فهرست
چه اهمیتی دارد حق با کیست؟
چه اهمیتی دارد حق با کیست؟

چه اهمیتی دارد حق با کیست؟

آی اسپورت - یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد فوتبال ایران، به ابتذال کشاندن هر پدیده‌ای است. یک مربی که در باشگاهی موفق بوده، به‌خاطر تأخیر در پرداخت دستمزدش تیم را ترک می‌کند و چندی بعد برای دریافت حقوقش به فیفا شکایت می‌کند اما بخش بزرگی از هواداران همچنان او را «دوای درد» تیم می‌دانند. مدیرانی که در جست‌وجوی محبوبیت هستند، بی‌توجه به مشکلات مالی باشگاه به بهانه تخفیف گرفتن بار سفر می‌بندند و مذاکره پنهانی با مربی شاکی را آغاز می‌کنند اما محاسبات و پیش‌فرض‌ها درست از آب درنمی‌آید. مربی شاکی که دیر یا زود مبلغ هنگفتی را از طریق فیفا دریافت می‌کند، حاضر به کوتاه آمدن نیست و بر خلاف خوش‌بینی‌های اولیه، مذاکرات به بن‌بست می‌خورد.

چند روز بعد از فروکش کردن پروژه ناموفق بازگرداندن مربی، مدیر مغموم در مونولوگ طولانی شبانه، از اینکه «با استقبال هواداران، هر روز نرخ مربی بالاتر رفته» گلایه می‌کند و از مربی که کمتر از 6 ماه در ایران بوده، توقع داشته «به‌خاطر عشق و علاقه هوادار، راحت‌تر می‌آمد». مربی شاکی هم بلافاصله بعد از بیدار شدن، طرف مقابل را به دروغگویی متهم می‌کند و از اینجا پرده تازه‌ای از این نمایش روی صحنه می‌رود؛ «چه کسی راست می‌گوید؟ چه کسی دروغ می‌گوید؟ حق با کیست؟» هرکس به سهم خود رخت هرکول پوآرو را می‌پوشد و بر اساس اطلاعات ناقصی که دارد و منافعی که دنبال می‌کند، یکی را متهم می‌کند و دیگری را تبرئه.

در آخرین فاز از پروژه ناکام «بازگشت استراماچونی» اینکه چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ، بی‌ارزش‌ترین وجه ماجراست. چه اهمیتی دارد حرف‌های سعادتمند عیناً مبتنی بر واقعیت باشد یا استراماچونی؟ جست‌وجوی پاسخ برای پرسش تکراری «حق با کیست؟» مصداق افتادن در دام ابتذال است.

مدیران استقلال و وکلای استراماچونی، طرفین یک معامله بوده‌اند که از همان ابتدا هم رگه‌های قوی «خوش‌بینی مفرط» در طرف ایرانی دیده می‌شد و حالا مشخص شده مواضع هر دو طرف آنقدر از هم دور بوده که عملاً امکانی برای توافق وجود نداشته. در دنیای فوتبال صدها مذاکره و معامله به نتیجه نمی‌رسد و این یک امر طبیعی است، اما تفاوت اینجاست که در این مورد خاص، استقلال هرچه داشت و نداشت را بر سر این معامله گذاشت و به امید «فردا»ی نامعلوم، موقعیت «امروز» خود را حراج کرد.

آنچه اهمیت دارد این واقعیت تلخ است که به‌خاطر حواشی کمرشکن این ماجرا و بی‌تدبیری مدیرانی که با رویای «محبوبیت ابدی» تمرکز تیم را از بین بردند، استقلال جام حذفی را از دست داد و در لیگ قهرمانان آسیا ناکام شد. متأسفانه تونل زمان در دنیای واقعی وجود ندارد. هیچ راهی برای بازگشت به گذشته و جبران خطاهای دیروز نیست. حالا که بازگشت به گذشته ممکن نیست، کمترین خواسته از مدیران استقلال این است که بخشی از همان پولی که برای پیش‌پرداخت به استراماچونی آماده کرده بودند، صرف تأمین جریمه شفر کنند تا لااقل پنجره‌های این تیم به‌طور موقت باز شود و اجازه ثبت قرارداد جدید به استقلال هم داده شود.

حتماً شما هم حکایت قدیمی مردی که با کاسه کوچکی از ماست کنار دریا نشسته بود را شنیده‌اید. به او گفتند: چه می‌کنی؟ گفت: دوغ درست می‌کنم. گفتند: با این کاسه نمی‌شود آب دریا را دوغ کرد. گفت: نمی‌شود اما اگر بشود، چه می‌شود! این حکایت به استراتژی بعضی مدیران فوتبال ایران در باشگاه‌داری بی‌شباهت نیست.

 

ایران ورزشی 

۴ ۱  
آی اسپورت
2020-09-30 18:15:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱ نظر
اقلیت تاس
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۹، ۱۹:۳۰
بیانات یک کیسه کش مثلا فهمیده... چرا نقش مسائل فنی و بازیکنها را در شکست قبول نمیکنی؟ چرا نمیفهمی خب پرسپولیس چندساله تیم خیلی بهتری هست و با شایستگی قهرمان میشه؟ چرا خودتون را به درودیوار میزنید؟؟؟ فهمیدنش خیلی سخت نیست به شرطی که عقده و توهم و تعصب را کنار بذارید
۵
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر