فهرست
نراتزوی و جالوروسی در مسیری موازی
نراتزوی و جالوروسی در مسیری موازی

نراتزوی و جالوروسی در مسیری موازی

آی‌اسپورت - مثل کاراکترهای ترانه‌یِ "مردی که جهان را فروخت" از دیوید بویی، اینتر و رم هم «مدت‌ها پیش بالای پله‌ها از کنار هم رد شدند». این مدت در واقع 10 سال است، زمانی که در فوتبال یک عمر به حساب می‌آید. 10 سال پیش بود که کالچوپولی تمام نظم سلطنت سری آ را از هم پاشید و نراتزوی و جالوروسی را برای تاجگذاری در دوران جدید به جنگ هم فرستاد.

خصومت ایجاد شده در این دوران، به خصوص بین هواداران جوان‌تر هنوز باقیست. غیر از دربی‌های محلی مقابل آ.ث میلان و لاتزیو، تیم‌های کمی هستند که اینتر و رم از شکست دادنشان، به اندازه‌یِ پیروزی مقابل هم لذت ببرند. حتی یوونتوس، دشمن بزرگ همه هم چندین سال منفرویت خودش را بین بزرگان سری آ از دست داده بود (اتفاقی که البته با مونوپولی دوباره‌یِ بیانکونری روی لیگ و ترنسفرها به شکل سابقش بازگشته).

حالا بعد از گذشت چندین سال، رقابت بین اینتر و رم روز به روز بیشتر شبیه سنتی نخ‌نما می‌شود. دو تیم و تماشاگرانشان پیش از این دلایل زیادی داشتند که یقه‌یِ هم را بگیرند، اما بازی این فصل نسخه‌یِ متفاوتی از جدال همیشگی بود.

بین سال‌های 2006 تا 2009 اینتر و رم با فلسفه‌هایی متفاوت و در بسیاری موارد متضاد، برای قهرمانی اسکودتو می‌جنگیدند. مبنای کار رمی‌ها تاکتیک‌های خلاقانه‌یِ لوچانو اسپالتی بود که جذاب‌ترین فوتبال سال‌های اخیر سری آ را پدید آورده بود. حتی درخشش کاپیتان فرانچسکو توتی هم در قالب طرح‌ها و استراتژی‌های تاکتیکیِ اسپالتی قرار داشت. اینتر در نقطه‌یِ مقابل اتکایش به مهاجمینی بود که نقش ارتشی یک نفره را بازی می‌کردند: اول زلاتان ابراهیموویچ، بعد دیگو میلیتو.

رم در این دوران تیمی بود متشکل از بازیکنان ریزنقش، سریع و تکینیکی، بازیکنانی مثل سیمونه پروتا، لودویک ژولی، سیسینیو، رودریگو تادی و آمانتینو مانسینی. اینتر اما در پست‌های مختلف بازیکنانی غول‌پیکر داشت: پاتریک ویرا، ماریو بالوتلی، مارکو ماتراتزی، داویده سانتون... این بازیکنان وقتی زورشان از نظر تکنیکی و تاکتیکی به حریف نمی‌رسد با دویدن و جنگیدن و خطا کردن به پیروزی می‌رسیدند.

فلسفه‌یِ دو تیم در خلاصه‌ترین شکل ممکن تقابل مغز و عضله بود. این تفاوت در تمام رده‌های دو باشگاه دیده می‌شد. حتی وقتی تاکتیسین نابغه‌ای مثل ژوزه مورینیو هم سال 2008 به نراتزوری پیوست، از مدلی که پیش از او در تیم بود پیروی کرد.

اما امروز دیگر دو تیم رویکرد و فلسفه‌یِ سابقشان را رها کرده‌اند. اینتر و رم دیگر تنها مدعیان فتح سری آ نیستند، و اصلا بین دو مدعی اول هم جایی ندارند و سقوطشان باعث از بین رفتن معنای رقابتشان شده. اسپالتی فوتبال سریع و سیرش را کنار گذاشته و به بازیکنان فیزیکی اتکا کرده. خط میانی رم پر است از این بازیکنان: راجا ناینگولان، کوین استروتمن، دانیله دروسی. در خط حمله هم یک مهاجم کلاسیک به نام ادین ژکو بازی می‌کند.

اینتر در سوی دیگر رویکردش نسبت به خرید بازیکنان را تعدیل کرده است. روبرتو مانچینی مهره‌های تکنیکی‌ای مثل ایوان پریسیچ و استوان یووتیچ را به سن سیرو آورد و فرانک دی بوئر این راه را با ژائو ماریو و آنتونیو کاندروا ادامه داد. هر دو تیم هم تلاششان برای رشد دادن استعدادهای ایتالیایی را کنار گذاشته‌‌اند به شدت متوسل به بازیکنان خارجی شده‌اند.

اینتر و رم برای بازگشت به دوران اوج دست به استفاده از مربیان خارجی هم زدند (رافا بنیتز و رودی گارسیا)، و بعد دوباره به چهره‌های قدیمی‌شان بازگشتند (مانچینی و اسپالتی). هیچکدام از این رویکردها نتیجه‌یِ کاملا مشخص و سر راستی نداشته و دلیلش هم مالکین جدید و خارجی دو باشگاه بودند که موفق نشدند به طرح‌هایی که داشتند جامه‌یِ عمل بپوشانند.

با اینکه اینتر و رم هنوز هم جزو کاندیداهای شکستن سلطه‌یِ مطلق یوونتوس هستند، اما به نظر نمی‌رسد هنوز آماده‌یِ این چالش باشند، چون هر دو تیم دنبال هویت تاکتیکی خودشان هستند، هویتی که گمش کرده‌اند.

قولی معروف است که می‌گوید ما از نخوت دیگران بیذاریم چون نخوت خودمان را به یاد می‌آورد. اما از منظر نراتزوری و جالوروسی دیگر هیچ نخوتی باقی نمانده و هوادارنشان نمی‌توانند اشتباهات یکدیگر را به باد انتقاد بگیرند، چون تیم خودشان مرتکب همه‌یِ آن‌ها شده است. شاید روزی دوباره رقابتی واقعی بین اینتر و رم بر پا شود، روزی که فقط برای دوم بودن در لیگ، که تقریبا هیچ ارزشی ندارد، نجنگند. تا رسیدن این روز اما بهتر است هر دو تیم به جای سرکوفت زدن به هم از اشتباهاتشان درس بگیرند.

۳    
آی اسپورت
2016-10-03 12:28:00
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر