فهرست
مورد عجیب افتخاری/ انتقادناپذیر یا منطقی؟
مورد عجیب افتخاری/ انتقادناپذیر یا منطقی؟

مورد عجیب افتخاری/ انتقادناپذیر یا منطقی؟

آی اسپورت - در لابلای بحث‌های داغ دیشب برنامه 90 دلیل کنار گذاشته شدن عجیب مجتبی جباری هم تحت‌الشعاع درگیری‌های لفظی بین منصوریان، ملکی، رحمتی و افتخاری قرار گرفت. دیشب مشخص شد که جباری به دلیل انتقاد از کیفیت زمین تمرین استقلال و انتقال آن به افتخاری، از حضور در تمرینات منع شده است! این در حالی است که چنین انتقادی قاعدتا نباید منجر به اخراج جباری از تمرینات شود مگر اینکه جباری با لحنی تند و با ادبیاتی نامناسب با افتخاری صحبت کرده باشد.

پیش از جباری، سال گذشته وریا غفوری هم در رختکن از افتخاری انتقاد کرده بود و در خطر اخراج قرار داشت که با خوش‌شانسی و به دلیل کمبود بازیکن در استقلال ماندنی شد. با این اوصاف به نظر می‌رسد افتخاری بر خلاف چهره آرام و منطقی‌اش اصلا انتقادپذیر نیست و با کوچکترین انتقادی تصمیم به حذف مخالفان و منتقدانش می‌گیرد.

۵ ۳  
آی اسپورت
2017-09-19 16:37:00
نظر دهید
۳ نظر
پیام یونسی‌پور
سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۶:۵۷
روزهای سیاه باشگاه استقلال، با ظلمات دوشنبه شب کامل شد. قرار بود از لابلای نظرسنجی و بحث و نقد و کارشناسی و آنالیز، عامل و عوامل ناکامی تاریخی استقلال مشخص شود. از همه چیز حرف شد و پرده در افتاد، اما هر دو سوی پرده هم در نهایت ماندند. تلخی و گس قهوه دیروقتی که «عادل فردوسی پور» ناخواسته برای هواداران استقلال دم کرد، تا روزها در دهان شان خواهد ماند.

پرده اول؛ بازی فردوسی پور

«عادل» به شکلی ملموس می خواست بار اتهام را از روی شانه های «علی منصوریان» بردارد. درنظرسنجی که برای برنامه در نظر گرفت، از مردم خواست عامل ناکامی استقلال را معرفی کنند. بازیکنان، مربی یا کادر مدیریت؟ لابلای حرفهایش بارها جانب حمایت از منصوریان را حفظ کرد مثلا با این تعاریف: «مربی کارنامه دار»، «مربی جوانگرا»، «مربی موفق فصل قبل استقلال» یا «مرد محبوب آبی ها»

دلیل حمایت «عادل» از «علیمنصور» نه فقط طی یک سال و اندی اخیر که او سرمربی استقلال است که حتی پیشتر وقتی او روی نیمکت نفت تهران می نشست یا حتی مربی امیدهای ایران بود، نه در سبک و سیاق مربیگری منصوریان که در مراوداتش با «کارلوس کی روش» تعریف می شد.

«عادل» در تمام سال های اخیر، ممیزی خودش را داشته. همین ممیزی را وارد خط و مشی برنامه 90 هم کرده. به صورت نمونه، هرگز مقابل «امیرحسین پیروانی» برای فجایعی که با تیم جوانان و امید ایران در جام جهانی یا انتخابی المپیک به بار آورد قرار نگرفت، چون «پیروانی» منتخب «کی روش» بود.

عملکرد، تقریبا فاکتور گم شده و منحط عادل فردوسی پور در دسته بندی مربیان لیگ ایران است. «برانکو ایوانکوویچ» را می توان یک نمونه بارز دانست. هنوز براساس آمار و ارقام می تواند بهترین مربی پس از انقلاب باشد. قهرمانی بازی های آسیایی بوسان، مقام سوم جام ملت های آسیا و البته صعود بدون اما و اگر (بازی آخر مقابل ژاپن فرمایشی بود) به جام جهانی 2006 آلمان. نتایجی که در جام جهانی گرفت هم مشابه همین نتایج ایران در برزیل بود. دو شکست و یک تساوی (مقابل تیم آفریقایی). اما «برانکو» با وجود همه افتخاراتش برای پرسپولیس مرد محبوب «عادل» نیست. از تک فرصت ها برای نقدش استفاده کرده، بارها تیمش را با گروه آنالیز خود برای حریفان باز کرده و کد داده که ضعف و قدرت حریفش کجاست. همین رفتار را با تیم های «امیر قلعه نویی» هم داشته. چه وقتی سپاهان بود، چه روزهایی که در استقلال سرمربیگری می کرد، چه سال قبل در تراکتورسازی و چه حالا در ذوب آهن. «مجید جلالی» مرود طعنه همیشگی عادل در نود است. همه آنها مشخصه مشترکی دارند؛ درگیری با «کارلوس کی روش»

نقشه راه «عادل» در تقسیم بندی حمایت یا عدم حمایت از تیم ها و مربیان، به گرایش های رنگی او مرتبط نیست. سال هاست که دیگر هیچ میلی به دخیل کردن احساسات هواداری کودک درونش با زندگی کاری اش ندارد. خط کشی هایش را براساس «خودی ها» و «غیرخودی ها» با پارامتر نزدیک بودن به «کی روش» یا دور بودن از او تعیین کرده.

طبیعتا «علیرضا منصوریان» به همین فرمول آشناست. لابلای بخش اول دفاعیه اش می گوید: «کی روش با من تماس گرفت و مرا از استعفا منصرف کرد.» روایت هایی هم بوده سال قبل از زبان یکی از دستیاران منصوریان که در ساختمان فدراسیون فوتبال به یکی از کارمندان روابط بین الملل گفته بود: «قبل از بازی برگشت استقلال و پرسپولیس، کی روش ساعت ها تیم برانکو را برای ما آنالیز کرد.» رابطه حسنه این دو، تازگی ندارد. منصوریان سال هاست که مرد محبوب «کی روش» در فوتبال ایران شناخته شده. نه برای امور فنی، که به واسطه آن چه در رسانه ها در توصیف «کی روش» می گوید و یا عدم مقابله با برنامه های تیم ملی.

مجری برنامه سعی می کند نتیجه نظرسنجی را از میانه های برنامه مدیریت کند. درصد رای مردم به «کادر فنی» به عنوان عامل اصلی ناکامی، بالاترین رقم بود. عادل می گفت: «البته در ادامه برنامه شاید نظر مردم تغییر کند.» میهمانش «رضا افتخاری» مدیرعامل استقلال بود.



پرده دوم؛ مدیریت سکوت

چند هفته ای هست که مدیرعامل باشگاه استقلال محکوم می شود به استفاده از رانت خانوادگی برای حضور در مدیریت فوتبال ایران. دختر رضا افتخاری با پسر «حجت‌الاسلام قدرت‌الله علیخانی» ازدواج کرده. داماد خانواده افتخاری، در دفتر اسحاق جهانگیری مشغول به کار است و از نزدیکان معاون اول رئیس جمهور محسوب می شود.

«عادل» دست روی «ژن خوب» می گذارد و از نسبت خانوادگی او به عنوان عامل برای حضور در اتاق مدیریت باشگاه استقلال حرف می زند. تقریبا دارد بحث را مدیریت می کند. افتخاری پیش از این هم سال ها در راس فوتبال ایران بوده. از سرپرستی تیم های ملی ایران در سال های 1376 تا 1381 تا دبیرکلی فدراسیون فوتبال (دهه 70)، نایب رئیسی فدراسیون فوتبال (دهه 80)، ریاست کمیته فوتسال و سال ها مدیرکلی تربیت بدنی استان های تهران و زنجان در پرونده اش هست.

مجری برنامه سراغ سایر اعضای هیئت مدیره باشگاه استقلال هم می رود. مدیرانی مانند «حسن زمانی» که خودش یک معمای بزرگ است. «حسن زمانی» را «علی لاریجانی» به فوتبال ایران و باشگاه استقلال تحمیل کرده. در این تردیدی نیست. او مشاور عالی «علی لاریجانی»، رئیس دفتر رئیس مجلس و نماینده اسبق مجلس (از شهر ملایر) است. تخصصش مصاحبه با رسانه ها. در مورد «جواد قراب» نمی توان انتقادی جدی داشت. او محصول و فرزند باشگاه استقلال است. هرچند که عادل به شکلی او را در تیز خود، بازنشسته ای ناکارآمد هم معرفی کرد. «محمد حسین قریب» مدیرعامل فصول دور استقلال، نیامده رفت. مردی که بیشتر در دنیای اقتصاد و صنعت زندگی کرده تا فوتبال. خودش تصمیم گرفت در این فضا زندگی نکند.

گزینه ناشناخته و تازه وارد، «اکبر عباسی ملکی» است. سال های زندگی اش را در بانک تجارت گذرانده. عضویت در هیات مدیره بانک تجارت و پست معاون بانک تجارت از سمت‌های او در این بانک است. «عباسی ملکی» همچنین در دوران بازنشستگی، مشاور مدیرعامل بانک سپه، مشاور مدیرعامل بانک دی، رییس صندوق قرض‌الحسنه بانک دی، رییس هیات مدیره بیمه دی و مشاور اجرایی بانک اقتصاد نوین هم بوده. با این اوصاف به نظر می رسد که وزارت ورزش او را به عنوان عضو اقتصادی در باشگاه استقلال منصوب کرده باشد. مردی برای درآمدزایی. عادل او را هم بدون رزومه کافی برای مدیریت در فوتبال ایران دانست. بیراه هم نگفت.

اما «رضا افتخاری» تنها نماینده استقلال که در برنامه 90 حاضر بود، خودش را در سکوت غرق کرد. در قبال نقد به انتصاب مدیران ناشناخته در باشگاه استقلال سکوت کرد، در قبال بحث درگیری میان اعضای هیئت مدیره استقلال با کادر فنی هم سکوت کرد. بدترین سکوت او، لاپوشانی دلایل اخراج «مهدی رحمتی» و «مجتبی جباری» بود. سکوت افتخاری، بازی ناشیانه عادل برای نجات منصوریان و نام بردن از «اکبر عباسی ملکی» به عنوان مقصر اخراج این دو کاپیتان استقلال، ورق بازی را روی آنت زنده جرخاند.



پرده سوم؛ نه تو مانی و نه من

اتفاقا درد آور این است که هر دو سوی این پرده دری می مانند. هم «علی منصوریان» و هم «اکبر عباسی ملکی». ماجرا از حمله منصوریان به هیئت مدیره استقلال آغاز شد. گفت که زیر بار حذف رحمتی و جباری نمی رود. «اکبر عباسی ملکی» روی خط آمد و مدعی شد که علت کنار گذاشته شدن گلر استقلال، درخواست شخص منصوریان بوده و حتی گفته رحمتی بعد از پنالتی جم (گل دوم) شادی کرده است.

فضای برنامه از این لحظه به بعد آمیخته با قسم و آیه بود. علی منصوریان شد همان مربی برافروخته لب خط استقلال. مردی که نمی داند چه می گوید، فقط دست هایش را حرکت می دهد، فریاد می زند، ژست های عصبی می گیرد و نشان می دهد که تمرکزی ندارد. منصوریان همان بود. به مدیرعاملش جان فرزندانش را قسم می داد که واقعیت را بگوید. واقعیت، اما انگار خیلی دورتر از آن چه «عباسی ملکی» گفت هم نبود. عضو هیئت مدیره مدعی شد که شخص منصوریان گفته که از ابتدا هم جباری را نمی خواسته و با فشار هیدت مدیره او را جذب کرده. منصوریان از کنار این بحث به صورت کامل گذشت.

مدیرعامل بارها تاکید کرد که بگذارید اسرار خانواده در خفا بماند، منصوریان فریاد می زد. «عباسی ملکی» پشت خط تلفن می خندید، «منصوریان» فریاد می زد.

دردآور است که خروجی همنشینی اعضای هیئت مدیره و سرمربی استقلال، می رسد به قسم جان فرزندها، برای گفتن یا نگفتن. دردآورتر است که مباحثه با تلاش «عادل فردوسی پور» برای مصونیت کامل «منصوریان» از هر خطری صرفا به واسطه خط کشی های انتخابی او تا آخرین دقیقه تداوم می یابد.

این سئوال که چرا میان اعضای هیئت مدیره استقلال یک عضو فعال اقتصادی نیست پرسیده نشد. سئوال مهمتر این که مدیران تازه منتصب (که روز چهارم تیرماه از وزیر ورزش و جوانان حکم گرفته اند) چه نقشی در سقوط تاریخی استقلال داشتند که کادر فنی استقلال در آن هیچ سهمی ندارند هم خاک شد. از علیرضا منصوریان یک بار پرسید چرا در تمام این روزها یک بار استعفا نداده، اما سئوال در مورد حقیقت قرارداد 4 میلیارد تومانی الکن ماند. سرمربی تیم از مصدومان تیمش نالید و آنها را عامل ناکامی دانست، مجری برنامه سئوال نکرد که این مصدومیت ها محصول کدام بدنسازی اشتباه و تمرین غلط است؟ چرا تراکتورسازی و پرسپولیس و فولاد و ذوب آهن و پدیده و سپیدرود و سایپا این تعداد مصدوم ندارند؟

شب سیاهی بود. عادل بسیار کوشید با خط کش «کی روش» برنامه را اداره کند و اما نتیجه اش، نزدیک به 55 درصد نظر مردم به ضعف کادر فنی استقلال بود.
شاهین
سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۲۳:۰۷
متن بی نقص بود.
جامع و کامل و بی هیچ حرف و حدیث
دم شما گرم ❤
پیام یونسی‌پور
سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۶:۵۷
روزهای سیاه باشگاه استقلال، با ظلمات دوشنبه شب کامل شد. قرار بود از لابلای نظرسنجی و بحث و نقد و کارشناسی و آنالیز، عامل و عوامل ناکامی تاریخی استقلال مشخص شود. از همه چیز حرف شد و پرده در افتاد، اما هر دو سوی پرده هم در نهایت ماندند. تلخی و گس قهوه دیروقتی که «عادل فردوسی پور» ناخواسته برای هواداران استقلال دم کرد، تا روزها در دهان شان خواهد ماند.

پرده اول؛ بازی فردوسی پور

«عادل» به شکلی ملموس می خواست بار اتهام را از روی شانه های «علی منصوریان» بردارد. درنظرسنجی که برای برنامه در نظر گرفت، از مردم خواست عامل ناکامی استقلال را معرفی کنند. بازیکنان، مربی یا کادر مدیریت؟ لابلای حرفهایش بارها جانب حمایت از منصوریان را حفظ کرد مثلا با این تعاریف: «مربی کارنامه دار»، «مربی جوانگرا»، «مربی موفق فصل قبل استقلال» یا «مرد محبوب آبی ها»

دلیل حمایت «عادل» از «علیمنصور» نه فقط طی یک سال و اندی اخیر که او سرمربی استقلال است که حتی پیشتر وقتی او روی نیمکت نفت تهران می نشست یا حتی مربی امیدهای ایران بود، نه در سبک و سیاق مربیگری منصوریان که در مراوداتش با «کارلوس کی روش» تعریف می شد.

«عادل» در تمام سال های اخیر، ممیزی خودش را داشته. همین ممیزی را وارد خط و مشی برنامه 90 هم کرده. به صورت نمونه، هرگز مقابل «امیرحسین پیروانی» برای فجایعی که با تیم جوانان و امید ایران در جام جهانی یا انتخابی المپیک به بار آورد قرار نگرفت، چون «پیروانی» منتخب «کی روش» بود.

عملکرد، تقریبا فاکتور گم شده و منحط عادل فردوسی پور در دسته بندی مربیان لیگ ایران است. «برانکو ایوانکوویچ» را می توان یک نمونه بارز دانست. هنوز براساس آمار و ارقام می تواند بهترین مربی پس از انقلاب باشد. قهرمانی بازی های آسیایی بوسان، مقام سوم جام ملت های آسیا و البته صعود بدون اما و اگر (بازی آخر مقابل ژاپن فرمایشی بود) به جام جهانی 2006 آلمان. نتایجی که در جام جهانی گرفت هم مشابه همین نتایج ایران در برزیل بود. دو شکست و یک تساوی (مقابل تیم آفریقایی). اما «برانکو» با وجود همه افتخاراتش برای پرسپولیس مرد محبوب «عادل» نیست. از تک فرصت ها برای نقدش استفاده کرده، بارها تیمش را با گروه آنالیز خود برای حریفان باز کرده و کد داده که ضعف و قدرت حریفش کجاست. همین رفتار را با تیم های «امیر قلعه نویی» هم داشته. چه وقتی سپاهان بود، چه روزهایی که در استقلال سرمربیگری می کرد، چه سال قبل در تراکتورسازی و چه حالا در ذوب آهن. «مجید جلالی» مرود طعنه همیشگی عادل در نود است. همه آنها مشخصه مشترکی دارند؛ درگیری با «کارلوس کی روش»

نقشه راه «عادل» در تقسیم بندی حمایت یا عدم حمایت از تیم ها و مربیان، به گرایش های رنگی او مرتبط نیست. سال هاست که دیگر هیچ میلی به دخیل کردن احساسات هواداری کودک درونش با زندگی کاری اش ندارد. خط کشی هایش را براساس «خودی ها» و «غیرخودی ها» با پارامتر نزدیک بودن به «کی روش» یا دور بودن از او تعیین کرده.

طبیعتا «علیرضا منصوریان» به همین فرمول آشناست. لابلای بخش اول دفاعیه اش می گوید: «کی روش با من تماس گرفت و مرا از استعفا منصرف کرد.» روایت هایی هم بوده سال قبل از زبان یکی از دستیاران منصوریان که در ساختمان فدراسیون فوتبال به یکی از کارمندان روابط بین الملل گفته بود: «قبل از بازی برگشت استقلال و پرسپولیس، کی روش ساعت ها تیم برانکو را برای ما آنالیز کرد.» رابطه حسنه این دو، تازگی ندارد. منصوریان سال هاست که مرد محبوب «کی روش» در فوتبال ایران شناخته شده. نه برای امور فنی، که به واسطه آن چه در رسانه ها در توصیف «کی روش» می گوید و یا عدم مقابله با برنامه های تیم ملی.

مجری برنامه سعی می کند نتیجه نظرسنجی را از میانه های برنامه مدیریت کند. درصد رای مردم به «کادر فنی» به عنوان عامل اصلی ناکامی، بالاترین رقم بود. عادل می گفت: «البته در ادامه برنامه شاید نظر مردم تغییر کند.» میهمانش «رضا افتخاری» مدیرعامل استقلال بود.



پرده دوم؛ مدیریت سکوت

چند هفته ای هست که مدیرعامل باشگاه استقلال محکوم می شود به استفاده از رانت خانوادگی برای حضور در مدیریت فوتبال ایران. دختر رضا افتخاری با پسر «حجت‌الاسلام قدرت‌الله علیخانی» ازدواج کرده. داماد خانواده افتخاری، در دفتر اسحاق جهانگیری مشغول به کار است و از نزدیکان معاون اول رئیس جمهور محسوب می شود.

«عادل» دست روی «ژن خوب» می گذارد و از نسبت خانوادگی او به عنوان عامل برای حضور در اتاق مدیریت باشگاه استقلال حرف می زند. تقریبا دارد بحث را مدیریت می کند. افتخاری پیش از این هم سال ها در راس فوتبال ایران بوده. از سرپرستی تیم های ملی ایران در سال های 1376 تا 1381 تا دبیرکلی فدراسیون فوتبال (دهه 70)، نایب رئیسی فدراسیون فوتبال (دهه 80)، ریاست کمیته فوتسال و سال ها مدیرکلی تربیت بدنی استان های تهران و زنجان در پرونده اش هست.

مجری برنامه سراغ سایر اعضای هیئت مدیره باشگاه استقلال هم می رود. مدیرانی مانند «حسن زمانی» که خودش یک معمای بزرگ است. «حسن زمانی» را «علی لاریجانی» به فوتبال ایران و باشگاه استقلال تحمیل کرده. در این تردیدی نیست. او مشاور عالی «علی لاریجانی»، رئیس دفتر رئیس مجلس و نماینده اسبق مجلس (از شهر ملایر) است. تخصصش مصاحبه با رسانه ها. در مورد «جواد قراب» نمی توان انتقادی جدی داشت. او محصول و فرزند باشگاه استقلال است. هرچند که عادل به شکلی او را در تیز خود، بازنشسته ای ناکارآمد هم معرفی کرد. «محمد حسین قریب» مدیرعامل فصول دور استقلال، نیامده رفت. مردی که بیشتر در دنیای اقتصاد و صنعت زندگی کرده تا فوتبال. خودش تصمیم گرفت در این فضا زندگی نکند.

گزینه ناشناخته و تازه وارد، «اکبر عباسی ملکی» است. سال های زندگی اش را در بانک تجارت گذرانده. عضویت در هیات مدیره بانک تجارت و پست معاون بانک تجارت از سمت‌های او در این بانک است. «عباسی ملکی» همچنین در دوران بازنشستگی، مشاور مدیرعامل بانک سپه، مشاور مدیرعامل بانک دی، رییس صندوق قرض‌الحسنه بانک دی، رییس هیات مدیره بیمه دی و مشاور اجرایی بانک اقتصاد نوین هم بوده. با این اوصاف به نظر می رسد که وزارت ورزش او را به عنوان عضو اقتصادی در باشگاه استقلال منصوب کرده باشد. مردی برای درآمدزایی. عادل او را هم بدون رزومه کافی برای مدیریت در فوتبال ایران دانست. بیراه هم نگفت.

اما «رضا افتخاری» تنها نماینده استقلال که در برنامه 90 حاضر بود، خودش را در سکوت غرق کرد. در قبال نقد به انتصاب مدیران ناشناخته در باشگاه استقلال سکوت کرد، در قبال بحث درگیری میان اعضای هیئت مدیره استقلال با کادر فنی هم سکوت کرد. بدترین سکوت او، لاپوشانی دلایل اخراج «مهدی رحمتی» و «مجتبی جباری» بود. سکوت افتخاری، بازی ناشیانه عادل برای نجات منصوریان و نام بردن از «اکبر عباسی ملکی» به عنوان مقصر اخراج این دو کاپیتان استقلال، ورق بازی را روی آنت زنده جرخاند.



پرده سوم؛ نه تو مانی و نه من

اتفاقا درد آور این است که هر دو سوی این پرده دری می مانند. هم «علی منصوریان» و هم «اکبر عباسی ملکی». ماجرا از حمله منصوریان به هیئت مدیره استقلال آغاز شد. گفت که زیر بار حذف رحمتی و جباری نمی رود. «اکبر عباسی ملکی» روی خط آمد و مدعی شد که علت کنار گذاشته شدن گلر استقلال، درخواست شخص منصوریان بوده و حتی گفته رحمتی بعد از پنالتی جم (گل دوم) شادی کرده است.

فضای برنامه از این لحظه به بعد آمیخته با قسم و آیه بود. علی منصوریان شد همان مربی برافروخته لب خط استقلال. مردی که نمی داند چه می گوید، فقط دست هایش را حرکت می دهد، فریاد می زند، ژست های عصبی می گیرد و نشان می دهد که تمرکزی ندارد. منصوریان همان بود. به مدیرعاملش جان فرزندانش را قسم می داد که واقعیت را بگوید. واقعیت، اما انگار خیلی دورتر از آن چه «عباسی ملکی» گفت هم نبود. عضو هیئت مدیره مدعی شد که شخص منصوریان گفته که از ابتدا هم جباری را نمی خواسته و با فشار هیدت مدیره او را جذب کرده. منصوریان از کنار این بحث به صورت کامل گذشت.

مدیرعامل بارها تاکید کرد که بگذارید اسرار خانواده در خفا بماند، منصوریان فریاد می زد. «عباسی ملکی» پشت خط تلفن می خندید، «منصوریان» فریاد می زد.

دردآور است که خروجی همنشینی اعضای هیئت مدیره و سرمربی استقلال، می رسد به قسم جان فرزندها، برای گفتن یا نگفتن. دردآورتر است که مباحثه با تلاش «عادل فردوسی پور» برای مصونیت کامل «منصوریان» از هر خطری صرفا به واسطه خط کشی های انتخابی او تا آخرین دقیقه تداوم می یابد.

این سئوال که چرا میان اعضای هیئت مدیره استقلال یک عضو فعال اقتصادی نیست پرسیده نشد. سئوال مهمتر این که مدیران تازه منتصب (که روز چهارم تیرماه از وزیر ورزش و جوانان حکم گرفته اند) چه نقشی در سقوط تاریخی استقلال داشتند که کادر فنی استقلال در آن هیچ سهمی ندارند هم خاک شد. از علیرضا منصوریان یک بار پرسید چرا در تمام این روزها یک بار استعفا نداده، اما سئوال در مورد حقیقت قرارداد 4 میلیارد تومانی الکن ماند. سرمربی تیم از مصدومان تیمش نالید و آنها را عامل ناکامی دانست، مجری برنامه سئوال نکرد که این مصدومیت ها محصول کدام بدنسازی اشتباه و تمرین غلط است؟ چرا تراکتورسازی و پرسپولیس و فولاد و ذوب آهن و پدیده و سپیدرود و سایپا این تعداد مصدوم ندارند؟

شب سیاهی بود. عادل بسیار کوشید با خط کش «کی روش» برنامه را اداره کند و اما نتیجه اش، نزدیک به 55 درصد نظر مردم به ضعف کادر فنی استقلال بود.
۶
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر