فهرست
حیف!
حیف!

حیف!

آی اسپورت- ورزشگاه شهدای ملارد در دل ملارد است، یک ورزشگاه کوچک که یک زمین فوتبال چمن مصنوعی هشت به هشت یا نه به نه با سکوی چند ده نفری تماشاگران، یک سالن چند منظوره و یک زمین فوتبال آسفالت پنج به پنج، اما چیزی که ورزشگاه را خاص کرده یک مجسمه است، مجسمه‌ای از بازیکنی که مشهورترین شماره « 8 » تاریخ فوتبال ایران است.

علی کریمی که بیشتر طرفداران فوتبال بجای اسمش به او می‌گویند «جادوگر» یکی از معدود بازیکنان فوتبال ایران است که در دوره حیاتش صاحب مجسمه شد، البته کریمی بخاطر اخلاق خاصش تمایلی به ساخت این مجسمه نداشت و با ساخت و نصب مجسمه مخالفت هم کرده بود، اما مدیران شهری ملارد فرصت استفاده از اسطوره‌‌ای که نوجوانی‌اش را در این منطقه و زمین‌های خاکی و آسفالت و چمنش گذرانده را از دست ندادند. آنها ورزشگاه‌شان را با مجسمه علی کریمی و البته بدون او با حضور حسین کلانی و احمد عابدزاده و حمید استیلی و پایان رافت افتتاح کردند. آنها و خیلی از ما امیدواریم که از این ورزشگاه و ورزشگاه‌های مشابه ده‌ها و صدها علی کریمی کشف و به قول معروف شکوفا شوند، اما ته دلمان می‌دانیم که تا سالهای طولانی بعید است استعداد نابی مثل او را مجددا ببینیم.

داستان علی کریمی از آن داستان‌های نیمه تمامی است که خیلی از ما با مرور آنها فقط می‌گوییم «حیف» و می‌گذریم، و البته دعا می‌کنیم و منتظر می‌مانیم تا شاید برگ دیگری به کتاب داستانی که از نظر ما ناتمام است اضافه شود، بخاطر همین ناتمامی است که وقتی علی کریمی دستیار کی روش می‌شود دوربین‎‌ها بیشتر از تمام بازیکنان و حتی خود کی‌روش او را در کادر می‌گیرند و کلاس مربیگری که او در آن حاضر می‌شود مورد هجوم خبرنگاران و عکاسان قرار می‌گیرد و ...

موضوع این است که داستان «علی کریمی» و فوتبال ما ناتمام است، پسری که محل تولدش کرج و شهریار و لاهیجان ذکر شده و بزرگ شده ملارد و مشکین آباد کرج است اولین بار نه روی چمن و فوتبال بلکه در سالن و فوتسال مشهور شد، زمانی که با تیم فتح به فینال مسابقات رسید و یک تنه تیمش را مقابل استقلال پرستاره و پرطرفدار پیروز کرد. همان روز و فحاشی تماشاگران آبی به او باعث شد که کریمی که قرارداد داخلی با استقلال هم امضا کرده بود به پرسپولیس رفت و محبوب ترین بازیکن این تیم شد. کریمی فوتبالی بازی می‌کرد که تماشاگران دوست داشتند، پر از تکنیک و هنرهای فردی و البته فردی، تنها بیست سالش بود و همه منتظر درخشش او در تیم ملی امید بودند که در یک بازی مثلا دوستانه در ویتنام با دست داور را هل داد و به زمین انداخت و اخراج شد و دو سال محروم شد. شاید اگر آن محرومیت به یک سال تخفیف پیدا نمی‌کرد، دیگر فوتبال آسیا پدیده و اعجوبه و جادوگرش را پیدا نمی‌کرد، کریمی وقتی از محرومیت برگشت بیشتر بر اعصابش کنترل داشت و در مسیر موفقیت قرار گرفت و پله‌های افتخار را یکی یکی طی کرد، اما ....

کریمی تکنیکی‎ترین و محبوب‌ترین بازیکن پرسپولیس شد اما زمانی که همه منتظر حضور او در اروپا بودند سر از دوبی درآورد، چهار سال در لیگ نه چندان مطرح امارات چشمها را خیره کرد و در تیم ملی ایران هم درخشان بود و زمانی که کسی فکرش را هم نمی‌کرد ناگهان سر از بایرمونیخ درآورد اما در یکی از مطرح‌ترین تیم‌های اروپا آنقدر که باید ندرخشید و سپس مسیر نزولی‌اش را شروع کرد، کریمی همیشه بازیکنی بزرگ و تاثیرگذار بود و افتخارات فراوانی کسب کرد اما هیچ وقت به سقف انتظارات میلیون‌ها ایرانی نرسید ( شاید هم نخواست برسد). در همه این سالها مکرر داستان اختلاف نظر با مربیان و هم تیمی‎‌هایش منتشر می‌شد و برخی منازعات و مجادلات و قهرها و آشتی‌ها رسانه‌ای می‌شد، بازی در یازده تیم مختلف نشانگر بهترین بیانگر همین روحیه خاص ستاره است، معروف است که اگر او نیمی از جاه طلبی علی دایی را داشت یا نیمی از پشتکار مهدی مهدوی کیا را، بزرگترین ستاره تمام تاریخ فوتبال ایران می‌شد، اما ...

لگدی که او در جام جهانی به ساک ورزشی کنار نیمکت زد دقیقا لگد خشمگینانه بسیاری از ما بود که قرار بود آن جام جهانی نقطه اوج تاریخ هواداری‌شان از «تیم ملی» باشد اما آن نقطه اوج هر چیزی بود اوج نبود. بارها و بارها ما را به این یقین رساند که ستاره‌ای در کلاس جهانی متولد می‌شود، اما ...

داستان کریمی پر از اوج و فرودهایی بود که مثل ناکام ماندن در یک قدمی صعود به اورست است، مثل آن درخشش بی‌نظیر در دوبلین که از بدشانسی به سد شی گیون خورد، وقتی ناگهان از استیل آذین رفت و سر از شالکه درآورد امیدوار شدیم که شاید مثل فیلمهای هالیوودی در یک قدم مانده به پایان ورق برگردد و پایانی رقم بخورد که می‌خواستیم، اما نشد، حتی ماجرا آنقدر عجیب و غریب شد که علی کریمی در نهایت با پیراهن تراکتورسازی و در یک بازی نه چندان مهم از فوتبال خداحافظی کرد.

حالا، علی کریمی مدرک مربی گری C  آسیا را دارد، آیا راهش را ادمه می‌دهد و تا آخر می‌رود؟ آیا ممکن است موفقیت‌هایی که در فوتبال کسب نکرده را در مربی‌گری کسب کند؟ آیا ممکن است روزی تیمی را در زمین ببینیم که شماره هشت آن بر تن مربی‌اش باشد و مربی بیشتر از تمام ستاره‌های تمیش تشویق شود؟

هرچند بعید به نظر می‌رسد که علی کریمی پشتکار و جاه طلبی و مداومت و اعصاب مربی‌گری در سطح اول فوتبال جهان را داشته باشد، اما شاید آن روز برسد، اما تا آن روز مجسمه علی کریمی با صفت «حیف» جلوی چشمان ما می‌آید، ...

۷ ۲  
آی اسپورت
2016-12-21 14:55:00
نظر دهید

۲ نظر
محسن
چهارشنبه ۱ دی ۱۳۹۵، ۱۵:۱۵
علی کریمی هرگز مربی موفقی نمیشه. چون نه ایده ای برای مربی گری داره نه تلاش و پشتکار. فوتبال برای علی کریمی همیشه یه تفنن و تفریح و سرگرمی و بازیگوشی بوده و موفقیت و ستاره شدنش در فوتبال هم فقط بخاطر استعداد بی نظیر ذاتی بود که خدا بهش داده که از 10% این استعداد هم استفاده نکرد و این یعنی همون تنبلی مفرط
جاهد
چهارشنبه ۱ دی ۱۳۹۵، ۲۱:۳۶
هم اقای صدری و هم شما محسن عزیز کاملا حق مطلبو ادا کردید.موافقم
۳
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر