فهرست
تاجِ همیشه‌آبی
تاجِ همیشه‌آبی

تاجِ همیشه‌آبی

آی‌اسپورت- از سالِ ۶۵-۶۶ که عاشقِ «تاجِ همیشه‌آبی» شدم، هنوز هم که هنوز است «استقلالِ سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۱»- که زیرِ نظرِ «منصور پورحیدریِ فقید و بزرگ» اداره می‌شد- بهترین «تاجِ تمامِ عمرِ هواداریِ من» بوده و هست... 

گذشت و گذشت تا سالِ گذشته که «استراماچونی» سُکانِ هدایتِ تیمِ محبوب‌ام را در دست گرفت؛ مربّی‌ای که خودِ من و خیلی از هوادارها امیدِ چندانی به او نداشتیم. تا این‌که از بازی با «تراکتورسازی» بود که معجزه‌های «آن مردِ ایتالیاییِ آرام و جدّی» آغاز شد و تیمی را روانه‌ی مستطیلِ سبز می‌کرد که به «یک تیمِ واقعی و فرا آسیایی» شباهت پیدا کرده بود؛ امّا خُب اظهرمِن‌الشّمس بود که تابِ دیدنِ چنین «تاجِ وحشی و هجومی»ای را ندارند و خیلی‌زود و وقیحانه نسخه‌اش را پیچیدند و بیش از یک‌ماه پس از آن نیز به روح و روان و شعورِ میلیون‌ها هوادارِ نگران و منتظر توهین کردند. از تیمی که می‌رفت یکی از بهترین تیم‌های تاریخِ لیگِ داخلیِ ایران شود، چیزی جز یک ویرانه‌ی پُرآشوب و پُرحاشیه باقی نماند؛ و «تاج/استقلالِ محبوب‌ام» دیگر آن تیم نبود که نبود... 

تا نیمه‌ی نخستِ بازیِ امشب؛ که به‌نظرم یکی از بهترین و کم‌نقص‌ترین «استقلال»های چندسالِ اخیر را در زمین دیدیم؛ انگار که دَمِ مسیحای «استراماچونی» به تَن و چشم و ذهن و ساقِ پای‌ بازی‌کُنان دمیده شده بود. بی‌اغراق، «فرهاد» یک تیمِ بی‌پروا و آماده را روانه‌ی زمین کرده بود و بازیِ گروهی و هجومیِ تیم در بیش‌ترِ دقیقه‌ها چشم‌ها را خیره می‌کرد و حرفی برای گفتن باقی نمی‌گذاشت... 

«فرهاد مجیدی» عزیزِ دلِ «ما تاجی‌ها»ست؛ بی‌تردید نام‌اش در کنارِ اسطوره‌های باشگاهِ همیشه‌آبی‌مان جای می‌گیرد؛ امّا هنوز تا تبدیل‌شدن به یک مربّیِ بزرگ و حرفه‌ای و به‌اصطلاح «شش‌دونگ» کمی فاصله دارد؛ بهترین نمونه برای اثباتِ این ادّعا بازیِ «استقلال» در نیمه‌ی دوّم و به‌ویژه پس از گلِ مساویِ «پرسپولیس» بود، که با افتی چشم‌گیر و یک سردرگمیِ آشکار هم‌راه شد. چهره‌ی «مجیدی» و حرکت‌هایش در کنارِ زمین نشان می‌داد که او روحیه‌ی لازم را برای جمع‌کردنِ تیم‌اش ندارد. درست است که دست‌اش برای تعویض از روی نیمکت خالی بود، درست است که برخی بازی‌کُنانِ کلیدی‌اش در زمین آسیب دیدند و ناگزیر بیرون آمدند، درست است که باز هم زخمِ برخی شیطنت‌های داوری بر پیکرِ تیم نقش بست، امّا «استقلالِ نیمه‌ی دوّم و حتّی دو وقتِ اضافی» آن هیولای مهارنشدنیِ نیمه‌ی نخست نشد که نشد... 

البته پایانِ این نبردِ نفس‌گیر و دراماتیک، برای «ما آبی‌ها»، یک «هپی‌اِندِ واقعی» بود؛ در مجموع با گل‌هایی که در ضربه‌های پنالتی زدیم، با نتیجه‌ی «شش بر سه» حریفِ سنّتی و قدیمی‌مان را به زانو درآوردیم و راهیِ فینال شدیم و شبی تاریخی و فراموش‌نشدنی را رقم زدیم... 

شادباشِ فراوان به همه‌ی دوستان و رُفقای «تاجیِ» خودم... امیدوارم آن‌هایی که چشمِ دیدنِ تیمِ محبوب‌مان را ندارند و آن بالاها نِشسته‌اند، یک‌بارِ دیگر زیرِ پای این تیمِ تازه جان‌گرفته را خالی نکنند؛ که البته هیچ بعید نیست سناریوها از همین امشب نوشته شود! ما که دیگر عادت کرده‌ایم...!

*** پی‌نوشت:  این‌هفته، یکی از بهترین و رؤیایی‌ترین هفته‌های فوتبالیِ زندگی‌ام بود. پس از قهرمانیِ «بایرن مونیخ/ ما ژرمن‌ها» در «لیگِ قهرمانانِ اروپا»، این پیروزیِ دراماتیکِ «تاجِ همیشه‌آبی» از تَهِ تَهِ دل چسبید و تمامِ خستگی‌ها و فشارهای عصبیِ چندهفته‌ی اخیر را از تن‌ام به‌در کرد... در زندگی‌ام، هیچ‌چیز مثلِ «پیروزی‌های بزرگ و تاریخیِ تیم‌های محبوب‌ام» حال‌ام را خوبِ خوب نمی‌کند؛ حتّی فراتر از «دیدنِ یک فیلمِ شاه‌کار» و یا «شنیدنِ ترانه‌های محبوب‌ام»...

۲۸ ۴  
آی اسپورت
2020-08-27 00:17:00
نظر دهید

۴ نظر
جعفر فرهانیان
پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ۰۰:۲۷
بعنوان یه پرسپوایسی این برد رو به تمام هواداران استقلال صمیمانه تبریک میگم.با ارزوی موفقیت در فینال
۳
pooyan
پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ۰۰:۵۶
هنوز ٨ -٩ ماه از اين كابينه مونده رفيق
هنوز ميشه دو تا اسنپ ديگه گرفت
۲
nasiri
پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ۰۸:۲۷
موفقیت برای بقیه سناریو هست ، برای استقلال نتیجه زحمات خیلی خنده داره واقعا . خسته نمیشید از توهم توطئه،اگه استقلال و استقلالیا دست از این توهم برداران شاید نتایج بهتری هم کسب کنند...البته که نرود میخ آهنی در سنگ.....
۴
وحید
پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ۰۸:۲۹
متوهم ها...
۳
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر