فهرست
توقف در قله
توقف در قله

توقف در قله

آی اسپورت –  فاصله بین اوج و حضیض این تیم به اندازه یک پلک زدن بود. تیمی که بعد از یک دهه مرارت و کار ریشه‌ای آرام آرام پله‌های ترقی را پیمود و سرانجام با یک فرمانده مقتدر ناگهان قد کشید و سری میان سرها درآورد و محبوب قلب‌ها شد. تیمی که سوار بر موج احساسات مردم تا نوک قله پیش رفت اما همانند فواره‌ای که به اوج می‌رسد و سپس رو به پایین آمد. تیمی که حالا به جای تحسین و تمجید، ملامت و سرزنش می‌شود. تشویق‌های محسورکننده و تعاریف اغراق آمیز دیروز، جای خود را به انتقادات بی رحمانه‌ای داده‌اند که از در و دیوار می‌بارد. آسمانخراش‌هایی که حالا هر آنچه که ساخته‌اند را بر باد رفته و شهرت و اعتبار خود را در خطر می‌بینند.

غبن و خسران امروز البته نتیجه رفتارهای غلط و دور از انتظاری است که قله‌نشینان دیروز و خاکسترنشینان امروز مرتکب شدند تا برج و باروی والیبال فرو بریزد. تیمی که چون به قله رسید، همه چیز را از کف داد. تیمی که به قله رسید اما به اندازه قله بزرگ نشد. تیمی که به قله رسید اما ظرفیت قله‌نشینی را نداشت. آنها که هنوز غوره نشده، مویز شدند و فریب سایه بلند خود را خوردند و غره شدند تا به سرعت برق و باد از فراز به فرود برسند.

سرآغاز این درجا زدن از جدایی خولیو ولاسکو کلید خورد. مربی اقتدارگرایی که کنترل تیم ملی والیبال را در دست داشت و به احدی اجازه نمی‌داد تا در مجموعه‌اش پا را از گلیم خود فراتر بگذارد. همو که در کنار ارتقای فنی ستاره‌های والیبال، آنها را به بند می‌کشید و کنترل می‌کرد تا آسمانخراش‌ها در این چارچوب قد بکشند و خیلی سریع رشد کنند و بر صدر دل‌ها بنشینند. تیمی که پله‌های موفقیت را دو تا یکی و به سرعت برق و باد طی می‌کرد و با همان سرعت بدل به نگین انگشتری ورزش ایران شد. ستاره‌هایی که موفقیت و البته بی پیرایگی آنها بدل به چماقی برای کوبیدن فوتبال ناکام و پر زرق و برق بود اما آنها نیز خیلی زود افول را تجربه کردند. سرازیر شدن پول و شهرت بی حساب و کتاب به سمت والیبال، آفت بزرگی بود که به خرمن استعدادهای ایران زد. دو عنصری که افیون ستاره‌ها هستند و مسیر والیبال را به گرداب حاشیه‌ها کج کردند. ستاره‌هایی که حالا قراردادهای میلیاردی شان تنه به تنه فوتبالیست‌ها می‌زد و عکس‌های تمام قدشان بزرگتر از هر فوتبالیستی در ویترین رسانه‌ها می‌نشست. آنها که در پول غلت زدند و سر به آسمان شهرت ساییدند بدون آنکه آداب این بزرگی را بدانند و نتیجه این شد که می‌بینیم.

آنها که فریب سایه خود را خوردند و خود را بزرگتر از همه دیدند؛ آنقدر بزرگ که برای عالم و آدم تعیین تکلیف کنند، سرمربی عوض کنند، داور را تهدید کنند و حتی دستور مقام بالادستی را به هیچ بگیرند؛ تاخت و تازی در جاده تباهی.

تبعات تاخت و تاز در مسیر ناکجاآباد، در باخت‌های اخیر کاملا عیان است. شکست‌هایی از روزهای انتخابی المپیک در توکیو گرفته تا المپیک ریو و حالا لیگ جهانی. تیمی که آنقدر باد شده و بالا رفته که دیگر هیچ انگیزه‌ای برای درخشش و موفقیت ندارد. تیمی که مرض رضایت گرفته و هیچ عطش و حرصی برای موفقیت‌های جدیدتر و قله‌های دست نیافتنی‌تر ندارد و ترجیح می‌دهد تا انرژی‌اش را به جای لب تور، در زندگی شخصی، تجارت پولسازی، میهمانی‌های رنگارنگ، اتومبیل‌های شاسی بلند و برندهای ادوکلن و لباس خرج کند.

تصویر آگهی تبلیغاتی با مشارکت یکی از ستاره‌های بزرگ این تیم از دست رفته که درست بعد از مسابقات لیگ جهانی و ناکامی‌های پی در پی در زمین والیبال، روی صفحه تلویزیون نقش می‌بندد، استعاره طعنه‌آمیزی است از آنچه که این روزها در تیم ملی والیبال ایران می‌رود؛ تیم بی تفاوتی که ترجیح می‌دهد رویاهایش را در زمین دیگری دنبال کند. تیمی که موفقیت و محبوبیت را با پول و شهرت تاخت زد. تیمی که حالا به جای اوج گرفتن بیشتر درجا می زند و نگرانیم که مبادا در مسیر سقوط قرار گیرد.

 

ایران ورزشی

۲    
آی اسپورت
2017-06-19 11:05:00
نظر دهید
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر