فهرست
مرورِ یک پرونده: قدم به قدم با رایان گیگزِ مربی
مرورِ یک پرونده: قدم به قدم با رایان گیگزِ مربی

مرورِ یک پرونده: قدم به قدم با رایان گیگزِ مربی

آرشِ حقیقی


وقتی فن‌خال که به قولِ اولی هوینس خودش را نه خدایِ فوتبال، که پدرِ خدایِ فوتبال می‌داند، حرفی می‌زند باید حرفش را جدی گرفت. آنچه در پی می‌آید وقایع‌نگاری‌ست از دروانِ سرمربیگریِ رایان گیگز در اولدترافورد. شاید مرور این دوره‌یِ کوتاه اما مهم بتواند دیدِ بهتری نسبت به امکان وقوع دوباره‌یِ این اتفاق به دست بدهد؛ اتفاقی که خیلی از هوادرانِ شیاطینِ سرخ به شکلی صرفا سانتیمانتال و نه از رویِ منطق و تحلیل، منتظرش هستند.


قدمِ اول: کنفرانسِ قبل از بازی با نوریچ

رایان گیگز مطمئن بود و مدام از \"تلاش میکنیم\" و \"امیدوارم\" هایِ دیوید مویز که خونِ یونایتدی ها را به جوش آورده بود استفاده نمیکرد. گیگز اینقدر در اولین کنفرانس مطبوعاتی اش بدون اضطراب و راحت بود که حتی به شوخی گفت با خودم یک قراردادِ پنج ساله امضا کردم و میخوام تا وقتی میشه از قدرتم استفاده کنم! این شوخی همه را به خنده انداخت و جو را تلطیف کرد. اما گیگز که خودش هم خنده اش گرفته بود خیلی زود مسیرِ قبلی را پی گرفت و دوباره تمپو را عوض کرد، درست مثل دورانِ اوجِ بازیش. گیگز جنتلمنانه از دیوید مویز تشکر کرد که اولین شانسِ مربیگری اش را بهش داده بود (البته باشگاه پاسخ دادن به سوالاتی درباره یِ جدایی مویز را برایش ممنوع کرده بود)، و در ده دقیقه ای که مقابلِ ژورنالیستها نشسته بود اعتماد به نفسی از خود نشان داد که مویز در ده ماه نتوانست بهش برسد.

گیگز فصل نامید کننده یِ یونایتد را تایید کرد، انگشتِ اتهام را متوجه شخص و عاملِ خاصی نکرد و آنچه از تیم میخواهد را ساده و واضح گفت: «فلسفه یِ من فلسفه یِ یونایتد است؛ بازیِ با سرعت، ریتم، شور، خلاقیت و شجاعت. من میخوام گل ببینم، تکل ببینم، میخوام نبردهایِ تن به تنی ببینم که تماشاگرا رو سرپا نگه میداره. میخوام بازیکنا از فوتبالشون لذت ببرن.» و مهمترین ماموریت سرمربی جدیدِ یونایتد در این چهار بازی: «میخوام لبخند رو به لبها برگردونم.»

گیگز اولین قدم را مطمئن، با پرستیژ و امیدوارکننده برداشت. گیگز حالا از حمایت سر الکس برایِ بدل شدن به مربیِ دائم یونایتد هم برخورداره. اما آیا باشگاه دست به این قمارِ بزرگ خواهد زد؟ منطق و رویه یِ کلی همیشه این بوده که مربی هایِ جوان از تیمهایِ کوچکتر شروع میکنند و رشد میکنند و به تیمهایِ بزرگتر منتقل میشوند. استثناء؟ گواردیولا: بعد از یک سال مربیگری در بارسلونایِ بی مربیِ تیمی اصلی شد. نتیجه؟ سه گانه در فصلِ اول. استثناء دیگر؟ کنی دالگلیش: اولین فصل مرببیگری اش با لیورپول (85-86) دوگانه یِ داخلی برد. استئناء دیگر؟ تیوتو ویلانوایِ فقید: اولین فصلِ مربیگری اش با بارسلونا قهرمان لا لیگا شد.

گاهی مربی ای نیاز است که فلسفه ای جدید پدید بیاورد و ساختاری تازه برایِ باشگاه بسازد و گاهی تنها نیازِ به کسی است که فلسفه یِ موفق باشگاه را پیش ببرد و از همان جنس باشد.

رایان گیگز چهار بازی در دست دارد. پیروزی در این چهار بازی میتواند تا حدی اد وودوارد و گلیزرها را قانع کند. اما مهمتر از پیروزی نوعِ بازیِ تیم است. در شرایطی که مربیانِ بزرگ از آنچلوتی و کلوپ گرفته تا مورینیو و سیمئونه یکی یکی خودشان را از معادله یِ جانشینیِ مویز خارج میکند، منچستر یونایتد فرصتی در پیش دارد تا به سنت همیشگیِ اولدترافورد، بی توجه به جوِ غالبِ دوران، به نیروهایِ خودش اطمینان کند و دست به قمار بزند. آیا رایان گیگز در مقامِ مربی هم یک استئناء است؟ برایِ رو شدنِ این کارت باید خرج کرد.

 

قدمِ دوم: یونایتد ۴ نوریچ ۰

یکی از مهمترین امضاهای سر الکس چه بود؟ \"تیم تاک\" بین دو نیمه. یونایتد سر الکس فصل ها را مثل بازیها آغاز میکرد، با انرژی پایینتر و هرچه از فصل میگذشت به مرور انرژی بالا میرفت و نهایتا به دسامبر که میرسید به اوجش میرسید و همانجا بود که یونایتد رقبا را در جدول پشت سر میگذاشت. \"فرگی تایم\" یا همان گلهای وقت اضافه که یکی دیگر از امضاهای فرگی بود جدا از باور بازیکنها، مدیون این تقسیم انرژی هم بود (شیوه ای که برندان راجرز برعکسش عمل میکند، یعنی آغاز پرفشار، رویه ای که نزدیک بود مقابل سیتی یا حتی نوریچ کار دستش بدهد).

یونایتد رایان گیگز در اولین بازی هم نیمه دومش قابل مقایسه با اولش نبود. اتفاقی در آن پانزده دقیقه افتاده بود، از جنس اتفاقی که برای یونایتد سر الکس میفتاد، اتفاقی که یونایتد مویز باهاش بیگانه بود.

نکته مثبت دیگر اولین بازی گیگز، که حالا بنگاههای شرطبندی هم شانس ماندنش را بالاتر برده اند، آوردن چیچاریتو بجای کلورلی بود در حالی که تیم سه هیچ بازی را برده. شاید اصلا این تعویض نمادین بود و راه گیگز بود برای اعلام اینکه من فلسفه یونایتد را میدانم، یونایتد در اولترافورد بعد از سه گل عقب نمیشیند. گیگزی با این تعویض و نتیجه از هواداران دلبری کرد.

به هرسو تا به حال که همه ی نشانه ها مثبت بوده، البته نه هنوز کافی و شایعه فن‌خال هم یواش یواش جدی میشود.

 

قدمِ سوم: یادداشتِ آندرس لیندگارد

«رایان گیگز همیشه فاصله یِ حرفه ایش را با همبازیهاش حفظ کرده. اون فقط وقتی لازمه حرف میزنه و همه به حرفش گوش میدن. چیزی که تویِ این هفته دیدیم فراتر از قانع کننده بود. مشخصه که گیگز درسش را از با هیبت ترینِ مربیِ تاریخِ فوتبال یاد گرفته و شباهتهاش به سر الکس فرگوسن حیرت آوره. شاید به نظر خام و ساده لوحانه برسه، من شک و تردید بقیه را درک میکنم، ولی به عقیده یِ من ما با یک گواردیولایِ دیگه سر و کار داریم. بعضی ها ممکنه این سوال براشون پیش بیاد که چطور ظرف یک روز میشه از هم تیمی به مربی تبدیل شد. این سوال کلا موضعیت داره ولی نه درباره یِ رایان گیگز.»

آخرین شایعه - سایتِ گل نوشته فن‌خال حتی لیستِ خریدش را هم به اد وودوارد اعلام کرده: مت هوملز، کوین استروتمن، مارکو رویس، تونی کروس و لوک شاو. و گاردین هم نوشته قراردادِ فن‌خال قبل از پایانِ هفته نهایی میشه.

آخرین نظر - آلن هنسون (Match of the Day): «اگه یونایتد سه تا بازیِ باقی موندش را هم چهار هیچ ببره چطور میشه جلویِ موجِ هوادارایِ گیگز، داخل و خارجِ اولدترافورد، مقاومت کرد؟»

 

قدمِ چهارم: یونایتد صفر ساندرلند یک

بیشترین ترکیب پاس را در بازیِ یونایتد ساندرلند، مایکل کریک و درن فلچر به هم دادند؛ در مجموع 30 پاس. این پاسها همه در عرض و با ریسکِ پایین. آرزویِ هر حریفی که مقابلِ تیمی قوی تر بازی میکند چنین پاسها و چنین هافبکهایی است. پاسهایِ عرضیِ یونایتدی ها در این بازی یک دنیا زمان به ساندرلند میداد تا خط دفاعیشان را منظم و با بالاترین میزان تمرکز دفاع کنند. یونایتد مقابلِ ساندرلند 63 درصد مالکیتِ توپ داشت و فقط دو شوت در چهارچوب. این ضعف در کلِ فصل جاری بود. عجیب نیست که کریک، کلورلی و فلینی که بیشترین زمان را این فصل در مرکزِ زمینِ یونایتد سپری کرده اند، رویِ هم یک پاسِ گل هم نداده اند. راه حلِ این مشکلِ بزرگ در تمرین است و در \"دریل\" پشتِ \"دریل\" انجام دادن. به قولِ رنه مولنستین، مربی و دستیارِ سابقِ یونایتد، تیم دقیقا همان چیزی را در زمین به نمایش میگذارد که یک هفته تمرین کرده است. دیوید مویز و استیو راند ده ماه تیمشان را خوب تمرین ندادند. گیگز و اسکولز و بات و نویل یک هفته تیمشان را خوب تمرین ندادند.

 

قدمِ پنجم: یونایتد 3 -1 هال سیتی

1-موردِ غریبِ فلینی

ماروان فلینی فصل پیش در اورتون با تشخیص دیوید مویز از پستِ هافبکِ دفاعی به پستِ مهاجمِ دوم منتقل شد. نتیجه؟ 11 گل و پنج پاس گل و بدل شدن به یکی از تاثیرگذارترین بازیکنانِ لیگ. فصل بعد مویز به یونایتد آمد و بعد از ترکیدنِ حبابِ رویاهاش برایِ خرید سسک فابرگاس و تیاگو آلکانترا، فلینی را در آخرین ساعتِ پنجره یِ ترنسفرِ تابستان با خودش به یونایتد آورد. اما چرا این انتقال لحظه یِ آخر انجام شد؟ دو امکان وجود دارد.

امکانِ اول: مویز از ابتدا فلینی را میخواست اما حاضر نبود مبلغِ – ریلیز کلاوز – اش را بپردازد، پس صبر کرد تا تاریخِ این بندِ قرارداد به پایان برسد و از آنجایی که تیمی دیگر پیشنهادی برایِ هافبکِ تنومد بلژیکی نداده بود، استدلال کرد حالا میتواند با مبلغی پایین تر، به علاوه یِ لیتون بینز، بخردش. نتیجه یِ این استراتژی؟ مویز در نهایت مجبور شد چهار میلیون هم بیشتر از ریلیز کلاوزِ فلینی به اورتون بپردازد.

امکانِ دوم: خریدِ فلینی در آخرین ساعت صرفا یک خریدِ از سر هول و ترس یا همان – پَنیک بای – بود تا سرپوشی باشد بر شکست هایِ دیگر تابستان نقل و انتقلات. این نگرش را در چنین سطحی از مدیریت سرمایه و بازیکن در فوتبال به هیچ وجه نمیشه توجیه کرد.

به هر حال فلینی این فصل شماره یِ 31 یونایتد را به تن کرد و در تمامِ بازیهایی که در زمین بود در پستِ هافبکِ دفاعی به کار گرفته شد. نتیجه تا آخرینِ بازیِ یونایتد به مربیگریِ مویز؟ صفر گل و صفر پاسِ گل.

اما رایان گیگز در سومین بازی اش به عنوانِ مربیِ موقت یونایتد، فلینی را پشتِ جیمز ویلسونِ 18 ساله گذشت. نتیجه؟ یک پاسِ گل و یک ضربه به دروزاه که ریباندش بدل به گل شد. گرچه پاسِ گل فلینی روی ضربه یِ آزاد بود و ارتباطِ چندانی به پستش نداشت، اما درست مشابهِ این حرکت – کاشتن توپ با سر از فلینی و والیِ ویلسون – دقیقه یِ دوم هم اتفاق افتاد که در جریان بازی بود. تاثیر فلینی در این تک بازی برایِ یونایتد بیشتر از کلِ فصل بود.

یکی از بزرگترین مشکلاتِ مویز در یونایتد این بود که بلد نبود، و گاهی به نظر میرسد نمیخواست، از مهره هایی که دارد استفاده کند و مدام از ضعفِ اسکواد و نیاز به بازسازیش مینالید. گیگز بر عکس، مقابلِ هال نشان داد چطور با سه تغییر ساده، یعنی بردنِ والنسیا به دفاع راست، فلینی به مهاجمِ دوم و کاگاوا به خط عقبتر در هافبک، میتوان ریتم و تمپو و شادابیِ تیم را بالا برد. گرچه هال در این بازی با تمامِ قوا در زمین نبود، بدونِ جیک لیورمور و تام هادلستون، اما ارتباطِ والنسیا و یانوزای در بالِ راستِ یونایتد میتوانست هر تیم و هر دفاعی را بشکند.

2-پایانِ افسانه یِ جادوگرِ ولز؟

رایان گیگز همچنان از آینده‌ای نامعلوم حرف میزند، چه در مقامِ مربی و چه در مقام بازیکن. اما اشکهایش در جریان سخنرانیِ کوتاهشِ آخرِ بازی، سنتی که هرسال در آخرین بازیِ خانگی فصل توسط مربیِ تیم اجرا میشود، خبر از تصمیمی نهایی دادند. آیا این آخرین بازیِ رایان گیگز برایِ یونایتد در اولدترافورد بود؟ به احتمالِ زیاد.

 

قدمِ آخر

شاید بهترین سناریو این بود که سر الکس سه سال دیگه بازنشست میشد و در این سه سال رایان گیگز را برای دوران دوم حیاتش در اولدترافورد آماده میکرد. اما از آنجا که در جهان ایدئال ها زندگی نمیکنم، سر الکس یک سال پیش، بی وقت و خارج از برنامه، بازنشست شد و بعد کابوس مویز پیش آمد و بعد باری سنگین بر دوش گیگزی افتاد که هنوز تجربه لازم را نداشت. حالا این وظیفه فن‌خال است که سکته ای که در روند واگذاری تاج و تخت تئاتر رویاها پیش آمد را رد کند و بنیان یک یونایتد قدرتمند دیگر را بسازد. در این زمان گیگز هم هر آنچه باید از فن‌خال یاد میگیرد و برای آینده آماده میشود؛ بهترین سناریوی موجود این است، تا اجرا چطور باشد...

 

پی‌نوشتِ یک‌ سال بعد: گویا سناریویِ تئاتر رویاها به درستی در حال اجراست

  ۱  
آی اسپورت
2015-04-26 16:34:17
نظر دهید
۱ نظر
King Alex
دوشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۴:۵۷
Nice note. Tanks for website
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر