فهرست
یادداشت ویژه: دنیا این‌قدرها هم افتضاح نیست
یادداشت ویژه: دنیا این‌قدرها هم افتضاح نیست

یادداشت ویژه: دنیا این‌قدرها هم افتضاح نیست

« این‌قدر اخم نکن رفیق. به هر حال دنیا این‌قدرها هم افتضاح نیست. ایتالیایی‌ها 30سال تحت ستم خاندان بورژیا بودند. جنگ، وحشت، قتل و خونریزی داشتند، اما مایکل آنجلو، لئوناردو داوینچی و رنسانس رو به وجود آوردند. در عوض همون موقع تو سوئیس، عشق برادرانه داشتند. 500سال دموکراسی و صلح. و چی تحویل دادند؟ ساعتی که یه پرنده ازش در‌میاد و کوکو می‌کنه.»                      

دیالوگ  اورسن ولز- مرد سوم


همه هواداران یوونتوس احتمالا این دیالوگ فیلم «مرد سوم» را در 12 سال گذشته قلاب کرده بودند به جایی از زندگی‌‌شان. همان زندگی کوفتی‌ای که سال 2006مجبورشان ‌کرده بود بنشینند روی سکوهای سیمانی تیم‌های محقر سری‌ب و اسم‌هایی مثل کروتونه و مانتووا و ریمینی را که تا حالا جایی نشنیده بود، به عنوان حریفان این فصل تیمشان یک جایی یادداشت کنند. و کنار آمدن با آن غرور لعنتی‌ که تمام این 12سال بیشتر از آنکه کمک‌حال‌‌ات باشد، دست‌وپاگیرت بوده. غروری که روزگار بد بانوی پیرت مجبورت می‌کرد تکه‌تکه‌اش کنی و هر کدامش را جایی خرج کنی. تکه‌ای را خرج دو جامی که اینتری‌ها ازت قاپیدند، کمی‌اش را نگه داری برای زلاتان و کاناوارو و تورام که بعد از کالچوپولی حتی برای خداحافظی هم سروکله‌شان در تورین پیدا نشد؛ و البته قسمت زیادی‌اش را برای لوئیجی دل‌نری و چیرو فررا کنار بگذاری که وسط تمام بناهای باشکوه تورین، مجسمه‌های بی‌لیاقتی نام گرفتند.

تمام این 12سال هنوز جلوی چشم‌مان است. 12سالی که سکانس به سکانس‌اش در سه‌گانه « بهشت، دوزخ، جهنم» کمدی‌الهی دانته می‌گذشت. 12 سالی مه بین دو حضور یووه در نیمه نهایی فاصله افتاده؛ از مثبت تا منفی بی‌نهایت؛ از تحقیر رئالی‌های پرمدعا با آن پروژه دهان‌پرکن «زیدان‌ها و پاون‌ها»، تا رتبه نهمی در لیگ به خزان نشسته سری آ. حتی ناجی‌ای مثل کونته هم نتوانست تغییرش دهد. دن آنتونیو با آن روحیه پارتیزانی‌اش استاد بردن جنگ‌های داخلی بود، مبارزه‌های خیابانی؛ از آنها که باید یا بکشی یا کشته شوی؛ اما برای کشورگشایی همیشه چیزی کم داشت. یکسال جلوی بایرنی‌ها تحقیر شد، ‌و سال بعد آخرین تکه غرورمان را زیر برف‌های استانبول و ورزشگاه گالا گم کرد. با یک عالمه نیش ایتالیایی برای تحقیر شدن در اروپا: «وقتی با 10یورو به رستوران 100یورویی بروی، با لگد بیرونت می‌اندازند.»

به هر حال مطمئن بودیم که دنیا آن‌قدرها  هم افتضاح نمی‌ماند. چه جایی بهتر از یک کازینو برای عوض کردن دنیای بازنده‌ها. و موناکویی که برای ما همیشه یک کازینو با احتمال برد- برد بوده. دیوید ترزگه را از همان جا برنده شدیم، با زلاتان در هتل‌های آنجا قرارداد بستیم، و البته تیری هانری را در لاتاری آخر هفته موناکو به دست آوردیم. با پیرترین تیم تاریخ یوونتوس (با 31 سال و 28روز)، جوان‌ترین تیم لیگ‌قهرمانان را پای میز بیلیارد بردیم. شبیه پل نیومن در «رنگ پول» که تام کروز جوان را پشت دستش می‌نشاند و او را پل خوشبختی‌اش می‌کند. این بار بدون رنگی از پول.

     
آی اسپورت
2015-04-30 13:55:23
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر