فهرست
به کجاها برد این «امید» ما را؟
به کجاها برد این «امید» ما را؟

به کجاها برد این «امید» ما را؟

آی اسپورت - کوه تیم ملی امید باز هم موش زایید و با مجموعه اتفاقاتی که برای آن در این هفته رخ داد باید هنوز مسابقات شروع نشده سطح توقعات‌مان را از آن پایین بیاوریم. سال‌هاست که اتفاقات برای تیم ملی امید پیش از شروع مسابقات و خارج از زمین رقم می‌خورد و کار به مسابقه و دیدار نمی‌کشد. آنطور که به نظر می‌رسد قرار است یک نسل دیگر از ستاره‌های جوان و جویای نام فوتبال ایران زیر سایه بی‌تدبیری‌های همیشگی متولیان فوتبال ایران بسوزند و نابود شوند. پیش از این هم در‌خصوص انتخاب فرهاد مجیدی به‌عنوان سرمربی تیم ملی امید بدون هیچ تجربه مهم و طلایی مربیگری تردیدهای فراوانی وجود داشت ولی حالا با رفتن فرهاد مجیدی و نشستن حمید استیلی بر صندلی هدایت تیم ملی امید باید با دستانی لرزان تیم را راهی رقابت‌های انتخابی المپیک کنیم. انتخابی عجیب که دومینوی انتخاب‌های عجیب و غریب صندلی هدایت تیم ملی امید را تکمیل کرد. به راستی اگر از مسئولان فوتبال کشورمان بپرسیم تنها دو ویژگی مشترک که نشان‌دهنده فلسفه و نگرش فوتبالی شما درباره تیم ملی امید باشد و در میان سه مربی آخر این تیم مشترک باشد را نام ببرید، آیا می‌توانند؟ من که بعید می‌دانم چرا که اساساً چیزی به این اسم در میان گردانندگان فوتبال ما وجود ندارد.

امیدها پروژه صعود به المپیک را دو سال پیش با کرانچار استارت زدند و علی‌رغم صعود به دور نهایی انتخابی این رقابت‌ها با کرانچار خداحافظی کردند. دلایل اخراج کرانچار از تیم ملی امید هیچ‌گاه دقیق بیان نشد اما پس از رفتن کرانچار فدراسیون وارد فاز جدیدی شد و سکان هدایت تیم ملی امید را به فرهاد مجیدی جوانی داد که تنها پس از اخراج شفر در چند بازی پایانی هدایت استقلال را در کارنامه داشت. انتخاب مجیدی به اندازه کافی جنجالی بود تا ترکیب کادرفنی تیم را به هم بزند و شاهرودی و بختیاری‌زاده به نشانه اعتراض به همکاری با تیم ملی امید پایان دهند. پس از آن بود که با خالی شدن اعوان و انصار تیم ملی امید حمید استیلی که از روزهای ابتدایی با این تیم بود و حضورش منجر به چالش‌هایی با مجیدی شده بود به صندلی تیم ملی امید رسید.

 صندلی تیم ملی امید خیلی راحت می‌تواند به اولین گزینه‌های موجود برسد و گویا در انتخاب آنها نه سیاست‌گذاری‌ها مهم هستند و نه خط مشی‌ها، اگر اساساً وجود داشته باشند. همه این بی‌نظمی‌ها، عدم ‌برنامه‌ریزی‌ها و تصمیمات خلق‌الساعه حول تیم ملی امید در حالی است که ما امسال در گروه مرگ رقابت‌های انتخابی المپیک قرار داریم و سختی مسابقات در کنار حسرت بزرگ عدم صعود به المپیک می‌طلبید که تیم با قدرت کامل و برنامه مشخص در رقابت‌ها حاضر شود. تیم ملی امید مثل بار اضافی بر دوش فدراسیون سنگینی می‌کند و از آنجایی که گوشه‌ای از مسئولیت این تیم هم به کمیته ملی المپیک می‌رسد فرصت برای شانه خالی کردن مدیران و مسئولان فوتبال کشورمان از زیر بار نتایج احتمالی آن وجود دارد. فرزندی ناخواسته که کسی فرصت و وقت لازم برای آن را ندارد و مدام بین مسئولان مختلف پاسکاری شده و نهایت کارش به اضافه شدن یک چهار سال دیگر به سال‌های حسرت المپیکی شدن ما ختم می‌شود. عددی که همه این سال‌ها با ما دویده است. زمانی که من پیگیری فوتبال را به صورت جدی به‌عنوان یک هوادار شروع کرده بودم تیم ملی در پی شکست حسرت ۱۶ ساله عدم حضور در المپیک بود و حالا این عدد به ۴۴ سال کشیده است. کمی بعد لابد تیتر خواهیم زد: «نیم قرن در حسرت المپیک!»

۲    
آی اسپورت
2019-10-10 07:05:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر