فهرست
ناز خریدن هم حدی دارد!
ناز خریدن هم حدی دارد!

ناز خریدن هم حدی دارد!

آی اسپورت - هر ساله در فصل نقل و انتقالات بیشتر بازیکنان خیلی طبیعی و بدون اما و اگر به باشگاه رفته، قرارداد خود را بسته یا تمدید می کنند و در نهایت از همان هفته اول شروع تمرینات بدنسازی‌شان را زیر نظر کادر فنی استارت می‌زنند. عده کمتری کمی دیرتر و با چکش‌کاری رقم قراردادهای مدنظرشان در نهایت تن به امضای قرارداد داده و از هفته دوم در تمرینات گروهی شرکت می‌کنند ولی همیشه درصدی هم هستند که یا تلفن جواب نمی‌دهند، یا مدیربرنامه‌های‌شان ادعا می‌کنند از اروپا و حوزه خلیج فارس پیشنهادهای آنچنانی دارند و یا کلا ترجیح می‌دهند در بدنسازی ابتدای فصل حضور نداشته باشند! در عوض تصاویر تمرینات سفت و سخت‌شان زیر نظر بدنساز اختصاصی در سالن‌های پیشرفته بدنسازی با ابزار و تجهیزات مدرن را در صفحه شخصی‌شان منتشر می‌کنند تا شاید فالوورهای بیشتری داشته باشند!

نکته مهم در این بین اصرار باشگاه‌ها برای برقراری ارتباط با این قبیل بازیکنان است. نفراتی که اغلب ستاره یا پدیده لیگ هم نیستند و فقط حاشیه‌های مخصوص به خودشان را برای گروهی از طرفداران خاص مدنظرشان دارند. فوتبالیست‌هایی که در کنار فوتبال به حرفه‌های دیگری مانند خوانندگی، بازیگری، مدلینگ یا از این قبیل هم می‌پردازند و هرگز همه توان و تفکرشان را برای فوتبال صرف نمی‌کنند.

آنچه به سوء مدیریت در این قبیل موارد مربوط می‌شود اصرار برخی مدیران باشگاه‌ها به جذب یا تمدید قرارداد این دسته از فوتبالیست‌هاست. واسطه کردن این و آن و یا برگزاری جلسات نیمه شب در دفاتر خصوصی مدیران یا صرف شام و قهوه در رستوران‌های لاکچری بالای شهر و حتی اضافه کردن آپشن‌هایی مانند ویلا و ماشین همه و همه، فقط برای این است که رقبا با فلان فوتبالیست قرارداد نبندند! نوعی چشم و هم‌چشمی که البته سودش به جیب دلال‌ها و دودش به چشم هوادار می‌رود! در حالی که صرف چنین هزینه‌ها و یا انرژی برای فوتبالیستی که مشابه‌اش با ارقامی خیلی کمتر در فوتبال زیاد است نه تنها بازده مورد نظر کادر فنی را ندارد بلکه در نهایت ضرری میلیاردی روی دوش باشگاه می‌گذارد.

فوتبالیست ایرانی اگر فوتبال بلد باشد همه جا خریدار دارد وگرنه بسته به توانایی‌هایش از لیگ‌های تایلند، سنگاپور، لهستان، نروژ، سوئد، تیم‌های درجه دو ترکیه و امثال آن سر در می‌آورد. بماند که بازیکنی همچون مرتضی پورعلی‌گنجی راهی لیگ چین شد و یا خالد شفیعی به لیگ کره جنوبی رفت که هر دو لیگ‌هایی معتبر در فوتبال آسیا دارند.

به تازگی شاهد بودیم بختیار رحمانی که در دوره کی‌روش دو سال پیش در اردوهای تیم ملی هم دعوت می‌شد راهی لیگ دسته اول قطر (سطح دوم فوتبال قطر) شد. قطعا این بازیکن با پایین آوردن سطح توقع مالی‌اش می توانست در ایران خودمان فوتبال بازی کند و حتی با درخشش مجدد از سوی ویلموتس به اردوی تیم ملی دعوت شود ولی ایجنت‌ها و یا بهتر است بنویسیم دلال‌هایی که دور و بر بازیکنان هستند بدون در نظر گرفتن صلاح بازیکن‌شان تنها به حق دلالی خود فکر می‌کنند و با این قیمت بالای دلار اینکه کجا 1000 دلار بیشتر می‌توان پول درآورد. قطعا بازی در لیگ دسته یک قطر افت بزرگی برای فوتبالیستی مانند بختیار رحمانی محسوب می‌شود که از ارکان اصلی قهرمانی فولاد خوزستان در لیگ برتر بود. بی‌شک بازی در لیگ دسته دو هیچ ایرادی ندارد ولی لیگ دو داریم تا لیگ دو! سعید عزت‌اللهی و کریم انصاری‌فرد هم به لیگ دسته یک یا همان چمپیونشیپ انگلیس رفتند که از کیفیت بالایی برخوردار است.

البته هستند عده‌ای از بازیکنان که حاضر هستند در اروپا توپ بزنند و برای همین تن به هر پیشنهادی می‌دهند و برای‌شان فرقی نمی‌کند در لیگ سوئد باشند یا بلژیک و یا نروژ! علیرضا حقیقی و سوشا مکانی در این دو کشور چه عاقبتی پیدا کردند؟ یکی تیم ملی را از دست داد و دیگری پرسپولیس را! فرشاد احمدزاده راهی لهستان شد و در اوج عصبانیت هواداران و با تصمیم شخصی مدیرعامل باز به پرسپولیس برگشت! مهرداد پولادی که در جام جهانی لیونل مسی را آزار داد، بهشاد یاورزاده، رضا حقیقی و محسن بیاتی‌نیا همگی با سابقه بازی برای تیم ملی، استقلال و پرسپولیس از لیگ تایلند سردرآوردند! چند ملی‌پوش هم دوران موفق و البته ناموفقی را در لیگ یونان سپری کردند و بعد به تیم‌های دیگر رفتند.

جالب‌تر اینکه تقریبا بیشتر این دست فوتبالیست‌ها پس از ناکامی در لیگ‌های نامعتبر خارجی به کشور و فوتبال خودمان برگشته‌اند چون می‌دانند بیرون از ایران نمی‌توانند خود را بالاتر از آن چیزی که هستند ارائه کنند!

وجود کمیته فنی در باشگاه‌های معتبر دنیا که با هزینه بخش خصوصی اداره می‌شود چنین اجازه‌ای را به مدیرعامل نمی‌دهد که برای لجبازی با فلان تیم رقیب، قول ویلا و ماشین آخرین سیستم با ارقامی چند برابر ارزش واقعی بازیکن را به کسی بدهند و فوتبالیست کم‌ارزش به خدمت بگیرند! اتفاقی که در سایه حرفه‌ای شدن فوتبال ایران که تنها در حرف است، شاهد تولدش بوده و هنوز هم هستیم!

از این نکته هم نباید غافل شویم که با توجه به روابط سیاسی ایران با برخی کشورهای منطقه مثل امارات رفتن بازیکن به این کشور ممنوع است و می‌توان گفت تنها مقصد فوتبالیست‌های ایران به حاشیه خلیج فارس کشور قطر است. از آنجایی که تیم‌های قطری با خرج کردن پول بازیکنان باکیفیتی از آفزیقا و برزیل و اروپا به خدمت می‌گیرند و برای میدان دادن به بازیکن خارجی محدودیت دارند، حضور بازیکنان لیگ برتر ایران در این کشور به راحتی و مثل سابق نیست و قطعا با رقمی بالاتر از تیم‌های ایرانی نمی‌توانند در تیم‌های مطرح قطری و یا حتی ترکیه‌ای حضور پیدا کنند.

کارشناسان و هواداران دوآتشه فوتبال در ایران هم از ناز کردن زیادی برخی بازیکنان و البته کنار آمدن و خریدن ناز این بازیکنان توسط مدیران به ستوه آمده‌اند و اکثریت معتقدند که مدیران نباید به هر قیمتی دنبال راضی کردن ستارگان کاغذی تیم باشند و می‌شود با یک سقف مشخص در ثبت قراردادها و البته پایبند بودن فدراسیون و باشگاه‌ها به آن بدون دور زدن و قراردادن آپشن‌های متفاوت و یا پیشنهاد نجومی از سوی تیم رقیب سطح توقعات این دسته از بازیکنان را پایین آورد. قطعا فوتبالیستی که فوتبال در اولویتش باشد نه بازارگرمی و پول زیاد، اگر پیشنهاد خوبی از خارج ایران نداشته باشد با ارقامی کمتر و در چارچوب سقف تعیین شده در ایران خواهد ماند و بازی خواهد کرد.

باشگاه‌ها می‌توانند با میدان دادن به بازیکنان جوان در هزینه‌ها صرفه‌جویی کرده و زمینه ارزآوری برای تیم را فراهم کنند البته به شرطی که هواداران هم در کسب نتیجه صبر پیشه کنند و با شعار و خط‌گیری مدیران پایبند به این قانون را تحت فشار قرار ندهند. البته با وجود دولتی بودن و عدم پایداری مدیریت و حضور انواع دلال‌ها در فوتبال باشگاهی ایران از این ضرب‌المثل نباید غافل شد: «خرج که از کیسه مهمان بود، حاتم طائی شدن آسان بود»...

مشرق

۷    
آی اسپورت
2019-07-17 23:24:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر