنم به دست گرفت که فروچکید و در امتداد آشفتگی خزر، خودش به دست خودش کشته شد.لشکر آبی خیلی خوش شانس بود که از طوفان قوی سفید جان سالم به در برد و تمام و کمال، اسیر جاذبه سربازان فیروز نشد.چه اگر می شد همان یک امتیاز نیز به خزانه لاجوردی واریز نمی گردید و امیر آنسوی موج شکن دستمال سفید را بالا می برد و همه ستاره های نشسته بر شانه هایش را در کوچه های نمور انزلی جا می گذاشت.حالا همای سعادت از شانه های سکانداری که ابهت سابق را ندارد و در قامت فرمانده ای کاریزماتیک ظاهر نمی شود پریده تا پسر نازی آباد پوست موزها را زیر پای خود لمس کند.علی منصور و دیگر آلترناتیوها پشت در ایستاده اند و منتظر یک اشاره اند .امیر که دیگر جام را طلاق داده ، اگر در چهار ایستگاه دوزخی باقیمانده، اعاده حیثیت نکند،تیفوسی های جان به لب رسیده ،هیچ مجالی برای پرواز دوباره اش مهیا نخواهند کرد.خزان بلای جانفرسایی ست که پس از پایان یک فصل تلخ و نفرین شده نازل خواهد شد تا سرمربی زمین گیر شده ،بن بست را پیش روی خود ببیند.زیر تگرگ بهت و حرمان لابد!


عماد واسع

  ۱  
آی اسپورت
2015-04-19 12:26:41
نظر دهید
۱ نظر
بی نام
يكشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۴، ۱۵:۴۱
خیلی نثر مضخرفی بود!!
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر