فهرست
برانکو، کاشف و استعدادپرور
برانکو، کاشف و استعدادپرور

برانکو، کاشف و استعدادپرور

آی اسپورت – ١- برانکو در کنار همه آورده‌هاى تازه‌اى که براى فوتبال ما آورده است، این مهم را هم به خوبى نشانمان داد: اگر کارت را بلد باشى و اگر مربیگرى را آن‌طور که هست و در یک شکل واقعى بشناسى، آنگاه نه اسیر گربه‌رقصانى‌هاى رایج مى‌شوى و نه با شکست‌هاى پى در پى، دمخور خواهى بود.

برانکو به عنوان مربى موفق- در این سال‌هاى اخیر، موفق‌ترین مربى در فوتبال ایران- نه مربى‌سالارى به راه انداخت و نه دنبال بازیکن‌سالارى و ستاره‌سالارى رفت. او کشف استعدادهاى نادیده و در مواردى، کشف استعدادهاى انکار شده را، مزیت خود و فضیلت خود دانست و از بچه‌هایى که انکارشان حرف روز بود، پرسپولیس فعلى را ساخت. تیمى که منطقى‌ترین و مربى خواسته‌ترین فوتبال را به نمایش مى‌گذارد. در منطق برانکو و در محاسبه‌هاى «دو-دوتایى» او، پول تنها حلال مشکل‌ها و تنها ملاک ارزش‌ها نیست. در فلسفه برانکو، در رفتارى که مى‌تواند «برانکوییسم» خوانده شود، دانستگى، تلاش، سختکوشى و رفتار مبتنى بر دانش، از هر ستاره‌اى کارآمدتر است.

قُدبازى‌هاى شفر

٢- وینفرد شفر هم خصلت‌هایى دارد شبیه برانکو؛ و این دو، چه بخواهند و چه نخواهند، شباهت‌هاى آشکارى دارند به کارلوس کى‌روش. مربیان همه از یک جنسند. مربیان همه از یک قوم و قبیله‌اند. گیرم که از ملت‌هاى مختلفند. گیرم که ملیت‌هاى متفاوتى دارند. هم از این رو، کرانچار را هم واجد صفاتى مى‌بینیم که در برانکو و شفر هست. توشاک هم که در تراکتورسازى دوام نیاورد، از همین نحله بود. مربى بود.

شفر هم به استعدادهاى نوخاسته ایرانى، پر بها مى‌دهد. شفر هم صیادمنش و قائدى و سهرابیان را- حتى حسین حسینى نیمکت‌نشین را- ترجیح مى‌دهد. مثل برانکو که نعمتى را، نوراللهى را، شایان مصلح و محمد انصارى و آدام همتى را و البته که بیشتر از همه، علیپور را ترجیح مى‌دهد.

برانکو با تکیه بر بازى مردانه سیدجلال و شجاع، به طارمى نه مى‌گوید. رامین رضاییان را نمى‌خواهد و در‌ها را به روى محسن مسلمان باز مى‌کند. شفر هم از این «قُدبازى‌ها» دارد و نیمکتش را پر مى‌کند از آقایى‌ها و آذرى‌ها و محترم مى‌شمارد، رفتار احترام‌انگیز پژمان منتظرى را و مهدى رحمتى را تا در غیاب ابراهیمى، تیام، نورافکن و مجید حسینى، کاسه چه کنم، در دست نگیرد.

٤٣ سال پیش، آقاى مهاجرانى

٣- یک روزى حشمت مهاجرانى که مربى تیم ملى ایران بود، براى تهییج مردانش از تصویرسازى‌هاى اجتماعى، از فقر و غناى نابجا، از حق بجا نیامده پیرمردان و پیرزنانى که دل داده‌اند به پیروزى‌هاى تیم ملى، حرف زد و عامل روانى و فطرت انسانى را به خدمت گرفت. مدعیان بر حشمت خرده گرفتند و حرف‌هایش را عوامانه خواندند. گویا که غم مردم را خوردن، عوام‌فریبى بوده باشد. هنوز هم مردم‌دوستى مساوى است و معادل است با پوپولیسم.

همان روزها، مهاجرانى با جادوى کلامش، مردم را- که هنوز یار دوازدهم شمرده نمى‌شدند- به ورزشگاه مى‌کشاند و «نفس گرم مردم» را موتور دوم تیم ملى مى‌دانست. امروز برانکو، همان حرف‌ها را مى‌زند و نقش اول را به «مردم» مى‌دهد و نیروى اصلى را، آزادى پر شده از هوادار مى‌داند و پیروزى‌هاى پرسپولیس را نه تقدیم به مردم، که برآمده از مردم و متعلق به مردم مى‌داند. مردمى که چند روز دیگر، باز هم و بارى دیگر، باید دمار از روزگار حریفى تا دندان مسلح، درآورند. برانکو، ایرانى‌ترین مربى خارجى در ورزش قهرمانى و حرفه‌اى ایران است. شفر هم رابطه درستى با هواداران دارد ولى برانکو ایرانى‌ترین است در میان همگان دیروزى و امروزى اش. برانکو، با کمک مردم، السد را مى‌برد.

 

خبر ورزشی 

۹۵    
آی اسپورت
2018-10-10 12:22:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر