فهرست
بالاخره زنان در ورزشگاه آزادی
بالاخره زنان در ورزشگاه آزادی

بالاخره زنان در ورزشگاه آزادی

آی‌اسپورت- پنجشنبه‌ای که گذشت مثل تمام پنجشنبه‌ها شروع شد. صبحش خیلی‌ها تعطیل بودند و ظهرش مثل همه پنجشنبه‌ها ترافیک عجیبی در تهران بود. هر چه به سمت غروب رفت پایتخت خلوت‌تر شد و شب مردم به راحتی بازگشتند تا روز تعطیل هفته را تفریح کنند در شهری که از لحاظ تفریحی در مقایسه با بسیاری از پایتخت‌های جهان حرفی برای گفتن ندارد. پنجشنبه‌ها تلویزیون برنامه خاصی ندارد و اگر شانس بیاورید و در جمعی فامیلی یا دوستانه دعوت باشید، اوقات بهتری سپری می‌شود. این پنجشنبه هم همینطور گذشت. صبح به ۱۲ شب رسید و ثانیه‌های پایانی پنجشنبه سپری می‌شد تا به روز تازه برسد که ناگهان خبری آمد، خبری غیر منتظره و عجیب؛ «بلیت‌فروشی بازی ایران - کامبوج با اختصاص جایگاهی به زنان آغاز شده است». 

حالا دیگر از آن سکون و تکرار چند لحظه قبل خبری نبود. صدای زهرا را می‌شنیدم که ارشمیدس‌وار فریاد می‌زد سایت باز شده، سایت باز شده. دستانش را می‌دیدم که می‌لرزید و کلیک می‌کرد تا ثبت‌نام کند و صاحب یکی از بلیت‌های بنفش شود. پیغام خطا می‌داد. هر لحظه صدای جدیدی از گوشی‌اش می‌آمد. دوستی تازه فایل صوتی فرستاده بود که برای خرید بلیت چه کنید و چه کرده و... یکی از خرید بلیت می‌گفت، یکی از امکان خرید چهار بلیت می‌گفت و یکی با اضطراب مانده بود که مبادا تمام شود. 

پیش‌تر اعلام شده بود که بلیت‌فروشی بازی ایران-کامبوج در مرحله مقدماتی جام جهانی یک روز پیش از مسابقه آغاز می‌شود اما به یکباره بدون اطلاع قبلی بامداد جمعه جایش را به چهارشنبه هفته بعد داد! به دخترانی فکر می‌کردم که این یک روز تعطیل هفته را بیخیال اینترنت و گوشی شده‌اند و در میان آشوب خرید بلیت، بی‌خبرند و فردا که شود می‌فهمند در غیابشان چه شده. کاش می‌شد بلندگو برداشت و شهر را بیدار کرد اما در آن لحظات کسی به فردا فکر نمی‌کرد. کسی حتی فکر نمی‌کرد که شاید هفته بعد با وجود داشتن بلیت مانع ورودشان به ورزشگاه شوند. همه فقط یکدیگر را خبر می‌کردند و می‌خواستند از ثانیه‌ها استفاده کنند تا شاید برای اولین بار سهمی در سکوهای ورزشگاه یکصد هزار نفری آزاده داشته باشند. 

#با_من_به_ورزشگاه_بیا، هشتگی است که این روزها به راه افتاده برای حضور زنان علاقه‌مند به تماشای فوتبال در ورزشگاه. زنانی که قرار است با فشار فیفا و وعده فدراسیون فوتبال، تماشاگر بازی تیم ملی کشورشان در ورزشگاه آزادی تهران باشند تا با این هشتگ حرف‌های هم را بخوانند و یکدیگر را برای هم‌صدایی پیدا کنند. صدای زهرا و دوستانش را بی‌وقفه می‌شنیدم و هشتگ را در توئیتر و اینستاگرام دنبال می‌کردم. چه اتحادی. چه حرف‌هایی. چه ذوقی. چه عشق و علاقه‌ای. دختران زیادی عکس‌های خرید بلیت‌شان را منتشر کرده بودند. خیلی‌ها هنوز باورشان نمی‌شد که بلیت خریده‌اند. خیلی‌ها هنوز باورشان نمی‌شود که بتوانند وارد ورزشگاه شوند. خیلی‌ها نمی‌دانند ورزشگاه فوتبال چیست و تماشای فوتبال از نزدیک آیا آدابی دارد؟ بازار حرف‌های احساسی داغ بود. بازار شوخی و خنده. برخی از دختران نوشته بودند که با مادرانشان بلیت خریدند و این عین زیبایی بود. یکی از پسران نوشته بود من برای مادرم بلیت خریدم، کدامتان در جایگاه زنان همراهی‌اش می‌کنید تا تنها و غریب نماند؟ پسرهایی هم بودند که می‌خندیدند و توئیت‌های دختران هیجان‌زده و بلیت خریده را دست می‌انداختند.

پسری نوشته بود: دختران بدانید که در جایگاه استقلالی‌ها می‌نشینید و دختری پاسخ داده بود مگر استقلال و پرسپولیس دارد ورزشگاه‌ها؟ بله. تمام هشتاد و چند دربی که مردان در آزادی تجربه کردند، دختران از تلویزیون دیده‌اند و حق بدهید که هیچ ندانند از جغرافیای آنچه اسمش ورزشگاه آزادی است... 

جایگاه 6A در کمتر از چهل دقیقه پر شد. ساعت از یک بامداد جمعه گذشته بود که دیگر صندلی خالی وجود نداشت. پیام‌های زیادی نوشته می‌شد که ما نرسیدیم به بلیت، چه کنیم؟ اما خبر خوب این بود که فردا صبح جایگاه‌ها اضافه شدند و قصه شب قبل در روشنایی روز ادامه پیدا کرد. هر چه می‌خواندم تمام نمی‌شد. هر چه صفحه‌ها را ورق می‌زدم باز هم بود. این اولین بار طی چهل سال گذشته است که زنان ایرانی خودشان توانسته‌اند بلیت حضور در ورزشگاه فوتبال را از سایت فروش به نام خودشان بخرند. دیگر وقتی روی خرید بلیت کلیک می‌کردی و مشخصات و جنسیتت زن بود، پیغام پر شدن صندلی‌ها را نمی‌داد. این‌بار صندلی‌ها پر شد اما زنان واقعی، زنان هوادار، زنان مشتاق، پیغام پرشدن را ساختند نه زنان گزینشی که خیلی‌های‌شان با حضور در ورزشگاه‌ها ساعت کاری‌شان را پر می‌کنند و بی‌علاقه روی صندلی رو به مستطیل سبز پلک می‌زنند... دیگر لازم نبود به خاطر نداشتن آشنا در فدراسیون و حومه، از بلیت محروم شوند. این اولین بار بود که زنان توانستند با جنسیت خودشان، سرشان را بالا بگیرند و در ورزشگاه شمرده شوند. این اولین بار بود که اگر از اشک‌های‌شان در راه استادیوم می‌نویسند، اشک شادی است نه تردید و سرکوب و غم. برای این شادی باید پنجشنبه و جمعه‌ای که گذشت را در تقویم ورزشی‌مان تا همیشه ثبت کنیم. چند نفری نوشته بودند که ما اطلاعات به روز فوتبال نداریم. حتی نمی‌دانیم باید چه وسایلی به ورزشگاه ببریم، چه وسایلی نبریم. چه کسانی را چگونه تشویق کنیم و پیغام‌هایی از این دست که شاید برای برخی از مردان خنده‌دار باشد اما زیبا بود که برخی از مردان همراهی‌شان کرده بودند و خیلی جدی از باید‌ها و نباید‌های مرسوم در ورزشگاه‌های ایران نوشته بودند و مگر قشنگ‌تر از همراهی و همدلی هموطنان وجود دارد؟ تماشای فوتبال مترادف فوتبال‌شناسی نیست. زنان می‌خواهند به ورزشگاه بروند تا از تماشای هیجان‌انگیز فوتبال در ورزشگاه لذت ببرند. قرار نیست امتحان فوتبال‌شناسی بدهند که در فوتبال ما خیلی از مربیان و فوتبالیست‌هایش هم در امتحان فوتبال‌شناسی مردود می‌شوند! 

دختران عزیز؛ تماشای فوتبال تفریح است. تفریحی سالم، هیجان‌انگیز و لذتبخش. همانطور که برای تماشای فیلم در سینما لازم نیست منتقد و تحلیلگر سینما باشید و اسم تمام بازیگران و کارگردان و ژانر فیلم را بدانید. برای تماشای تئاتر لازم نیست نمایش خوانده باشید و اصول بیان و حرکت بدانید. برای تماشای فوتبال هم لازم نیست مفسر فوتبال و آنالیزور بازی باشید. پنجشنبه آینده از تماشای بازی تیم ملی کشورتان لذت ببرید و فارغ از تمام حرف‌های آنهایی که از حضور شما خوشحال نیستند، فقط هورا بکشید این پیروزی‌تان را.
 

۴    
آی اسپورت
2019-10-06 01:12:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر