فهرست
عقده گشایی
عقده گشایی

عقده گشایی

آی‌اسپورت- عقده‌گشایی؛ این اولین گزاره‌ای است که با مشاهده‌ی تصویر میز عادل فردوسی‌پور در بساط یک هندوانه‌فروش در رباط کریم به ذهن متبادر می‌شود؛ یک‌جور انتقام‌جویی به سبک چیپ و کودکانه؛ درست شبیه اقدام تلافی‌جویانه‌ی دانش‌آموز تنبلی که از تحقیر خود و تشویق دیگران به ستوه آمده‌ و در هنگام خروج از کلاس با کلی برنامه‌ریزی قبلی، در یک هجوم وحشیانه عینک شاگرد اول کلاس را می‌شکند و به خیال خود انتقام تمام سرکوفت‌ها را گرفته‌است.

تقابل علی فروغی، مدیر شبکه‌ی سوم سیما و عادل‌فردوسی‌پور، مجری و تهیه‌کننده‌ی برنامه‌ی نود هم ریشه در  میل به قدرت دارد؛ به‌گونه‌ای که مدیر تاب یکه‌تازی شاگرد اول شبکه‌ را ندارد و به علت نداشتن عدم درک چارچوب‌های مدرن برنامه‌سازی، چاره‌ای جز حذف برنامه‌ای پیش‌رو و استاندارد که در برابر سانسورها و دخالت‌های او می‌ایستد، ندارد. طبیعی است کسی اقدام پسربچه‌ی تندرو رسیده به میز ریاست را تأیید نمی‌کند و عوام و خواص دنیای فوتبال و رسانه او متهم می‌دانند. پس زمان انتقام فرا‌ می‌رسد؛ ابتدا دکور برنامه جمع می‌شود، سپس میز را از جایگاه یک برنامه‌ی فرهنگی-ورزشی تا جایگاه هندوانه فروشی سقوط می‌دهند؛ گویی اعتبار برنامه‌ی نود و عادل، وام‌دار این دکوراسیون بوده‌است که حالا با زدن چوب حراج به آن، اعتبار تهیه‌کننده و مجری این برنامه به تاراج رفته باشد و در جنگ محبوبیت و قدرت، دشنه‌ی کارسازی به ساختار شهرت و اعتبار او وارد آمده باشد.

این کینه‌ورزی آشکار، چیزی جز خودزنی یک مدیر نیست که اتاق فکر او در انتهای یک بن‌بست است که حتی پنجره‌ای رو به بیرون ندارد؛ او آنقدرها تدبیر ندارد که بداند بازمانده‌ی برنامه‌ای که در بیست‌سالگی جوان‌مرگش کرده‌است، جزیی از موزه‌ی خاطرات و البته دستاوردهای شبکه‌ی سوم سیماست که باید جاودانه شود. علی فروغی که امروز در رأس قدرت است و این چنین به جنگ محبوبیت و شهرت و البته اعتبار یک تهیه‌کننده و مجری در سطح ملی رفته است، باید بداند تاریخ مصرف و اعتبار او مقطعی و بواسطه‌ی قدرتی است که در حال حاضر سکان‌دار آن است. او امروز راهی را در پیش گرفته است که در تاریخ قضاوت خوبی در موارد مشابه‌اش نشده است و بر عکس مغضوبان قدرت، شایسته و ناشایسته به نمادهایی مردمی بدل شده‌اند.

عادل فردوسی‌پور دیر یا زود به جایگاه خود در سیمای ملی باز می‌گردد، جایگاهی که برای او سکوی پرواز به قلب‌های مردم بوده‌است. اما داستان میز او در یک هندوانه‌فروشی نقطه‌ی تاریکی در تاریخ سیاست‌گذاری سیمای ملی خواهد بود که به استعداد برتر خود پشت کرد و او را خانه‌نشین کرد.

پی‌نوشت: این میز ۱۰۰ میلیونی محکوم به تحمل وزن یک ترازو است؛ روزگاری در برنامه‌ی نود ترازوی عدالت، روزی در رباط کریم ترازوی هندوانه؛ جالب است درون هردو سرخ آتشین است و شایسته‌ی شعار به شرط چاقو

۲۶ ۳  
آی اسپورت
2019-05-13 11:11:00
نظر دهید

۳ نظر
hasan
دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۲۴
هندوانه فروش کنار جاده این میز رو با خودش میاره روش هنداونه می فروشه؟ می خواین داستان بگین فردوسی پور رو یاد آوری کنین چرا مغز بقیه رو بازی می گیرین؟ خود این داستان عقده گشایی نیست؟
محمد ب
دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۳۹
آقا واسه من ناموسا سوال پیش اومده، آخه این خبر رو تو چن تا خبرگزاری دیدم
از کجا فهمیدن این همون میز برنامه نوده؟
Ashkan Blue
دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ۱۸:۲۷
معلومه مدیر شبکه از میز فردوسی پور هم ترس داشته
واسه همین مفت بخشیدنش
که اینطوری دست این هندوانه فروش افتاده
فروغی آدم به شدت عقده ای هستی
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر