فهرست
تسخیر جایگاه‌ بزرگان؛ نوبت طبقه متوسط؟
تسخیر جایگاه‌ بزرگان؛ نوبت طبقه متوسط؟

تسخیر جایگاه‌ بزرگان؛ نوبت طبقه متوسط؟

آی‌اسپورت- بازی‌های اول آرژانتین، آلمان و برزیل احتمال برهم خوردن نظام طبقاتی جام جهانی را به ذهن می‌آورد

یک- آرژانتین که مساوی کرد، پیش خودم گفتم: «دوباره شروع شد.» البته، قبل از بازی هم چندان امیدی نداشتم. حتی احتمال می‌دادم (و می‌دهم) در همین مرحله گروهی حذف شوند. مثل تیم درخشان باتیستوتا، کرسپو و سیمئونه در ۲۰۰۲. با این وجود، در پیش‌بینی قهرمان جام در اپلیکیشن برنامه عادل، نام آرژانتین محبوب را نوشتم؛ چون برای من، آرژانتین همیشه شمایل یک قهرمان را دارد. گرچه از زمانی هوادارش شدم که دیگر رنگ قهرمانی را ندید؛ توطئه ۱۹۹۰. در این ۲۸ سال که افتخار طرفداری آلبی‌سلسته را دارم، دست‌کم سه نسل از ستاره‌ها آمده‌اند و دست خالی رفته‌اند. نسل اول، خود دیه‌گوی بزرگ با کانیگیا، گویگوچه‌آ، بوروچاگا، باتیستوتا و... در ۹۰ و ۹۴. نسل دوم، باتیستوتا، ورون، سورین، کرسپو، زانتی، آیالا، اورتگا، سیمئونه و... در ۹۸، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶. نسل سوم، مسی، ماسکرانو، رومرو، ریکلمه، توز، هیگواین و... در ۲۰۱۰، ۲۰۱۴ و لابد حالا در ۲۰۱۸. طرفداری از تیمی که ۳۲ سال است قهرمان نشده و امید داشتن به قهرمانی آن، شاید احمقانه به نظر برسد. آن‌هم در حالی که در همین مدت، برزیلی‌ها دو بار، آلمانی‌ها، ایتالیایی‌ها و حتی فرانسوی‌ها و اسپانیایی‌ها یک بار طعم قهرمانی را چشیده‌اند؛ اما آرژانتین، هر دوره به شکلی ناکام مانده و در این میان، مانع اصلی هم معمولا آلمان بوده است. دو بار در فینال و دو بار در یک‌چهارم نهایی از ژرمن‌ها شکست خوردیم که جز یکی (۲۰۱۰ آفریقای جنوبی)، سه بار دیگر، پیروزی از دست‌مان لغزید. نمی‌خواهم تاریخ فوتبال آرژانتین و یا تاریخ طرفداری خودم را بگویم؛ فقط این مقدمه را آوردم که گفته باشم برای امثال من که طرفداری از تیمی چون آرژانتین را برگزیده‌ایم (هم‌چون طرفداران ایتالیا و انگلستان)، عشق با رنج و درد و حسرت ممزوج است؛ برخلاف هواداران آلمان یا برزیل که کم درد می‌کشند و زیاد جام سر می‌کشند.

دو- این طور بود که وقتی آرژانتین در بازی اول مساوی کرد، پیش خودم گفتم: «دوباره شروع شد». قبل از آن هم، همین نظر را داشتم. در پیش‌بینی برنامه عادل می‌خواستم نتیجه را صفر-صفر بزنم. چون هم قدرت دفاعی ایسلند را در یورو ۲۰۱۶ دیده بودم و هم ضعف گل‌زنی آرژانتین و کلافه شدن ستاره‌هایش (از مسی تا ایگواین و آگوئرو) را مقابل دفاع‌های اتوبوسی در فینال کوپه‌آمریکا ۲۰۱۴ مقابل شیلی و خیلی از بازی‌های مقدماتی همین جام جهانی در آمریکای لاتین. با این وجود، بازی را یک - هیچ برای آرژانتین پیش‌بینی کردم؛ اول، به خاطر این که هوادار مثل هر عاشق دیگر، بخواهد هم نمی‌تواند بی‌طرف باشد. دوم، به خاطر این‌که ته دلم می‌گفتم مسی آخرش یک کاری می‌کند. (مثل بازی ۲۰۱۴ مقابل ایران خودمان). نهایتش هم، مسی یک کاری کرد. اما نه گل زدن. پنالتی خود را مثل بازیکنان مبتدی که تاکنون در جام جهانی پشت توپ نرفته‌اند، قل داد برای گلر وایکینگ‌ها! (همان اول که کجکی پشت توپ ایستاد، گفتم این گل نمی‌شود. همانطور که بازیکن پرو وقتی وسط راه پنالتی زدن، لحظه‌ای توقف کرد؛ گفتم خراب می‌کند. اصولا خیلی از پنالتی‌ها از ژست و حرکت زننده آن، نتیجه‌اش معلوم است. ادا و اطوار زازازی ایتالیایی را که در یورو ۲۰۱۶ مقایل آلمان یادتان هست؟)

سه- به هرحال، وقتی آرژانتین در بازی اول مساوی کرد، پیش خودم گفتم: «دوباره شروع شد». اما این‌بار ظاهرا یک تفاوت وجود دارد. فقط ما آرژانتینی‌ها نیستیم که درد می‌کشیم. آلمان و برزیل همیشه شادمان (حداقل در مراحل گروهی تا نیمه‌نهایی) هم، با دردسر مواجه شدند. دردسرهایی شاید غیرقابل پیش‌‌بینی‌تر از توقف مسی و مهاجمان آرژانتین پشت کوه یخ ایسلند. علیرغم تنفرم از آلمان و برزیل، برد ۳-۱ ژرمن‌ها و ۲-۰ سلسائو را پیش‌بینی کرده بودم. (ای کاش روی نفرتم حساب باز می‌کردم؛ شاید الان برنده ۲۰۶ شده بودم!). اما فراتر از شوخی درباره بازی پیش‌بینی و داستان عشق و نفرت، فکر می‌کنم اتفاق مهمی در این دوره جام دارد رخ می‌دهد که می‌خواهم آن را باز کنم.

چهار- برای تحلیل اتفاقی که فکر می‌کنم در این دوره جام جهانی در حال وقوع است؛ ابتدا یک تقسیم‌بندی از آنچه که «نظام طبقاتی جام جهانی» می‌نامم، ارایه می‌کنم که البته، مبتنی بر نظر و حس شخصی است و مخاطبان می‌توانند آن را قبول نداشته باشند. بر این اساس، فکر می‌کنم تیم‌های حاضر در ادوار چهار دهه اخیر جام جهانی (از ۱۹۷۴ و پس از ژول‌ریمه) را می‌توان به چهار رده (طبقه) تقسیم کرد:

۱- پادشاهان (آنها که جام می‌برند و یا معمولا تا نیمه‌نهایی شانس پیش رفتن دارند): آلمان، برزیل، ایتالیا، آرژانتین، هلند، فرانسه.

۲- اشراف (آنها که معمولا جام نمی‌برند و حتی به نیمه‌نهایی نمی‌رسند، اما دارای شانس شناخته می‌شوند): اسپانیا، انگلستان، اروگوئه، پرتغال و گاهی (مثل این دوره) لهستان و بلژیک.

۳- طبقه متوسط (آنهایی که شانسی برای قهرمانی و حتی حضور آنها در نیمه‌نهایی قائل نیستیم، اما انتظار می‌رود از گروه بالا بروند): مکزیک، کرواسی، صربستان، سوییس، سوئد، رومانی، روسیه (شوروی)، پاراگوئه، پرو، شیلی، کلمبیا، چک و برخی تیم‌های آفریقایی (کامرون، نیجریه و غنا).

۴- طبقه ضعیف (آنهایی که معمولا حتی شانس صعود از گروه خود را هم ندارند؛ گرچه گاهی هم صعود کرده و بعضا شگفتی‌سازی هم کرده باشند): همه تیم‌های آسیایی و اقیانوسیه، کشورهای آمریکای شمالی و مرکزی («کونکاکاف» منهای مکزیک) و تیم‌های کم‌تجربه آفریقا (الجزایر، سنگال، مراکش، بورکینافاسو، آنگولا و...) و تیم‌های رده سوم اروپا (یونان، ترکیه، ایسلند، بلغارستان، اسلواکی، اوکراین، بوسنی و...).

پنج- به نظر می‌رسد از جام جهانی ۲۰۱۰ بدین‌سو، فاصله این طبقات به دلایل مختلف کاهش پیدا کرده است؛ از جمله: حضور مربیان خارجی درجه اول در تیم‌های ملی طبقات ضعیف، توسعه فوتبال در قاره‌هایی غیر از دو قاره پادشاهی و اشرافی (اروپا و آمریکای لاتین)، موج مهاجرت به اروپا و ظهور بازیکنان دورگه آسیایی و آفریقایی در تیم‌های ملی، خستگی جانفرسای رقابت‌های باشگاهی اروپا برای ستارگان قدرت‌های اصلی و حتی «فوتبال‌زدگی» آنها و از همه مهمتر، تاکتیک‌ها و ضدتاکتیک‌های دفاعی که تیم‌های پرستاره را مخصوصا در مرحله گروهی (که تک امتیاز هم ارزش دارد)، به چالش می‌کشد. در جام جهانی ۲۰۱۰، تیم‌ ناشناخته‌ای نظیر نیوزلند، هرچند از گروه خود صعود نکرد؛ اما ۳ امتیاز گرفت و بالاتر از ایتالیا ایستاد (در این گروه، پاراگوئه و اسلواکی صعود کردند). در همین جام، آمریکا، ژاپن و کره جنوبی به دور دوم راه یافتند که در دسته‌بندی ما، جزء طبقه ضعیف فوتبال (و نه اقتصاد) قرار می‌گیرند. در جام جهانی ۲۰۱۴، مرحله گروهی مملو بود از بازی‌هایی که تیم‌های طبقات ضعیف در آنها برای مساوی و صفر-صفر می‌جنگیدند و غلو نیست اگر ایران (در برابر نیجریه و آرژانتین) را نماد بارز این مدل بدانیم. اما در همین دوره، تیمی همچون کاستاریکا ظهور کرد که فراتر از صفر-صفر به دنبال پیروزی بود و توانست در گروهی که سه تیم از طبقات پادشاهی و اشراف (ایتالیا، انگلستان و اروگوئه) حضور داشتند، صدرنشین شود و صعود کند و حتی تا مرحله یک‌چهارم نهایی پیش برود.

شش- شاید گفته شود در هر دوره جام جهانی، از این شگفتی‌ها رقم می‌خورد که حرف درستی هم هست؛ از کره شمالی ۱۹۶۶ تا الجزایر ۱۹۸۲، کامرون ۱۹۹۰ و بلغارستان، رومانی و ترکیه ۱۹۹۴ را خاطرمان هست. اما این بار، مساله آن است که غیر از درخشش طبقات پایین، دو اتفاق دیگر افتاده است: اول، ناکامی همزمان طبقه پادشاهی (آرژانتین، آلمان و برزیل) و دوم، قدرت‌نمایی طبقه متوسط در برابر پادشاهان با اتکا به مدل فوتبال طبقات ضعیف (همان دفاع اتوبوسی و ضدحملات مرگباری که سوییس و مخصوصا مکزیک در برابر آلمان و برزیل به نمایش گذاشتند). می‌خواهم بگویم آنچه سوییس و مکزیک در برابر آلمان و برزیل از خود نشان دادند؛ برای طبقه پادشاهی بسیار خطرناک‌تر از فوتبال دفاعی است که امثال ایران و ایسلند در ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ مقابل آرژانتین و مسی به نمایش گذاشتند. ایران و ایسلند (و سایر تیم‌های طبقه ضعیف)، هدف‌شان کسب اعتبار با مساوی یا باخت آبرومند و حداکثر، صعود از مرحله گروهی است. اما برای طبقه متوسط و تیم‌هایی همچون مکزیک، سوییس، کرواسی و صربستان، صعود از مرحله گروهی اتفاق تازه و دستاورد مهمی نیست. تیمی همچون مکزیک عادت دارد که هر دوره به‌عنوان تیم دوم راهی مرحله بعد شود و آنجا به یکی از پادشاهان و اشراف بخورد و ببازد (که یکی دوبار هم با ناداوری بوده). این بار اما، مکزیک (و فکر می‌کنم سوییس و کرواسی) آمده‌اند تا از همین مرحله گروهی، سناریو را عوض کنند. آنها می‌خواهند با پشت سر گذاشتن پادشاهان، در گروه خود اول شوند تا در مرحله بعد، به تیم‌های طبقه متوسط و ضعیف بخورند و تا یک‌چهارم نهایی و حتی نیمه‌نهایی جلو بروند و نظام طبقاتی را برهم بزنند (گرچه این احتمال هم هست که با ادامه روند موجود، همه پادشاهان دوم شوند و دوباره در مرحله بعد به سرگروه‌هایی از طبقه متوسط بخورند!). از آن طرف، ترکیب دو گروه A و B (با صعود محتمل اسپانیا، پرتغال، اروگوئه و روسیه یا مصر) یکی از تیم‌های یک‌چهارم نهایی را قطعا خارج از حلقه پادشاهی می‌کند. این وضعیت در مورد گروه‌های G و H هم وجود دارد که تیمی از حلقه پادشاهی در میان آنها نیست و یک شانس دیگر از پادشاهان را به اشراف می‌دهد. مجموعه این معادلات، احتمال برهم خوردن نظام طبقاتی جام جهانی و افزایش تعداد تیم‌های غیرمعمول در مراحل بالای جام ۲۰۱۸ را افزایش می‌دهد و حتی می‌توان تصور کرد هیچ‌یک از چهار تیم آلمان، برزیل، آرژانتین و فرانسه (که این یکی هم مقابل استرالیا به دردسر افتاد) در نیمه‌نهایی حاضر نباشند و جام به یکی از اشراف غیرقابل پیش‌بینی (بلژیک، اروگوئه، اسپانیا، پرتغال یا انگلستان) و حتی نماینده‌ای از طبقه متوسط (مکزیک، سوییس، کرواسی و صربستان) برسد. حداقل در مورد آرژانتین (تیم محبوب خودم) احتمال زیادی می‌دهم در همین مرحله گروهی حذف شود. تنها پادشاهی که با سه تیم از طبقه متوسط هم‌گروه است.

 

سازندگی

۶ ۲  
آی اسپورت
2018-06-20 01:17:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۲ نظر
رضا
چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۵۱
مطلب بسیار چرتی بود.
۳
جيم
چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۰۴
بازهم از اون تحليل هاي ابدوغ خياري ايراني كه هيچ ربطي به حقايق نداره و فقط تحت تاثير اتفاقات الان نگاشته ميشه و لابد تماشاي سريال گيم او ترونز و هر نتيجه اي نگارنده بخواد از توش در مياره.
بيا اينها تاريخ ه از فينالهاي جام جهاني:
ايتاليا سال ٢٠٠٦ تو مقدماتي با امريكا بزور مساوي كرد
فرانسه همون سال در استانه ي حذف بود تو مقدماتي چون بازي اول و دومش با سوييس و كره مساوي شد و شانس اورد توگو رو برد
٢٠١٠ اسپانيا بازي اول به سوييس باخت.
المان دور قبل مقدماتي با غنا مساوي كرد.


اين اتفاقات برا الباقي تيمهاي مسخره ي تقسيم بندي پادشاهان و اشراف و متوسطان و ضعيفها اتفاق ميفته. طبيعتا شانس شگفتي در برابرتيمهاي متوسط بيشتر از ضعيف ه.... متوسط ها ممكنه تيم قوي ها رو يكبار مساوي كنن يا ببرند، ضعيف ها زورشون نميرسه هركاري بكنن هميشه ميبازن.

همونجور كه مالديو هر كاري بكنه به ايران ميبازه ولي قطر و امارات شانس دارن بعضا با ما مساوي كنن يا ببرند حتي.
تيمهاي قوي به اين دليل كه خودشون رو اماده ميكنند براي شش، هفت مسابقه .... سعي ميكنند مرحله مقدماتي رو با مينيمم تلفات و فشار رد كنند تا در مراحل حدفي با ماكزيمم قدرت ظاهر شن.

برا تيم متوسط ها قضيه فرق داره، ميخوان خودشون رو نشون بدن تو همون مرحله مقدماتي هم خودشون رو جر ميدهند تا نتيجه خوب بگيرن خوشحال شن. همين مكزيك و سوييس تو حذفي بخورن به المان و برزيل امكان نداره اين نتايج رو دوباره بگيرن.

۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر