فهرست

یادداشت؛ خانه، همان جایی که قلب ها می شکنند

یک/ ترانه خوان شب های سواحل بارسلونا، با خاطره ی چهارده جام رنگارنگش، سر یکی از همین شب ها دوباره انگار به خانه برمی گردد. خانه. خانه ی دل تنگی ها. همان جایی که عاشقی سخت تر است. همان که جایی که والدس تمام ناامیدی اش را پرت می کند سمت توپ و پای تورس و هرگز هم به آن ها نمی رسد.  همان جایی که بوسکتس و مسی، رسیده و نرسیده زانو می زنند تا همه ی چیزهای خوب دنیا پیش از سوت پایان برای شان تمام شود. آخر همان چهارشنبه، بیست و پنجم آوریل غم انگیز . آخر شبی که از فردایش، هوای لیگ قهرمانان نه بوی مسی می دهد، نه ژاویستا و نه هیچ کدام دیگرشان. شب آخر در نیوکمپ. در خانه؛ همان جایی که قلب ها می شکنند. 
 دو/ زخم های کاری همیشه یک جایی سر باز می کنند. نوستالژی از پس ژرف ترین چین و شکنج های ناخودآگاه ، پرواز می کند به دنیای واقعیت های بیرون. به جایی که پپ، بعد از تمام این سه سال، دوباره این جا، کنار همین خط، قلبش را از همه ی ورود ممنوع های همین استادیوم رد می کند تا برسد به چشم ها. به تمام نود و هشت هزارتای شان. به یاد روزهای خوب گذشته، یاد زندگی کنار این شهر، تیتو و همه ی آدم های این خانه. همه ی آن هایی که به احترامش می ایستند، سکوت می کنند، دست تکان می دهند، جلوی بغض و گریه هایشان را نمی گیرند و احتمالا ته دلشان می خوانند که هرجای دنیایی دلم اون جاست.
 سه/ پشت پاییز عمر تیتو و عصر تاتا، دنیا دو سال تمام برای بچه های پپ ناپدری بود. دو سالی که رونالدو وسط بی حوصلگی های مسی توپ طلا جمع می کرد، رئال مادرید قهرمان اروپا می شد و اتلتیکو لیگا را کادوپیج از نوکمپ هدیه می برد. کمی آن طرف تر در مونیخ ، دنیا همان روزها برای گواردیولا هم ارمغان بهتری نداشت. پنج گل در نیمه نهایی. مادر همه ی شکست ها. فصلی و فصل هایی که گشتند و گذشتند تا امروز. امروزی که بارسا با سه گانه ی هراس انگیزش در نوک خط حمله، فقط سه گانه می خواهد و پپ غرق در رویای قهرمانی، فکر می کند به اشک های راموس و رونالدو در برلین؛ وقتی مادرید هم کنار میلان، آژاکس و منچستریونایتد، چهارمین ناکام بَک تو بَک های تاریخ لیگ قهرمانان اروپا می شود. فکر می کند به انتقام.
  چهار/ حالا، سر آخرین قدم های بارسا و گواردیولا تا خوشبختی، ایستاده ایم به تماشای کار دنیا. به این که یک پله بالاتر از همه ی عاشقیت های سینما، دلبر و دل باخته ، دو طرف جاده ی یک طرفه ی مرگ و زندگی، برای صد و هشتاد دقیقه یا بیشتر، قرار است فارغ شوند و به خرق عادت همه ی نبردهای گذشته، این بار نه پشت به پشت، که رو به رو شمشیر بکشند و بجنگند تا آخر بازی برگشت. وقتی آسمان آلیانز برای یک کدام پدر یا پسرها حسابی حسابی سنگین است و فوتبال پر شده از طعنه ی تلخ تیر خلاصی که قربانی اش را تا ته حضیض سقوط پایین می اندازد؛ که اگر بارسا ببازد ژاوی دست خالی می رود و مسی می ماند و اینیستا. مسی با کوهی از وسوسه های رفتن و اینیستا، خدای کوچک و مهربان فوتبال، تنها، نزدیک آخر قصه، با یک عمر خاطره در سینه ای که زخم کهنه اش را حالا پدر از راه رسیده و دوباره باز کرده. و پپ که این یک بار را هم اگر ببازد، آن وقت تنهاتر از تمام این سه نفر، خودش می ماند و تقاص و تمام آلمان.
 پنج/ حالا در این خط آخر، حتما باید یادمان باشد که زندگی را تا هست زندگی کنیم و بترسیم از فردا. حال خوب امروز را بچسبیم ، روی ساعت صفر عاشقی اش توقف کنیم و فکر نکنیم به فردا. فردایی که گواردیولا پای تخته ی رختکن بایرن، وسط مرور هزارباره ی غم انگیزترین تیکی تاکای زندگی اش، فکر می کند به این که چه طور  بعد از والی اینیستا نیمکت تا خط دروازه را پرواز نکند و نرسد به حلقه ی شادی بچه ها. دنیای بدی است. دنیایی که هر قدر هم دعا کنیم ، مسافر جا مانده از رفقا زیاد جا می گذارد و دردهایش از دست درمان زیاد درمی گذرند.

علیرضا ارژنگ‌زاده/ آی اسپورت
  ۸  
آی اسپورت
2015-04-29 15:09:52
نظر دهید
۸ نظر
محمد حسین
چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۵:۲۳
واقعا عالی بود فوق العاده
کاردو
چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۵:۲۷
پسر دمت گرم
جدا از تموم خاطراتی که زنده کردی
ادبیات و طبع قشنگی داری
قلمت سبز رفیق
amiram
چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۶:۳۱
چه خوب نوشتی ارژنگ.آفرین
امیررضا
چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۶:۴۰
به عشق همه بارساییا. نیمه نهایی رو می بریم و میریم فینال. البته با احترام به پپ
یوهان کریوف
چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۲۲:۲۴
گاهی اوقات متن هایی که مینویسید عینهو یه درامه من خودم یه عاشق سینمام وتو این عرصه هم تحصیل و هم کار میکنم و خیلی خوب میدونم که یه بازی خوب در حد یه فیلم ماندگار و دارم و تراژدی رو میتونی حس کنی در فوتبال به معنای واقعیش
عمار کلایی
پنجشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۲۷
وقتی بازی برگشت بارسا-من سیتی اومده بود نوکمپ...امسال...لعنتی انگار دلش میخواست بیاد پایین پرواز کنه تو بغل مسی و بچه ها...میلنر که لایی خورد انگار دنیا رو بهش دادی...پپ به نظرم همون شب از چمپیونز لیگ ارضا شد!
محمود
پنجشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۳:۴۵
متن فوق العاده ای بود مرسی
مهران محمودبابویی
شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۲۰:۳۱
من زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم ولی این متن خیلی فوق العاده بود
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر