فهرست
امید نه‌چندان پرامید
امید نه‌چندان پرامید

امید نه‌چندان پرامید

آی اسپورت - بعد از برکناری زلاتکو کرانچار، هنوز تیم ملی امید ایران سرمربی جدید خود را نشناخته است. چند نفر در این مدت کاندیدا شدند ولی هرکدام به دلیلی به نیمکت تیم امید نرسیدند. آخرین شخصی که موردتوجه فدراسیون فوتبال قرار گرفت، یحیی گل‌محمدی بود. اگرچه سرمربی موفق تیم پدیده شهر خودرو تصمیم گرفت در مشهد بماند و ریسک حضور در تیم امید را نپذیرد، اما چرا ریسک؟

درخشش در کانادا، آخرین فریم فوتبال ایران در المپیک

اولین‌بار المپیک ۱۹۶۴ توکیو و آخرین‌بار المپیک ۱۹۷۶ مونترال بود که موفق شدیم در بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان حاضر باشیم. سه دوره حضور که حاصل آن ۶ باخت، یک مساوی و دو برد بود. در آن زمان همه تیم‌ها با نفرات اصلی و بزرگسال خود به میدان می‌آمدند و ایران هم نسل طلایی خود را داشت که مدام قهرمان ‌آسیا می‌شد و در المپیک و جام‌جهانی پای ثابت بود. نسلی که تا یک‌چهارم نهایی المپیک مونترال پیش رفت و شانه ‌به‌ شانه ستاره‌های لهستان و شوروی زد. علی پروین، حسن روشن، غلامحسین مظلومی و پرویز قلیچ‌خانی گلزنان ایران در آن دوره بودند. اما هیچ‌کس فکر نمی‌کرد بعد از آن، ایران هیچ‌وقت نتواند به المپیک راه پیدا کند. همان سال بود که ما برای آخرین‌بار قهرمان جام ملت‌های آسیا هم شدیم و دیگر هیچ فتحی نداشتیم. حالا فقط چند ماه تا آغاز المپیک مانده است. این‌بار برخلاف دوره‌های قبل امید چندانی نداریم و شواهد و قرائن نشان می‌دهد باید خود را برای «48 ساله شدن حسرت» آماده کنیم، اما چه شواهدی؟

تصمیم پرخطر فدراسیون بعد از نمایش ضعیف فروردین‌ماه

در خلال دید و بازدیدهای نوروزی بودیم که تیم ملی امید ایران پس از چند مرحله اردو و چند بازی دوستانه و تجربه حضور در بازی‌های آسیایی جاکارتا، در تهران به مصاف تیم‌های یمن، ترکمنستان و عراق رفت تا برای سرگروهی و رسیدن به مرحله نهایی مقدماتی المپیک تلاش کند. 7 امتیاز به دست آمد اما سرگروه نشدیم و به‌عنوان یکی از بهترین تیم‌های دوم به جمع 16 تیم پایانی رسیدیم. نحوه بازی شاگردان کرانچار اصلا آن چیزی نبود که انتظارش را داشتیم. کاملا مشخص بود این تیم برای المپیکی شدن فاکتورهای فراوانی را ندارد. با این حال، برکناری سرمربی کروات تصمیم پرخطری بود که فدراسیون فوتبال آن را به جان خرید؛ در فاصله کمتر از ۸ ماه تا آغاز مرحله نهایی.

پاسخ به دو سوال مهم

سوال اول: چرا قبول کردن هدایت تیم امید در این برهه ریسک است؟ سوال دوم: چه شواهدی به ما می‌گوید احتمال المپیکی شدن‌مان کم است؟ ابتدا لازم است به اطلاع برسانیم که قصد و غرض از طرح این سوالات و نگارش این مطلب، سیاه‌نمایی یا پاشیدن بذر ناامیدی نیست. آرزوی قلبی همه ما این است که تیم ملی امید بتواند تاریخ‌ساز شود و به توکیو برسد، اما باید کمی واقع‌بین باشیم و از زوایای غیراحساسی به موقعیت مکانی خود نگاه کنیم.

سرمربی جدیدی که بخواهد هدایت تیم ملی امید را برعهده بگیرد می‌داند که فرصت چندانی برای ساختن تیم و پیاده کردن تفکرات خود ندارد. اکثریت قریب به اتفاق نفرات حاضر در تیم امید در طول فصل برای تیم‌های لیگ برتری خود بازی‌های زیادی را انجام دادند و حالا خسته هستند. آنها نیاز به کمی استراحت دارند و نمی‌توان خیلی سریع به اردوی تابستانی دعوت‌شان کرد. در ضمن بعد از گذشتن مدتی کوتاه، ‌باید آنها به تمرینات پیش‌فصل تیم‌های باشگاهی خود بروند و در اختیارشان قرار بگیرند.

دو ماه برای رسیدن ازصفر تا صد!

طبق تقویم اعلام‌شده از سوی فیفا، تا آغاز مسابقات انتخابی، 4 فیفادی داریم. یعنی تاریخ‌هایی که بازیکنان در اختیار تیم‌های ملی قرار می‌گیرند. چهار بازه ۸ روزه که روی هم به یک ماه می‌رسد، اولی از ۲۱ تا ۳۱ خرداد، دومی از ۱۱ تا ۱۹ شهریور، سومی از ۱۵ تا ۲۳ مهر و چهارمی از۲۰ تا ۲۸ آبان. در ضمن خود مسابقات هم در تقویم فیفا گنجانده نشده و این به نوبه خود مشکلات خاصی را در پی دارد. به جز این 4 مرحله می‌توان روی تعطیلی نیم‌فصل لیگ هم حساب کرد و شاید در آنجا حدود دو هفته بازیکنان در اختیار تیم امید پیش از اعزام قرار بگیرند. نهایتا روی هم سرمربی جدید برای شناسایی نفرات، آشنایی با خلق و خوی آنها، برگزاری دیدار تدارکاتی، پیاده کردن تفکرات خود و رسیدن به مرز آمادگی حدود دو ماه فرصت دارد؛ دقت کنید فقط دو ماه!

نسلی که طلایی نیست

نگاهی به ترکیب تیم امید ایران در دوره قبل بیندازید. محمدرضا اخباری، روزبه چشمی، علی کریمی، فرشید اسماعیلی، محسن کریمی، ارسلان مطهری، میلاد محمدی، مهدی ترابی، شاهین ثاقبی، احسان پهلوان، امیر عابدزاده و... این نفرات در آن زمان هم جزء خوب‌ها و شناخته‌شده‌های لیگ بودند و بقیه نفرات هم همگی درحال حاضر جزء ستاره‌ها به شمار می‌روند. تیم پتانسیل بالایی داشت و در همه پست‌ها نفرات باکیفیتی به چشم می‌خوردند. اما ترکیب کنونی تیم امید چنین حسی را منتقل نمی‌کند. با تمام احترامی که باید برای آنها قائل بود اما از بین آخرین دعوت‌شده‌ها به تیم امید کمتر از 10 نفر آنها در تیم‌هایشان جایگاه مهم و کاملا ثابتی دارند. مهدی قائدی، محمدمهدی مهدی‌خانی، سینا زامهران، رضا شکاری، یونس دلفی، ابوالفضل رزاق‌پور و امید نورافکن تنها نفراتی هستند که چشمه‌های مثبتی در کارشان دیده می‌شود اما بازهم نسبت به تیم‌های ادوار قبلی، اصلا قابل‌مقایسه نیستند و کمیت‌شان می‌لنگد.

در انتظار گروه مرگ

دوم شدن در مرحله پیشین باعث شد تیم امید برای مرحله نهایی که در تایلند به انجام می‌رسد در سید چهارم قرار بگیرد. این یعنی ممکن است ما در گروهی با حضور تیم‌های ازبکستان (مدافع عنوان قهرمانی)،  ژاپن یا کره‌جنوبی و استرالیا یا عربستان قرار بگیریم. دوره قبل ما در گروه اول بعد از قطر میزبان و ۹ امتیازی با ۶ امتیاز بالاتر از سوریه و چین صعود کردیم اما در یک‌چهارم نهایی مقابل ژاپن با سه گل شکست خوردیم. در این دوره فقط سه تیم به همراه ژاپن میزبان راهی المپیک خواهند شد و قطعا مسیر فوق‌العاده دشواری پیش‌روی امیدها خواهد بود.

همین دلایل و نکته‌هایی که گفته شد باعث شده مربیان وطنی از قبول هدایت تیم امید سرباز بزنند. آنها می‌دانند که چه ماموریت دشواری پیش‌رویشان قرار دارد. با این حال انسان به امید زنده است و شاید در همین برهه که هیچ‌چیز خوشبینانه نیست؛ تیم ملی امید بتواند دست به کار بزرگی بزند و بعد از ۴۴ سال به المپیک برسد.

 

فرهیختگان 

۳    
آی اسپورت
2019-05-21 11:11:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر