فهرست
ستاره ‏ای سنت‏ شکن
ستاره ‏ای سنت‏ شکن

ستاره ‏ای سنت‏ شکن

آی‌اسپورت- بازارهای توریستی خیابانی بهترین مکان برای فوتبال‌دوستان و عاشقان این ورزش پرهیجان است تا بتوانند دیدِ خود را از بازیکن‌های کشورهایشان وسیع‌تر کرده و به شناخت بهتری از ستاره‌های واقعی جهان فوتبال دست یابند. سفری به ایتالیا در اوایل سال‌های ۲۰۰۰ میلادی، شما را در فلورانس با پیراهن بنفش فیورنتینا منقش به نام‌های «روی کاستا» و «گابریل باتیستوتا» مواجه می‌کرد و در رُم پیراهن‌های «فرانچسکو توتی» و «هرنان کرسپو» بود که در مقابل دیدگان هزاران توریست رژه می‌رفت. البته این امکان نیز وجود داشت که در بازار، پیراهن تیم‌های شهرِ رقیب را نیز پیدا کنید اما واقعیت این ا‌ست که اگر نام پشت پیراهن به یک بازیکن ایتالیایی تعلق داشت، بعید بود آن نام چیزی جز «آلساندرو دل‌پیرو» یا «کریستین ویری» باشد. با این حال یک مرد، یک چهره، یک ستاره و یک اسطوره به این سنت دیرینه در خاک سرزمین چکمه یورش برد و آن را به خاطره‌انگیزترین شکل ممکن شکست؛ او کسی جز «آندره شوچنکو» نبود؛ ستاره‌ای اوکراینی که در باشگاه میلان ایتالیا توپ می‌زد و از توانایی بسیار بالایی برخوردار بود و به لطف همین توانایی نیز تاثیر بسیاری بر فوتبال ایتالیا گذاشت؛ تاثیری که هنوز مثل روز نخست در یادها باقی مانده.

جهش بزرگ

در یک دهه گذشته، مراحل پایانی رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا، کمی قابل پیش‌بینی شده است؛ از سال ۲۰۰۴ که پورتو در فینال موفق به شکست موناکو و فتح جام نقره‌ای شد، نمایندگان انگلیس، آلمان، اسپانیا و ایتالیا ۱۶ تیم از ۱۹ تیم مختلفی که به مرحله نیمه‌نهایی این رقابت‌ها رسیده‌اند را تشکیل داده‌اند. به بیانی ساده‌تر در ۱۴ فصل گذشته UCL، تمام فینالیست‌ها از این چهار کشور بوده‌اند. فوتبال نسبت به گذشته تفاوت‌های زیادی پیدا کرده و استعدادهای بزرگی که در لیگ‌های کوچکتر توپ می‌زنند، می‌توانند تا قبل از ۲۰ سالگی پای خود را به لیگ‌های بزرگتر باز کنند؛ اما ۲۰ سال پیش اوضاع این‌گونه نبود و تیم‌هایی که از کشور‌های دوردست حضور داشتند، بازیکنان بزرگ خود را به ندرت و بسیار دیر از دست می‌دادند. این نکته را فراموش نکنید که اگر بازیکنی با کیفیت «آندره شوچنکو» در سال ۲۰۱۸ در مستطیل سبز توپ می‌زد، پس از زدن ۱۹ گل در یک فصل با تیم دیناموکیف، قطعاً در سال بعد یعنی در ۱۹ سالگی می‌توانست راهی سری ‌آ ایتالیا شود، ضمن اینکه انتشار ویدیوهای پرهیجان «به میلان خوش آمدید» از سوی روسونری در شبکه بزرگ و اجتماعی «یوتیوب» در کنار کلیپ‌هایی از قدرتِ تمام‌کنندگی و توانایی‌های بی‌نظیرش در شبکه اینستاگرام، باعث می‌شد تا «شوا» خیلی زود با پیشنهادات اغواکننده‌تری از لالیگای اسپانیا و لیگ برتر انگلیس نیز مواجه شود. در حقیقت «شوا» اگر در عصر کنونی و با امکانات امروزی در جهان فوتبال حضور داشت، به هیچ عنوان لزومی نمی‌دید در باشگاه دیناموکیف بماند تا بتواند ۳ فصل پیاپی (از ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹) به رکورد ۳۰ گلِ زده دست یابد.

در اولین فصل از ۳ فصلِ ۳۰ گله، شوچنکو در شب برتری ۴ بر صفر دیناموکیف برابر تیم قدرتمند و صاحب‌نام بارسلونا، در نیوکمپ توانست در همان نیمه نخست یک هت‌تریک تاریخی به نام خود ثبت کند. در فصل دوم موفق شد با دیناموکیف، دیگر غول بزرگ فوتبال اسپانیا یعنی باشگاه رئال مادرید را در مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا از دور رقابت‌ها حذف کند؛ آن‌هم در‌حالی‌که «شوا» در دو بازی رفت و برگشت هر ۳ گل تیمش را وارد دروازه قوهای سپید مادرید کرد و در میدانی بزرگ و پربیننده، توانایی‌های خود را به رخ همگان کشید.

اما در فصل ۹۹-۱۹۹۸، رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا همانند یک برنامه استعدادیابی بود، برنامه‌ای همچون «American Idol» یا «The X Factor»، و جوان خوش‌سیما و با انگیزه اوکراینی به خوبی می‌دانست درخشش برابر رئال مادرید بزرگ و در مقابل ده‌ها دوربین‌ها با میلیون‌ها بیننده از چه اهمیت بالایی برخوردار است؛ در شب دیدار برگشت، مهاجم جوان، مرزها و موجودیت رئال را به شدت مورد تهدید قرار داد و در نهایت نیز قوهای سپید را همچون یک شکارچی قهار به چنگ آورد. فراموش نکنید که دو تیم در دیدار رفت در «سانتیاگو برنابئو» به تساوی یک بر یک رسیده بودند و دیدار برگشت در کی‌یف، سرنوشت دو تیم را رقم می‌زد. در‌حالی‌که «شوا» در بازی رفت گوشه‌ای از توانایی‌های خود را به تصویر کشیده بود اما سفیدپوشان مادریدی حتی در بدترین کابوس‌هایشان نیز چنین چیزی را در کی‌یف تصور نمی‌کردند؛ مهاجم ۲۳ ساله از همان دقایق نخست مسابقه کلاسِ بالای فوتبالی خود را به نمایش گذاشت و دروازه‌بان آلمانی وایکینگ‌ها یعنی «بودو ایلگنر» را دریبل زد و موفق به کسب پنالتی شد! البته این پنالتی توسط «بودو» مهار شد اما خودِ «شوا» روی ضربه برگشتی، توپ را به تور دروازه چسباند. این پایان کار نبود و آندره سپس روی پاس «سرگئی ربروف» توانست در نیمه دوم، گل دوم خود و تیمش را وارد دروازه رئال مادرید کند.
 

نکته جالب اینجاست که فوتبال‌دوستان بعد از تماشای این صحنه، برای دیدن درخششی این‌چنین در مصاف با رئال مادرید توسط بازیکنی در رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا، مجبور شدند بیش از یک دهه صبر کنند؛ صبری که در نهایت با پوکر «روبرت لواندوفسکی» برابر کهکشانی‌ها با پیراهن زرد دورتموند به ایستگاه پایانی رسید.

انتقال به میلان

در سال ۱۹۹۹ و بعد از ۳ فصل درخشش بی‌بدیل در دیناموکیف، شوچنکو سرانجام پیراهن قرمز و مشکی میلان را بر تن کرد و موفق شد در همان فصل نخست حضورش در فوتبال ایتالیا، عنوان بهترین گلزن سری ‌آ را از آن خود کند. از یاد نبرید که فوتبال ایتالیا همواره اعتدالی سالم میان بازیکنان داخلی و ستارگان خارجی‌اش داشته ولی ظهور «شوچنکو» در سرزمین چکمه ایتالیا درست در زمانی رخ داد که ستارگان ملی‌پوشِ فوتبال ایتالیا به شدت محبوب بودند. در واقع ظهور «شوا» در ایتالیا درست در زمانی رخ داد که آتزوری با درخشش ستاره بزرگ وقتش یعنی «فرانچسکو توتی» موفق به کسب عنوان «نایب قهرمانی» در رقابت‌های جام ملت‌های اروپا سال ۲۰۰۰ شد.

در آن زمان این‌گونه به نظر می‌رسید که درخشش آندره در سایه موفقیت‌های ستاره‌های محبوب ایتالیا قرار خواهد گرفت و از نظرها پنهان خواهد ماند. درست در چنین زمانی شوچنکو یک‌بار دیگر تصمیمی درست گرفت و به پیشنهادات خود پاسخ منفی داد؛ ستاره تصمیم گرفت در ایتالیا بماند و توانایی‌های خود را بیش از پیش به تصویر بکشد و نشان دهد که هیچ‌کس نمی‌تواند روی درخشش او سایه بیاندازد.

رسیدن به اوج

درست همانند اتفاقی که برای «آندرس اینیستا» در رقابت‌های جام‌جهانی ۲۰۱۰ رخ داد که از یک مصدومیت سخت و نمایش‌های نه‌چندان خوب، به زدنِ گل قهرمانی در فینال بزرگ‌ترین فستیوال فوتبالی جهان رسید، «شوا» نیز در بدترین فصل خود از لحاظ گلزنی، در فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۳ موفق شد پنالتی آخر میلان برابر یوونتوس را به گل تبدیل کند؛ گلی که منجر به قهرمانی روسونری در UCL شد. بعد از این گل دیگر هیچ اهمیتی نداشت که «شوا» تنها در پنج بازی در لیگ داخلی و چهار بازی اروپایی گلزنی کرده. او در طول ۳ فصل حضورش در میلان توانایی‌های خود را به همه اثبات کرده و همگان را به این باور رسانده بود که توانایی حضور ۱۲۰ دقیقه‌ای را در فینال دارد.

نکته حائز اهمیت و قابل توجه اینکه یکی از چهار گلی که او در آن فصلِ لیگ قهرمانان اروپا به ثمر رساند، در دیدار مقابل رئال مادرید بود و جالب‌تر اینکه در آن فصل نیز «کهکشانی‌ها» عنوان «مدافع قهرمانی» را یدک می‌کشیدند اما نفرینِ مرد اوکراینی باز هم آنها را از دور رقابت‌ها کنار زد. در آن دیدار تماشایی هیچ‌یک از ستاره‌های بزرگ «کهکشانی‌ها» موفق نشد پاس فوق‌العاده «روی کاستا» را قطع کند. پاسی که هدف آن شوچنکو بود. ستاره‌ای که نه‌تنها هیچ ترسی از حریفان نداشت بلکه او بود که ترس را بر پیکر رقبا می‌انداخت.

اکنون می‌توان به صراحت گفت که اگر دبل «شوا» در سال ۱۹۹۹ برابر رئال اولین خودنمایی او در اروپا محسوب می‌شد، درخشش و نمایشش در بازی فصل ۰۳-۲۰۰۲ مقابل غول فوتبال اروپا، یک تاراج و کشورگشایی بی‌همتا بود. در واقع او بعد از گل‌زنی مقابل رئال پاهای خود را روی تخت پادشاهی گذاشت و کفش‌هایش را تمیز کرد و با زدن پنالتی فینال برابر یوونتوس، تکه‌ای از کیک کنار تخت را نیز در دهان گذاشت و مابقی کیک را رها کرد! در واقع او نمایشی از خود به تصویر کشید که گویی تخت پادشاهی از سال‌ها پیش به او تعلق داشته و او تنها کاخ پر شکوه خود را از غاصبینِ دروغین، بازپس گرفته است.

در فصل ۰۴-۲۰۰۳، آندره با زدن ۲۴ گل در ۳۲ بازی در سری ‌آ، مجددا عنوانِ آقای گلی این لیگ را به دست آورد و در همان فصل، روسونری برای اولین‌بار پس از پنج فصل، موفق به کسب اسکودتو شد. شوچنکو در سوپرکاپ اروپا برابر پورتو نیز تور دروازه نماینده پرتغال را به لرزه درآورد تا با میلان فاتح این جام شود؛ ضمن اینکه در سوپرکاپ ایتالیا، با ثبت یک هت‌تریک برابر لاتزیو، جام قهرمانی را به نام روسونری زد. تمام این عملکردهای درخشان در سال ۲۰۰۴ بی‌پاداش نماند و در نهایت ستاره اوکرانی «توپ طلا» را به کلکسیون افتخارات خود افزود.

نقطه چرخش

در این بین در خاطر داشته باشید که میلان در سال ۲۰۰۳ در راه رسیدن به قهرمانی اروپا، لغزان‌لغزان حرکت کرد اما صعود آنها به فینال سال ۲۰۰۵ کاملاً متکبرانه بود؛ آنها سال ۲۰۰۳ در راه صعود به فینال برابر آژاکس با گلزنی در وقت‌های تلف‌شده، به برتری رسیدند، اینتر را با لطف قانونِ گل زده بیشتر در خانه حریف شکست دادند و در بازی‌های بعدی کارشان به وقت‌های اضافه کشید. اما در سال ۲۰۰۵ منچستریونایتد و اینتر را رفت و برگشت شکست دادند، آیندهوون را قاطعانه از پیش رو برداشتند و به این ترتیب مقتدرانه به فینال لیگ قهرمانان اروپا صعود کردند. حقیقت تلخ این ا‌ست که زمانی که شما به تمام افتخارات ممکن دست پیدا می‌کنید، پیشروی بسیار مشکل می‌شود. این همان مشکلی بود که در فصل ۵-۲۰۰۴ گریبان ستاره را گرفت. اگر از چشم هواداران به فینال معروف «استانبول» بنگریم، شاهد کامبک فوق‌العاده و تاریخی لیورپول از شکستِ ۳ بر صفر خواهیم بود اما این شکست از چشمان «شوا» چیزی نبود جز بالانسی از غرورِ کاذب و عدم اعتماد‌به‌نفس. ترکیب میلان (سیستم ۲-۴-۴) برای دیدار فینال برابر لیورپول به این صورت بود: دیدا، کافو، استام، نستا، مالدینی، پیرلو، گتوزو، سیدورف، کاکا، کرسپو و شوچنکو.

شش دقیقه طوفانی لیورپول در نیمه دوم و زدن سه گل در این دقایق باعث شد میلانی‌ها متوجه شوند نمی‌توانند برابر معجزه حریف، کاری از پیش ببرند، این حس زمانی بیشتر تقویت شد که «دودک» به شکل معجزه‌آسایی ضربه شوچنکو را در وقت‌های اضافه مهار کرد. در آن لحظه، سیمای شوچنکو دقیقاً سیمای مردی بود که می‌دانست مغلوب شده. قابی که حتی تصورش نیز غیرممکن بود، شوا؟ ناکام؟ غیرممکن بود، غیرممکنی که البته ممکن شد. ماموریت زدن آخرین ضربه پنالتی به «شوچنکو» سپرده شد. شک و تردید در حرکت او به سمت توپ کاملاً مشهود بود و به وضوح عدم اعتماد‌به‌نفس در او دیده می‌شد. این‌بار ترس بر «شوا» غلبه کرده بود و درست در چنین لحظه‌ای آندره تصمیم گرفت به صورت «پانِنکا» به توپ ضربه بزند؛ ضربه‌ای که اگر گل می‌شد او را نجات می‌داد. با این وجود در بزرگترین صحنه گویی قدرت «شوا» افول کرده بود و آن توپ به تور دروازه نرسید تا میلان قهرمانی را از دست بدهد.
بعد از آن فینال، دوران حضور شوچنکو در سطح اول فوتبال جهان در سرازیری قرار گرفت و فصل بعد آخرین فصلِ حضورش در میلان بود. آندره با ۳۰ میلیون پوند و البته سودای فتح جزیره راهی چلسی شد اما در میان مه غلیظ لندن محو شد و در نهایت در سال ۲۰۰۹ به دیناموکیف بازگشت و سه سال دیگر در آنجا توپ زد و سرانجام در سال ۲۰۱۲ و در رقابت‌های جام ملت‌های اروپا از فوتبال برای همیشه خداحافظی کرد. آندره شوچنکو بدون هیچ شک و شبهه‌ای یک نماد در اوکراین محسوب می‌شود؛ نمادی که زمانی از خطرناک‌ترین مهاجمان اروپا بود. دوران اوج او شاید عمر کوتاهی داشت اما «شوا» از همان زمانِ کم، نهایت بهره را برد.

۷    
آی اسپورت
2019-04-26 18:46:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر