فهرست
رکورددار یا مقصر؛ یوگی و دشمنان!
رکورددار یا مقصر؛ یوگی و دشمنان!

رکورددار یا مقصر؛ یوگی و دشمنان!

آی اسپورت - «به جای یک ارتش مجهز با کلی تجهیزات، ترجیح می‌دهم جوخه سربازان وفادارم را داشته باشم.» آلمان یواخیم لوو براساس همین فلسفه شکل گرفت. او ترجیح می‌داد به جای اینکه تیم‌ملی آلمان را تبدیل به بزرگراهی کند که همه اتومبیل‌ها امکان ورود و تردد در آن را داشته باشند، به 25اتومبیل اعتماد کند. سربازهای وفاداری که جواب اعتماد سرمربی‌شان را هم با قهرمانی در جا‌م‌جهانی 2014 دادند. چیزی که هیچ‌کس فکر نمی‌کرد، سرنوشت جوخه دوست‌داشتنی یوگی لوو در جام‌جهانی برزیل بود. جوخه‌ای که بزرگ‌ترین افتخار ممکن را برای ژرمن‌ها آوردند، حالا پای چوبه دار آمده‌اند و از دست‌ ژنرال سابقا محبوب ژرمن‌ها هم کاری برنمی‌آید. روزی که یوگی لوو تیمش را براساس فلسفه اعتماد به سربازان وفادار کم‌تعدادش چید، فکر نمی‌کرد تاریخ بارها جواب این فلسفه و انتخاب را داده است؛ ارتش‌های بزرگ خودشان را بازسازی می‌کنند، اما جوخه‌ سربازان وفادار با اولین تلفات، نابود می‌شوند. داستان تیم‌ملی آلمان با یوگی لوو حالا در پایان راه قرار گرفته؛ جوخه‌ برنده‌ای که از قهرمانی جهان، به مرز نابودی و فروپاشی رسید.

این هم از شوخی‌های تاریخ است که شروع و پایان انقلاب یوگی لوو در آمستردام بود. شروع انقلاب تاکتیکی یوگی لوو در نوامبر 2012 و دیدار دوستانه برابر هلند؛ پایان هم شش سال بعد در همین ورزشگاه. ژرمن‌ها بعد از شکست در یورو 2012 برابر ایتالیا، با بحران مهاجم مرکزی روبه‌رو شدند. ماریو گومز و میروسلاو کلوزه، دومهاجم مرکزی آلمان درگیر مصدومیت شدند و یوگی لوو ترجیح داد به جای دعوت از مهاجمی دیگر از بین باشگاه‌های بوندسلیگایی، تیمش را با همان جوخه سربازان همیشگی ببندد. برای همین هم مانشافت برای اولین‌بار در تاریخش بدون مهاجم مرکزی در آمستردام برابر هلند قرار گرفت و البته یک تساوی بدون گل نشان می‌داد که ایده یوگی لوو چندان هم اجرایی نبوده است. اصرار یوگی لوو اما بالاخره نتیجه داد. شکست دادن فرانسه بدون مهاجم کلاسیک، مهر تاییدی بود بر فلسفه جدید آلمان‌ها. تیمی که عادت کرده بود به جای مهاجمان مرکزی درشت‌اندام و مرکزی، با بازیکنان ریزجثه‌تری که معمولا هافبک های هجومی و وینگر هستند، به مصاف رقیبانش برود و خلق موقعیت کند. هرچند سنتی‌گراهای آلمانی در ابتدا به این شیوه فوتبال اعتراض کردند، اما قهرمانی ژرمن‌ها در جام‌جهانی برزیل همه را ساکت کرد. کار به جایی رسید که رئیس کمیته استعدادیاب‌های فدراسیون آلمان بعد از قهرمانی جهان و در حمایت از سبک فوتبال یوگی لوو گفت: « در یک شهر با خیابان‌های شلوغ، بهتر است یک ماشین کوچک داشته باشید، تا یک ون بزرگ.» ماشین کوچک آلمان در تمام این سال‌ها متغیر بود؛ از ماریو گوتزه تا مسوت اوزیل و توماس مولر. بازیکنانی که در باشگا‌هایشان هیچ وقت نقش یک مهاجم را بازی نمی‌کنند، اما یوگی لوو تصمیمش را گرفته بود؛ ون‌ها به پارکینگ فرستاده شدند تا با فانتزی ماشین‌های کوچکی مثل گوتزه و اوزیل دروازه رقیبان را باز کنند. به خاطر همین هم بود که وقتی پیش از جام‌جهانی نام وقتی سرمربی ژرمن ها روی نام ساندرو واگنر، مهاجم بلندقد و فیزیکی بایرن‌مونیخ قلم‌قرمز کشید، مهاجم بایرن از بازی‌های ملی خداحافظی کرد. احتمالا چون می‌دانست مهاجمانی مانند او شانسی برای بازی در تیم یوگی لوو ندارند. حتی بعد از جام‌جهانی که نتایج ضعیف آلمان اقتدار یواخیم لوو را متزلزل کرد، سرمربی ژرمن‌ها حاضر نشد ساندرو واگنر را به تیم‌ملی برگرداند. فلسفه فوتبال بدون مهاجم مرکزی حالا مانند طناب داری دور گردن یوگی لوو افتاده و مشغول خفه کردن باسابقه‌ترین سرمربی ژرمن‌ها روی نیمکت این تیم است. آلمان‌ها در سه‌مسابقه رسمی اخیرشان برابر هلند، فرانسه و کره‌جنوبی نتوانسته‌اند حتی یک گل بزنند و یوگی لوو باز هم دست از فلسفه‌اش برنمی‌دارد. تیمی که فلسفه‌اش استفاده از ماشین‌های کوچک به جای ون بود، برای عبور از دیوارهای دفاعی حریفان به مشکل خورده است. فلسفه‌ای که ایرادش این است؛ برای عبور از دیوارهای محکم، نیاز به ون‌های بزرگ دارید، نه اتومبیل‌هایی کوچک که از پس تخریب دیوار برنیایند.

پایان یک فلسفه

ژرمن‌ها در 5مسابقه اخیرشان 107شوت به سمت دروازه حریفان زده‌اند و تنهادوبار به گل رسیده‌اند؛ همان دوگلی که مارکو رویس و تونی کروس به سوئد زدند. گل اول بیشتر به شکل اتفاقی وارد دروازه سوئدی‌ها شد و دومی روی یک ضربه ایستگاهی به دست آمد. این یعنی آلمان یوگی لوو از هیچ‌کدام از تاکتیک‌های هجومی‌اش در پنج‌مسابقه اخیر دستاوردی نداشته و به گل نرسیده است. متهمان این آمار وحشتناک البته تعدادشان کم نیست؛ یولین دراکسلر، مسوت اوزیل، توماس مولر، تیمو ورنر، مارکو رویس، لئون گورتزکا و مارک اوث بازیکنانی بوده‌اند که در بخش هجومی مانشافت شانس بازی پیدا کرده‌اند، اما موفقیتی به دست نیاوردند. بحران آلمان‌ها بعد از تصمیم یوگی لوو برای استفاده نکردن از مهاجم شماره 9، انگار باشگاه‌های بوندسلیگایی را هم دچار فقر مهاجم و گلزن کرده است. کافی است نگاهی به جدول گلزنان این فصل بوندسلیگا بیندازید. پاکو آلکاسر اسپانیایی در صدر جدول قرار دارد و السان پلی و آندره دودا که نفرات بعدی هستند، هیچ‌کدام آلمانی نیستند. بی‌علاقگی یوگی لوو به مهاجمان مرکزی، کاری کرده تا تیمو ورنر که در باشگاهش – بورسیا مونشن‌گلادباخ- یک گلزن تمام‌عیار به حساب می‌آید، وقتی لباس مانشافت را می‌پوشد، تبدیل به مهاجم بی‌خاصیتی شود که مدام در کناره‌های زمین توپ از دست می‌دهد و در دورترین فاصله از دروازه حریف بازی می‌کند. بعد از انتقادات صریح و بی‌رحمانه میشائیل بالاک و اولی کان نسبت به شیوه بازی تیم یوگی لوو، بازیکنان تیم به حمایت از سرمربی‌شان پرداختند، اما به نظر می‌رسد نتایج ضعیف مانشافت آن‌قدر تکرار شده‌اند که اخراج یوگی لوو دیگر اتفاق عجیبی به نظر نیاید. مهم نیست که مسئولان فدراسیون آلمان به حمایتشان از یوگی لوو در صورت شکست از فرانسه هم ادامه دهند؛ چیزی که اهمیت دارد این است؛ تیم‌ملی آلمان با یوگی لوو در بن‌بستی تاکتیکی گیر افتاده که تنها یک آدم، تفکر و فلسفه جدید می‌تواند مانشافت را از این بحران بیرون بیاورد.

جدال با تاریخ...

پورفسور اتو نرتس، سپ هربرگر، هلموت شون، یوپ دروال، بکن باوئر، برتی فوگتس، اریش ریبک، رودی فولر، یورگن کلینزمن و یواخیم لوو. تمام تاریخ باافتخار فوتبال آلمان، تنها همین 10نام را به عنوان سرمربی روی نیمکت مانشافت دیده‌اند. از اتو نرتس که به خاطر سختگیری‌هایش به رایش فوتبال معروف شد، تا سپ هربرگر که نزدیک 30سال روی نیمکت آلمان‌ها نشست. از هلموت شون به عنوان پرافتخارترین مربی تاریخ آلمان، تا رودی فولر که بدون مدرک روی نیمکت آنها نشست و هیچ افتخاری به دست نیاورد. تاریخ ژرمن‌ها می‌گوید آنها اعتقادی به اخراج کردن ندارند. فلسفه فدراسیون آلمان خیلی ساده است؛ صبوری و باز هم صبوری. بین تمام این نام‌ها، یوگی لوو حالا با 168بار نشستن روی نیمکت ژرمن‌ها رکورددار است. در دنیای امروز خیلی بعید است سرمربی‌ای بتواند بیشتر از چندسال روی نیمکت دوام بیاورد، اما یوگی لوو از سال 2006 روی نیمکت مانشافت نشسته و این همکاری هنوز ادامه دارد. نکته اما همین‌جاست؛ نسلی که با یوگی لوو ذره‌ذره رشد کردند و بالا آمدند، حالا تبدیل به بازیکنانی افت کرده شده‌اند و هیچ شانسی هم برای جایگزین‌ها وجود ندارد. مانوئل نویر بعد از مصدومیتی که تمام فصل گذشته او را خانه‌نشین کرد، هیچ‌وقت به دوران اوج بازنگشت. جام‌جهانی ناامید‌کننده، اشتباه مرگبارش برابر کره‌جنوبی، گل‌های بدی که این روزها در بایرن‌مونیخ می‌خورد – برابر مونشن‌گلادباخ با امتیاز 8/4 ضعیف‌ترین بازیکن تیمش بود- و گل‌ اولی که از هلند خورد، نشان می‌دهند مانوئل نویر شایستگی مرد شماره یک بودن در ترکیب آلمان را ندارد؛ آن هم با حضور جانشینی مثل آندره ترشتگن که در بهترین دوران فوتبالش سر می‌کند. خط‌دفاع بعد دفاعی آلمان، وام‌گرفته از عناصر دفاعی بایرن‌مونیخ است. افت عجیب‌وغریب مت هوملز و بواتنگ بایرن‌مونیخ را در جدول بوندسلیگا تا رتبه ششم پایین آورده و حالا هم در حال فرستادن آلمان به سطح دوم لیگ ملت‌‌های اروپاست. جاشوا کیمیچی که هیچ شباهتی به یک مدافع شش‌دانگ ندارد؛ یوناس هکتوری که این روزها همراه اف‌سی کلن در دسته دوم آلمان بازی می‌کند. هر کدام از این دلایل می‌تواند نسخه یک تیم را در فوتبال مدرن اروپا بپچید. اما تیم یوگی لوو کلکسیونی است از تمام این ضعف‌ها. مدافعانی که در مواقع ضدحملات حریف، شبیه تیم‌های آماتوری دفاع می‌کند و هافبک‌هایش به زمین خودی نمی‌آیند. آلمان یوگی لوو در فاز دفاعی نیاز به بازیکنان و نام‌های جدید دارد؛ اما او کماکان ترجیح می‌دهد به مانوئل نویر، جروم بواتنگ و هوملز اعتماد کند.

پایان یوگی

یوگی لوو حالا بزرگ‌ترین دلیل برای اثبات بی‌وفایی فوتبال است؛ کسی که 15ماه پیش تیم دوم آلمان را به جام کنفدراسیون‌ها برد و قهرمان کرد. رهبر مانشافت یکسال پیش در اوج قله محبوبیت بود؛ کسی که کارلو آنچلوتی و پپ گواردیولا سبک بازی تیمش را ستایش می‌کردند و او را یکی از بزرگ‌ترین تاکتیسین‌های فوتبال اروپا می‌دانستند. مردی که تا پیش از جام‌‌جهانی هر وقت بحث انتخاب سرمربی در باشگاه‌هایی مثل رئال‌مادرید و چلسی و بایرن‌مونیخ بالا می‌گرفت، یکی از کاندیداهای اصلی هر مدیر باشگاهی در اروپا بود. اما تیم او طی چندماه، تمام اعتبارش را از دست داده است. اعتباری که یوگی لوو از سال 2006 که به عنوان سرمربی روی نیمکت ژرمن‌ها نشست، ذره‌ذره جمع کرده بود، ظرف چندماه دود شد و به هوا رفت. فدراسیون فوتبال آلمان حالا باید بین اعتماد دوباره به مردی که نتایج ضعیفش صدای همه را در آورده و اخراج سرمربی‌ای که بعد از 24سال ژرمن‌ها را قهرمان جهان کرده، تصمیم بگیرد. تصمیم درباره تیمی که هر روز بر عمق مشکلاتش اضافه می‌شود؛ از نسل پیر، اشباع‌شده و بی‌تفاوت بازیکنان که انگار هیچ شکستی هم غرور آلمانی‌شان را قلقلک نمی‌دهد، تا فلسفه‌هایی یوگی لوو که کشتی مانشافت را به گل نشانده‌اند. بعد از جام‌جهانی 2018 همه کاسه‌کوزه‌ها را بر سر مسوت اوزیل و گوندوگان شکستند. اما سقوط آلمان‌ها در لیگ ملت‌های اروپا هیچ مقصری جز یواخیم لوو و افکار تاکتیکی‌اش ندارد. تنها مساله زمان صبوری مطرح است؛ میزان صبوری در فدراسیون آلمان.

سازندگی

۶    
آی اسپورت
2018-10-16 15:29:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر