فهرست

استتوس: پیام صادقیان، پسر حسن زیکو

کمی بعد از امروز، یک جایی پشت تمام تیترها و میکروفون‌ها، پسرِ حسن صادقیان می‌ماند و تنهایی خودش؛ روزی که سر روی زانو بگذارد و یادش ‌بیافتد به روزهای آخر پدر، هشت سالِ اصفهان، سختی و نداری، بختی که لگد خورد و رویایی که پشت چشم‌های خیس مادر، جادوی زنده‌ی پدرِ باشد و نشد. روزی که -حکما - فکر می‌کند به اولین ملاقات‌هایش با چاکرم مخلصم‌گوهای بند پول پارتی. به اتوبان گردی‌‌های شبانه و خمیازه‌های صبح. و به ما. مایی که وسط تانگوی پیام و مرگ، هفته به هفته حریص‌تر شدیم.،مگر دوباره کاری بکند و  به جانش بیافتیم. که مهارش نکنیم و هر از چندی لگدی هم پرت کنیم سمت پرسه‌های لب پرتگاهش. حالا، آخر این سالِ بد، هرقدر هم که پیام را دوست نداشته باشیم، هرقدر هم که توبه‌ی گرگ مرگ باشد و هرقدر هم که مغرور است و لجباز، به‌خاطر فوتبال هم که شده نمی‌شود هیچ کاری نکرد. پیام باید نیکبخت و موجای بعدی نباشد، تمام نشود، به زندگی برگردد و داستانش را تا آخر بنویسد؛ وقتی خودش و (ما) بگذاریم بگذرد از برباد رفته‌ی این روزها و خدا را شاهد بگیرد که پیام دیگر هرگز درحاشیه نخواهد ماند و فکر کند به فردا،که بعد از تمام این اتفاق‌ها، روز دیگری‌ست. اگر می‌خواند و اگر بخواهد.
علیرضا ارژنگ‌زاده
     
آی اسپورت
2015-04-29 13:33:27
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر