فهرست
فوتبال گیلان در ۹۶؛ سپیدرودی برای پنهان کردن غم‌ها
فوتبال گیلان در ۹۶؛ سپیدرودی برای پنهان کردن غم‌ها

فوتبال گیلان در ۹۶؛ سپیدرودی برای پنهان کردن غم‌ها

بهار شادشورافکن / ز قله‌ها به زیرآمد هنوز عشق جان دارد / بهار اگر توان دارد

به معجزش جوان دارد / وصال اگر چه پیر آمد هنوز عشق جان دارد / نگو نگوکه دیر آمد

بانو سیمین بهبهانی

 

آی اسپورت - بازهم رسیدیم به اینجای داستان. پایان یک سال و چرتکه انداختن اینکه چه کردیم و چه در چنته داریم و کجای ماجرا ایستاده‌ایم. اینکه نمره قبولی گرفته‌ایم یا چشم انتظار ارفاقیم و یا دل‌نگران مردودی. اینکه سال تازه را با امید رسیدن آن روزهای بهتری که عمری قرار است بیاید و ظاهرا صلاح نمی‌بیند که بیاید، بمانیم یا دل بکنیم از این انتظار بی‌انتها و کلک ماجرا را بکنیم!

اما مگر می‌شود بهار را دید و امید نبست، مگر می‌شود پایان فصل سرد را لمس کرد و ایمان نیاورد به فواره‌های سبز ساقه‌های سبک‌بار، مگر می‌شود که بی‌دلهره و دلشوره سال کهنه را به عاشقانه‌های شوق و امید فصل تازه پیوند نداد؟ نه که نمی‌شود!

اگر به کنکاش فوتبال گیلان در سال رفته بپردازیم به مانند بسیاری از سال‌های رفته نمی‌توان در آن اتفاق جالب و خوشایندی لمس کرد. کافی است که نام سپیدرود را از فوتبال گیلان در سال گذشته حذف کنیم، تا ببینیم که آنچه بر جای می‌ماند فقط شکست است و ناکامی و سرخوردگی!

از شرق گیلان که شروع کنیم شهرداری رودسر و لنگرود در لیگ دسته دوم و سوم کشور هم حتی جایی ندارند و باید لاهیجان و کلاچای را در لیگ سطح ششم کشوری (لیگ استانی) جستجو کرد. جنوب استان هم که از ابتدا تیم نداشته و گویی قرار هم نیست هرگز همتی برای دمیدن روحی تازه در لوشان و منجیل و رودبار شکل بگیرد.

داستان در غرب هم خیلی شرایط بهتری ندارد. رهپویان رضوانشهر منحل شده و آستارا همچنان از داشتن تیمی مطرح محروم است و چوکا در پایان سال گذشته به زیر گروه دسته سوم سقوط کرد و از صدقه سری آخرین بازمانده مجموعه داماشی که به شهرباران تغییر نام داده بود و بعد محو شد از فوتبال، توانست ناپلئونی به همان لیگ سه بازگردد. سال گذشته شاگرد زرنگ غرب فومن بود که تا مرحله نهایی لیگ دو بالا آمد و آنجا ناکام شد و امسال دوباره از نو شروع کرد، با قدرت و امیدوار.

شرایط در انزلی همچنان در وضعیت قرمز قرار دارد. اگر بال گشودن شاهین انزلی را به عنوان مدعی جدید فوتبال استان به فال نیک بگیریم اما خو گرفتن قوی سپید به آسمان آلوده لیگ یک خبر خوشی برای هواداران فوتبال نخواهد بود. ملوان سالی که گذشت دومین تجربه پی‌در‌پی لیگ یکی خود را پشت سر می‌گذارد و از شواهد برمی‌آید که سال بعد هم در این لیگ هت‌تریک خواهد کرد تا کم کم فوتبال ایران از یاد ببرد که روزی روزگاری ملوانی بود که بی‌ناخدا دل به دریای توفانی لیگ ایران می‌زد و دست پر به بندر باز می‌گشت.

به بزرگ‌ترین شهر شمال ایران که می‌رسیم ماجرا متفاوت می‌شود. هر چند که ناموفق بودن داماش برای کنده شدن از فراموشخانه لیگ دو، در نخستین سال شکل گرفتنش اندوه را به دل هزاران هوادار وفادارش مهمان کرد، اما خوشبختانه حاجی‌پور خسته نشد و امسال تیمی به مراتب کامل‌تر و مصمم‌تر و بااراده‌تر از سال رفته تدارک دید و حالا امید اول مرکز استان است این داماش دوست‌داشتنی، برای برگزاری یک جشن باشکوه به مانند دو سال گذشته شده، که رشتی‌ها بدجوری بدعادت شده‌اند برای داشتن این جشن‌های هر ساله!

اما داستان جذاب سال بی‌تردید متعلق به معجزه سپیدرود بزرگ بود که همه غم‌ها را با خود شست و برد. سپیدرود تیمی که گویی هزار سال از نبودنش گذشته بود، به ناگاه در دو سال توفانی بازگشتی رویایی به بازی داشت و همه را حیرت‌زده کرد. از آن بازگشت‌های افسانه‌ای منچسترگونه در فینال ۹۹، از آن بازگشت‌های لحظه آخری قهرمان جنگجویی که یک شهر به سوگش رخت عزا پوشیده بودند و از آن بازگشت‌هایی که پس از آن نام سپیدرود را بی‌تردید یدک خواهد کشید.

سپیدرود بدون مالک مشخص، بدون اتصال به منابع مالی دولتی و حتی خصوصی، بدون استراتژی صعود در ابتدای فصل و تنها و تنها با تکیه بر حمایت هواداران پرشمارش و اراده و انگیزه مربی جوانش و غیرت و تعصب بازیکنانش کاری کرد کارستان تا شهر رشت باشکوه‌ترین روز حیاتش را تجربه کند و اغراق نیست اگر بگوییم پس از به صدا در آمدن سوت پایان محمدرضا اکبریان در ساعت ۱۹:۵۵ دقیقه غروب روز دوشنبه ۱۱ اردی بهشت ماه، جمعیت کره زمین برای چند ثانیه خالی از یک میلیون رشتی بود که آن ثانیه‌های باشکوه را در آسمان به پرواز در آمده بودند!

سپیدرود در فضایی رمانتیک، رویایی‌ترین سناریو را برای بازگشت به سطح نخست فوتبال کشور تجربه کرد که هیچ کارگردان بزرگی یارای به تصویر کشیدنش نبود. سپیدرود به لیگ برتر آمد تا مرهمی باشد بر خروار خروار ناکامی و عقب‌افتادگی فوتبال استانی که بی‌تردید حقش، سهمش و ظرفیتش بسیار بیشتر از آنی است که امروز برایش اندازه زده‌اند.

سپیدرود به لیگ برتر آمد تا یادمان برود که هنوز یک ورزشگاه قابل قبول در هیچ کجای استان نداریم. اگر به همت هیات فوتبال جایگاه ویژه و خبرنگاران سردارجنگل نونوار شده اما هیچ چیز این ورزشگاه که به درستی فوتبالی‌ها نام تبعیدگاه را بر آن نهاده‌اند به دل نمی‌نشیند، نه راه صعب‌العبورش، نه فاصله غیرطبیعی سکوهایش با زمین، نه امکانات اندک رفاهی‌اش و نه نور فانوسی‌اش.

اگر نور ورزشگاه پیرشهرباران به سازی شده اما مهمترین سکوهای این ورزشگاه درست در آستانه آغاز لیگ برتر ابتدا مسدود و سپس تخریب شد تا سپیدرود لیگ برتر را در غریبانه‌ترین شکل ممکن و بدون حمایت حامیان همیشگی خود آغاز نماید. اگر کلنگ بازسازی تختی انزلی بر زمین خورده، هنوز اما به جای تخریب سکوهای حیاتی روبرو، سازه‌ای از زمین سر بیرون نیاورده است.

سپیدرود به لیگ برتر آمد تا شاید یادمان برود که به جز دو کرسی کم‌اهمیت در کمیته آموزش و کمیته ساحلی هیچ گیلانی برای رساندن فریادمان در سازمان لیگ و فدراسیون نداریم که به جنگ دوستان اصفهانی و تبریزی و جنوبی و پایتخت‌نشین مان برود و در مواقع لزوم یاری‌رسان‌مان شود.

سپیدرود به لیگ برتر آمد تا شاید یادمان برود که همین سپیدرود دو سال مالک مشخصی ندارد و در واگذاری و انتقال‌ها آنقدر بد عمل شده که هنوزا که هنوز است، هر روز یک نفر سر از خاک بیرون می‌آورد و ادعای مالکیتش را دارد و سی کیلومتر آن طرف‌تر یک روز بر سر نخواستن ملوان دعوا می‌شود و یک روز خیل مشتریان برای تصاحبش به جان هم می‌‎افتند و این وسط فقط سر فوتبال است که بی‌کلاه می‌ماند.

اما ناشکر نیستیم و همچنان امید را در بخش ویژه قلب‌های‌مان سفت و محکم چسبیده‌ایم که مبادا همین دلخوشی‌های کوچک را هم از دست بدهیم. دلخوشی داشتن سه گیلانی در جام جهانی. اینکه سید جلال حسینی را با بازوبند در برابر کریس رونالدو ببینیم و علیرضا جهانبخش را فاتح دروازه داوید دخیای اسپانیایی شود و سعید عزت‌الهی پیکه و راموس را دریبل دوطرفه بزند و جا بگذارد!

دلخوشی ماندگاری سپیدرود در لیگ برتر با هر زور و زحمتی که شده و بهبود شرایط جدولی ملوانان. دلخوشی اینکه آخرین سالی باشد که داماش‌مان را در لیگ دو می‌بینیم و شهرداری فومن هم از آن گروه همراهی‌اش کند. اینکه چوکا در آستانه صعودی دلچسب به لیگ دسته دوم است تا دوباره عقاب‌ها به قلعه بازگردند و پاس هم می‌خواهد راه بزرگی را آغاز نماید.

فوتبال گیلان همین که در سال ۹۷ تشییع جنازه سقوط نداشته باشد باید کلاه‌مان را به هوا پرتاب کنیم. اگر این پرتاب کلاه با صعود داماش و شهرداری به دسته اول توام باشد که چه شود و اگر چوکا و پاس هم به لیگ دو بیایند که دیگر نور علی نور است. هواداران ملوان در این ساعات پاک آخر سالی دست به دعا برداشته‌اند تا تیم‌شان سر و سامان بگیرد و سال بعد اینجای ماجرا نباشند.

بیاییم همه با هم دعا کنیم که سال بعد در چنین لحظاتی جایگاه‌مان بهتر و بالاتر و آبرومندانه‌تر از آنی باشد که امروز هست...

 

۱۲    
آی اسپورت
2018-03-21 15:07:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر