فهرست
چرخه مدیریت معیوب در فوتبال
چرخه مدیریت معیوب در فوتبال

چرخه مدیریت معیوب در فوتبال

آی اسپورت – بررسی اتفاقات رخ داده در فوتبال فقط در همین یک سال اخیر، نشان می‌دهد که آنچه که بر مدیریت فوتبال ما می‌گذرد فراتر از چند اشتباه کوچک و سهوی توسط مدیران است و به قدری ضعف در این مدیریت در یکی دو دهه اخیر زیاد بوده که این فرضیه را در رابطه با نحوه مدیریت فوتبال ما تقویت می‌کند که خانه از پای‌بست ویران است. البته عده‌ای از کارشناسان سریعا در جواب چرایی این حجم از ناکارآمدی، سریعا صحبت از ورود سیاسیون به فوتبال می‌کنند و آنها را مسبب همه مشکلات بوجود آمده در فوتبال قلمداد می‌کنند. اما آیا واقعا فقط مشکل باز شدن پای سیاسیون به فوتبال است؟

اگر بخواهیم مدیران و نحوه مدیریتشان بر فوتبال را از همین حیث تقسیم کنیم، به سه نوع مدیریت در فوتبال ایران می‌رسیم. مدیریت توسط عناصر فوتبالی، مدیریت توسط عناصر سیاسی و نظامی و مدیریت توسط سرمایه‌داران و فعالان متمول اقتصادی. بررسی هر سه شکل مدیریت در فوتبال ایران نشان می‌دهد که هر چند در هر کدام از این سبک‌های مدیریتی بعضا نکات مثبتی مشاهده شده است، اما هیچ‌کدام نتوانستند چنان برای هواداران و علاقه‌مندان به فوتبال دلربایی کنند تا خود و هم‌کیشان را به عنوان الگویی برای پیشرفت در فوتبال معرفی کنند. شاید بررسی مصداق‌های هر کدام از این نوع مدیریت‌ها کمک بهتری در شناخت این مسئله به ما کند. به عنوان مثال مدیران فوتبالی را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد.

دسته اول مدیرانی همچون علی فتح‌الله زاده که سابقه ورزشی نداشته‌اند اما در جامعه یک مدیر فوتبالی شناخته می‌شوند و در بخش‌های مختلف فوتبال و برای سال‌های طولانی حضور داشته‌اند. دسته دوم افرادی نظیر محمدحسن انصاری‌فرد هستند که به عنوان بازیکن و مربی و ... در فوتبال حضور داشته و حالا به امر مدیریت در آن می‌پردازند. نکته جالب این است که از قضا همین دو نفر با توجه به سابقه قبلی در مدیریت استقلال و پرسپولیس، اخیرا نیز عنان کار را هر چند برای مدتی کوتاه در اختیار گرفته بودند و پس از مشکلات مالی فراوان، فرار را بر حضور در مسند ریاست این دو باشگاه ترجیح دادند. حتی با فرض استعفای این دو به علت بیماری یا عدم توانایی همکاری با هیئت مدیره، باز هم نمی‌توان کتمان کرد که در راستای کاهش مشکلات و بدهی‌ها، کاری از پیش نبرده‌اند. حتی سابقه قبلی این بزرگوار هم نشان می‌دهد که مدیریت آنها در گذشته هم با اختلالاتی همراه بوده و نتوانسته روزنه‌ای قابل اتکا برای آینده این دو باشگاه بوجود آورد و خرید بازیکنان ستاره یا برگزاری بازی دوستانه با بایرن‌مونیخ در تهران، صرفا جرقه‌هایی برای پوشاندن ضعف‌های بزرگتر بوده‌اند. نوع دوم مدیران که از نظر عده‌ای تنها مشکل فوتبال هستند هم عمدتا آورده‌ای برای فوتبال نداشته‌اند و با شهرت و سابقه سیاسی با فرض حیات‌خلوت بودن فوتبال، به این عرصه آمده‌اند و شاید با موفقیت‌هایی همراه بوده‌اند، اما همواره مانع پیشرفت صحیح فوتبال براساس پارامترهای جهانی شده‌اند.

دسته سوم مدیریت در فوتبال به افرادی اختصاص دارد که بواسطه تمکن مالی و برای چهره شدن در افکار عمومی، اقدام به فعالیت در فوتبال می‌کنند. این نوع مشارکت در فوتبال نیز از دو جهت با نتیجه مثبتی همراه نبوده و یا به شکست انجامیده است. نکته اول اینکه این افراد تجربه کافی برای ورود مستقیم به عرصه فوتبال را نداشته‌اند و با وجود هزینه فراوان، نتوانستند به نتیجه‌های وعده داده شده برسند. سقوط استیل‌آذین و عدم نتیجه‌گیری تراکتور در دو سه فصل اخیر موید این موضوع است. از طرف دیگر با توجه به نحوه رشد متمولین در ایران، امکان دارد این افراد با برخورد به مشکلات قضائی، پای میز محاکمه روند و باشگاه‌های زیر نظرشان نیز نابود شوند. اتفاقی که برای راه‌آهن تحت نظر بابک زنجانی افتاد و پرسپولیس هم شانس آورد که هدایتی تاثیری بیشتر از یک عابربانک برای این تیم نداشت، وگرنه این تیم هم بعید بود بتواند روند چند سال اخیر خود را به چشم بیند.

جالب است که در شرایط فعلی بحث خصوصی‌سازی به گزینه‌ها و راهکارهایی بهتر از هدایتی و زنجانی و زنوزی منتهی نمی‌شوند. نکته جالب توجه در رابطه با بررسی کارآمدی مدیران مختلف اینکه علی‌اکبر طاهری که براساس دسته‌بندی اشاره شده، در زمره مدیران سیاسی قرار می‌گیرد و در همان ابتدا هم علی‌الظاهر هیچ آشنایی از فوتبال نداشت، در دوران خود کارنامه نسبتا موفقی به جای گذاشت. البته ضعف‌های فراوانی داشت، اما در قیاس با دیگر مدیران چند سال اخیر استقلال و پرسپولیس عملکرد بهتری داشت و این نمونه نشان می‌دهد که چطور در این عرصه‌ی بی‌عملی، می‌توان بدون آشنایی با الفبای فوتبال و صرفا با اتکا به توانایی مدیریتی، عملکرد بهتری را ارائه داد.

در واقع فوتبال عرصه‌ای برای جولان افرادی شده است هیچ درک صحیحی از مدیریت فوتبال و تکامل آن در دنیا ندارند و این مدیران دائم در حال گردش هستند و هر روز مدیریت ما در فوتبال دورتر از آنچه که باید می‌شود. به قدری عرصه خالی از افراد توانمند شده که افراد امتحان پس‌داده در استقلال و پرسپولیس مثل گرشاسبی و کاشانی به مدیریت سایپا و پیکان گماشته می‌شوند و فتح‌الله زاده و انصاری‌فرد، بدون اینکه کسی توضیح دهد که چرا آنها را کنار گذاشتند و چرا دوباره آنها را به مدیریت گماشتند، بر صندلی مدیریت تکیه می‌زنند.

حال با این اوصاف باید چه کرد و با چه راهکاری می‌توان مدیران مناسب را برای فوتبال انتخاب کرد؟ ابتدا لازم است که وزارت وزرش به عنوان متولی اصلی ورزش در ایران این شرایط را درک کند و بپذیرد که چرخه‌ای معیوب در مدیران فوتبالی شکل گرفته و تنها با جابجایی این افراد نمی‌توان به نتیجه رسید. در ادامه باید سعی کند که با همنشینی با اهالی فوتبال و بررسی ظرفیت‌های داخلی، اعم از استعداد فوتبالی و توانایی درآمدزایی، نقشه راهی برای فوتبال ترسیم کند. اینکه قرار است ما در فوتبال به کجا برسیم مهم است وباید بررسی شود که می‌خواهیم چه جایگاهی در فوتبال آسیا داشته باشیم. مانند باشگاه‌های هلندی باشیم، یا اسپانیایی یا انگلیسی؟ اینکه صرفا می‌خواهیم بازیکن تولید کنیم و آنها به هر کجا که امکان داشت، حتی لیگ‌های نامعتبر منطقه‌ای مثل کویت، صادر کنیم و درآمدزایی کنیم؟ یا هدف را انتقال بازیکن به کشورهای درجه دو اروپایی مثل روسیه و بلژیک قرار دهیم و به دنبال پیشرفت آنها و ارتقا و بین‌المللی شدن فوتبالمان باشیم؟ و یا صرفا به لیگ‌های معتبر اروپایی بازیکن صادر کنیم و به باشگاه‌هایی داخلی برای کسب عناوین آسیایی بها و امکانات دهیم. بعد بر همین اساس منابع مالی در دسترس را برای باشگاه‌ها تعریف کنیم و میزان حق پخش را برآورد کنیم تا به اهداف مورد نظر برسیم.

در ادامه بایستی با اعتبارسنجی، افرادی را در ابتدا به صورت گلخانه‌ای برای مدیریت فوتبال تربیت کنیم و با به کارگیری آنها در جایگاه مدیریت و ساختار باشگاه‌ها، رشد فوتبال را براساس همان نقشه راه اولیه، اصولی پی بگیریم. این رشد مدیران می‌تواند به صورت کلاس‌های آموزشی و بازدید و بررسی و تحلیل باشگاه‌های اروپایی و انعقاد قراردادهای همکاری با باشگاه‌ها، لیگ‌ها و فدراسیون‌های فوتبال معتبر در اروپا بوجود آید و در ادامه هم با قرار گرفتن در چرخه مدیریت علمی و به روز فوتبال در دنیا، نگرانی‌ها را از رشد مدیران جدید و اصولی از دل همین باشگاه‌ها را کاهش داد. البته نباید فراموش کنیم که همه این موارد منوط به پذیرش شرایط وخیم فعلی توسط وزارت ورزش و نقش‌آفرینی آن در این شرایط است وگرنه باز هم در بر همان پاشنه می‌چرخد و صدها فتح‌الله زاده و انصاری‌فرد هم نمی‌توانند کاری از پیش ببرند.

 

 

۵    
آی اسپورت
2020-03-23 12:40:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر