فهرست
هذیان‌های کوپنی
هذیان‌های کوپنی

هذیان‌های کوپنی

آی اسپورت - لیگ هجدهم هم به تاریخ پیوست و عملکرد همه‌ی تیم‌ها زیر ذره‌بین، تا در معرض مقایسه و ارزیابی قرار بگیرد، در حال و هوای پایان این ماراتن نگاهی به لیگی می‌اندازیم که با گذشت هجده دوره از پایان لیگ حرفه‌ای، همچنان با سرعتی آهسته ولی بعضا پیوسته به سمت پیشرفت و هنوز با فاصله بسیار با ایده‌آل‌ها در حال حرکت است.

وقتی برای اولین قرار بر این شد که لیگ حرفه‌ای داشته باشیم و مهندس صفایی فراهانی با تنظیم آیین‌نامه‌ای برای لیگ، که قرار بود هر سه سال یک بار آیین‌نامه ارتقا یابد تا با بقیه لیگ‌ها وارد رقابت شویم تا حد مطلوب، که این مسئله با گذشت سال‌های متمادی هیچوقت به آن پرداخته نشد! فوتبال و اقتصاد موردی است که همیشه به هم مرتبط هستند و اقتصاد دولتی ما که با مشکلات بسیار دست و پنجه نرم می‌کند، فوتبال ما را هم در چرخه‌ی معیوب اقتصاد دولتی نگه داشت. پس همان طور که ما در زمینه اقتصاد در حال حاضر در هیچ زمینه‌ای نمی‌توانیم با هیچ کشوری رقابت کنیم پس لیگ‌مان هم چیزی برای رقابت با سایرین ندارد! پس به این هدف‌مان نرسیده‌ایم.

یکی از اهداف تاسیس لیگ برتر، ایجاد درآمدزایی و بیرون آمدن از وابستگی به دولت و در پی آن استقلال کامل باشگاه‌ها برشمرده می‌شد، که همچنان این مشکلات بر سر جای خود باقی است، چون هیچ تیمی نمی‌تواند درآمدزایی کند و همچنان با دولتی بودن راه کج‌دار و مریض را طی می‌کند و شرایط برای حضور بخش خصوصی نیز فراهم نیست. نگاهی اقتصادی به لیگ، یکی دیگر از خواسته‌هایی بود که از بدو ورود به این  مسابقات در پی‌اش بودیم ولی هنوز به آن نزدیک نیز نشده‌ایم. تفکر اقتصادی در لیگ و فوتبال وقتی جای نداشته باشد، طبیعی است که باشگاه‌ها و سازمان لیگ هم به یک حداقلی بسنده خواهند کرد.

در اساسنامه قید شده بود که اگر یک باشگاه به لیگ برتر بیاید، باید دارای شرایطی باشد و نمی‌توان با تخفیف به آن نگاه کرد، که یک مورد قابل ذکر آن این مسئله است که در نظر گرفته شده بود که تمام تیم‌ها بعد از سه سال باید دارای زمین اختصاصی باشند! جابه‌جایی‌ها و تغییرات مدیریت‌ها باعث شد که به این موارد که در اساسنامه گنجانده شده سلیقه‌ای نگاه شود و صرفا فقط برگزاری مد نظر باشد که این همان روزمره‌گی است که اگر آن را به همه‌ی فوتبال تعمیم دهیم می‌شود مثنوی هفتاد من کاغذ!

یک سوال ساده، حال پس از چندین دوره از گذشت این لیگ چند تیم دارای زمین اختصاصی هستند؟! چند تیم به فوتبال پایه اهمیت می‌دهند!؟ یا مگر چقدر در این لیگ به جوان‌گرایی اهمیت داده شد؟ در لیست آخر تیم ملی چند  نفر از دل لیگی که در جریان بود به امارات رفت!؟ و یا چند بازیکن را دیدیم که روی شانه‌هایش حساب باز کردیم برای آینده این فوتبال، چقدر سعی کردیم دانشی را به این لیگ اضافه کنیم!؟ اصلا به دنبال مربی بودیم که سطح لیگ را افزایش دهد و یا به دنبال تکرار چرخه جابه‌جایی‌های مرسوم و بی‌علت؟

قهرمان فصل نسبت به دو فصل گذشته‌اش کمتر امتیاز جمع‌آوری کرد و باعث شد که رقابت تا هفته انتهایی ادامه پیدا کند، ولی سایر رقبا هر سال و تا همین حد می‌توانند امتیاز جمع‌آوری کنند و نتوانستند از فرصت افت پرسپولیس بهترین بهره را ببرند و این تیم را به چالش بکشند. جواب سوال آخر را در سوالات بی‌پاسخ انباشته شده در کلیت فوتبال ما باید جست‌وجو کرد. در  دل بی‌ثبات این فوتبال، نیمکت‌هایی که با ثبات هدف خود را دنبال می‌کردند از نکات مثبت باید قلمداد شود، مثل نیمکت پرسپولیس و پارس جم که نتایج‌شان حاصل همین نگاه مثبت است.

مربیان جوان لیگ ایران، با دانش فنی که شاید تکمیل نیست ولی حداقل به سمتی برای تکامل و پیشرفت حرکت می‌کنند تا شاهد افکاری نو و جریان تازه در فوتبال پوسیده ما که ظاهرش را هرجور که هست می‌خواهد امروزی نشان دهد. این مربیان جوان مثل یحیی که با پدیده در خلق نمایش فوتبال زیبا موفق و تیمی شایسته و قابل احترام برای این لیگ مهیا کرد. مثل منصوریان که شاید جایش در لیگ خالی بود و با ناکامی در استقلال، با تجربه‌ای بیشتر به این لیگ بازگشت.

این امید است که مربیان جوان و بادانش بیشتری در تیم‌ها، در هر سمتی در کادر فنی تیم‌ها قرار بگیرند و مورد استفاده واقع شوند. ما نیروی با دانش و تحصیل کرده و با تجربه کم نداریم اما وقتی همین نیروی عظیم مثلا به کار گرفته می‌شود با به‌کارگیری بی‌موقع و نابجای خود بر سر آنها همان می‌رویم که با نیروهای قبلی کردیم یعنی تبدیل آنها به مهره‌ای صرفا برای چرخاندن این چرخه معیوب.

در این چرخه داوری که دیگر خود حدیث روز واویلاست. چون همیشه عواملی که نگاه ویژه به آنها می‌شود آخر عاقبتی بهتر از آن چه گفته شد ندارند چه برسد به داوران که به آنها به چشم مرغ عروسی و عزا نگاه می‌شود.

ولی از هرچه بگذریم مردم فوتبال‌دوست ما در تمام شهرها در سخت‌ترین شرایط بهترین تصاویر را رقم زدند، فوتبالی که با این همه مردم مشتاق چرا باید کاسه چه‌کنم چه‌کنم در دست داشته باشد و محتاج بر طرف کردن مایحتاج جزئی سازوکار کاملا مشخص است طرفداران با حضور در ورزشگاه‌ها و پای گیرنده‌ها حسابی برای باشگاه‌ها درآمدزایی می‌کنند، پس امید است این درآمدها حاصلی برای فوتبال داشته باشد تا اولین قدم برای رقابت، حداقل با همین آسیایی‌ها برداشته شود.

۵    
آی اسپورت
2019-05-26 15:38:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر