فهرست
مدیریت فاجعه‌بار در بارسا
مدیریت فاجعه‌بار در بارسا

مدیریت فاجعه‌بار در بارسا

آی اسپورت - ارنستو والورده هنگامی که برای آخرین بار زمین تمرینی بارسلونا را ترک می‌کرد، لبخندی به پهنای صورت می‌زد. او برای رسانه‌هایی که کنار زمین بودند هم دست تکان داد. او چرا می‌خندید؟ شاید چون فردی سرسخت و عمل‌گرا است. اول اینکه هیچ غافلگیری‌ در کار نبود؛ دست کم کارهای جوزپ بارتومئو، رئیس باشگاه که کاملاً مشخص بود.

باشگاه به شکلی تحقیرکننده در چند روز گذشته به دنبال مربیان مختلف بوده است. آنها به این ترتیب نشان دادند در حالی که تیمشان صدرنشین لالیگا است، در لیگ قهرمانان با تیم ضعیف‌شده ناپولی روبه‌رو است و تازه منتظر اولین رقیب‌اش در جام حذفی است، از مربی‌شان خسته شده‌اند. این کار آنها فوق‌العاده رقت‌انگیز و مضحک بود و شاید تنها همین موضوع باشد که والورده را غافلگیر کرده است اما این مربی 55ساله اهل باسک حتماً منتظر این بوده که بارتومئو سرانجام اخراجش کند.

البته برخی ادعا می‌کنند که پس از نمایش فاجعه‌بار بارسلونا در آنفیلد در نیمه‌نهایی فصل گذشته لیگ قهرمانان و بعد از آن هم شکست ناامیدکننده در فینال جام حذفی برابر والنسیا، بین مربی و باشگاه فاصله زیادی افتاده است اما بارسلونا به سراغ این بازی رفت که «هر کاری که در حال حاضر به سود ما باشد را انجام می‌دهیم» و همین به زیان آنها تمام شد.

بارسلونا در تابستان این مربی را نگه داشت و بیش از 200 میلیون یورو هم صرف خرید بازیکن کرد با این حال، مشخص است که والورده از همان ابتدا می‌دانست ادامه حضورش در بارسا به مویی بند است. چرا؟ به دو دلیل.

اول اینکه عملکرد تیم در خارج از خانه، چه در لالیگا و چه در لیگ قهرمانان، در این فصل هم بسیار بد بوده است. آنها مدت‌هاست که در اروپا در خانه حریفان بد بازی می‌کنند و اوضاع این فصل بدتر هم شده است. بارسلونا در ظاهر اوضاع خوبی در لالیگا و لیگ قهرمانان دارد اما مسیر آنها رو به افول بوده است.

دوم اینکه والورده انسان ابلهی نیست و تنها یک انسان ابله فراموش می‌کند که بارتومئو چطور کارش را به پیش می‌برد؛ او هر زمان که به نظرش مناسب باشد، زیر پای افراد را خالی می‌کند و به شکلی بی‌رحمانه آنها را نابود می‌کند.

برای مثال، در دورانی که او نایب‌رئیس و مشاور باشگاه بود، به اریک آبیدال قول داده شد که پس از عمل پیوند کبد و بهبود سرطانش، قرارداد جدیدی با او امضا خواهد شد اما به محض آنکه او آماده شد و به میادین بازگشت، به شکلی زشت در خروجی باشگاه را به او نشان دادند. بارتومئو همان فردی است که آندونی سوبی‌سارتا، مدیر فوتبال باشگاه را در میانه فصل اخراج کرد؛ در حالی که همان تیمی که سوبی‌سارتا تشکیل داده بود، در ادامه سه‌گانه‌ای تاریخی را فتح کرد و در فینال لیگ قهرمانان هم یوونتوس را سه بر یک برد.

جرم سوبی‌سارتا چه بود؟ در سال 2014 بود که لیونل مسی 253امین گل خود در لالیگا را به ثمر رساند و بهترین گلزن تاریخ این مسابقات شد. هنگامی که نمایشگر ورزشگاه تصویر هیأت مدیره در هنگام تبریک به مسی را نشان داد، تماشاگران آنها را هو کردند. بارتومئو به دنبال یک قربانی بود تا بتواند خودش و رسانه‌ها را متقاعد کند که منظور تماشاگران او نبوده است. پس او سوبی‌سارتا که برای بارسلونا عالی عمل کرده بود را کنار زد. والورده دقیقاً می‌دانست زمانی که اوضاع به سود او پیش نرود، چه اتفاقی خواهد افتاد.

زمانی که او به بارسلونا آمد، به او گفته شد که نیمار را در کنار مسی و لوییس سوارس خواهد داشت. پیش از آنکه والورده به باشگاه جدیدش عادت کند، دریافت که بارتومئو و هیأت مدیره تیم کاملاً سهل‌انگارانه رفتار می‌کنند و نیمار نه‌تنها قصد رفتن دارد که پاری‌سن‌ژرمن از عهده پرداخت مبلغ بند فسخ قراردادش هم برمی‌آید. زمانی که والورده یک سال پیش اشاره کرد که در ژانویه نیاز به خرید بازیکن دارد، به دنبال جذب کارلوس ولا بود؛ بازیکنی که در MLS آماده‌ترین سال‌های دوران بازی خود را به نمایش گذاشت اما به جای ولا، برای او کوین پرینس بواتنگ را آوردند؛ بازیکنی سنگین‌وزن که از فوتبال خسته شده و از تک‌تک مدافعان لالیگا کندتر بود. همه چیز مشخص بود. والورده باید در محیط به‌شدت مشکل‌دار نوکمپ دوام می‌آورد.

عملکرد او از نظر تعداد جام عالی بوده و در این سه فصل، درصد بردهای او فوق‌العاده بوده است. او به همان ترتیبی باشگاه را ترک می‌کند که پپ گواردیولا، تاتا مارتینو و لوییس انریکه رفتند؛ با فرسودگی تمام، بیزاری از فوتبال و درک کامل اینکه مربیگری بارسلونا معجونی زهرآگین است.

او پس از اخراج لوییس فان‌خال در ژانویه 2003، اولین مربی بارسا است که اخراج می‌شود. من در نشست خبری خداحافظی فان‌خال در آن سال حضور داشتم و آن مربی هلندی سرسخت و متکبر، گریه می‌کرد. لب‌هایش می‌لرزید و مرتباً می‌گفت: «من همچنان فرد مناسب برای هدایت بارسلونا هستم. من هنوز فرد مناسب هستم.» او سپس زیر گریه زد اما والورده رفتاری کاملاً متفاوت داشت. او پذیرفته بود که اخراج می‌شود و انگار خیالش آسوده شده بود. لبخندی بزرگ هم روی چهره او نقش بسته بود.

 او و ایجنتش در مذاکره با بارسلونا بر سر فسخ قراردادش پا پس نکشیدند. این دو نفر نه‌تنها تمامی مبلغ باقی‌مانده از قرارداد او را طلب کردند، بلکه می‌خواستند که بارسلونا احساس او در هنگام رسیدن خبر مذاکره با ژاوی و بعد رونالد کومان و بعد کیکه ستین را درک کند. آنها حتی به فکر جذب موریسیو پوچتینو بودند که زمانی گفته بود: «ترجیح می‌دهم بروم و در مزرعه‌ام کار کنم تا اینکه مربی بارسلونا شوم».

باشگاه مانند ماهی‌گیری رفتار کرد که یک ماهی خیس را در دست گرفته و دست دیگرش را به پشتش بسته‌اند. با همان شدت و با همان بی‌دقتی. آنها مربی تیمی را اخراج کردند که در صدر جدول لالیگا است، به احتمال زیاد به مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان می‌رسد، و در 9 بازی خانگی 34 گل زده است؛ تیمی که در نیمه‌نهایی سوپرجام اسپانیا نبرد پرکش‌وقوس با اتلتیکو را در حالی باخت که یکی از بهترین نمایش‌های فصل خود را داشت.

والورده، مانند هر کارمند دیگری ممکن بود اخراج شود اما روش برکناری او اصلاً جالب نبود. در بازی‌های بارسلونا در خانه اتلتیک بیلبائو، لوانته، گرانادا، اسلاویا پراگ، و دورتموند مشخص بود که آنها همان نمایش‌هایی را دارند که باعث شکست‌های سنگینشان در خانه پاری‌سن‌ژرمن، یوونتوس، رم و لیورپول شد. البته همه این باخت‌ها زیر نظر والورده نبود اما اینکه والورده کارش را درست انجام می‌داد یا نه، اینکه طرفداران سرسخت بارسلونا که به دنبال این بودند که نمایش تیم مطابق با ایده‌های یوهان کرویف و پپ گواردیولا باشد از دست والورده خسته شده بودند یا نه، مهم نیست. مشکلات بارسلونا بسیار بسیار عمیق‌تر از چیزی است که با تغییر مربی عوض شود.

اما مربی به بارسلونا آمده که حساب کاربری یوهان کرویف در توییتر از او چنین نوشته است: «کرویفی‌ترین مربی سال 2018، حالا به تیم کرویف پیوسته است. در بارسلونا موفق باشی! #میراث‌کرویف».

او همچنین آخرین مربی در لالیگا بود که توانست تیمش را در نوکمپ پیروز کند، زمانی که بتیس با هدایت او در نوامبر 2018 در خانه بارسلونا با نتیجه چهار بر سه پیروز شد. ستین خودش بارها گفته که پیرو اصول فوتبالی کرویف است با این حال، بارتومئو زمانی به سراغ او رفت که سه نفر دیگر حاضر نشده بودند هدایت بارسلونا را به عهده بگیرند.

هر کسی که با افکار من در حوزه فوتبال آشنا باشد یا پادکست‌های من را شنیده باشد، می‌داند که من کرویف را می‌ستایم، با او صحبت کرده‌ام و همچنان فکر می‌کنم که مفاهیم او هوشمندانه‌ترین و زیباترین مفاهیم در ورزشی است که همه عاشقش هستیم اما معضلات بارسلونا بسیار فراتر از آن است که با آوردن یکی از پیروان بزرگ‌ترین اندیشمند فوتبال برطرف شود. مربی جدید برای اینکه بتواند ایده‌های کرویف را پیاده کند، باید بازیکنان را دوباره متقاعد سازد؛ نه اینکه آنها را مجاب کند که مفاهیم فوتبالی کرویف درست است، بلکه اینکه آنها باید هزینه این کار را بپردازند.

فوتبال منطقه‌ای نیاز به انضباط و صبر دارد، دو چیزی که بارسا در طول این ماه‌ها نداشته است. از دست دادن توپ در فوتبال به روش کرویف جرم است و بازیکنان باید با سرعت برق فکر کنند، واکنش‌های فوق‌العاده داشته باشند و از نظر بدنی هم کاملاً آماده باشند. آیا این تیم پا به ‌سن‌گذاشته بارسلونا این شرایط را دارد؟ پرس کردن نیاز به سطح بالاتری از آمادگی جسمانی، استقامت و باور دارد و این تیم در حال حاضر نمی‌تواند از عهده‌اش برآید.

فوتبال مالکانه طبق نظر ستین و کرویف نیاز به حرکت مداوم دارد تا همیشه بتوان سه یا چهار گزینه برای پاس در اختیار داشت. در حال حاضر، هر کسی که والورده را تنها مقصر افول فوتبال به سبک کرویف در بارسلونا می‌داند، یا معنای این فوتبال را درک نکرده یا اینکه دقت نداشته است.

ستین کار بزرگی پیش رو دارد. اینکه او بتواند به این سه سؤال پاسخ بدهد برای موفقیت‌اش حیاتی خواهد بود: 1) آیا او می‌تواند این تیم مغرور و اشباع‌شده از موفقیت را وادار کند که سخت‌تر تلاش کنند و تمریناتشان پرفشارتر باشد؟ اگر نه که درخواست بازی به سبک کرویف از آنها بی‌معنا خواهد بود. 2) آیا او می‌تواند بازیکنان را قانع کند که حس و حال فعلی‌شان، اینکه «ما سعی می‌کنیم از این بحران خارج شویم» برای موفقیت کافی نیست؟ 3) آیا او می‌تواند به مسی توضیح بدهد که حتی یک نابغه هم نیاز به سختکوشی بیشتر دارد و باید در زمین هوشیارتر از آن چیزی باشد که او از ماه نوامبر نشان می‌دهد؟

آمدن ستین قاعدتاً به سود بازیکنانی مانند آرتور، فرنکی دیونگ، مارک-آندره تراشتگن، جرارد پیکه و ایوان راکیتیچ خواهد بود. سرخیو بوسکتس هم اگر فرم خوبی داشته باشد، دیگر در تمامی بازی‌های خارج از خانه نیمکت‌نشین نخواهد شد.

بارسلونا از نظر آماری اوضاع خوبی در لالیگا و لیگ قهرمانان دارد. شاید مهم‌تر این باشد که آنها همچنان دوست دارند مالکیت توپ را داشته باشند، مهارت بازیکنانشان بسیار بالا است و بازیکنان ذهنیت قدرتمندی دارند.

اگر ستین و کادر فنی‌اش بتوانند جو خموده تیم را برگردانند، تصمیم باشگاه برای آوردن این مربی نتیجه‌بخش خواهد بود اما در هر حال، این هم توجیهی برای نحوه برکناری والورده نخواهد بود و البته اینکه ستین طرفدار کرویف است هم لزوماً منجر به موفقیت او در بارسا نخواهد شد.

او کار بسیار مهمی پیش رو دارد؛ اینکه به سراغ بازیکنان برود، عادت‌های آنها را کاملاً تغییر دهد و الهام‌بخش باشد. همانطور که حساب کاربری کرویف به آن تلویحاً اشاره کرد: «موفق باشی، رفیق».

۲    
آی اسپورت
2020-01-17 20:04:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر