فهرست
داستان شیاطین و آقای باتن
داستان شیاطین و آقای باتن

داستان شیاطین و آقای باتن

آی اسپورت - در 16سال گذشته بعید است کسی بتواند ادعا کند بیشتر از بلژیکی‌ها در فوتبال رشد کرده است. در فوتبال اروپا همه‌چیز به شکل عجیبینسبت به سال 2002 بازگشت به عقب به حساب می‌آید. والنسیا و آرسنال قهرمان‌های لیگ جزیره و لالیگای اسپانیا در سال 2002 از اوج به حضیض رسیده‌اند و هواداران بایرن لورکوزن، شگفتی‌ساز آن فصل فوتبال اروپا، هنوز با خاطرات همان فصل زندگی می‌کنند. اما داستان شیاطین‌اروپا که آن سال به جام‌جهانی 2002 کره و ژاپن رسیده بودند، کاملا متفاوت است. داستان تیم پیر و بی‌ستاره‌ای که سال 2002 برابر برزیل حذف شد و به خانه برگشت. اما تمام این سال‌ها را شبیه بنجامین باتن زندگی کرد؛ هر سال جوان‌تر شد و حالا بعد از 16سال، جوان‌ترین، جذاب‌ترین و پرستاره‌ترین تیم حاضر در نیمه‌نهایی جام‌جهانی است.

جام‌جهانی در شرق دور که آغاز شد، همه از شائبه دخالت ژاپن برای افتادن در آسان‌ترین گروه جام‌جهانی می‌گفتند؛ «جایی که ژاپن، تونس، روسیه و بلژیک، احتمالا ساده‌ترین گروه در تمام ادوار تاریخ جام‌جهانی را ساخته بودند. روسیه‌ای که بعد از فروپاشی شوروی هیچ‌وقت حرفی برای گفتن نداشت، تونس بی‌تجربه، و تیم پابه‌سن گذاشته بلژیک. پیش‌بینی‌ها درست بود؛ ژاپن بدون دردسر و با 7امتیاز صعود کرد و بلژیک تیم دوم گروه شد. تیمی که به لطف گل دقیقه 82 مارک ویلموتس خودش را به مرحله حذفی جام‌جهانی و مسابقه با برزیل رساند و زود با گل‌های ریوالدو و رونالدو از جام کنار رفت. یکی از بدترین نسل‌های فوتبال بلژیک که هیچ ستاره‌ای در دل خودش نداشت. بلژیکی‌ها بعد از جام‌جهانی 1986 و تماشای ستاره‌هایی مثل یوری کولمانس و انزو شیفو، حالا به بدترین نسل فوتبالشان رسیده بودند؛ اسم‌های ناشناخته‌ای که امبو امپنزا، مارک ویلموتس و دانیل ون‌بویتن شناخته‌شده‌ترین‌هایشان بودند.

بلژیک به خانه بازگشته بود که یکی از روزنامه‌های ورزشی این کشور، عکس پسربچه‌هایی را روی صفحه اولش چاپ کرد و نوشت: « نسل طلایی بلژیک». پسربچه‌هایی که از روی چهره‌شان هم می‌شد حدس زد سن هیچ‌کدامشان بالاتر از 10سال نیست. بعید است اعضای تحریریه آن روزنامه بلژیکی وقتی عکس پسربچه‌های مستعد فوتبال بلژیک را کنار هم می‌گذاشتند، تصوری داشتند از اینکه مشغول بزرگ‌ترین پیشگویی فوتبالی در قرن بیست‌ویکم هستند. کوین دی‌بروین، عثمان دمبله، اکسل ویتسل، وینسنت کمپانی، روملو لوکاکو، دریس مرتنز، سیمون مینیوله و... . بعد در ستون کنار صفحه عکس پسربچه‌ای ریز و لاغر را با موهای فرفری با فاصله‌ای نسبت به بقیه پسربچه‌ها چاپ کرده بودند که بگویند ستاره نسل طلایی بلژیک او خواهد بود؛ ادن هازارد.

بلژیک پیر سال 2002 مدت‌ها پیله‌ای دور خودش تنید و به خواب رفت. انگار از نسل پیرمردهای سال 2002 تا پسربچه‌های پابه‌توپ در بروکسل و گنگ، هیچ فوتبالیستی در این کشور پیدا نمی‌شد. آنها به جام‌جهانی 2006 صعود نکردند؛ به جام‌جهانی 2010 هم همین‌طور. 8سال توی پیله‌شان ماندند، چرخه دگردیسی‌شان را کامل کردند و با پسربچه‌هایی که حالا در ابتدای راه بودند، به جام‌جهانی 2014 رفتند؛ تیمی که برای موفقیت تجربه را کم داشت. اما فاکتوری که چهارسال پیش نقطه ضعف‌شان بود، حالا نقطه قوت تیم مارتینز به حساب می‌‌آید. ادن هازارد رهبر چلسی به حساب می‌آید، دی‌بروین مهره کلیدی سیتی‌زن‌هاست. لوکاکو در یونایتد، مرتنز در ناپولی، دمبله و ورتونگن و آلدرویلد در تاتنهام پخته شده‌اند. پیرمردهای بلژیکی در سال 2002، 16سال جوان‌تر شده‌اند. انگار به درک مناسبی از تلفیق بی‌رحمی شیاطین و جوانی بنجامین باتن رسیده‌ باشند. نسلی که می‌توانند برای اولین‌بار بلژیک را به فینال جام‌جهانی برسانند و ادعا کنند وظیفه تاریخی‌اش را که آن روزنامه بلژیکی در سال2002  روی دوش‌هایشان گذاشته بود، به اتمام رسانده‌اند.

هیچ کس نمی‌داند اگر نسل ادن هازاردها، دی‌بروین‌ها و لوکاکو‌ها به پایان دوران فوتبالشان برسند، بلژیکی‌ها چندسال دیگر باید از تورنمنت‌های مهم جا بمانند. چندسال دیگر باید توی پیله‌شان فرو بروند و چشم انتظار یک دگردیسی دیگر باشند. هیچ کس جواب این سوال‌ها را نمی‌داند؛ اما اگر نسل طلایی شیاطین اروپا به فینال مسکو برسند و قهرمان شوند، تحمل و انتظار ساده‌تر خواهد بود؛ حتی اگر پیله بعدی برای تماشای یک نسل طلایی دیگر، سال‌ها طول بکشد.

۳    
آی اسپورت
2018-07-10 19:20:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر