فهرست
سوگنامه‌ای برای والیبال ایران: مردن از ترس مرگ
سوگنامه‌ای برای والیبال ایران: مردن از ترس مرگ

سوگنامه‌ای برای والیبال ایران: مردن از ترس مرگ

آی اسپورت- ماه‌هاست که پدیده‌ای به نام «امنیت» توجیه همه اختلاس‌ها، کژی‌ها و نارسایی‌ها در جامعه ایران شده است. به محض آن که انتقادی از یکی از اتفاقات جامعه مطرح می‌شود، بحث امنیت را پیش می‌کشند و این باور را ایجاد می‌کنند چون ایران به سوریه، یمن و سایر نقاط مخاطره آمیز دنیا تبدیل نشده، سرپوش‌ها باید هر مسئله ناخوشایندی در کشور را از معرض دید خارج کنند. استانداردهای اطلاعاتی در ایران قابل توجه هستند اما حقیقتا امنیت به اندازه‌ای که تبلیغ می‌شود در جامعه ایران وجود دارد؟ خوشبختانه ترور، بمب‌گذاری و حوادثی از این دست در ایران کمرنگ شده اند اما از ایرانِ امروز که حرف می‌زنیم، از کشوری حرف می‌زنیم که هنوز هم پتانسیل برگزاری یک مسابقه ساده والیبال و فوتبال بدون خونریزی در آن وجود ندارد. در ورزشگاه غدیر اهواز بعد از هر بازی بزرگ، جمعیت زیادی با سر شکسته از گیت‌های خروجی رد می‌شوند و اخیرا در لیگ والیبال نیز میزان درگیری‌ها و آسیب‌های فیزیکی به اوج رسیده‌اند.

والیبال ایران بخشی از ناامیدکننده‌ترین روزهای تاریخش را سپری می‌کند. رشته‌ای که در گذشته نه چندان دور اصلی‌ترین دلیل برای مباهات و غرور ایرانی‌ها بود، حالا مایه شرمساری شده. ایران با یک برنامه‌ریزی تدریجی در بین قدرت‌های اصلی والیبال جهان خوش درخشید و تا مدت‌ها نتایجی استثنایی به دست آورد. محبوبیت فوق‌العاده این ورزش در بین مردم ایران اما وضعیت را کمی تغییر داد. حالا دیگر خبری از یک نسل گرسنه موفقیت نبود و همه ستاره‌های والیبال عطش‌شان برای رسیدن به موفقیت‌های بیشتر را از دست داده بودند. این ستاره‌ها با ناز و تنعمی باورنکردنی، حتی شرکت در مراسم افتتاحیه المپیک را تحریم کردند و در این رقابت‌ها نمایش‌هایی کسالت‌بار به اجرا گذاشتند تا ثابت کنند که دیگر مثل گذشته دوست‌داشتنی نیستند.

تزریق هزینه‌های نجومی به والیبال، ماجرا را اسفبارتر کرد تا اسکناس بر همه مناسبات این رشته ورزشی حکمفرما شود و شور و هیجان مفاهیمِ فراموش‌شده والیبال ایران باشند. لیگ برتر سال گذشته به لحاظ تنش و جنجال، یک فاجعه فراموش‌نشدنی بود. این دعواها آنقدر ادامه پیدا کرد که مخاطبان لیگ هرگز متوجه نشدند که بالاخره کدام تیم فاتح رقابت‌های لیگ شده است. همه آن‌هایی که انتظار داشتند این رویه در فصل جاری اصلاح شود، از همان نفس‌های اول لیگ رو به قبله ناامیدی قرار گرفتند. حالا بازیکن‌ها در زمین مدام از خجالت هم درمی‌آمدند و هواداران نیز وارد این بازی نازیبا شده بودند. ماجراهای خجالت‌آور ارومیه و بازی نیمه‌تمام اردکان، تصویری خشونت‌بار از لیگ برتر والیبال ارائه کردند. نتیجه چنین لیگ نامنظم و پرهیاهویی، یک تیم ملی ناآماده خواهد بود.

در سال‌های اوج والیبال، قدرت مدیریتی محمدرضا داورزنی بارها سوژه نیش‌ و کنایه‌ها علیه مدیران فدراسیون‌های ورزشی دیگر شد. این روزها اما مشخص نیست جناب رئیس پشت کدام سد سکوت پنهان شده‌اند. در تشکیلات والیبال ایران، همچنان هیچ خبری از برخورد قاطع با چهره‌هایی که حیثیت لیگ را به بازی گرفته‌اند، نیست. فدراسیون منفعل و سازمان لیگِ کم‌اثر، برای برخورد جدی با ستاره‌های سرشناس در معذوریت هستند و از وحشت کنار کشیدن باشگاه‌ها از لیگ، با آن‌ها نیز برخورد نمی‌کنند. این در حالی است ک والیبال ایران به خون تازه و هوای نو نیاز دارد و هیچ ستاره‌ای نباید به سبب خدمات گذشته، از برخورد در زمان حال مصون بماند. تا زمانی که این وحشت در نهادهای تصمیم‌ساز والیبال وجود داشته باشد، تا زمانی که ساختار مدیریتی والیبال این رشته را با ترس از مرگ به کام مرگ بکشانند، هیچ رنگ روشنی در آینده والیبال ایران رویت نخواهد شد.

۴ ۱  
آی اسپورت
2016-10-30 16:57:00
نظر دهید
۱ نظر
بهنام
يكشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵، ۱۷:۳۷
والیبال ایران موفقیت های رده های سنی نوجوانان و جوانان در سال های پیش و الان بزرگسالان رو مدیون برنامه ریزی و آینده نگری جناب یزدانی خرم هست.اگر الان والیبال ایران در رده بزرگسالان قدرتمند هست نتیجه برنامه ریزی یزدانی خرم هست نه داورزنی.نتیجه کار داورزنی چند سال دیگه مشخص میشه که آیا تونسته برنامه ریزی درستی برای نسل آینده والیبال داشته باشه یا نه.
۸
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر