فهرست
آنالیز ویژه؛ کاشیما چطور پرسپولیس را برد؟
آنالیز ویژه؛ کاشیما چطور پرسپولیس را برد؟

آنالیز ویژه؛ کاشیما چطور پرسپولیس را برد؟

آی اسپورت - کاشیما با آرایش ۱-۳-۲-۴ خود که در فاز دفاع تبدیل به ۲-۴-۴ می‌شود در مقابل آرایش ۲-۴-۴ لوزی پرسپولیس راهی میدان شد. پرسپولیس تیمی با فلسفه‌ای مبتنی بر پرس، کانترپرس و حملات سریع است. آنھا معمولا در فاز دفاع فضایی در عمق و مرکز زمین به حریف نمی‌دهند و پایه حملات آنها نیز از مرکز زمین شکل می‌گیرد؛ در طرف مقابل کاشیما تیمی است که در فاز حمله بسیار باز و عریض بازی می‌کند و مبنای حملات آنها از کناره و هف‌اسپیس‌ها شکل می‌گیرد. بدیهی است که پرسپولیس هشت بازیکن در مرکز دارد و تنها دو بازیکن (فولبک‌ها) در کناره‌ها هستند و کاشیما چهار بازیکن در کناره‌ها دارد پس دو تیم با توجه به داشته‌های خود و ضمنا کاملا متعهد به فلسفه خود راهی میدان شدند. عکس زیر آرایش کاشیما را در فاز حمله نشان می‌دهد.

1
1

در نیمه اول کاشیما سعی کرد با پرس از نیمه (و بعضا پرس از جلو) پرسپولیس را تحت فشار بگذارد، سوزوکی و سرجینیو به عنوان مھاجم و سعی می‌کردند مانع رسیدن پاس‌ها مدافعین پرسپولیس به کمال کامیابی‌نیا شوند و معمولا روبروی دو مدافع مرکزی جایگیری می‌کردند. در میانه زمین نیز چهار هافبک کاشیما به صورت خطی نزدیک به چهار مدافع بازی می‌کردند تا فضای ایده‌آلی نصیب پرسپولیس نشود. تا دقیقه 30 فولبک‌های کاشیما ایستا بازی می‌کردند و اجازه نفوذ نداشتند تا با شرایط بازی خو بگیرند. نکته اصلی اینجاست که پرسپولیس بر خلاف دیدارهای قبلی مقابل الدحیل و السد در مقابل تیمی قرار گرفته بود که اولا به خوبی پرس می‌کند (همانند پرسپولیس) و ضمنا برخلاف دیگر تیم‌های آسیایی تمایل زیادی به بازیسازی سریع در عرض دارد، برخلاف الدحیل و السد که بیشتر تمایل به مالکیت توپ و فوتبال پوزیسیونی داشتند. درنتیجه پرسپولیس تحت فشار قرار می‌گیرد و از آنجایی که پرس و کانترپرس کاشیما با هدف تکلینگ است پرسپولیسی‌ها نیاز به برتری در دوئل‌های یک در مقابل یک در میانه زمین دارند که متاسفانه به دلیل عدم حضور یک بازی‌ساز یا یک هافبک تکنیکی، اکثر پرس‌های کاشیما با موفقیت همراه بود و پرسپولیس هم نمی‌توانست پاس‌های امتیازی و کلیدی ارسال کند. پرسپولیس بازی را خوب شروع کرد و به تدریج کاشیما با اعتماد به نفس بهتر تبدیل به تیمی شد که بازی را کنترل می‌کند، حالا آنها وینگرها و فولبک‌های خود را در کناره کاملا باز کرده تا بتوانند در لوزی چهار نفره خط هافبک پرسپولیس شکاف و کانال پاس طولی ایجاد کنند. تاکتیک فوق زمانی کاربردی‌تر می‌شد که دو مھاجم کاشیما معمولا روی هف‌اسپیس‌ها جایگیری می‌کردند تا بتوانند با توجه به چرخش توپ سریع در عرض صاحب توپ شوند؛ عکس زیر شعاع حرکتی دو مھاجم کاشیما یعنی سوزوکی و سرجینیو را در هف‌اسپیس‌ها نشان می‌دهد.

2
2

شاید اگر پرسپولیس می‌توانست همانند بازی‌های مراحل قبل اصل فشردگی را بهتر اجرا کند موفق‌تر می‌بود به طوری که اگر علیپور و منشا عقب‌تر جایگیری می‌کردند اولا کانال‌های پاس‌های طولی هافبک دفاعی‌های کاشیما بسته می‌شد و ضمنا گردش توپ در عرض آنها با اختلال مواجه می‌شد و ضمنا پرس پرسپولیس با توپ‌گیری و سپس ضدحملات همراه می‌شد. متاسفانه دور بازی کردن دو مهاجم پرسپولیس از خط ھافبک – که برای اجرای ضدحملات و فوتبال انتقالی روبروی مدافعین حریف جایگیری کرده بودند – باعث می‌شد که کاشیما به راحتی در گوشه‌ها صاحب توپ شود. در عکس زیر به وضوح مشخص است که کاشیما توپ را به گوشه‌ای از زمین می‌برد سپس با اضافه کردن نفرات (خصوصا اضافه یک یا هر دو مهاجم) به گوشه زمین سعی در ایجاد برتری عددی و خلق موقعیت دارد و اگر برتری عددی و پاسکاری آنها در سمتی از زمین جواب ندهد با چند پاس ساده می‌توانند فولبک آزاد شده در سمت دیگر را آزاد کنند. نکته اینجاست که پرسپولیس از آنجایی که وینگر ندارد مجبور است در گوشه پرس نکند و تمام بازیکنان باید ابتدا به گوشه‌ای از زمین سوییچ کرده و سپس اقدام به توپ‌گیری کنند. همین عامل کافی است تا کاشیما بتواند بیلدآپ و چرخش توپ خود را کامل کند حال اگر پرسپولیس بتواند همانند دیدارهای الدحیل و السد پس از سوییچ کردن به گوشه زمین توپ و حریف را همان نقطه تحت فشار بگذارد می‌تواند با کلین‌شیت بازی را ترک کند.

3
3

از کاربردی بودن این تاکتیک همین بس که دیگو نیشی مدافع راست کاشیما بیشترین پاس (۴۲ پاس) در بین کل بازیکنان ارسال کرده و ضمنا بیشترین رد و بدل شدن پاس بین دو بازیکن را نیز داراست. اکثر پاس‌های او (همانطور که درعکس زیر مشخص است) از گوشه به مرکز بوده است، مشخص است که ایوا سرمربی کاشیما برنامه ویژه‌ای برای سمت چپ پرسپولیس جایی که مصلح و نورالهی هستند دارد.

4
4

اکثر شوت‌های کاشیما هم از سمت راست و خصوصا هف‌اسپیس سمت راست روانه دروازه پرسپولیس شده است.

5
5

از دیگر نکات منفی پرسپولیس عدم حمایت خط هافبک در بازیسازی در زمین خودی است که نعمتی و نورالهی در هنگام بازیسازی بسیار دور از 5 بازیکن عقب زمین بازی می‌کنند که این تئوری تا حدودی درست است اما در بازی‌های سنگین و حساسی همانند این بازی پرسپولیس نیاز به برتری عددی و حمایت بهتری در بیلدآپ فاز اول دارد تا بتواند بهتر خلق موقعیت کند. نقش برجسته لئو سیلوا در کاشیما دو هافبک دفاعی کاشیما کاملا ایستا بوده و همیشه نزدیک به دو مدافع مرکزی بازی می‎کنند. سیلوا در فاز حمله زمانی که تیم نیاز به حمایت در مرکز زمین را دارد از میسائو (دیگر هافبک دفاعی کاشیما) جدا شده و پس از نفوذ خود سعی در بازیسازی در فاز دوم بیلدآپ و خصوصا ارسال پاس به دو مهاجم را دارد. در فاز دفاع نیز در پرس سنگین کاشیما بازهم جلوتر از میسائو برای پرس و تکلینگ وارد عمل می‌شود. هوش تاکتیکی و فضاشناسی او بالاتر از سطح آسیا بود.

گل اول: توپ همانطور که پیشتر نیز گفته شد توپ به گوشه‌ای از زمین (سمت راست) پرسپولیس برده شد تا تیم ایرانی به سمت راست زمین برود، در ادامه با چند پاس عرضی ساده ولی توپ به سمت چپ پرسپولیس برده می‌شود و پس از ارسال توپ از گوشه سمت چپ به هف‌اسپیس چپ و یک- دو کردن و انجام کار ترکیبی به راحتی دروازه پرسپولیس باز می‌شود. نکته مهم اینجاست که از آنجایی که در فلسفه برانکو نباید در مرکز و خصوصا منطقه شماره 14 فضایی به حریف داده شود، نعمتی می‌بایست پس از تغییر مکان توپ از گوشه راست به چپ دوباره به مرکز زمین برگردد. در صورت بازگشت احتمالی او به مرکز زمین قطعا فضای سمت راست کامیابی‌نیا خالی نمی‌ماند.

6
6

گل دوم: اگر از خطای بی‌مورد نورالهی بگذریم باید گفت که متاسفانه پرسپولیس پس از دریافت گل اول عصبی به نظر می‌رسید و تمرکز لازم برای اجرای برنامه‌های خود را نداشت. در این گل نیز در ابتدا حسینی دفع توپ بدی دارد و در ادامه مصلح نیز دفع توپ بدتری دارد به طوری که مصلح باید توپ را به گوشه سمت راست زمین (به دور از مرکز و دروازه خودی) دفع می‌کرد و نه به پشت محوطه و منطقه شماره 14. متاسفانه اشتباهات کوچک همیشه برای فوتبال ما تبعات بزرگی دارد البته قطعا ضعف مصلح (فارغ از بُعد روانی و فشار بازی) به فوتبال پایه ایران برمی‌گردد؛ همانطور که ضعف فوتبال پایه در تک به تک طارمی مقابل پاتریشیو در بازی با پرتقال به فوتبال پایه برمی‌گردد، ضعف مصلح نیز همان ریشه را دارد.

خلق موقعیت، بزرگ‌ترین مشکل فوتبال ایران

در این بازی از آنجایی که مدافعین مرکزی و هافبک‌های دفاعی کاشیما برای برتری عددی در کناره‌ها، کاملا به کناره‌های زمین سوییچ می‌کنند بهترین راه حل برای پرسپولیس برتری عددی در کناره‌ها با اضافه کردن نفرات در گوشه‌ها بود تا بتواند موقعیت‌های بیشتر و بهتری خلق کند و از شکاف‌های ایجاد شده در هف‌اسپیس‌ها و مرکز زمین نهایت استفاده رو ببرد اما چون فولبک‌های پرسپولیس ایستا ھستند و ضمنا مهاجمین به ندرت به گوشه‌ها سوییچ می‌کنند برتری عددی در کناره‌ها همیشه با کاشیماست. در عکس زیر می‌بینیم که با سوییچ کردن علیپور به گوشه زمین چگونه در بین دو مدافع میانی کاشیما فضای مناسبی ایجاد می‌شود.

7
7

متاسفانه فوتبال ما در بحران هویتی- تاکتیکی به سر می‌برد. ما نمی‌توانیم در تمام سطوح مدرن بازی کرده و خلق موقعیت کنیم، شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل عصبی بودن پرسپولیسی‌ها نیز ھمین موضوع باشد. آنها می‌خواهند بعد از گل واکنش مناسبی نشان دهند اما چون تلاش آنها با خلق موقعیت همراه نمی‌شود مدام برانگیخته‌تر می‌شوند. ما توانسته‌ایم در فاز دفاع و فوتبال کنترلی به حداقل استاندارهای فوتبال مدرن نزدیک شویم اما در فاز حمله همچنان مشکل داریم، نمی‌توانیم مالکیت توپ مناسب در زمین حریف داشته باشیم، نمی‌توانیم با جایگیری مناسب در هف‎اسپیس‌ها شعاع حرکتی فولبک‌ها را برهم بزنیم، نمی‌توانیم سانتر از جناحین را اصولی انجام دهیم و...

درست است که نتیجه بازی را دو بازیکن غیرآسیایی عوض کردند ولی پرسپولیس در استراتژی و تاکتیک خود در بازی برگشت نیاز به بازنگری کلی دارد. شاید اگر پرسپولیس بعد از دریافت گل اول برآشفته نمی‌شد و سعی می‌کرد همانند بازی رفت مقابل الدحیل بازی را با همان نتیجه ۱-۰ به اتمام برساند اوضاع در بازی برگشت متفاوت‌تر می‌شد. پرسپولیس نیاز به عرض داشت و تراکم آنھا در مرکز بی‌فایده بود. کاشیما در گوشه‌ها اگر فولبک‌های پرسپولیس برای تخریب وینگرها وارد عمل می‌شد هف‌اسپیس‌ها را آزاد می‌کرد (با جایگیری دو مھاجم) و یا اگر پرسپولیس وینگرها را پرس نمی‌کرد فولبک‌های اورلپ کرده را آزاد می‌کرد. درنتیجه پرسپولیس برای بازی برگشت در ابتدا نیاز به مالکیت توپ بالاتر، توپ‌های بلند بیشتر (با توجه به ضعف کاشیما در توپ‌های بلند) و ضمنا نیاز دو فولبک و دو وینگر دارد تا بتواند در کناره‌ها بالانس را ایجاد کند البته بعید است که برانکو آرایش، تاکتیک و فلسفه خود را تغییر دھد. در بازی آرسنال و لیورپول نیز یورگن کلوپ مشکلی مشابه با تیم برانکو داشت اما در نیمه دوم آرایش۳-۳-۴ خود را به ۱-۱-۴-۴ تبدیل کرد و توانست فشار حملات آرسنال در کناره‌ها را کمتر کند.

 

۱۱ ۱  
آی اسپورت
2018-11-08 20:05:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱ نظر
بهنام
پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ۲۱:۰۶
آنالیز خیلی خوبی بود مرسی!
۵
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر