فهرست
یادداشت ویژه: آقای مدیر آن بالاها آب و هوا خوب است؟
یادداشت ویژه: آقای مدیر آن بالاها آب و هوا خوب است؟

یادداشت ویژه: آقای مدیر آن بالاها آب و هوا خوب است؟

«(دستمزد قایقران) از ریچموند به چلسی در جهت جریان آب یک و نیم پنی. چلسی به ریچموند خلاف جهت جریان آب هم یک و نیم پنی. کسی که این قیمت‌ها رو وضع کرده خودش هیچ‌وقت پارو نزده.»


فیلم مردی برای تمام فصول


اگر در کشور پیشرفته‌ای زندگی می‌کردیم، اینکه وزارت ورزش دوباره مقداد نجف‌نژاد را به باشگاه استقلال آورد تا ریاست هیأت مدیره را به دستش بسپارد یک آبروریزی تمام‌عیار تلقی می‌شد. مقداد نجف‌نژاد در دوره اول حضورش در این باشگاه یکی از تاریخی‌ترین فجایع مدیریتی فوتبال ما را رقم زد تا به خاطر تاخیر در ارسال نامه، باشگاه پرطرفدار، یک فصل حضور در جام‌ باشگاه‌های آسیا را از دست بدهد. رسوایی کم‌نظیری که اگر جای دیگری بود باید با موجی از استعفا و عذرخواهی همراه می‌شد و هیچ‌وقت از پیشانی باشگاه و خاطر هوادارانش نمی‌رفت. اینجا اما همه چیز به لبخند و بی‌تفاوتی برگزار شد. کسی تقصیری به گردن نگرفت و مدیری که چنین کارنامه مردودی دارد و همان بار اول هم کسی متوجه نشده بود بر اساس کدام شایستگی و توانایی به باشگاه آمده است، حالا در آستانه انتخابات مجلس دوباره پستی حساس در باشگاه شهرت‌ساز می‌گیرد. ما همه اینها را به حساب این می‌گذاریم که برای وزیر ورزش خلاص شدن از دست منتقدان- حتی به قیمت دادن مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین عناوین به آنها- مهمتر از سر و سامان دادن به وضع فوتبال است. حق بدهید، آقای وزیر هم دلش می‌خواهد دوران وزارتش را به سلامت و آرامش بگذراند و اینکه قرار است برای استقلال چه اتفاقی بیفتد در اولویت‌های بعدی است. اما آقای وزیر تنها کسی نیست که به فکر عافیت است و مصلحت‌هایش نسبتی با مسوولیت‌هایش به عنوان یک مدیر برقرار نمی‌کند. تصمیم وزیر ورزش که تازه موضوعی عادی است. خیلی راحت می‌تواند از آن دفاع کند و اینکه چه نتایجی دربر خواهد داشت را هیچ‌وقت نخواهیم توانست با عدد و رقم زیر سوال ببریم. در این کشور تصمیماتی گرفته می‌شود که با سلامت و جان مردم در ارتباط است اما منافع شخصی و مصالح مدیریتی بر همه چیز سایه می‌اندازد. در همین روزهای اخیر پرونده‌ای درباره واردات گوشت‌های بی‌کیفیت و ناسالم هندی باز شده و دعوا بر سر آن ادامه دارد. منتقدان می‌گویند این گوشت‌ها در سال‌های گذشته هم وارد شده و سر سفره مردم رفته و کسی حساسیت نشان نداده، فقط به خاطر اینکه قیمت تمام شده آن با قیمت بالای گوشت داخلی غیرقابل مقایسه است. وقتی که گوشت احتمالا ناسالم بوفالوی هندی را می‌شود از آن طرف اقیانوس آورد و در آخر کار با کیلویی پانزده هزار تومان سر سفره مصرف‌کننده گذاشت در حالی که ظاهرش فرق چندانی با گوشت سی و چهل هزار تومانی ندارد، کی حاضر است از خیرش بگذرد؟ چند روز پیش یکی از متخصصان را که به ورود گوشت‌های غیرقابل اعتماد معترض بود روی خط رادیو آورده بودند و او در پایان صحبت‌هایش در توضیح اینکه بالاخره واردات و مصرف این گوشت‌ها را برای مردم تایید می‌کند یا نه، گفت:« آقای مسوولی که باید مجوز ورود این گوشت‌ها را مهر و امضا کند، یک لحظه فکر کند که خودش و خانواده‌اش باید حتما چنین گوشتی مصرف کنند، اگر وجدانش رضایت داد حتما امضا کند و همه هم مصرف می‌کنیم!» و این لب مطلب است. اینکه آن آقای مسوول هم مثل وزیر ورزش موقع امضا کردن دارد به چیزهای دیگری فکر می‌کند. همان‌طور که رئیس‌جمهور قبلی وقتی دستور تولید بنزین‌های پتروشیمی را می‌داد به عوارض آنها و به جان خلق‌الله فکر نمی‌کرد و به مسوولیت‌اش به عنوان رئیس‌جمهور فکر نمی‌کرد و چیزهای دیگری را مدنظر داشت. مقام مسوولی که همچنان شیرهای پارازیت را نمی‌بندد و با وجود همه هشدارها و همه نگرانی‌های متخصصان، امواج الکترومغناطیس را روی مغز و قلب زن و کودک آوار می‌کند هم به مصلحت‌های دیگری فکر می‌کند. جان شهروندان و اعصاب و روان‌شان برایش آن‌قدر مهم نیستند که مصلحت‌های شخصی‌اش.
چرا باید از آقای وزیر، آقای وکیل بخواهیم که فکر خودش، منافع شخصی‌اش نباشد و به خاطر مردم، به خاطر ما فداکاری کند؟ وزیری که فکر می‌کند دو روزه نوبت اوست و هر کس دستش برسد صندلی را از زیر پایش خواهد کشید. وکیلی که پیش خودش فکر می‌کند قبل از او هم هر کس آمده به دنبال این بوده که باغچه خودش را بیل بزند و بعد از او هم همین خواهد بود و او حالا باید از همه چیز بگذرد. به خاطر کی؟ به خاطر چی؟ الان یکی آمده که می‌گوید پای پول‌های ناسالمی در کار است و خدای‌ناکرده عده‌ای با این پول‌های کثیف قادر به جذب آراء مردم شده‌اند و به نمایندگی رسیده‌اند و انتظار این است که همه آنها که دست‌هایشان پاک است- که باید شامل همه نمایندگان مردم شود- پیگیر شوند و فشار بیاورند که مدارک منتشر شود، اما در کمال شگفتی اتفاق دیگری می‌افتد. چه بسا کسانی که فشار می‌آورند تا مدارک منتشر نشود. همان‌طور که بر سر بورسیه‌های غیرقانونی جنجال شد و وزیر تحت فشار قرار گرفت که نامی فاش نشود و کسی تعلیق نشود و ماجرا جمع شود. آن‌وقت ما از نماینده‌ای که به جای پیگیری حقوق مردم، به جای پافشاری بر افشا و برخورد با فساد به دنبال ساکت کردن افشاگران است و دنبال منافع شخصی است چه انتظاری باید داشته باشیم؟ شگفت‌انگیز نیست که نمایندگان ما به جای فشار بر وزیر ارتباطات و فناوری برای حل مشکل اینترنت و بالا بردن سرعت آن به او کارت زرد می‌دهند که چرا تلاش می‌کنی پهنای باند اینترنت در کشور را بیشتر کنی؟ جای تعجب نیست؟ روایت است که رضاخان مهندسی را که پل ورسک را در مسیر راه‌آهن تهران به مازندران ساخته بود سوار قطار کرد تا اولین نفر خودش مسیر را طی کند و اگر خطری هست به جان بخرد و مسوولیت کارش را با جان خودش بپذیرد. شاید روایت معتبر نباشد اما در خود نکته‌ای دارد. اینکه کاش می‌شد محض راستی‌آزمایی هم که شده از مدیران‌مان می‌خواستیم خودشان هم در هزینه کارهای‌شان سهیم شوند. یعنی آن مدیر صنعتی خودش هم یک سال خطر سوار شدن بر پراید در جاده‌ها را قبول کند و آن مدیر بهداشتی خودش هم مدتی گوشت هندی و سوسیس و کالباس تولیدی را مصرف کند و بقیه مدیران مجبور باشند خانواده‌هایشان را به جای فرستادن به مراکز درمانی مجهز اروپایی با همین بیمه‌های درمانی در بیمارستان‌های دولتی بستری کنند و بچه‌های‌شان را صدا بزنند که از دانشگاه‌های معتبر آمریکا و انگلیس به ایران برگردند و در همین دانشگاه آزاد درس بخوانند و از اینترنت دایل‌آپ و لاک‌پشتی استفاده کنند. بگوییم قبل از اینکه قانونی تصویب کنند یا برای روابط بین‌المللی و اخم و تَخم به بقیه جهان تصمیمی بگیرند مدتی با حقوق‌های ما و این هزینه‌های بالا زندگی کنند تا بفهمند چه خبر است. بگوییم همه مدتی از امتیازات ویژه و رانت‌های‌شان صرف‌نظر کنند و ببینند کف خیابان چه خبر است. این حرف‌ها پوپولیستی است و شدنی هم نیست اما وقتی گمان می‌کنیم که تصمیماتی می‌گیریم که هزینه‌هایش را دیگران می‌پردازند، وضعیت پرسپولیس و استقلال همین خواهد بود و پراید و اینترنت و... همین. بیرون رفتن از این وضعیت دشوار است.


سیامک رحمانی/ تماشاگران امروز

  ۱  
آی اسپورت
2015-04-27 10:52:03
نظر دهید
۱ نظر
بالاخره یکی شد که حرف دلمون رو زد
دوشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۵۶
واقها درست گفتی, یادش بخیر دکتر دادکان خوب گفت یه نماینده چند میلیارد هزینه نمیکنه که بیاد تو چهار سال پنصد میلیون بگیره, اینجا همه درزدند همه مسیولا دزد
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر