فهرست
آن سفر کرده
آن سفر کرده

آن سفر کرده

آی اسپورت - وقتی او را برای بار اول روی نمیکت آبی‌ها دیدیم، شاید باورش سخت بود «مربی سابق اینتر میلان به تهران آمده تا هدایت یکی از پرطرفدار ترین تیم های کشور را بر عهده بگیرد». خب همه می‌دانیم که کشور ما در یک موقعیت خاص به سر می‌برد و هرکسی هم اعصابش را از سر راه نیاورده که این جا مشغول به کار شود. البته این درست که شاید او اصلا هیچ پیشنهادی از هیچ جا نداشت و در  دوران بیکاری کجا از اینجا بهتر!؟

 وقتی لب خط می‌دیدمش با حرکاتش انگار داشت خودش را، شانسش را، زمین و زمان را به فحش می‌کشید. این گونه بود که  گویی با خود می‌گفت خدایا این چه بخت و اقبالی است که نصیب من شده که برای چندر غاز پول مجبور باشم که اینجا کار کنم. ای لعنت به این سرنوشت!

خب لابد باز حس میهن پرستی یک عده الان یک‌جا بروز  می‌کند و در نهایت خلاقیت می‌گویند از خدایش هم باشد! ولی بالا بروید پایین بیایید کار کردن با مدیران صاحب منصب فوتبال ایران  یا باید از سر ناچاری باشد یا پول خوبی برسد. ولی وقتی مجبور نباشی هر چقدر هم که هدف‌های بزرگ‌تری داشته باشی یک چیزهایی اینجا می‌بینی که با خود می‌گویی یک روز هم با این‌ها سر کله نزنم یک روز است.

اصلا معلوم نبود که می‌خواهد بماند یا برود، انگار در یک مخمصه‌ای گیر کرده بود. بین یک دوراهی.گویی هنوز چمدان‌هایش را به قصد ماندن باز نکرده بود و هر لحظه به دنبال ترک کار بود. بسیار هم عصبی و پرخاشگر که به وضوح می‌شد دید که اصلا از شرایط کاری‌اش  راضی نیست.

زیر فشار شدید انتقادات  از سوی هواداران و پیشکسوتان باشگاه قرار داشت، و اینکه  کم کم داشت همه را نا امید می‌کرد. هر روز یک آلترناتیو جدید برای جانشینی او از گوشه و کنار مطرح می‌شد وخبرهایی می‌شنیدی که کاملا از بهبود شرایط ناامیدت می‌کرد. مثل جا گذاشتن لباس تمرین استراماچونی توسط تدارک تیم و قهر او  و ترک تمرین.

ولی یک جا با خودش تصمیم گرفت حداقلش تا زمانی که این جا هست دل به کار بدهد و آستین‌ها را بالا بزند و برای اثبات خودش هم که شده مشغول ساختن تیمش شود. از آن روز داستان برای او طور دیگری رقم خورد. او همه مشکلات را نادیده گرفت و مشغول ساختن تیمش شد و تیم را به بهترین فرم آمادگی رساند.او تیمی را مهیا کرده بود که هر هفته بعد از دیدارهای این تیم جشن قهرمانی در ذهن هواداران این تیم تجسم می‌یافت.دیگر شرایطش با اول فصل کاملا متفاوت بود همه او را مربی کاربلد می‌دانستند؛ حتی منتقدان! بدجور در دل هواداران جا باز کرد و همه آماده پیشروی به سوی قهرمانی بودند. او تیمی جوان را در اختیار داشت و با استقلالی کارش را آغاز کرد که در حال پوست اندازی و تغییر نسل بود. او  از ابزارش بهترین بهره را برد و در مدت کوتاه حضور در این تیم خواسته‌هایش را به خوبی به شاگردانش تفهیم کرد. تا جایی که قائدی که در این چند فصل همه  از او رو برگردانده بودند با تمرینات استرا ستاره بی چون و چرای این تیم شد.

ولی به یک‌باره همه چیز خراب شد. خبر رفتنش از آمدنش هم غیر منتظره‌تر بود. دیگر نتوانسته بود وعده و وعیدها را تاب بیاورد و پاسپورت به دست راهی فرودگاه شد و  ایران را ترک کرد و فوتبال ایران و بالاخص هواداران استقلال را در شوک عظیمی فرو برد. وقتی آمدی نفهمیدیم چه کسی آمده، وقتی رفتی فهمیدیم چه کسی رفته!

با درست و غلط بودن تصمیم او کاری نداریم، درخواست دریافت مطالبات حق  او بوده است . در این چند روز فراغ و جدایی بدترین روزها برای هواداران استقلال رقم خورد. ولی حالا  انگار دستمزدش پرداخت شده و  با شروع تمرینات استقلال به ایران می‌آید. مردی که با استقلال جذابش،حرارتی مضاعف به این لیگ  بخشید و برای تکمیل این رقابت جذاب به حضور او روی نیمکت‌های این لیگ نیاز مبرم است.از این آمدن و رفتن‌ها چیزی هم آموختیم؟ من که فکر نمی‌کنم.

 

۱۹    
آی اسپورت
2019-12-22 14:15:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر