فهرست

ترین‌های شاگردان کلوپ در دورتموند/ خوب، بد، بهتر، بدتر!

بدون در نظر گرفتن وضعیت دورتموند در جام حذفی، یورگن کلوپ، نهایتا 5 بار دیگر روی نیمکت سرمربیگری دورتموند خواهد نشست. نیمکتی که تا امروز بیش از همه سرمربیان تاریخ این باشگاه روی آن نشسته. کلوپ طی 7 سال حضور در دورتموند، از 75 بازیکن در ترکیب تیمش استفاده کرد. در پایان دوران حضور او در این باشگاه، مروری می کنیم به ترین های او در این دوره قابل تحسین:
 


بهترین بازیکن: مارکو رویس
این انتخاب می تواند سلیقه ای باشد و نامزد برای این عنوان کم نیست. رویس از حیث تعداد و دقایق بازی برای کلوپ، نفر دوازدهم است. البته تمامی 11 نفر جلوتر از او، حداقل 5 فصل بازیکن دورتموند (زیر نظر کلوپ) بودند اما رویس با احتساب این فصل، سومین سالیست که شاگرد کلوپ در دورتموند است. او که بازیکن آکادمی دورتموند بود، با گلادباخ 5 بار برابر دورتموند و کلوپ بازی کرد و مهم ترین مهره ای بود که به تیم قهرمان 2011 بوندسلیگا اضافه شد تا در 2012 هم این عنوان را تکرار کنند. رویس بیش از هر بازیکنی برای کلوپ در دورتموند پاس گل داد و از حیث تعداد گل، فقط لواندوفسکی بیشتر از او دروازه رقبای دورتموند کلوپو را باز کرد.


 
بدترین بازیکن: مانوئل فردریش
زمانی که پیژک، هوملز، سوبوتیچ و اشملزر، به صورت همزمان مصدوم بودند، به دورتموند پیوست. او که زمانی در ماینتز شاگرد کلوپ بود، در آن زمان هیچ تیمی نداشت و حتی بانکوک گلس تایلند نیز حاضر به عقد قرارداد با چنین اعجوبه ای نشد. اولین بازی فردریش، شکست 3-0 خانگی دورتموند مقابل بایرن بود. او چندی بعد در بازی با لورکوزن تفاوت ها رقم زد و مقابل تیم سابقش، پاس تک گل بازی را به هونگ مین سون داد تا یک باخت خانگی دیگر وارد آستین دورتموند شود. دورتموندی ها زمانی عقیده داشتند یک بازیکن آکادمی از فردریش بهتر است اما پس از این فستیوال شاهکارها به اینجا رسیدند که ده نفره بازی کردن هم از حضور او در زمین بهتر است. اگر بگوییم بدبختی دورتموند از زمان اولین بازی فردریش آغاز شد، حرف گزافی نگفتیم.


 

بهترین خرید: شینجی کاگاوا (دور اول)
بالاتر از لواندوفسکی، تأثیر کاگاوا طی دوره اول حضور در دورتموند با هیچ بازیکن دیگری قابل مقایسه نیست. او که از سرزو اوزاکا ژاپن بدون پرداخت کوچک ترین مبلغی خریداری شد، ستاره اول بوندسلیگا 2011 و 2012 بود. هر چند او یک هافبک بود اما تنها 4 نفر (رویس، لواندوفسکی، باریوس و اوبامیانگ) بیش از او برای کلوپ در دورتموند گل زدند. دورتموند او را بسیار ارزان (12 میلیون یورو) به منچستر یونایتد فروخت و با قیمتی کمی پایین تر دوباره باز پس گرفت اما کاگاوای فعلی با ستاره بلامنازع 2 قهرمانی پیاپی بوندسلیگا حتی قابل مقایسه هم نیست.


 

بدترین خرید: هنریک میخیتاریان
سومین گزینه دورتموند برای پر کردن جای خالی کاگاوا (پس از اریکسن و دی بروین) به شمار می رفت. با 27 میلیون یورو (بیش از دو برابر پولی که بابت فروش کاگاوا به دورتموند رسید) از شاختار به دورتموند آمد و چند بازی خوب هم داشت (از جمله دو داربی روئر) اما بیشتر بابت موقعیت های تأثیرگزاری که هدر داده در ذهن هواداران دورتموند باقی مانده. اوج آن بازی یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا برابر رئال مادرید بود که بسیار ماهرانه پس از جا گذاشتن کاسیاس، موقعیت دروازه خالی را به تیرک زد.

 

بهترین انتقال: نوری شاهین
یکی از چالش های کلوپ در شروع کار با دورتموند همین نوری شاهین بود. جوان ترین بازیکن تاریخ بوندسلیگا که به برکت همین برچسب نمی شد بهش گفت بالای چشمت ابرو هست (و چقدر بد در آن دست برده ای!). او در بوندسلیگا 2011 هر چند کماکان برای خودش بازی می کرد اما خیلی بهتر شده بود و با زدن 6 گل و ارسال 8 پاس گل، بهترین بازیکن بوندسلیگا از دید کیکر اعلام شد (که باعث شگفتی خیلی ها شد). شاهین در هفته های پایانی فصل مصدوم شده بود و رئال مادرید برای در اختیار گرفتن این بازیکن مصدوم و اغراق شده، پیشنهادی 12 میلیون یورویی داد که فورا مورد قبول دورتموند واقع شد. با خروج او، کل دوباره شانس ورود به ترکیب اصلی را پیدا کرد، بندر اوج گرفت، بلاژیکوفسکی و گروسکرتز بیشتر به بازی گرفته می شدند و از همه مهم تر، موجودی به اسم ایلکای گوندوگان کشف شد. شاهین دو سال بعد با 7 میلیون یورو و دستمزدی پایین تر به دورتموند بازگشت و در بازگشت بدون بزرگنمایی های قبلی، بازیکن بهتری شده بود.


 
بدترین انتقال: فیلیپه سانتانا
مدافع برزیلی را هواداران دورتموند با گل های حساسش به مالاگا و شاختار دونتسک به یاد دارند. سانتانا، مدافعی در کلاس هوملز و سوبوتیچ و حتی سوکراتیس نبود اما به عنوان مدافع ذخیره در غیاب اصلی ها خوب بود. مضاف بر این هرگاه دورتموند در دقایق پایانی مسابقه نیاز به برتری در بازی مستقیم (دفاعی یا تهاجمی) داشت، او وارد زمین می شد. سانتانا تقاضای دستمزد یا بازی بیشتر برای دورتموند داشت و باشگاه و کلوپ با رد این موضوع او را فروختند. آن هم به تیم رقیب (شالکه). در روزهایی که از شدت نبود مدافع، کل و بندر به مرکز دفاع رفته بودند، می شد حدس زد آه چه کسی گرفته!
 


محبوب ترین: نون سوبوتیچ
سوبوتیچ در عرصه باشگاهی غیر از کلوپ، فقط با یک سرمربی دیگر کار کرده. این در حالیست که در تیم ملی تا قبل از خداحافظی با 4 سرمربی کار کرده بود! او همراه با کلوپ برای جانشینی کریستین وورنز افت کرده و تازه از فوتبال کنار رفته به دورتموند آمد و از روز اول همراه با هوملز زوج خط دفاعی تیم شدند. با وجود اینکه سوبوتیچ بیش از 60 بازی را به دلیل مصدومیت لیگامنت زانو در سال 2013 از دست داد اما باز هم بعد از وایدنفلر، بیشترین تعداد بازی را برای کلوپ در دورتموند انجام داد. او طی این 7 سال حضور کلوپ، روی هم 6 بار تعویض شد که 3 بار آن به دلیل مصدومیت بود. تصور او در تیمی که کلوپ در آینده سرمربی آن می شود واقعا دشوار نیست.



 
ضد حال ترین: ایوان پریشیچ
پریشیچ در سال 2011 با کمتر از 6 میلیون یورو از بروژ به دورتموند آمد و درباره کیفیت فنی اش نه بحثی وجود داشت و نه کماکان وجود دارد اما معلوم نشد چرا کلوپ به او به قدر کافی بازی نمی دهد. پریشیچ در اولین فصل، 40 بازی برای دورتموند کرد که عدد بالاییست اما 30 بار آن به عنوان بازیکن تعویضی از روی نیمکت بود! فصل بعد با اضافه شدن رویس، همین تعداد بازی هم به او نمی رسید و در میانه فصل می شد در مصاحبه های او و کلوپ، رابطه غیر صمیمی را با هم درک کرد. کلوپ در پایان دومین سال دورتموند را به مقصد وولفسبورگ ترک کرد. او غیر از 12 گل (اکثرا کلیدی) و 7 پاس گل، برای یاد آوری کیفیتش به کلوپ در همان اولین بازی مقابل دورتموند، دو گل به دروازه جلوی دیوار زرد زد!
 


نابود شده ترین: لوکاس باریوس
به نوعی اولین بازیکن تیم کلوپ بود که ستاره شد. در دومین فصل حضور او از کولو کولوی شیلی خریداری شد و در همان فصل 19 گل زد (3 تا کمتر از آقای گلی). فصل بعد هم 16 تا زد و جز 5 گلزن برتر لیگ بود. او در همین بازه از زمان خریداری لواندوفسکی کم رنگ شد. تا جایی که کلوپ در ده هفته پایانی فصل بعد، روی هم به او 100 دقیقه بازی داد. باریوس در هفته ای که قهرمانی دورتموند در بوندسلیگا مسجل شد، مقابل لاترن هت تریک کرد اما کلوپ هفته بعد تنها به او 9 دقیقه فرصت بازی برابر فرایبورگ را داد. باریوس در پایان این فصل از دورتموند به گوانژو اور گراند رفت و کماکان همانند آب فواره در حال بالا و پایین رفتن است. او در 102 بازی برای تیم کلوپ 49 گل زد. فقط رویس و لواندوفسکی بیش از او برای کلوپ گل زدند.



بیشترین ترقی: ماریو گوتزه
بعد از مارسل اشملزر، دومین بازیکنی بود که کلوپ از رده های پایه به عنصر فیکس تیم تبدیل کرد. با این تفاوت که اشملزر بازیکن تیم دوم بود و گوتزه بازیکن زیر 19 ساله ها. زمانی که اولین بازی برای دورتموند را انجام داد تنها 17 سال داشت. کلوپ این بچه 17 ساله را طی 4 سال تبدیل به ستاره ای 40 میلیون یورویی کرد که با گلش در فینال جام جهانی، چهارمین ستاره را روی پیراهن آلمان نشاند. هر چند برای مثال اریک دورم مدافع دورتموند هم عضو همان آلمان بود اما ترقی و پیشرفت گوتزه با هیچ بازیکن دیگری زیر نظر کلوپ قابل مقایسه نبود.
 


کم سعادت ترین: ملادن پتریچ
تنها 14 بازیکن بودند که زیر نظر کلوپ، کمتر از 77 دقیقه ملادن پتریچ برای دورتموند بازی کرده باشند. پتریچ در اولین حضور کلوپ روی نیمکت دورتموند مقابل روت وایس اسن در جام حذفی، 77 دقیقه در زمین بود و در روزی که نلسون والدز و تاماش هاینال در خط حمله واقعآ روی اوج بودند، هیچ کاری نکرد. پتریچ که با گل هایش یک تنه مقابل سقوط دورتموند در آخرین فصل قبل از کلوپ ایستاد، پس از این مسابقه به هامبورگ فروخته شد. ثبت 18 گل در 36 بازی آن هم در یکی از فصول وحشتناک دورتموند به نوعی نشان از توانایی او داشت اما کلوپ ترجیح داد فرای و والدز را حفظ و برای پتریچ آرزوی موفقیت کند!
 


تعویض طلایی: بلاژیکوفسکی
پریشیچ و گروسکروتز نیز در این دایره می گنجیدند اما بلاژیکوفسکی موردی متفاوت بود. تا قبل از مصدوم شدن، یکی از کلیدهای کلوپ برای تأثیر مستقیم گذاشتن روی نتیجه بازی بود. اگر در زمین بود، کلوپ او را بیرون می کشید. اگر روی نیمکت بود و تیم گل می خواست، به گوش راست می رفت. اگر تیم نیاز به حفظ نتیجه داشت، به جای یکی از مهاجم ها وارد زمین می شد و در وسط خط هافبک، کار را جمع می کرد. کوبا در تنها 21% بازی هایش زیر نظر کلوپ، کل دقایق را در زمین بود. او رکورد دار تعویض شدن و ورود به عنوان بازیکن تعویضی به زمین در دوران کلوپ است. او تنها بازیکن تاریخ بوندسلیگاست که به صورت خاص بیش از 100 بار توسط یک مربی از زمین بیرون کشیده شده!
 


آچار فرانسه ترین: کوین گروسکروتز
یک آچار فرانسه واقعی و بسیار با کیفیت. گروسکروتز از آن دست بازیکن هاییست که هر سرمربی نیاز به 5 تای آن دارد. او از درون دروازه تا نوک حمله برای دورتموند بازی کرد و در همه پست ها هم نمایش موفقی داشت. هیچ وقت کسی نفهمید واقعا پست تخصصی او چیست. در دوران اوج مصدومیت های بازیکنان دورتموند، اگر گروسکروتز نبود، پای فردریش ها و ماریان سارهای بیشتری به تیم باز می شد. به پاس این همه تعصب و انعطاف پذیری، کوین جام جهانی 2014 عضوی از تیم قهرمان مسابقات بود.
 



سنگ روی یخ ترین: ژولین شیبر
طی 7 سال حضور در سیگنا ایدونا پارک، لواندوفسکی، تنها مهاجمی بود که جنسش با کلوپ جور شد. غیر از او و لوکاس باریوس در یک مقطع، کلوپ در معرفی یا پرورش یک مهاجم نوک ناموفق بود. امثال نلسون والدز، الساندر فرای، ایموبیله، راموس، پتریچ، اوبامیانگ (وقتی که نوک بود) هیچ یک به مرکز انجام 100 بازی برای دورتموند نرسیدند و آمار گلزنی بالایی زیر نظر او نداشتند. باز در بین این همه مهاجم، شیبر بیش از بقیه سنگ روی یخ بود. از 57 بازی او برای دورتموند، 48 بازی ورود او به زمین از روی نیمکت بوده. شیبر طی دو فصل فقط 6 گل برای دورتموند زد و جز معدود اعصاب خرد کن های تیم شده بود. تا جایی که به طنز لقب دکتر شیبر به او داده شد. او در ابتدای این فصل به هرتا برلین رفت و تا قبل از مصدومیت در 16 بازی 7 گل برای پایتخت نشینان زد. شامل تک گل سه امتیازی به دورتموند!
     
آی اسپورت
2015-04-29 16:49:09
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر