فهرست
فیلم دربی «شش‌تایی‌ها» واقعا سوخته است؟
فیلم دربی «شش‌تایی‌ها» واقعا سوخته است؟

فیلم دربی «شش‌تایی‌ها» واقعا سوخته است؟

آی اسپورت - فضای مجازی هواداری حالا در تعطیلی رسانه ها، وارد عمل شده و جملات آیتم در نقد تیمسار خسروانی موسس باشگاه دوچرخه سواران و بعد تاج و حالا استقلال و تعریف و تمجید نسبی از علی عبده موسس باشگاه پرسپولیس، باعث یک چالش و جنجال بزرگ شده است. پرداختن به خدمات خسروانی و عبده، در رسانه های داخلی پس از انقلاب به خاطر وابستگی های هر دو به رژیم سلطنتی، برای رسانه های داخلی، کار راحتی نبوده و نیست. البته بوده اند رسانه هایی که سعی کرده اند با عدول نکردن از خطوط قرمز، به بهانه های مختلف، جدا از وابستگی های معمول باشگاهداری و تیمداری در آن زمان، به عملکرد اشخاص بپردازند. ماهنامه تعطیل شده دنیای فوتبال، چند سال پیش، یک پرونده مفصل برای علی عبده و تیمسار خسروانی رفت و عبده را روی جلد برد و پرونده مبسوطی از کارهای او برای پرسپولیس منتشر کرد. فیلم سینمایی مستند «آبی به رنگ آسمان» که درباره تاریخ باشگاه استقلال بود هم درباره تیمسار خسروانی و کارهایی که او برای دوچرخه سواران و تاج کرده بود، نزدیک به نیمی از زمان فیلم را اختصاص داده بود. در هر حال بررسی خدمات خسروانی و عبده و تقابل آنها و حتی ادعاهایی درباره این دو مدیر، فرصت ویژه ای می طلبد. در ۲۴ساعت گذشته اظهارنظرها و صحبتهای بازیکنان و مربیان و مدیران سابق و فعلی استقلال، بازتابهای زیادی در فضای مجازی داشته است.

اما در این گزارش، به بررسی ادعای برنامه نوروز فوتبالی درباره سوزانده شدن فیلم دربی معروف شش بر صفر تاج – پرسپولیس که به سود قرمزها به پایان رسید، می‌پردازیم. در متن نریشن آیتم به عینه ادعا شد که فیلم بازی سوزانده شده تا هیچ سندی از آن بازی موجود نباشد. اما آیا چنین اتفاقی افتاده است؟

 

از کری ساده تا انکار ناپذیر بودن نتیجه بازی

همانطور که بسیاری از طرفداران استقلال و پرسپولیس می دانند، هنوز که هنوز است در کری خوانی ها برخی طرفداران استقلال، می گویند که این بازی اصلا انجام نشده و افسانه و دروغ است چرا که هیچ فیلمی از آن وجود ندارد. این جمله صرفا یک شوخی و صرفا کری است چرا که روزنامه ها و مجلات آن زمان عکسها و خبر بازی را منتشر کرده اند و خود بازیکنان آن زمان استقلال  و پرسپولیس هم قبول دارند که پرسپولیس آن بازی را ۶-۰ برده است. مشکل این نیست که بازی انجام نشده و نتیجه آن افسانه است، مشکل ماجرای فیلمبرداری نشدن از آن بازی است. اینکه چرا از این بازی هیچ فیلمی وجود ندارد. آن هم بازی به این مهمی در سطح فوتبال و ورزش کشور! دو هفته نامه قدیمی کیهان ورزشی و دنیای ورزش که دومی مدتهاست دیگر منتشر نمی شود، آن روزها این بازی را پوشش دادند و کلی عکس و خبر و مصاحبه درباره آن بازی چاپ شده است. اینکه چون فیلمی وجود ندارد پس بازی انجام نشده، همانطور که گفتیم صرفا یک شوخی است.

 

مرحوم مرتضی احمدی پیگیرتر از همه

سالها پیش در یکی از برنامه های نوروزی تلویزیون که مرحوم مرتضی احمدی بازیگر خوش صدا و سرشناس سینما و تئاتر و تلویزیون هم میهمانش بود کل کل آبی و قرمز راه افتاده بود و مجری به شوخی کلیت بازی شش بر صفر را تکذیب می کرد که مرحوم احمدی به یک باره عصبانی شد و گفت:« دو گل از ۶ گل را در نیمه دوم ناصر حجازی خورد. هیچ دوربین تلویزیونی این مسابقه را پوشش نداده و معدود تصاویر موجود در آرشیو صداو سیما هم معدوم شده است!»

این اظهار نظر مرتضی احمدی در یک برنامه پر بیننده که مسابقه ای هم بود و ۶ بازیکن تیم فوتسال فولادماهان اصفهان و شش بازیکن پرسپولیس در سنجش معلومات عمومی مسابقه می دانند باعث شد تا خود مرتضی احمدی که کار گويندگی، بازيگری تئاتر، سينما و تلويزيون، صدا پيشگی (دوبله) و خوانندگی هم کرده است چند روز بعد مصاحبه کند و درباره بازی بگوید:« یک شب که به برنامه نود اس ام اس زدم دیدم فیلم شش تایی ها در اس ام اس بازگشت تبلیغ شده بود. فیلم را که خریدم دیدم که فیلم گلها جعلی است. مزدک میرزایی هم روی آن نریشن خوانده بود. خیلی ناراحت شدم. آن روز (روز بازی استقلال و پرسپولیس) از يک ساعت قبل از بازی در ورزشگاه بودم. آن روز مهمترين خاطره زندگی من است. حالا آمده اند که مثلا با مونتاژ کردن فیلم های گلهای خارجی و انگلیسی سیاه و سفید که به گلهای دربی شش تایی شباهت دارند، به نوعی به آن بازی بی احترامی کنند. اصلا مگر ندیدند که ورزشگاههای انگلیس با ورزشگاه آزادی تهران تفاوت ندارد؟ مگر ندیده بودند که فاصله تماشاگران با تارتان در ورزشگاه آزادی زیاد است اما گلهای دربی در این مستند، در ورزشگاهی بود که فاصله جایگاه تماشاگران با زمین به اندازه نیم متر هم نبود!»

از مرتضی احمدی پرسیده می شود آن روز در ورزشگاه دوربين تلويزيونی نبود؟ که جواب می دهد:« بله بود. البته بعد از بازی شايعه شد که خسروانی آن فيلم را گرفت و آتش زد.» اشاره احمدی به یک مستند بود که در شبکه نمایش خانگی در تیراژ وسیعی فروخته شد و البته مزدک میرزایی نریشن این مستند را خوانده بود و بازی دربی شش تایی جعلی و انگلیسی را گزارش کرده بود. مستندی که البته با منتخب تصاویر دربی های پس از انقلاب تدوین شده بود و خیلی قشنگ طرفداران پرسپولیس و حتی برخی طرفداران استقلال را تحریک می کرد که این مستند را بخرند و البته سود خوبی هم از فروش این مستند جعلی و ساختگی به جیب سرمایه گذاران رفت و البته کسی هم پاسخگو نبود چرا به جای شش گل بازی پرسپولیس – تاج، شش گل انگلیسی و مربوط به گلهای دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ میلادی لیگ برتر انگلستان، به خریداران انداخته شد!

 اما در همان برنامه تلویزیونی، مجری از مرحوم مرتضی احمدی می پرسد:« فکر می کند فیلم الان چقدر بیارزد؟» مرحوم احمدی که جواب داده است: «استقلالی ها که حاضرند، چند صد ميليون بدهند تا آن را نابود کنند. اگر به دستشان بيافتد آن را با بازيکنان آن زمان استقلال آتش می زدند. بازی شش تايی ها که از هر کودتا و جنايتی بدتر بود.» مرتضی احمدی آنقدر مطمئن بود که دیگر کسی فکر نمی کرد از بازی فیلمبرداری نشده باشد. اما ماجرای دیگری هم وجود دارد که می تواند در کنار این اتفاق قابل توجه باشد. اگر روایت شاپور قریب را از بازی شش تایی ها بخوانید پی می برید که منظور مرحوم احمدی مطمئنا دوربینی بود که شاپور قریب کنار زمین کاشته بود نه یک یا چند دوربین تلویزیونی. نگارنده گزارش به عنوان کسی که علاقه ویژه ای به فیلمهای قدیمی فوتبال ایران در دهه های ۴۰ و ۵۰ و  دهه‌های ۶۰ و ۷۰ دارد و آرشیوی هم از این فیلمها در اختیار دارد که فوتبالی هر چند وقت یک بار منتشر می کند، چندین سال به دنبال پیدا کردن فیلم بازی تاج – پرسپولیس شهریور ۱۳۵۲ در ورزشگاه آزادی بود. تحقیق و جستجوی نگارنده گزارش به آنجا ختم شد که دوربین مد نظر مرحوم مرتضی احمدی را پیدا کند و این امید به وجود آمد که نگاتیو فیلم وجود داشته باشد. دوربین پیدا شد و مرحوم شاپور قریب کارگردان نامدار سینمای ایران مطمئنا بهترین منبع برای صحت و سقم ماجرا بود. نگارنده در گفت و گویی کوتاه با مرحوم شاپور قریب، توانست به اطلاعات مهمی دست پیدا کند. از شاپور قریب که در بستر بیماری هم بود پرسیده شد:« آیا دوربینی در بازی وجود داشته یا نه و اصلا از بازی فیلمبرداری شده یا اتفاق دیگری افتاده است؟ مرحوم قریب که حال و روز مناسبی هم نداشت خیلی راحت وبی طرفانه به نگارنده پاسخ داده بود:« فکر کنم یک بار دیگر هم در گفت و گو با یک مجله سینمایی یا در یک محفل دوستانه گفته بودم، ما می خواستیم صحنه قالپاق دزدیدن بهروز وثوقی هنرپیشه نقش اول فیلم ممل آمریکایی را در نمایی چشمگیر و پر ماشین بگیریم. به همین دلیل براي فيلمبرداری صحنه قالپاق دزدی نياز به پاركينگ پر از اتومبيل ورزشگاه آزادی داشتیم. ورزشگاه هم تازه افتتاح شده بود اما خوش شانس بودیم و بازی تاج و پرسپولیس نزدیک بود. البته تلویزیون می خواست که از بازی فیلم بگیرد اما به دلیل تازه ساز بودن ورزشگاه و مشکلات قطعی برق و واحد سیار و اینها وجود داشت و البته همزمانی بازی با رقابت های جهانی كشتی آزاد ۱۹۷۲ در تهران باعث شد تا آن زمان مدیران بخش ورزشی تلویزیون بی خیال پخش بازی از تلویزیون شوند. با توجه به اینکه کشتی هم در ایران آن روزها به اندازه فوتبال طرفدار داشت تلویزیونی ها رفتند تا رقابتهای کشتی را پوشش بدهند و آقای عطاالله بهمنش گزارش تاج و پرسپولیس را از رادیو بر عهده گرفت که بعدها شنیدم حتی از رادیو هم سعی می کرد نتایج کشتی را هم پوشش دهد. هر اتفاقی هم که در رقابتهای کشتی می افتاد وسط گزارش فوتبال اعلام می کرد اما دوربین های تلویزیونی مشغول پخش و ضبط رقابتهای کشتی بودند.» به این نکته هم باید توجه کرد که اگر تماشاگران آن بازی تاريخی در ورزشگاه می دانستند بهروز وثوقی هنرپیشه نقش اول فیلم ممل آمریکایی در همان لحظه ای كه آنها مشغول تماشای فوتبال هستند، مشغول آكتوری در فيلم است و در پاركينگ ورزشگاه جلوی دوربین شاپور قریب  قرار گرفته بر سر دو راهی ماندن يا نماندن روی سكوها می ماندند و البته نه برای سلفی گرفتن که آن زمان امکانش نبود، بلکه برای دیدن او به پارکینگ ورزشگاه آزادی می رفتند.

 

صحبتهای قریب درباره دوربین داخل ورزشگاه آزادی

مرحوم شاپور قریب درباره صحنه های قالپاق دزدی بهروز وثوقی در فیلم ممل آمریکایی گفته بود:« فيلمبرداری سكانس قالپاق دزدی خيلي زود به پایان رسید و بهروز وثوقی که هنرپیشه نقش اول  فیلم هم بود سریعا رفت تا به کار خودش برسد. چیز خاصی هم نبود و صحنه عجیب و غریبی هم نبود. فکر کنم برای بازی کردن در یک فیلم دیگر لوکیشن را ترک کرد. جایی هم بودیم که زیاد شلوغ نبود و صحنه خوبی هم از کار درآمد. بعد آنجا خیلی اتفاقی به ذهنمان رسید که به دیدن بازی برویم و از بازی فیلمبرداری کنیم. حتی به ذهن من رسید که در تیتراژ اول فیلم هم از فیلم بازی تاج و پرسپولیس استفاده کنیم. بعد که فضا را دیدم گفتم حتما در فيلم صحنه های بازی را هم استفاده كنم، به همین دلیل یک دوربين را به كنار زمين فرستادم.» دوربینی که مد نظر مرحوم مرتضی احمدی بوده همین دوربین بود که در ورزشگاه کار گذاشته شده بود و در واقع این همان دوربین معروف است که مرحوم مرتضی احمدی از آن نام برده بود. جالب است بدانید تنها دوربينی كه توانست چهار گل از گلهای آن بازی را ثبت و ضبط كند.

 

 ساموئل خاچیکیان وارد می شود

مرحوم قریب از یک سینمایی دیگر نام برده است:«مرحوم ساموئل خاچيكيان، كارگردان موفق سينمای ايران، در آن زمان كار تدوين فيلم من را برعهده داشت و پايين بودن كيفيت تصاوير آن بازی، باعث شد كه خاچيكيان به جاي صحنه های دربی و گلهای دربی، به ما بگوید که ظاهرا دوربین در تنظیم مشکل داشته و به همین دلیل دوباره رفتیم و بخش هایی از بازی تيم های ملی ايران و برمه فیلمبرداری کردیم و تیتراژ فیلم را با ایران – برمه شروع کردیم و و فيلم صحنه های بازی تاج – پرسپولیس را نداشت. اما اینکه چرا ما دوباره رفتیم و از بازی ایران و برمه فیلم گرفتیم و در تیتراژ فیلم گذاشتیم این بود که در بازی تاج - پرسپولیس نور و سرعت متاسفانه به خوبی تنظیم نبود و آن دوربین برای ثبت حرکات سریع بازیکنان تنظیم نشده بود و صحنه ها بی کیفیت شدند و اصلا قابل دیدن نبودند.» مرحوم قریب از سرنوشت نگاتیوها بی خبر بود اما نگارنده پس از مدتها تحقیق متوجه شد که نزديكان مرحوم خاچيكيان گفته بودند که آن مرحوم یعنی ساموئل خاچیکیان تا آخرين سال های عمرش هم، تنها نسخه ای كه از گل های اول تا چهارم آن بازی داشته هر چند نسخه قابل نمایش نبوده و نگاتیوش هم نمی توانسته چیز خاصی نشان ددهد، اما هیچ کس از او حتی آن نگاتیو را هم نخواسته است.

 

 سرنوشت نسخه اصلی فیلم چه شد؟

تحقیق نگارنده درباره سرنوشت نسخه اصلی فیلم چهار گل دربی شهریور ۵۲ به آنجا رسید که در نهايت نسخه اصل فیلم، در ميان تمام خرده ريزهای مرحوم خاچيكيان، گم شد و می گویند بچه های آن مرحوم پس از مرگ، نگاتیوهای این فیلم را به همراه دیگر نگاتیوهایی که مرحوم خاچیکیان از آنها استفاده نمی کرده، دور ریخته اند. به این ترتیب بر خلاف ادعایی که در برنامه نوروز فوتبالی مطرح شده، سوزاندنی در کار نبوده است و در کل فیلم 4 گل به دلایل فنی قابل پخش نبود و نگاتیو این فیلم هم دور انداخته شده است. در حالیکه مرحوم مرتضی احمدی و چند بازیکن پرسپولیس ادعا کرده بودند تیمسار خسروانی رئیس باشگاه تاج از سر ناراحتی زیاد فیلم بازی شش بر صفر را در سازمان صدا و سیمای رژیم پهلوی نابوده کرده است اما جالب است که بسیاری از بازیکنان حاضر در دو تیم می گویند این بازی اصلا فیلم برداری نشده است چون در همان روز که دیدار دو تیم انجام می شد مسابقات جام جهانی کشتی برگزار می شد و دوربین ها به آنجا رفته بودند.

در آن دیدار تاریخی این بازیکنان برای پرسپولیس به میدان رفته بودند: بهرام مودت، ابراهیم آشتیانی، مسیح مسیح‎نیا، رضا وطنخواه، جعفر کاشانی، اسماعیل حاج رحیمی‎پور، ایرج سلیمانی، اصغر ادیبی، علی پروین، حسین کلانی و همایون بهزادی (کاپیتان) با سرمربیگری آلن راجرزارنج شده بودند. بازیکنان تاج هم این بازیکنان بودند: منصور رشیدی (ناصر حجازی)، کارو حق‎وردیان، اکبر کارگر جم، جواد ا...وردی، جواد قراب (کاپیتان)، نصرا... عبدالهی، علی جباری، عزت جانملکی، حسن روشن (هادی نراقی)، غلامحسین مظلومی (مسعود مژدهی) و محمدرضا عادلخانی که رایکوف آنها را به بازی فرستاده بود.

فوتبالی

۱۷ ۳  
آی اسپورت
2020-04-04 01:13:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۳ نظر
سیروس
شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹، ۰۳:۲۸
بعد از افتتاح موزه میدان شهیاد (آزادی) صحنه هائی از این بازی با کیفیت خیلی خوب در داخل موزه پخش میشد. من نمیدانم که فیلم کامل وجود داشت یا نه، اما من مطمئنم که صحنه هائی که از بازی تاج و پرسپولیس در موزه پخش میشد مربوط به این بازی بود. به این دلیل که تعدادی از بازیکنان در این بازی ظاهری داشتند که فقط مربوط به این بازی بود، مثل بهرام مودت که بعلت خدمت سربازی با سر تراشیده در این بازی حضور داشت و فقط همین بازی را با سرتراشیده در مقابل تاج بازی کرد. من آنروز در استادیوم بودم، ولی توجهی نداشتم که آیا دوربینی در استادیوم هست یا نه.
۷
منتقد منصف
شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹، ۰۷:۲۹
تیمسار خسروانی کیست؟!
در نت سرچ کنید و اسناد و مدارک متقن و مستند مربوط به ساواک را ببینید تا به جواب برسید.
بیش از صد مورد از انواع فساد و تباهی در کارنامه ایشان است اما
تنها یک مورد را بیان می کنیم باشد که چراغ تاریکی ها باشد

یکی از نمونه فعالیت‌های خسروانی در این زمینه، سوءاستفاده از ورزشکاران و باج بگیران سرشناس تهران مانند شعبان جعفری (بی مخ) در مواضع مهم تاریخی مانند 30 تیر 1332 بود. چنانکه ارتشبد حسین فردوست-رئیس دفتر ویژه اطلاعات رژیم- در خاطرات خود با اشاره به شخصیت منفعت طلب خسروانی اطلاعات جالبی را در این مورد می‌دهد:

«از هر طرف که باد می‌آمد بدان سو می‌رفت. در زمان مصدق ورزشکاران را به خیابان ریخته و به نفع مصدق شعار می­داد. یا در 9 اسفند به طرفداری از شاه شعار می‌داد، ولی وقتی شاه از ایران فرار کرد پنج هزار تومان برای تعمیر ساختمان پان ایرانیست‌ها پرداخت و نام تاج را از باشگاه حذف و اسم مصدق را بر باشگاه نهاد، با جلب همکاری از طرف اشرف پهلوی به همراهی و همکاری با او در جهت کودتا گام گذاشت و باشگاهش را محل جمع‌آوری اوباش قرار داد و از آنان به عنوان مخالفان مصدق استفاده کرد و ورزشکاران را به خیابان ریخت و علیه مصدق و به نفع محمدرضا شعار داد... یکبار همین موضوع را به محمد رضا گفتم. پاسخ داد: بی اشکال است، حال که به نفع من عمل می‌کند! ولی به علت همین پشت هم اندازی و حقه بازی‌اش مورد اعتماد نبود. پس از 28 مرداد، خسروانی و باشگاه تاجش به بلای جان مردم تبدیل شد...»[7]

پرویز خسروانی از جمله افرادی بود که اعضای باشگاه تاج و ورزشکاران را شب تا صبح مقابل کاخ مرمر نگه داشته بود.[8] وی را در این زمان به عنوان یکی از ارکان بسیج دستجات اوباش وابسته به دربار می‌یابیم که در جریان توطئه 9 اسفند 1331 در رأس اوباشی چون شعبان جعفری و ملکه اعتضادی به خانه‌ی مصدق حمله کردند و لذا به دستور مصدق مدت کوتاهی بازداشت شد.[9]

[9] جشن تاج گذاری به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1385، ص53-52
خسروانی
دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹، ۱۷:۰۷
خسرواني هر شب در خانه‌اش، جلسات قمار كلان داشت كه در واقع جلسات كلاهبرداري هم بود. هدايت اين جلسات را جلال آهنچيان به دست داشت، او دوست صميمي خسرواني و خانواده‌اش بود و دائماً به خصوص در اوقات فراغت و روزهاي تعطيل، در منزل خسرواني جلسات قمار تشكيل مي‌داد كه در آن كلاهبرداريهاي بزرگ مي‌شد. در اين جلسات قمار حسن زاهدي (وزير كشور هويدا)، ناصر گلسرخي (وزير منابع طبيعي)، منوچهر پرتو (وزير دادگستري)، يك يهودي ثروتمند و معروف، جلال آهنچيان و پرويز خسرواني شركت مي‌كردند.
البته آنها در مقابل ميهمانان بازي نمي‌كردند، بلكه زيرزميني را به اين كار اختصاص داده و هيچ فردي را به آن راه نمي‌دادند. خسرواني در جواني چند بار قهرمان دوچرخه‌سواري شد و سپس باشگاه تاج را تأسيس كرد. محل خدمت خسرواني در ژاندارمري بود. مدتي فرمانده ناحيه ژاندارمري استان مركزي شد و زير دست اويسي خدمت مي‌كرد و در زمان هويدا سرپرست سازمان تربيت بدني شد. او در همه مشاغل، كارش توأم با كلاشي و سوءاستفاده بود. خسرواني رفيقه‌اي داشت كه زنش مي‌دانست. او تمايل داشت كه زنش را طلاق بدهد و زن هم مي‌خواست از او جدا شود. به هر حال، زن خسرواني ترتيبي داد كه خسرواني او را طلاق دهد و 5 ميليون تومان مهريه و اضافه جواهرات و البسه بسيار گران‌قيمت اخذ كند.»
سند اين بخش كه به علت موثق بودن منبع گزارش (شنود تلفني)، از واقعيت بلاانكاري برخوردار است، شامل گفتگوي مليحه نعيمي (همسر پرويز خسرواني) با همسر اويسي است. اويسي مدتي رياست خسرواني را بر عهده داشته و در بركشيدن او نيز نقش مؤثري داشته است و به همين واسطه، مليحه نعيمي به او متوسل گرديد تا شايد از طريق او، از فروپاشي زندگي خود، جلوگيري كند. سرنوشت مليحه نعيمي و پرويز خسرواني در نهايت، در سال 1352 به متاركه كشيد و آن دو از هم جدا شدند وليكن آنچه در اين سند قابل تأمل و دقت است فساد حاكم بر رژيم پهلوي است كه در اين گفتگو تنها به گوشه‌اي از آن اشاره شده است:
به: عرض مي‌رساند تاريخ: 16/9/49
از: 320
در مذاكراتي كه بين خانم ارتشبد اويسي و مليحه انجام شد مليحه با گريه و زاري شديد گفت شما كه ديديد تا حرف مي‌شود تيمسار خسرواني به من مي‌گويد تو را نمي‌خواهم. خانم اويسي گفت تو ناراحت نباش كارها درست مي‌شود. مليحه گفت روزبروز بدتر مي‌شود و از آن روزي كه درجه گرفته بدتر شده و چند شب پيش به آهنچيان مي‌گفت من بايد ارتشبد شوم تقصير اين زنيكه
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر