فهرست
چراغ را بگیر به روبه‌رو
چراغ را بگیر به روبه‌رو

چراغ را بگیر به روبه‌رو

آی‌اسپورت- گردوغبار تیک‌آف هواپیمایی که کارلوس کیروش را برای همیشه از تهران برد، قصد نشستن ندارد. روزها پس از نشستن این پرواز در مقصد و یک دوشنبه شبی که تلویزیون درِ برنامه محبوبش را به روی گفتگوی منتقدان و تحسین‌کنندگان مربی پرتغالی بست، این خود کارلوس کیروش بود که در مصاحبه‌ای روبه‌روی عادل فردوسی‌پور نشسته بود و از روز‌های رفته می‌گفت. با چشمانی که اشک اگر نداشت، افتخار هم. شاید اتفاقی طبیعی برای وقتی که پس از هشت سال کشوری را ترک می‌کنی؛ اما نه چندان سزاوارانه، وقتی کسی دوست ندارد نگاهی واقعی، دقیق و البته دور از عادت همیشگی به سیاه و سفید کردن ماجرا به تمام این هشت سال داشته باشد. تو باخته‌ای؛ دست‌کم در بازی آخرت. بد هم باخته‌ای. از ما اما، همین را بپذیر که رخت عزای شکست را از تن درنیاورده، بیش از نیمی‌مان راضی بدرقه‌ات می‌کنیم.

پرسش‌ها اما قرار است چه چیزی را روشن کنند؟ پژمان راهبر، سردبیر محترم ورزش سه که قرار بود در مقام منتقد کیروش در میزگرد نافرجام برنامه نود حضور داشته باشد، سوالاتی عموماً منطقی درباره این روند هشت ساله و به ویژه نمایش تیم ملی در جام ملت‌های ۲۰۱۹ مطرح کرده است. پرسش بزرگ اما این است که پاسخ‌های مفروض داده شده به این پرسش‌ها قرار است پرده از کدام حقیقت مبهم بردارند و کلید کدام یک از بن‌بست‌های ما باشند؟ این‌که تیم ملی بازی تدارکاتی بزرگی نداشته، بدیهی و این‌که چه کسی پشت این ایده بوده، قابل کنکاش؛ اما آیا نباید در ایده بودن چنین موقعیتی شک کرد؟ چه نیازی به واکاوی افتخارآمیز/حقارت‌بار بودن دوازده شکست در صد بازی؛ اگر قرار است نگاه رو به آینده داشته باشیم و می‌خواهیم از واقعیت و فکت بگوییم؟ در محکومیت بی‌حرمتی به دیگران شکی نیست. در رفتار بعضاً اشتباه کیروش هم؛ اما تاباندن نور به چنین رفتارهایی و بعد چرخاندن پروژکتور به سمت کیروشی که حالا فرسنگ‌ها دور از ما ایستاده، قرار است کدام راه را روشن کند و چشم‌های مخاطب ما را به کدام سو بچرخاند؟ بله؛ تیم کیروش هجده بار در این صد بازی ۰-۱ عقب افتاد و در هیچ کدام نتوانست پیروز شود. در سوی مقابل با فکتی به همین سطح از اهمیت، کسر به مراتب بزرگتری از این صد بازی را هم می‌توان محاسبه کرد که هرگز در آن‌ها عقب نیافتادیم؛ اما آیا این هر دو چیزی به غیر از محصول و آفت فلسفه مربی‌مان بود که درمان درد مزمن ساختار دفاعی فوتبال‌مان را دستاوردش می‌دانیم؟

اجازه بدهید وارد ارقام مالی نشویم؛ ترس از بدعت پاداش کلان به ملی‌پوشان و نگرانی برای کف خزانه فدراسیون و مشکلات اقتصادی پیش رو را بگذاریم برای مدیرانی که هرچه نداشته باشند، پول دارند و این نه از ثروت کشور، که از قضا از چرخه دخل و خرج همین بنگاهی که به نام تیم ملی می‌شناسیم، تولید شده است. دوپاره‌گی و اختلاف بین مخاطبان فوتبال را هم بگذاریم زمان رفو کند جای آن‌که شعله چراغ افتاده را سمت روغن ریخته‌اش بگیریم که دوباره آتش و دود و کوری. آیا این‌جا هم نمی‌توان - با برداشتی سطحی و حداقلی - خوشحال بود که این شکاف دست‌کم بین آن یازده نفر توی زمین و آن سه چهار ستاره تیم نبوده که توی چشم هم نگاه کنند و پاس ندهند؟ چه شکاف‌هایی بزرگ‌تر از این هم که رفو شده‌اند و اولین و آخرینش نیست. باور ندارید از آن طرفدارانی بپرسید که شیشه‌های خانه محمد مایلی کهن را پایین آوردند وقتی مربی یک تیم ملیِ لابد حبل‌المتین بود. زمان گذشت؛ و هیچ قلبی - آیا لازم است از صفت سلیم برای قلب استفاده کنیم؟ - جز برای ایران نتپید.

و بله؛ اصول! که همواره قابل مراجعه‌اند و محکی برای غلط‌‌های احتمالی و توبیخ مرتکبان‌شان. اما آیا فقط همین؟! اجازه بدهید یک اصل بزرگ‌تر را هم یادآوری کنیم: هر کنکاشی، در نهایت باید به امید آینده روشن‌تر و به قصد اصلاح انجام شود. پس، مراجعه به هر اصلی، تلاش برای برجسته‌تر کردن آن است به این امید که ایراد کار را اصلاح و دستاورد گذشته را بپیراید تا ریسک پس زدن پیوند آن به پروژه بعدی کمتر باشد. انکار دستاوردهای کارلوس کیروش در فوتبال و تیم ملی، همان‌قدر دور از اصول است که منفجر کردن خانه‌ای با دینامیت به خاطر دلخوری از مستاجر قبلی. پروژه بعدی تیم ملی، که باید در تکمیل فازی که هست، تعریف شود - خدایا...خدایا! قبول کنید که هست! - جایی است که امروز باید نور را به آن تابانید. سمت چراغ‌مان اگر راهی رفته را نشان می‌دهد، پس داریم به عقب برمی‌گردیم. قصه کوتاه و تکلیف روشن؛ ما یک مربی پروژه‌محور می‌خواهیم که فلسفه، دانش، جاه‌طلبی و بینش داشته باشد و آینده تیم ملی را در راستای گذشته آن و در امتداد آن‌چه که داریم بنا کند. دور بایستیم از رفتارهایی که بعید نیست برمان گرداند به فوتبالی که اگر فراموش‌کار نباشیم، چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد. آرامش، تمرکز و تاباندن نور به جایی که باید؛ آینده روشن است. باید باشد.

۹۸۸ ۸  
آی اسپورت
2019-02-07 02:01:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۸ نظر
قارتال
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۰۳:۳۷
جناب عظیمی متاسفانه ما ملت نقطه سرخط هستیم و هنوز یاد نگرفته ایم راه پیموده را ادامه داده تلاش خود را در به بازگشت به مسیر صحیحتر برگزینیم .
سهام
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۰۴:۰۰
عالی
۳
بی طرف
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۰۵:۳۹
پس یعنی نباید راجب نقاط ضعف کی روش حرف زد این نتیجه این مقاله بود .
۳
پرسپولیس واقعی
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۰۶:۵۲
یارو رفته کار جدیدشو شروع کرده تو هنوز داری کینه توزی می کنی و منطق تراوش می کنی
ما خوابیدیم یارو داره کار میکنه همین کافی نیست که ما کی بودیم اون کی بود
۵ ۲
سیب زمینی واقعی
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۱۲:۰۵
هرچیزی به رگ و ریشه بگه!
پرسپولیس واقعی
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۱۸:۴۴
.
nima bagheri
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۱۴:۳۹
پژمان راهبر و مهدی رستم پور تطمیع شدن و از اعضای باند کثیف ضد ملی و از نوکران وزارت ورزش هستند...
خیانت این ها فراموش نمیشه
کی روش خوب این مگس ها رو برای مردم رسوا کرده
۳
پرسپولیس واقعی
پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۷، ۱۸:۴۳
.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر