فهرست
معجزه سادگی
معجزه سادگی

معجزه سادگی

آی‌اسپورت- پس از شروع مجدد رقابت‌های فصل جاری بوندسلیگا، همگان منتظر بودند تا ببینند چه کسی نخستین گل لیگ بعد از تعطیلی را به ثمر می‌رساند؟ جواب ساده و روشن بود؛ «ارلینگ برات هالند». اصلاً چه کس جز او می‌توانست این کار را انجام دهد؟ به نظر می‌رسد در فوتبال مدرن امروزی کمتر کسی همچون او به جزئیات توجه می‌کند. کمتر کسی همچون او می‌تواند به راحتی مشکل وصالِ هیجان‌انگیزِ توپ به تور را حل کند. بنابراین پربیراه نیست اگر بگوییم هیچکس دیگری همانند او برای فردا ساخته نشده است.

گل هالند به شالکه ساده و بی‌آلایش بود؛ او ارسال زمینی «تورگان آزار» را با یک شوتِ سر‌ضرب به تور دروازه «معدنچی‌ها» چسباند. این توصیف اما به هیچ عنوان از کیفیت گل نمی‌کاهد. زمان‌بندی ستاره پرفروغ نروژی برای فرار به موقع از کمند آفسایدگیری و سپس جایگیری صحیح و بی‌نقص جلوتر از مدافع شالکه برای زدن ضربه نهایی، کاری نیست که از پس هر کسی برآید. حتی ضربه پایانی او هم از کیفیت خاصی بهره می‌برد؛ ارلینگ پای خود را به سمت توپ دراز کرد و با درک درست از هم‌زمانی قدرت، سرعت و شناختن زوایا توانست «مارکوس شوبرت» را به ساده‌ترین اما زیباترین شکلِ ممکن تسلیم کند.

این خصوصیات منحصربفرد حتی تحسین «استفن جی گولد» بیولوژیست مطرح و قهار نشریه «Triumph and Tragedy in Mudville» را برانگیخته است. محاسبات لازم برای این نمایش ورزشی بزرگ از نظر او غیرقابل تصور هستند: «به بیانی ساده می‌توان گفت که حرکت مورد نیاز جهت رساندن توپ به تور، شاید بیشتر از زمانِ در دسترس پروسه‌ای زمان‌بر باشد. بنابرین یک تصمیم‌گیری هوشمندانه به تنهایی نمی‌تواند موفقیت را تضمین کند. با این حال توانایی مشخص هالند فیزیک قوی و مناسب او است. بازیکنان اصولا در مقیاس‌های مختلف پیشرفت می‌کنند. در سال ۱۹۵۴ در شوروی درباره مهاجم درخشان شانزده ساله‌ای در تیم تورپدو مسکو به نام ادوارد استرلتسوف صحبت‌هایی مطرح بود. به دلیل آب و هوای خاص شوروی، لیگ این کشور همواره در جنوب آغاز میشد و نخستین دیدار تورپدو در شهر مسکو در حقیقت ششمین بازی فصل این تیم به حساب می‌آمد. جایی که در پایتخت برابر لوکومتیو مسکو به میدان رفتند. استرلتسوف توپ را گرفت و به فضا برد، از دو مدافع با قلدری عبور کرد و پس از گذر از یک مدافع دیگر، توپ را با یک ضربه دقیق به تور دروازه رساند. الکساندر نیلین، نویسنده کتاب بیوگرافی استرلتسوف، درباره آن از واژه "معجزه سادگی" استفاده کرده. گلی که نبوغ او را تایید کرد. نبوغی که در عین سادگی، بی‌همتا بود.»

در سال ۱۹۵۴ فوتبال در مسیر تکامل قرار گرفت و دفاع چهار نفره و منطقه‌ای در برزیل تازه پا به قید حیات گذاشته بود. «ویکتور ماسلوف» سرمربی تیم «رادیکال تورپدو» پس از یک فصل دوری در سال ۱۹۵۷ به میادین بازگشت. کسی که در دهه پیش‌رو در پرسینگ و سیستم ۲-۴-۴ در دیناموکیف پرچم‌دار بود. پایه‌ها و قواعد بازی که برای ۲۵ سال مصون بودند، در آستانه تغییر قرار گرفتند و به یکباره پسر شانزده ساله‌ای ظهور کرد که برایش عبور از مدافعان و گلزنی، همانند نوشیدن یک لیوان آب، آسان بود.

ادامه این داستان یکی از اسرار بزرگ ورزش شوروی است! استرلتسوف به یک ستاره تبدیل شد، در عصر «نیکیتا خروشچف» اما ستاره بودن در شوروی شرایط راحتی نداشت. ۶۲ سال پیش در دوشنبه روزی، استرلتسوف به جرم تجاوز به یک زن در جشن آخرین شب اردوی تیم پیش از شروع رقابت‌های جام جهانی متهم شد. او به همین دلیل به مدت شش سال پشت میله‌ها رفت و دوران محکومیت خود را در زندان‌های بدنام شوروی گذراند! پرونده او در طول تاریخ برای هواداران و کارشناسان جذاب بوده. حتی «گری کاسپاروف» کمپینی آغاز کرد تا نام او را از این اتهام کثیف مبری کند. «اکسل وارتانیان» هم برای سه دهه در آرشیو «KGB» جست‌وجو کرد تا بفهمد واقعا چه اتفاقی در آن دوران برای ستاره روس افتاده ولی هر بار که یافته جدیدی پیدا می‌کند، بیشتر به بیگناهی او پی می‌برد. به این ترتیب اتهام تجاوز جای خود را به تئوری‌های مختلف توطئه داد. زنجیره اتفاقاتی که باعث شد هنر او به حاشیه رانده شود. هنری که فوتبال را با ساده‌ترین حرکات قلم روی بوم نقاشی می‌برد و از آن یک شاه‌اثر تماشایی خلق می‌کرد.

حالا سال‌ها از آن دوران گذاشته و ما با پدیده دیگری مواجه شده‌ایم. پدیده‌ای که همانند استرلتسوف به چیزی جز خلق یک شاه‌اثر نمی‌اندیشد و برای این کار به چیزی فراتر از حرکات ساده قلم اعتقاد ندارد. لحظه‌ای به گل دوم هالند برابر پاری‌سن‌ژرمن در ماه فوریه فکر کنید. چه واکنشی جز لبخند بر سادگی آن می‌توانید داشته باشید؟ یا واکنش «بابی رابسون» در سال ۱۹۹۶ به گل «رونالدو نازاریو» برابر کامپوستلا را به یاد بیاورید که با ناباوری سر خود را گرفته بود که چگونه یک بازیکن می‌تواند فوتبال را چنین آسان نشان دهد.

هالند اکنون تنها ۱۹ ساله دارد و جالب اینکه رونالدو در زمان زدن آن گل هم فقط ۲۰ سال داشت. استرلتسوف هم ۱۶ ساله بود. این ارقام شاید سعی دارند به ما بگویند که تنها جوانان هستند که می‌توانند فوتبال را ساده و بی‌آلایش بازی کنند چرا که هنوز تجربه بالایی کسب نکرده‌اند. اما واقعیت امر چیزی فراتر از این‌هاست؛ واقعیت این‌ست که «ساده بازی کردن» کار آسانی نیست و این جوانان با ارائه چنین سبکی، دست به کار بزرگی زده‌اند.

حال شاید بپرسید اگر فوتبال اینچنین آسان است، چرا بازیکنان فوتبال همیشه اینچنین ساده و آسان بازی نمی‌کنند؟ در پاسخ به این سوال باید بگوییم زیرا فوتبال آسان نیست! هالند، رونالدو و استرلتسوف نه برای سریع‌تر و قوی‌تر بودن خود نسبت به حریفان، بلکه به خاطر فضای ایجاد شده و درک خود از موقعیت‌ها توانستند گلزنی کنند. آن‌ها می‌دانستند توپ را کجا ببرند، چه مقدار فشار اعمال کنند و چگونه مدافعان را کنار بزنند. گولد در صحبت‌هایی جمله زیبا و البته درستی داشت: «اینکه آنها کاری را آسان انجام می‌دهند، به این معنا نیست که نبوغ ندارند و آن کار ساده است.»

بله؛ آسانی بعضی از صحنه‌های گلزنی نوابغ فوتبال، شاید باعث شود ما قدرشان را آنطور که باید و شاید ندانیم. از ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ از استرلتسوف انتقادات فراوانی انجام میشد چرا که بسیاری فکر می‌کردند او در زمین کار خاصی انجام نمی‌دهد. همین انتقادات و طلب انجام کار خاص (!) از دید منتقدین، به این ستاره جوان ضربه زد. حتی رونالدو هم علیرغم استعداد بی‌بدیلش، دوران سخت زیادی را پشت سر گذاشت. هنوز هم کسی راز شب قبل از فینال جام جهانی ۱۹۹۸ را نمی‌داند اما همه می‌دانند مصدومیت‌ها دوران او را محدود کرد.

بگذارید حداقل با خودمان صادق باشید؛ ما عادت داریم این مهاجمان را قهرمانانی از بهشت با توانایی انجام کارهایی خارق‌العاده ببینیم اما فراموش می‌کنیم که علیرغم این استعداد، نباید مسائل فیزیکی، روحی و روانی را نادیده بگیریم. از خاطر می‌بریم که آنها می‌توانند کارهایی انجام دهند که به چشم ما نیامده. اینکه یک مهاجم دو مدافع حریف را به خود مشغول کند، اتفاق کمی نیست و می‌تواند فرصت را در اختیار سایر بازیکنان هم‌تیمی قرار دهد. حال اگه فکر می‌کنید این اقدام، کار خاصی نیست از خود این سوال را بپرسید: «آیا هر مهاجمی می‌تواند دو مدافع را به خود مشغول کند؟»

هالند یک بازیکن فوق‌العاده است که می‌تواند فوتبال را بسیار ساده به نمایش بگذارد. کسی که اضافه‌کاری نمی‌کند و با سادگی دروازه حریفان را فرو می‌ریزد. با این حال ما نباید به خود اجازه دهیم که انتظار داشته باشیم درخشش او در تمام بازی‌ها روی پرده برود. او هم یک انسان است. بالا و پایین در زندگی همگان وجود دارد. اجازه دهیم این هنرنمند در کنار ما راحت و آسان زندگی کند، درست همانطور که فوتبال را برایمان روی بوم می‌برد.

۳    
آی اسپورت
2020-05-29 11:38:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر