فهرست
مشكلي به نام مديريت
مشكلي به نام مديريت

مشكلي به نام مديريت

آی‌اسپورت- مشكل اصلی سال‌های دور پرسپوليس مديريتی بود. مثل مشكلی كه در اين چند سال هواداران استقلال با آن دست و پنجه نرم می‌كنند و دليل اصلی ناكامی‌شان را مديران اين تيم می‌دانند. آيا در اين سال‌ها كه پرسپوليس موفق‌ترين دوران خود را سپری می‌کرد، مشكل مديريتی نداشت؟ يا استقلال در سال‌هیي موفق خود با اين مشكل روبه‌رو نبود؟ در همه سال‌های موفق اين تيم‌ها، باز هم اين معضل وجود داشته، فقط در اين دوران موفق، مديريت ضعيف تيم‌ها پشت مديريت فنی پنهان می‌ماند. مثالش پرسپوليس با برانكو و فدراسيون فوتبال با كی‌روش. به اول قصه برگرديم.

در پرسپوليس ناكام آن روزها، مديرانی به اشتباه بر مسند كار تكيه می‌زدند و مربياني را به اشتباه برمی‌گزيدند و از انتخاب خود هم حمايت نميیكردند.در اولين فشاری كه به آنها وارد می‌شد زير پاي مربيان را خالی و آنها را اولين قرباني عدم مديريت خودشان ميیكردند. خود مديران هم فرصت مديريت آزمون و خطای‌شان ميی‌گذشت و نوبت به مديری ديگر می‌رسيد. در استقلال هم تغييرات بسياری صورت گرفت، ولي یک سوال؟ چقدر از اين ناكامی‌ها فنی بوده و مربيان چقدر در روند بی‌ثباتی نقش داشتند؟ وقتی منصوريان به استقلال آمد، دست به تغييرات متعدد زد. در صورتی که می‌توانست عیوب و ضعف‌های تیم فصل قبل را پوشش بدهد. تیم ساختن پروژه‌ای است زمانبر و باید فرصت کافی به یک مربی داده شود. منصوریانِ در ابتدا ناکام در نتیجه‌گیری، وقتی فرصت تیم ساختن به او داده شد - البته به بهای از دست رفتن امتیازات مهم یک نیم فصل - هنگامی که تیم با محرومیت جذب بازیکن روبه‌رو بود، مجبور به استفاده از داشته‌هایش شد. او از فرصتی که به او داده شده بود به خوبی استفاده کرد و تیم بهتری را روانه نیم فصل دوم کرد و پرسپولیس - قهرمان آن فصل - را هم شکست داد و با مقام دومی فصل را به اتمام رساند. اما برای فصل بعد دوباره بدون پوشش دادن نقاط ضعف تیم دست به تغییرات متعدد زد که این بار فرصت برای ساختن تیم دیگر به او داده نشد و کارش به نیم‌فصل هم نرسید. پرسپولیس هم از محرومیت ناخواسته‌ای که گریبانش را گرفته بود به خوبی استفاده کرد. پس از پایان محرومیت و با اضافه شدن نفرات جدید، برانکو با چالش هماهنگ کردن تیم روبه‌رو شد. برانکو در اولین فصل حضورش در پرسپولیس حتی تا قعر جدول نیز رفت ولی به او فرصت داده شد. او نیز تیمش را در فصل اول قهرمان نکرد و اگر آن سال در آسیا حضور داشتند شاید نمی‌توانستند نتایج خوبی بگیرند. برانکو برای فصل بعد خریدهایی از روی نیاز انجام داد نه از روی چشم و هم چشمی و خرید از لیست رقیب. شفر هم با مشکل جابه‌جایی‌های متعدد روبه‌رو بود تا تیمی را مهیای لیگ کند و خود را در قواره یک مدعی نشان دهد، یک نیم‌فصل دوباره هدر شده بود. ولی شفر هم به نوعی مثل برانکو در سال اول نتیجه گرفت، ولی با ذکر این موضوع این سوال در ذهن ایجاد می‌شود که چرا به شفر مهلت داده نشد؟ مگر پرسپولیس و ثبات با برانکو الگوی همگان نشده بود؟

مساله سر این است که تیم‌ها فقط یک مربی نمی‌خواهند، آنها مدیر هم می‌خواهند، یک رییس مثل برانکو، مثل کی‌روش، که به سبب اعتماد هواداران حرف اول و آخر را در تیم او بزند.پرسپولیس خود سال‌ها به دنبال فردی بود که روی نیمکتش حداقل چند سال تکیه کند. استقلال نیز همین‌طور. آبی‌ها پس از ژنرالیسم عصر قلعه‌نویی موفق به حفظ ثبات در این تیم نشدند. حضور برانکو در جمع سرخ‌ها، در این تیم ثبات به همراه آورد و حتی جابه‌جایی مدیران خللی در روند این تیم ایجاد نکرد. برانکو در این تیم دست به سازندگی هم  زد و بازیکنانی را ساخته و پرداخته برای حضور در لیگ کرد و تعدادی را به حد مطلوب آمادگی برای تیم ملی رساند. واقعیت این است که با خرید چند بازیکن ملی‌پوش و ستاره و به نوعی بمب، شاید بشود موفقیت مقطعی به دست آورد ولی نمی‌شود روی آن حسابی برای آینده باز کرد. بنابراین یک مربی اگر می‌خواهد چند سال روی نیمکت این تیم‌های بزرگ جا خوش کند باید سازنده و آینده نگر نیز باشد که خود این امر کمک شایانی به تغییرات کمتر می‌کند.

۱    
آی اسپورت
2019-07-18 00:48:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر