فهرست
علف های هرز؛ تماسی از بهشت
علف های هرز؛ تماسی از بهشت

علف های هرز؛ تماسی از بهشت

یک/ یک روز صبح، در شهری کوچک به نام کولدواتِر، چند تلفن زنگ می‌خورد. آن طرفِ خط کسانی هستند که می‌گویند از بهـشت تماس گرفته‌اند؛ یکی با مادرش حرف می‌زند و یکی با خواهرش، هر کسی با عزیزی ازدست‌رفته. آیا معجزه‌ای غریب رخ داده؟ یا فریبی بزرگ در کار است؟ وقتی اخبارِ این تماس‌های عجیب پخش می‌شود ، غریبه‌ها دسته‌دسته به شهر سرازیر می‌شوند تا آن‌ها هم بخشی از این معجزه باشند. شهرِ کوچک و حتی دنیای انسان‌ها با این معجزه زیر و زبر شده؛ اما همیشه در هر معجزه‌ی شادی‌بخش اندکی اندوه هم هست. همیشه در معجزه‌ای که مردم را به هم نزدیک می‌کند، اندکی تنهایی هست. مردی هست که دوست ندارد بپذیرد چنین معجزه‌ای رخ داده؛ چون همسرش با او تماس نمی‌گیرد تا مرهمی بر زخمِ دوری‌اش باشد , مادری از یادآوریِ اندوهِ فقدانِ پسرش دوباره افسرده می‌شود... بحشی از نوشته میچ البوم در کتاب «اولین تماس تلفنی از بهشت» را خواندید.

دو/  برنامه نود هفته گذشته اختصاص داشت به قهرمانی پرسپولیس. عادل فردوسی‌پور هم نظرسنجی برنامه را اختصاص داده بود به برترین بازیکن های پرسپولیس. مهمانِ برنامه هم برانکو ایوانکویچ بود. گزارشاتِ مفصلی هم از پرسپولیس پخش شد. در لابه لای گزارشات بخشی از شادی هواداران پرسپولیس در شهرهای مختلف برای بینندگان به نمایش درآمد.کوتاه بود اما جالب بود. اما در یکی از فیلم های ارسالی که زمانش ده ثانیه هم طول نمیکشید فیلمی از هانی نوروزی به تصویر درآمد که بعد از گل پرسپولیس به ماشین سازی تبریز،‌ درونِ خانه می‌دود و از روی کاناپه ها می‌پرد و سرخوش از قهرمانی پرسپولیس است. دیگر هانی هم متوجه شده بود که انتظار به پایان رسیده است، می‌دانست قرار است با خانواده عازم تهران شوند،‌در جایگاه بنشینند و آن تعهدی که صدها بار در این دو فصل آزگار گفته شده بود به سرانجام برسد. خواسته طلبکارانه ای نبود؛ بازیکن‌ها با میلِ خودشان پیمان بسته بودند، هواداران با قلب هایشان هم‌قسم شده بودند،‌کادر فنی هم ذره ای با این قضیه مشکلی نداشت. تعهدی بود که بسته شده بود تا پرسپولیس برایش دوفصل جانانه بجنگد، زمین بخورد اما زانو نزند، بمیرد اما تحقیر نشود. قرارشان همین یک جمله بود دیگر؛ «الوعده وفا کاپیتان»

سه/ «هانی باید بچگی کند؛ اجازه دهید از بچگی لذت ببرد». بعد از مرگ هادی نوروزی خیلی ها که سوار بر امواج احساسی تاب نمی‌خوردند به دفعات این تمنا را کردند. درست هم میگفتند. بارها گفته شده بود نیازی نیست هانی روی نیمکت پرسپولیس بنشیند, خوب نیست برای هر بازی هانی را به استادیوم بیاورید  و در آینده ای که دارد تاثیری گذاشته شود. اجازه دهید هانی بچگی کند؛ به درس و مشقش برسد. گوش شنوایی آنچنان نبود، اگر هم بود با این وفای به عهد که قهرمان شدیم جام را هانی برد بالای سر، تمام می‌شود. دروغ چرا؟ خیلی از بازیکنان میگفتند خوابِ هادی را میدیدند که باید قهرمان شوند تا هانی جام را بالای سر ببرد. ذیگری می‌گفت خواب هادی را دیده که به او می‌گوید اگر قهرمان نشوی جواب هانی را چه می‌خواهی بدهی. باز وادار به صبوری می‌شدیم. 

چهار/ فصل گذشته که نشد،‌ اما این هفته های اخیر که پرسپولیس شرایط ممتازی در جدول داشت و فقط قهرمانی اش روی کاعذ مسجل نشده بود خیلی از هواداران در تصورِ قهرمانی پرسپولیس به خواب میرفتند. در فکر جشنی باشکوه بودند که ورزشگاه جای سوزن انداختن نباشد، مهدی طارمی اقای گل می‌شود؛ برانکو با همان شیک پوشی به سمتِ سکو می آید و در میانِ آتش بازی هانی نوروزی روی دوشِ کاپیتان به سمتِ سکو می آید، هانی جام را می‌گیرد و با کمک کاپیتان آن را بالای سر می‌برد، در همین تصورات هم اگر فوتبال تمام می‌شد خوش بود. همه چی شبیه به تصوراتمان بود؛ آنگونه تفاونی نداشتند, یک پیروزی پرگل و برگزاری جشنِ قهرمانی. هواداران بودند, تشویق ها همانطور که باید بود, بازیکنان با تشویق‌هایی به سبکِ آلمانی می آمدند روی سکو, بعضی بازیکنان با بچه هایشان آمده بودند, همه چی خوب بود. برانکو هم آمده بود. کاپیتان هم آمد. آقای گل هم آنجا بود. اما هرچه نگاه میکردیم خبری از هانی نبود، قابی از هادی هم نبود. جام در دست های بازیکنان بود تا بالای سر ببرند. متصدیان جشن آماده آتش بازی شده اند، الان هانی می آید،‌می آید جام بالای سر رفت. بازیکن هایی هم که با فرزندانشان آمده بودند با یک دست جام را بالا میبردند با دستِ دیگر فرزندانشان را. کمال فرزندش را به همتیمی هایش سپرد تا جام را به تنهایی بالا بگیرد. علیرضا بیرانوند چندباری فرزندش را به بالا پرتاب می‌کرد،‌ فرزند علی علیپور خواب مانده بود, ماهینی خوشحالی گهواره را انجام می‌داد. همه با جام می‌دویدند و خوش بودند اما خبری از هانی نوروزی نشد. محسن,فرشاد و مهدی گوشه ای زمین با هواداران خوش بودند؛ بازیکنانی دیگر با هواداران آواز میخواندند. بازیکنانی دیگر سلفی می‌گرفتند. تصاویر را همینطور می‌دیدم تا اینکه گله و شکایتِ آقای نوروزی را از کنارِ عادل فردوسی پور شنیدیم، به یکباره گزارش قطع شد، جشن برای بیننده های تلوزیونی تمام شد،‌خبری ازهانی هم نشد. لحظاتی بعد اخبار روی خروجی ها قرار میگرفت. تصاویری بود از هانی که اشک میریزد. یک تصویری هم بود که کنار فردوسی پور از منیتور پدرهای پرسپولیسی را نگاه می‌کرد،‌پدرانی که نه پای عهدشان مانده بودند و نه پای رفاقت. اواخرِ جشن کمال کامیابی نیا می‌گفت «همه چی بد بود مدالم را در آن شلوغی دزدیدند». مهدی طارمی به دیرک دروازه تکیه زده بود و کلافه از اتفاقاتی که برای خانواده نوروزی افتاده بود. بازیکنان یکی یکی می‌گفتند شرمنده هستیم، خودشان می‌گفتند شرمنده خانواده نوروزی شدیم و از شرایطی که پیش آمده بود گله میکردند. باشد دست و جانتان درد نکند.فقط اگر باز خوابِ هادی را دیدید کاش بگویید یادم تورا فراموش.

پنج/ یادگارِ هادی با دنیایی از حسرت،به همان خانه ای برگشت که برای گل قهرمانی پرسپولیس از روی کاناپه هایش می‌پرید. پس از جشن برایش نوشتند «هرکی بابا داشت اون بالا بود»، در میانِ ناراحتی همه مردم خصوصاً هواداران پرسپولیس، علی کریمی پاسخی را به هانی داد که می‌توان ساعت ها به آن فکر کرد. جای شرمندگی های نمادین، جای ناز دادنِ هانی برایش مردانه نوشت «خودت تلاشت را بکن تا به هرچی میخوای برسی تا محتاج کسی نباشی». جوابی که از علی کریمی خواندم درست ترین پاسخ ممکن بود. نمی‌دانم یگان ویژه مقصر بود یا مدیران باشگاه. اما برایم عجیب است چندتا مرد نمیتوانستند دستِ یک بچه را بگیرند و به سکو ببرند اما اشخاصی که هویت‌شان آنگونه مشخص نبود درون زمین با جام می‌دویدند. نمی‌دانم اسی بوقی ممدبوقی چه بودند، طوری حق به جانب بودند که انگار حقشان بیشتر از سایرین بود. انگار فقط هانی نوروزی مشکل امنیتی و اخلاقی داشت که نمیتوانست درمراسم شرکت کند. یعنی چندتا مرد نمیتوانستند به حرمتِ تمام آن دقایقِ بیست و چهاری که هواداران استادیوم ها روی سرشان می‌گذاشتند،‌فرزندِ کاپیتانشان را برای یک عکسِ یادگاری ناقابل بیاورند؟ جام را که به فراز بردید؛فرزندانتان را که جلوی چشم های خیسِ هانی تاب دادید لااقل یک اعتراض نمادین می‌کردید و هانی را برای عکس یادگاری می آوردید. کدام ارگانی میتوانست جلوی اعتراضِ همبازی های هادی نوروزی بایستد؟ کدام سازمانی شهامت داشت تا جلوی بازیکنانی که یک بچه را طلب میکنند تا به سکو ببرند بایستد؟ یک اتحاد یک دقیقه ای کافی بود تا دستِ هانی را بگیرید و بیاورید. خراب شود آن سکویی که شما را مجبور کرد برخلافِ میلتان روی آن بایستید. اینکه به هواداران القا کنیم ستاره‌های فوتبالی که ادعاهای پرطمطراقشان زبانزد عام و خاص است,نتوانستند یک بچه را به سکو ببرند, مضحک است؛ مسخره است، احمقانه است.

شش/ سیروس پشتِ فرمانِ رنو نشسته بود.دست کرد توى جیبش، پول درآورد و به راستین داد و گفت: «پسرم، آب که خوردى این پول را هم توى آن صندوق بینداز» . لحظاتی بعد راستین گفت: «بابا چقدر خنک شدم» . قبل از اینکه من بیهـوش بشوم، دقیقاً یادم نمى آید. فقط یادم هست که یک «خاور» از روبرو در حالِ حرکت بود.یک خاور با سرعت می آمد... نمی‌دانم چه شده بود, بیهوش مرا به بیمارستان بردند, با ضربه هایی به صورتم لحظه ای بیدار شدم و می‌گفتم «سیروسم راستینم کجا هستند؟ من باید بروم پیششان» . مردم مدام جواب می‌دادند: «سیروس نورِ چشمِ ایران است خیالتان راحت,حالِ سیروس و راستین خوب است» . نمیدانم چندساعت شده بود. به هوش آمدم.مرا سوارِ پیکان کردند و با سرعت به انزلی میبردند.در مسیر مردمِ رشت و انزلی را میدیدم که بر سرشان میزنند.از پشتِ شیشه میدیدم همه ی شهر بر سر و صورتشان میزدند و گریه میکردند. باور نمیکردم سیروس و راستینِ من مرده باشند. 

صحبت های همسرِ سیروس قایقران بود.همانطور که همسرِ عزیز سیروس قایقران هنوز اکراه دارد برای حرف زدن، همسر هادی نوروزی هم اکراه داشت برای چندخط نوشتن. آن روز هم مردم همان حرف هایی را می‌زدند که این روزها می‌زدند. همه چی شبیه به هم بود. پس از بیست سال به همسرِ سیروس قایقران قولی که داده شده بود مبنی بر استخدام شدنش، هنوز انجام نشده. امروز هم پس از دوفصل انتظار عهدی که با خانواده نوروزی و یادگارِ هادی بسته شده بود شکست. احساسِ همسرِ هادی نوروزی را فقط خانواده قایقران می‌فهمند. شاید همسرِعزیز هادی دلهره داشت نکند دلی به حالشان، تحقیرشان سوخته شود.نمی‌دانم. فقط تردید ندارم هانی امروز خیلی بزرگ شد، درسی که آموخت چکیده این زمانه بود. حادثه ای که کوه را هم فرو می‌ریزاند اما یک بچه نه ساله را عجیب بزرگ خواهد کرد، آنقدر بزرگ که اگر منتظرِ تماسی از بهشت هم بماند,دیگر به علف های هرز دل نخواهد بست.

۴۲ ۳۵  
آی اسپورت
2017-04-20 15:09:00
نظر دهید
۳۵ نظر
یاس
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۲۱
اگه چنین شهری وجود داشت...اگه وجود داشت . یگان ویژه و مامورهای بی خاصیت.نگذاشتن اب خوش از گلوی بچه یتیم پایین بره.
۵ ۴
اراجیف شقی را نخوندم
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۰۶
بهش پیشنهاد میکنم پماد موضعی استفاده کنه و به دوم شدن تیمش فک کنه
یاس
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۵۴
خاک بر سرت که شعور نداری بنویسی. خاک تو سرت که ابروی هوادارای پرسپولیسو بردی. معلوم نیست از چه طویله ای امدی که بلد نیستی مودبانه بنویسی
۳
مشروح 86
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۹:۰۰
خانم اشک ریز به عنوان حامی کی روش هدفش تخریب پرسپولیسه و در طول فصل هم بارها اینو نشون داده در نتیجه این نوشته ها هم اصلا و ابدا در دلسوزی هانی نیست. در مورد مساله هانی، خود هانی مشکلی برای شرکت در مراسم نداشت ولی عمو و پدربزرگش هم میخواستن تو مراسم باشن چون اونها رو راه ندادن اونها هم به هانی اجازه ندادن بیاد. اگه عمو و پدربزرگ هانی زیاده خواهی نمیکردن الان هانی هم تو مراسم بود.
حمید
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۹:۰۲
میشه درست حرف زد و هرکسی ادب خودشو حفظ کنه
۱
sina
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۲۱
از دیشب زهرمار شد خواستیم خیرسرمون یه جشن درست حسابی بگیریم.بیخیال دیگه. میشه از هانی و نوروزی بکشید بیرون؟
ALI
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۲۱
شقایق گل همیشه عاشق
۴
masoud
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۲۴
زنه سیروس قایقران نوزده ساله بهش قول دادن استخدام میشه خخخخ خدایی اینا چه پستی بودن عین خیالشون نبود خخ
۵ ۱
مانند کیسه های پاره پاره نباشیم
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۰۷
از عمقابل سوزش به ۱۲۵ بزنگیم و سپس تشت یخ
۴
s
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۲۷
هانی جون قهرمان شدیم دایی جون
۳
لنگی
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۳۰
لنگی است دیگر دلش میخواد بچه آزاری کند
۹ ۲
کیسه پاره پاره
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۰۴
خاطرات تلخی از کودکی خود داری ؟؟
لنگی هانی رو ببین
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۹:۰۰
طفل نوروزی رو دیدم یاد دوطفلان مسلم افتادم.جامو برد بالا هههههه.
۴
بی نام
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۳۰
خیلی عالی بود.سپاس کیف میده حرفای تورو خوندن. یروز از خوبی پرسپولیس میگی فرداش میکوبونیشون خخخ. شوخی نمیکنم کیف کردم مث همیشه عالی بود
۳
omid
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۴۶
علفای هرز اون کیسه های سوزشین که از دیروز بعد از مدتها بخاطر این موضوع جشن گرفتن و گرگی شدن در لباس میش
محسن هوادار فوتبال
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۹:۱۶
حرمت امزاده رو متولی نگه می داره .....به اندازه کافی بازیکنان و باشگاه گند زدن و دشمن شاد گن شدن ...شما اگه فریادی دارید به سر مدیرعامل احمق و کاپیتان خودشیفته و بازیکنان تیم بزن ...فکر کنم تنها کودکان داخل استادیوم بازیکنان پرسپولیس بودن که جام براشون مثل اسباب بازی و یا بستنی و پفک بود به محض دیدنش همه چیز و فراموش کردن .....
۷
رامین
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۴۷
نمک نپاش نپااش نپااااش اه
۲
فرزان
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۴۸
دلم براش کبابه
۴
احمد عزیزی
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۵:۵۰
نورالهی بود خوابه هادی نوروزی را دیده بود بازیکنای پرسپولیس همه تلاش را کردند اما حراست اجازه نداد قابل توجه خانوم اشکریز که مثلا از این اتفاقخیلی ناراحتند!مسلمان و طارمی دیشب به خانه هانی رفتند و مدالشان را بهش دادند.ماهینی هم خیلی ناراحت بود.بازی الهلال نزدیک است لطفا اگه حمایت نمیکنید به عشق منافع ایران سکوت کنید و مته بر خشخاش نشوید.تشکر
محسن هوادار فوتبال
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۵۰
اگر انسانیت نداری و درک وشعورت از عمق فاجعه نمی رسه لطف کن خفه بشو ....وبزار تو غم خودمون باشیم ......
۵
حمید
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۶:۰۸
متاسفانه باهات موافقم.علف های هرز رو خوب اومدی.اگه یادشون هم نبوده باید پرسید چرا یادشون نبوده. که جوابش تلخ تر از اتفاقات دیروزه!
۷
P71
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۶:۰۹
بابا ولمون کنید تو رو خدا! بسه بابا فقط یتیم این مملکت شده هانی؟؟؟؟؟ فقط این بچه از نعمت پدر محروم شده؟؟؟؟ بابا بسه بخدا بسه
پدرت
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۵۲
شما هم از داشتن نعمت شعور و انسانیت محرومی ....
۳
حمید
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۶:۱۷
به اقایون باید جایزه نوبل روانشناسي داد. نه که ندونم روانشناسی جایزه نوبل نداره. ولی باید از این به بعد بدن. چون اقایون موفق شدند فرمولی رو کشف کنن که شادی و زیبایی محض رو تبدیل به زشتی و غم کنه. تبدیل طلا به مس. کیمیاگری معکوس ما قطعا جایزه نوبل می خواد. از هوادارای استقلال درخواست می کنم پایین همین پست هر فحشی که دارن به من پرسپولیسی بدن. هر چه رکیک تر بهتر. گناهمون رو پاک می کنه و احساس سرخوردگی مو کمی التیام میده.
۳
مجتبی فرد
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۷:۱۵
مثل مگس منتظری یه جا آشغال ببینی سریع دست‌هات رو به هم می‌مالی و می‌شینی روش.
روزبه
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۷:۳۱
بس کنید دیگه ...آسمون که به زمین نیومده ...بچه هفت ساله چی حالیشه ازاین بازیا...لطفاپرسپولیس روبه حاشیه نبریدواینهمه ننه من غریبم بازی درنیارید
محسن هوادار فوتبال
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۵۶
متاسفم جانورانی مثل تو ادعای هواداری پرسپولیس و می کنن .....شما برو میدون خروس بازی و جنگ سگ ...برای چی اومدی فو تبال ببینی ....
۴
پرسپولیس واقعی
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۷:۳۱
ببینید ، نه هادی نوروزی تنها ورزشکاریه که فوت شده و نه هانی تنها یتیم این ورزش !
اما اگر در بهترین روز پرسپولیسی ها تو این چند سا ل ، ته ته قلب ما ، اون گوشه ای که فقط خودمون ازش خبر داریم می سوزه و حتی اگر بخواهیم بروی خودمون هم نیاریم باز تو لحن و گفتار دیروز تا حالامون معلوم میشه ؛
اینه که:

آیا ما واقعا یه بچه رو دعوت کردیم تا با چشماش ببینه که بابا داشتن و نداشتن خیلی فرق داره
آنتی
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۱۸
من نمیدونم این هایی که از دیشب یهو مثل علف هرز از زیر خاک سر آوردن و کاسه داغ تر از آش شدن، چرا تا قبل از این ابراز وجود نمیکردن؟؟
بالا برید، پایین بیاید پرسپولیس با اقتدار قهرمان شده. با این جوسازی های رسانه ای نمیشه واقعیت رو کتمان کرد.
پدر هادی نوروزی هم کار بسیار زشت و دور از ادبی کرد که با حمله به باکس گزارشگر باعث شد افراد کمبود داری مثل این افرادی که از دیشب خلق الساعه زدن بالا برای به حاشیه کشیدن جشن قهرمانی پرسپولیس دست به هر کار غیراخلاقی بزنن.
خانم اشک ریز، از شما هیچ بعید نبود یک همچین متنی و نمیشه از شما انتظار «جونسازی» داشت...
محسن هوادار فوتبال
يكشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶، ۲۳:۳۶
کلن شما روانی هستید ...برو مطلب کبریت زیر ابرو رو بخون بعد بیا اینجا چرت بگو
س.ع
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۴۵
معرکه بود.پسندیدم.
۲
mohamadreza
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۸:۵۸
علف های هرزه که اندازه خر نمیفهمن بچه نوروزی را با خودشون ببرند نتونستیم چیه.تریلی ادعای منم منمشونو نمیکشه بعد دوقطرو نیمشون باقیه که نتونستیم اجازه ندادند.تو عکس همه شادن.همه با بچه هایشون میخندن بعد که قضیه رو شد چه جنایتی کردن حرفاشون عوض شد. بی معرفتا.
۴
محسن هوادار فوتبال
پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، ۱۹:۲۱
اما برایم عجیب است چندتا مرد نمیتوانستند دستِ یک بچه را بگیرند و به سکو ببرند اما اشخاصی که هویت‌شان آنگونه مشخص نبود درون زمینبا جام می دویدند
........مهم اینه که مرد توشون پیدا نشد اخرش فقط طارمی یادش اومد باید مرد باشه
۷
محمود
جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، ۰۰:۱۳
&&هانی نوروزی؛ اسمِ رمزِ آشوب!&&

ساعتی از قهرمانیِ مقتدرانه‌ی پرسپولیس نمی‌گذرد که اتاق‌های فکر و جریانات رسانه‌‌ایِ متمایل به آبی‌ و منتسب به تبریز به تکاپو افتاده‌اند. از بولد کردن ضعف‌های مراسمی [که بانی‌اش سازمان لیگ بود نه باشگاه پرسپولیس] تـــــا بزرگ‌نمایی حواشیِ ناخواسته. اما مخرج مشترکِ تمام تراوشاتِ قلمی دوستان، یک اسم است؛ هانی نوروزی.

چه زیباست که این طفل معصوم، یک شبه اینهمه هواخواه و دل‌سوخته پیدا کرده اما از این رهگذر چند سؤال به ذهن متبادر می‌شود؛ تا دیروز که هوادارانتان به پدر فقید او تهمت «دوپینگ» می‌زدند، دلزده نشدید؟ وقتی در صفحاتِ منتسب به هادی بدترین فحاشی‌ها صورت گرفت، جگرتان آتش نگرفت؟ چرا راه دور برویم، همین هفته گذشته که در تبریز مقابل دوربین‌ها؛ زنده و مرده‌ی نوروزی را هتکِ حرمت کردند، انسانیت‌تان درد نگرفت؟

پارسال که تلاش پرسپولیس برای رساندن جام به او را «خرافه‌گرایی» و «مظلوم‌نمایی» می‌نامیدید. چه شد که امسال ترجیع‌بندِ اشعارتان بجای قهرمانی شده «قهرهانی»؟

اتفاقات را می‌شود به میل شخصی «تعریف» کرد اما تاریخ را نمی‌شود «تحریف» کرد! تاریخی که امروز بدست برانکو و سربازانش نگاشته می‌شود. مقتدرانه‌ترین قهرمانی تاریخ لیگ در حال رقم خوردن است. رکوردها یک به یک در حال ترک خوردن است. حالا چه دوستان کیفور شوند و چه دشمنان چهره درهم بکشند.
۸
امید از تفت
جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، ۱۹:۲۵
حرف حق. کار زشت زشته و اینکه از جانب چه کسی هم گفته بشه از زشتی اون کم یا زیاد نمیکنه
۲
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر