فهرست
گزارش ویژه: بازیکنان چندملیتی در تیم های ملی جهان/ المثنی!
گزارش ویژه: بازیکنان چندملیتی در تیم های ملی جهان/ المثنی!

گزارش ویژه: بازیکنان چندملیتی در تیم های ملی جهان/ المثنی!

آی اسپورت- سال ها بعد از آنکه توی بازی کامپیوتری معروف کنسول پلی استیشن 1؛ دکمه های چپ و راست و بالا و پایین پشت هم پیاده می شدند تا تیم های منتخب جهان ایجاد شوند، حالا هر کدام از تیم های ملی جهان، منتخبی از ملیت های مختلف هستند. در زمانه کمرنگ شدن مرزها، حالا دیگر وطن هم تبدیل به مفهومی انتخابی شده است و بازیکنان برای هر کشوری دوست دارند فوتبال بازی می کنند. بر خلاف شعارهای مرسوم، آسمان همه جای دنیا یک رنگ نیست و برای همین است که بچه های مهاجرت، کیلومترها دورتر از کشوری که برای نسلهای متوالی میزبان خانواده شان بوده، تیم های ملی کشورهای بزرگ صنعتی را «رپرزنت» می کنند.

اسپانیا

در بیشتر ادوار تاریخ، ستاره های درخشانی پیراهن تیم ملی فوتبال اسپانیا را بر تن کرده اند. با این وجود تا پیش از تولدِ دوباره در سال 2008، تنها افتخار آن ها یک قهرمانی اروپا در سال 1964 بود. حتی زیر نظر آراگونس پیر هم، هیچ بازیکنی سرود ملی اسپانیا را نمی خواند اما بازیکنان لاروخا حالا دیگر یاد گرفته بودند که تعصبات ایالتی شان را پشت درهای تیم ملی بگذارد و حضور هم در تیم ملی را تحمل می کنند. اتحاد، رمز تحول بزرگ اسپانیا در رده ملی بود. آن ها در فاصله سال 2008 تا 2012 دنیای فوتبال را تحت تاثیر خودشان قرار دادند و دو یورو و یک جام جهانی را فتح کردند. ستاره هایی که هنوز هم در کلاسیکو، درگیری هایی جدی را تجربه می کردند، در تیم ملی دست در کنار هم هم سلفی می انداختند و لبخند می زدند. تیم این روزهای آقای دل بوسکه، همانند همه تیم های ملی تاریخ اسپانیا، مهره هایی از ایالت های مختلف دارد. ایکر کاسیاس، داوید دخیا، کارواخال، کوکه، ماریو سوارز و آلوارو موارتا از مادرید، بارترا، پیکه، سرخیو بوسکتس، آندرس اینیستا و فابرگاس از کاتالونیا، سرخیو آسنخو از پالنسیا، سرخیو راموس، ایسکو و خوانمی از آندلس، خوانفران و خوانفران از والنسیا، میکل سن خوزه و داوید سیلوا از تابارا، ویتولو از جزایر قناری و کازورلا از گالیسیا، ترکیب این روزهای لاروخا را تشکیل می دهند. آن ها البته به لحاظ ملیتی، دو بازیکن ویژه تر نیز دارند. اولی دیگو کاستا که در برزیل متولد شده و حتی دو بار در دیدارهای دوستانه نیز برای برزیلی ها به میدان رفته است و دومی، تیاگو آلکانتارا، پسر مازینیوی برزیلی که در ایتالیا متولد شده و برای تیم ملی اسپانیا بازی می کند!

آلمان

سال ها بعد از جنایت نازی ها و بحران سازی مبتنی بر ناسیونالیسم نئونازی ها، حالا آلمان تبدیل به یکی از بهترین مقاصد مهاجرت در جهان شده است. ژرمن ها در این سال ها صاحب بین المللی ترین تیم ملی فوتبال دنیا شده اند. تیمی که با کمک همین بازیکن ها، قهرمانی رقابت های جام جهانی را به دست آورده است. بازیکنان چند ملیتی مانشافت، هنوز هم در مقابل خواندن سرود ملی این کشور مقاومت می کنند اما در صحبت های شان، آلمان را وطن اصلی خود می دانند. کشوری که خیلی های شان در آن متولد و بزرگ شده اند. به جز لوکاس پودولسکی که در لهستان متولد شده، همه بازیکنان دیگر تیم یوگی لوو، متولد خود آلمان هستند. برای نمونه، ژروم بوآتنگ سیاه پوست از پدری غنایی و مادری آلمانی، در برلین متولد شده است. همه اعضای خانواده شکوردان مصطفی نیز آلبانیایی بوده اند. مسوت اوزیل و ایلکای گندوگان، از ترک تبارهای تیم ملی المان به شمار می روند. پدر سامی خدیرا تونسی بوده و پدر کریم بالعربی نیز، از مراکش به آلمان مهاجرت کرده و در آنجا ازدواج کرده است. پس می توان نتیجه گرفت که تقریبا همه مهره های بین المللی تیم ملی آلمان، در خود این کشور به دنیا آمده اند و همانجا فوتبالیست شده اند و نمی شود به خاطر ملیت پدرشان، وطن آن ها را کشور دیگری دانست.

 

سویس

کشورِ صلح. هرگز عجیب نیست اگر بسیاری از آدم های دنیا درست مثل کاراکتر اول رمان وداع با اسلحه همینگوی، از میان همه نقاط جنگ زده جهان در آرزوی تپه های برفی کشور سوئیس باشند. این کشور آرام، حالا یکی از تیم های ملی خوب دنیا را در اختیار دارد. شاید تا 10 سال قبل، تیم ملی سوئیس وابستگی زیادی به مهره های مهاجرش داشت اما حالا فوتبال در این کشور به جایگاهی رسیده که هر سال، تعدادی پدیده سوئیسی، به تیم ملی دعوت می شوند. با این وجود، نوع جمعیت سوئیس و تعداد بالای افراد مهاجری که در این کشور زندگی می کنند، حضور بازیکنانی با خانواده های غیرسوئیسی را در تیم ملی اجتناب ناپذیر می سازد. در تیم ملی این روزهای سوئیس، ملیت های بسیار گسترده ای به چشم می خورند. یوهان ژورو، فرانسو موبانجه، گلسون فرناندس و بریل امبولو مهره هایی هستند که در آفریقا متولد شده اند و در کودکی به سوئیس مهاجرت کرده اند. ریکاردو رودریگس نیز همانطور که از نامش پیداست، والدینی غیرسوئیسی داشته است. او از پدری اسپانیایی و مادری شیلیایی در کشور سوئیس متولد شده است. والون بهرامی و ژردن شکیری، کوزوویی های متولد سوئیس هستند. بلریم ژمایلی و ادمیر مهمدی، در مقدونیه چشم به جهان گشوده اند. گرانیت ژاکا و کاسامی اصلیتی آلبانیایی دارند. هریس سفروویچ در خانواده ای بوسنیایی متولد شده و پدر و مادر جوزپ درمیچ نیز کروات هستند!

 

فرانسه

در میان همه لیگ های معتبر اروپایی، بازی در لوشامپیونه برای فوتبالیست های متولد آفریقا همواره اتفاق محتمل تری بوده است. پسرک های قاره سیاه، در فرانسه راحت تر پذیرفته می شود و مشکل چندانی برای تطبیق پیدا کردن با فوتبال این کشور حس نمی کنند. فرانسه به عنوان یکی از کشورهای مهم مهاجرپذیر در جهان، در همه نسل های تیم ملی اش از فوتبالیست های اصالتا آفریقایی بهره برده است. با این وجود تقریبا در همه این تیم ها نیز همواره صحبت هایی از اختلافات نژادی در رختکن به گوش رسیده است. همین چند ماه قبل بود که نکاتی در مورد رختکنِ تیم قهرمان جهان فرانسه در سال 98 فاش شد و نشان داد موضوعات مربوط به نژاد و رنگ پوست، به سادگی قابل کتمان نیستند. جالب اینکه بهترین فوتبالیست تاریخ فرانسه یعنی زین الدین زیدان، یکی از بازیکنان پرشماری بود که با اصلیت الجزایری، در تیم ملی فرانسه توپ زده اند. در تیم فعلی دیدینه دشان، تنها دو بازیکن متولد خارج از فرانسه هستند. استیو مانداندا در کشور زئیر به دنیا آمده و پاتریس اورا نیز متولد داکار سنگال است. خروس ها 4 بازیکن نیز با اصالتی غیرفرانسوی در ترکیب دارند. ممدو ساخو که این روزها در لیورپول توپ می زند، والدینی سنگالی دارد. بلیس ماتوییدی، ستاره جوان این روزهای پی اس جی، از پدری آنگولایی متولد شده و موسی سیسوکو نیز در خانواده مالیایی اش رشد کرده است. مطابق انتظار، فرانسوی ها در این تیم نیز بازیکن الجزایری الاصل دارند. در تیم دشان، دو بازیکن با اصالت این کشور سفیدپوست آفریقایی توپ می زنند. نبیل فکیر و البته کریم بنزما.

 

ایتالیا

دعوت از مهره های غیرایتالیایی به تیم ملی ایتالیا، تنها مربوط به دوران حضور کونته روی نیمکت آتزوری نمی شود. این موضوع اما در این دوران، تبدیل به یک موضوع پرسروصدا و جنجالی در فوتبال ایتالیا شده است. ایتالیایی ها پیش تر با دعوت از پابلو اوسوالدو، این روند را آغاز کرده بودند اما حالا مدتی است که رسانه های ورزشی در این کشور، به بحث لزوم حضور یا عدم حضور این مهره ها در تیم ملی ایتالیا می پردازد. آنتونیو کونته، یکی از موافقان استفاده از این مهره ها در تیم ملی هستند و طبعا قصد دارد از همه ظرفیت های موجود در سری آ برای قوی تر کردن تیمش استفاده کند. عده ای اما رفتار او را نادرست می دانند و معتقدند ایتالیایی کردن همه ستاره های غیرایتالیایی سری آ، رفتاری شبیه رفتار کشورهای عربی است و نباید در فوتبال ایتالیا تکرار شود. کونته البته یک حامی جدی نیز دارد. مارچلو لیپی مدتی است در مصاحبه با شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها، به دفاع از سرمربی جوان تیم ملی ایتالیا می پردازد و معتقد است او تصمیم درستی برای تیم ملی گرفته است. درست یا غلط، کونته اولین نفری نیست که بازیکنانی با اصالت غیرایتالیایی را به تیم ملی دعوت می کند. این تیم پیش از کونته دو بازیکن سیاه پوست نیز داشته است. اولی آنجلو اوگبونا که خانواده نیجریه ای اش در سال 1983 به ایتالیا مهاجرت کرده بودند و دومی ماریو بالوتلی که توسط خانواده غنایی اش، به یک خانواده ایتالیایی سپرده شده بود. هافبک متولد آلمان روبرتو سوریانو، فرانکو وازکز آرژانتینی و ادر مارتینس برزیلی، مهره هایی غیرایتالیایی هستند که نخستین بار توسط کونته به تیم ملی فراخوانده شده اند.

هلند

همه چیز از آن عکس مشهور در مهمانی ناهارِ تیم آغاز شد. عکسی که اعضای تیم ملی هلند و سرمربی شان گاس هیدینک را در حال صرف ناهار در جریان رقابت های یورو 96 نشان می داد. در آن تصویر، هلندی ها به دو گروه کاملا مجزا تقسیم شده بودند. سفیدپوست ها در یک طرف قرار داشتند و ستاره های سیاه پوستی مثل ادگار داویدز و کلارنس سیدورف، در طرف دیگر تصویر قرار گرفته بودند. همین عکس، مشخص کرد جو رختکن هلندی ها در این تورنمنت بسیار ناآرام است. خیلی زود گمانه زنی ها مربوط به اتفاقات نژادپرستانه که منجر به جدایی هلندی ها و مهاجران سورینامی در تیم شده، قوت گرفتند. بعد از حذف تلخ و تحقیرآمیز هلند از رقابت ها، هیچ کدام از اعضای لاله های نارنجی، انکار نکردند که بین بازیکنان تیم اختلاف وجود داشته اما داستان مربوط به نژادپرستی، مورد تایید مهره های سفیدپوست تیم قرار نگرفت. عده ای معتقد بودند درگیری در رختکن هلند، بیشتر ریشه مالی داشته است. داویدز، سیدورف و کلایورت که یک سال قبل از یورو، با آژاکس قهرمان اروپا شده بودند، در تیم ملی به توقات مالی شان نرسیده بودند و این موضوع آغازکننده درگیری ها بین دو طرف شد. تقریبا در همه تورنمنت ها، هلند مشکل از هم گسیختگی فرهنگی بین بازیکنان تیم را حس کرده و به همین خاطر است که تیم بزرگ و پرستاره ای مثل هلند، هرگز نتوانسته فاتح رقابت های جام جهانی باشد. آن ها در سال 2010، تنش ها در اردوی تیم را به شدت کاهش دادند و همین اتفاق، موجب شد تا فینال جام جهانی پیش بروند. دو سال بعد اما، باز هم همان ماجراهای همیشگی در رختکن هلند اتفاق افتاد تا این تیم در مرحله گروهی از رقابت های یورو کنار برود. همانند همه دوره ها، تیم این روزهای هلند نیز از سورینام و نقاط دیگری از جهان بازیکن دارد. نایجل دی یونگ و جورجینیو واینالدوم، سورینامی های این نسل فوتبال هلند به شمار می روند. برونو مارتینس ایندی که پدر و مادرش اهل گینه بیسائو بودند و در پرتغال به دنیا آمده، یترو ویلیامز، ممفیس دیپای با پدری غنایی، جاناتان دی گوژمان متولد کانادا و لوک دی یونگِ به دنیا آمده در سوئیس، مهره های دیگری هستد که حالا زیر نظر گاس هیدینک در تیم ملی بازی می کنند و در جریان رقابت های انتخابی یورو، شرایط چندان ایده آلی ندارند.

استرالیا

در تیمی که سرمربی اش، یکی از مهاجران یونانی به استرالیا محسوب می شود، استفاده از بازیکنان مهاجر چند ملیتی هرگز اتفاق غیرمنتظره ای نخواهد بود. هر سال، عده زیادی از آدم های دنیا راه شان را به سرزمین آرام کانگوروها هموار می کنند. آن ها اگر خوش شانس باشند و از کمپ های پناهندگی جان سالم به در ببرند، شانس پذیرفته شدن در یک جامعه مدرن را پیدا خواهند کرد. پسر آلن ادوارد دیویدسون معروف، یکی از بازیکنان دورگه ای است که این روزها برای استرالیا بازی می کند. او که از مادری یونانی متولد شده تا آستانه بازی برای تیم ملی یونان نیز پیش رفته بود. عزیز بهیچ ترک تبار، تاریک الریچ آلبانیایی، لوک دیویر فرانسوی الاصل، ماسیموی لونگوی ایتالیایی-اندونزریایی و کریس ایکونومدیس اصالتا یونانی، چهره های غیراصیل این روزهای تیم ملی استرالیا محسوب می شوند. بازیکنانی که با این تیم، قهرمانی جام ملت های آسیا را به دست آورده اند.

قطر

محمد مونتاری، جوان 21 ساله غنایی، جدیدترین فوتبالیستی است که برای بازی در تیم ملی قطر، به لیگ این کشور دعوت شده است. هیچکدام از چهره های خارجی تیم ملی قطر، متولد این کشور نیستند و بر خلاف بسیاری از کشورهای دیگر، هیچ صحبتی از علاقه آن ها به کشور محل بازی شان وجود ندارد. در قطر، همه چیز به پول ختم می شود. آن ها بازیکنان واجد شرایط را برای بازی در تیم ملی می خرند و بازیکنان نیز به بازی در این تیم ملی، به عنوان یک شغل پردرآمد نگاه می کنند. سباستین سوریا، لارنس کوآیه و ترسور کانگامبویِ اهل کنگو، مهره هایی هستند که از خارج از قطر آمده اند و برای عنابی های ثروتمند توپ می زنند.

سوئد

از زمان آغاز به کار کادر فنی جدید سوئد، شائبه های مربوط به سیاست کاهش مهره های دورگه در این تیم قوت گرفته اند و البته قویا توسط کادر فنی تکذیب شده اند. کشور اسکاندیناویایی، یکی دیگر از مقاصد محبوب برای مهاجرت در دنیاست و طبیعی است که این موضوع، روی ترکیب تیم ملی این کشور نیز تاثیر گذاشته باشد. در همین یک سال گذشته، روبین اولسن به عنوان دروازه بان به تیم ملی سوئد اضافه شده است. این گلر اصالتی دانمارکی دارد. ارکان زنگین نیز از  ترکیه به تیم ملی سوئد اضافه شده است. او حتی در رده های پایه برای تیم ملی ترکیه بازی کرده بود. تیم ملی سوئد این روزها دو بازیکن رنگین پوست هم ندارد. یکی مارتین اولسون که به لحاظ رنگ پوست به مادر کنیایی اش رفته و برادر همسر درک نوویتزکی مشهور به شمار می رود و دیگری روبین کوایسون، که یک دورگه سوئدی- غنایی است.

آمریکا

تیم ملی آمریکا از زمان حضور یورگن کلینزمن، تبدیل به شعبه دوم تیم ملی آلمان شده است. او مهره های زیادی را از آلمان به آمریکا فراخوانده است. به طور کلی تلاش او برای استفاده از بازیکنانی که به لحاظ قانونی توانایی بازی در آمریکا را دارند، مشابه تلاش های کارلوس کی روش برای استفاده از بازیکنانی در خارج از ایران، برای تیم ملی ایران است. آلفردو مورالس  در برلین متولد شده و به واسطه سابقه حضور پدرش در ارتش آمریکا، برای تیم ملی این کشور بازی می کند، دنی ویلیامز نیز در کارلسروهه به دنیا آمده و همانند جان بروکس متولد برلین، پدری آمریکایی دارد. تیموتی چندلر نیز متولد فرانکفورت است و به خاطر تولد پدرش در نیویورک، توانسته برای تیم ملی آمریکا بازی کند. تیم ملی آمریکا این روزها سه بازیکن با اصالت مکزیکی نیز دارد. ویلیام یاربور، گرک گارزا و میشل اوزور.

انگلستان

از اندلی کول تا امیل هسکی؛ انگلستان در تمام تاریخ اش مهاجمان سیه چرده زیادی را در اختیار داشته است. تیم ملی انگلستان زیر نظر روی هاجسون نیز، تعداد زیادی ستاره آفریقایی الاصل دارد. کایل واکر و رایان برتراند که هر دوی شان دورگه هستند، به تازگی به تیم ملی دعوت شده اند. فابین دلف با اصالتی از گشور گویان نیز برای تیم ملی بازی می کند اما اصلی ترین ملیت غیرانگلیسی در تیم ملی انگلیس، به کشور جامائیکا مربوط می شود. آندروس تاونسند، تئو ولکات، رحیم استرلینگ و دنی استوریج، مهره هایی هستند که با اصالت جامائیکایی در جمع سه شیرها فوتبال بازی می کنند. بر خلاف کشور هلند، حضور بازیکنان سیاه پوست در تیم ملی انگلیس، هیچگاه حاشیه ای جدی برای این تیم نساخته است. سیاه پوست ها، معمولا نفرات کلیدی تیم ملی انگلیس نبوده اند و شاید این موضوع به تلطیف روابط آن ها با سفیدپوست ها کمک کرده است.

آی اسپورت/محمدحسین عباسی

 

  ۱  
آی اسپورت
2015-04-21 12:55:11
نظر دهید
۱ نظر
-
چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۵، ۱۸:۱۸
وجود بازیکنان چند ملیتی در تیم قطر حتما در نهایت به نفع تیم ملی ایران واسیا می باشد هر چه تیم های عربی از بازیکنان خارجی استفاده کنند باعث بالا رفتن سطح اسیا از نظر بازی می شود شما فکر کنید با تیم قطر بازی دارید ولی باکروه بازیکن اروپایی وبا شخصیت مقابل شما بازی می کنند ما باید از کشورهای عربی کمال تشکر را بنماییم که مارا با وجود بازیکنان سرشناس در تیمهای خودشان به بازی زیبا فرا میخوانند ما می دانیم که اینها چه کار بزرگی برای ما انجام میدهند که هزینه این بازیکنان را تامین می کنند تا ما با بازیکنان بی کیفیت وبی اخلاق عربی بازی نکنیم امید واریم که در سالهای اینده دیگر شاهد هیچ بازیکن عربی در این تیمها نباشیم شاید به این ترتیب سطح فوتبال اسیا بتواند سطح خود را با اروپا کم کند بازهم از کشورهای عربی کمال تشکر را داریم
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر