فهرست
رقص با گرگ‌ها در تپه‌های جام جم
رقص با گرگ‌ها در تپه‌های جام جم

رقص با گرگ‌ها در تپه‌های جام جم

آی اسپورت - آوازه هنرنمایی‌های رسانه ملی به همه جا رسید. فقط مانده بود صفحه شخصی باشگاه آاس‌رم سیمای ما را دست بیاندازد و مسخره‌اش کند. اما یک لحظه فکر کنید که به مدیران رسانه برخورده باشد. که شرمنده شده باشند. بخواهند درباره اشتباهشان توضیحی بدهند یا پوزشی بخواهند. حاشا و کلا. رسانه ملی به این شرایط عادت دارد. به این بی‌آبرویی. به مضحکه شدن و لیچار شنیدن. تلویزیون ما عین خیالش نیست. اگر بود که چنین اوضاعی نداشتیم.

بعد از بازی یووه-رئال بود که دوباره موجی از انتقاد به وضعیت گزارشگری در سیما ایجاد شد. به این که پیمان یوسفی، به عنوان یکی از شاخص‌ترین گزارشگران مملکت، اهمیت لحظه‌ای مثل گل قیچی‌برگردان رونالدو را درک نمی‌کند. که متوجه نمی‌شود چه اتفاقی افتاده و این را نمی‌تواند در گزارش‌اش بازتاب دهد. به عنوان مثالی برای همه کارنامه گزارشگری‌اش. به عنوان نمونه‌ای از کیفیت اسفبار گزارشگری در ایران. سازمانی که پخش برنامه‌های تلویزیونی در کشور را در انحصار خود دارد و حالا با سابقه‌ای چهل ساله، با ده‌ها هزار کارمند و هزار و پانصد میلیارد بودجه سالانه به اضافه برداشت صد میلیون دلاری از صندوق ذخیره ارزی، هنوز درش بر همان پاشنه قدیمی می‌چرخد. که سال پشت سال می‌گذرد و هیچ از مشکلاتش حل نمی‌شود که بیشتر می‌شود.

منظور ما در اینجا شرایط و استانداردهای پخش فوتبال است که پربیننده‌ترین برنامه همیشگی سیماست و تولیدش هم بر عهده یکی دیگر است. بر عهده تیم‌ها و بازیکنان داخلی و خارجی و ستاره‌هایی که در زمین چمن نمایش می‌دهند تا رسانه معظم بتواند بهترین ساعات پخش خود را با نشان دادن شعبده‌بازی‌هایشان پر کند؛ بگذریم که برای پخش فوتبال داخلی، همان حق و حقوق رایج را هم پرداخت نمی‌کند. اما انتظار این است که وقتی چنین محصول و محتوای فوق‌العاده‌ای وجود دارد، رسانه ملی در ارائه‌اش خست به خرج ندهد. که اگر چیزی به آن اضافه نمی‌کند از سر و تهش نزند. که برای نشان دادن چند دقیقه فوتبال، سوهان به اعصاب و روان بینندگانش نکشد. در عمل اما همان اتفاقی می‌افتد که دانم و دانی. عجیب‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل نمایش فوتبال. این که همیشه خدا، یعنی بدون هیچ استثنایی، مسابقات با تاخیری چند ثانیه‌ای پخش شوند و این که صدای محیطی استادیوم، به دلایل اغلب غیرقابل فهم، پایین بیاید و این که گزارشگران دست‌پرورده و منتخب سازمان چنان بلایی بر سر مسابقه و گوش و فهم بیننده بیاورند که گاه از تماشای هر فوتبالی پشیمان شوی. همان اسم‌های آشنا. خیابانی و علیفر و سیانکی و یوسفی. با اشتباهات و شیوه‌ معمولا سادیستی همیشگی‌شان. مشاهیری که همچنان مورد تایید و حمایت رسانه و مدیران بالادست‌اند و مطلقا امید و نیتی برای تغییرشان به چشم نمی‌خورد. از این گزارشگران بزرگوار اگر بپرسید، با افتخار و تأکید به شما خواهند گفت که تقریبا هیچ‌وقت بابت گزارش‌های فاجعه‌بارشان از سازمان اخطار و تذکر و توصیه‌ای دریافت نمی‌کنند. کسی خطاهایشان را یادآوری نمی‌کند. به کلاس بازآموزی نمی‌روند. و تازه با همین حد از دانش و تجربه، به جایی رسیده‌اند که معمولا گزارشگری فوتبال را تدریس می‌کنند تا لابد در بهترین شکل، چند گزارشگر مثل خود را تحویل رسانه ملی بدهند. با مدیرانی که معلوم است به جای رشد و ارتقای وضعیت پخش و گزارش فوتبال همه دغدغه‌شان این است که نکند نشان دادن صحنه‌ای از شادی پس از گل در یک مسابقه، جایی که یک دختر در لانگ‌شات و میان هزاران تماشاچی فریاد خوشی می‌کشد یا شادی‌اش را با بغل‌دستی تقسیم می‌کند، دنیا و آخرت بینندگان را به خطر اندازد. همه دغدغه‌شان این است که نکند سینه‌های گرگ آاس‌رم ذهن و خیال کسی را برآشوبد. به همین اندازه باورنکردنی. به همین اندازه تباه.

اما خیالمان راحت است که اتفاقی نخواهد افتاد. نه کسی بابت این اتفاق و همه عملکرد پرانتقاد سیما در پخش مسابقات فوتبال بازخواست خواهد شد، نه تصمیمی برای ارائه بهتر وجود دارد و نه درکی از این شکنجه دائمی. جام جهانی در پیش است و از حالا می‌دانیم که بازی‌ها را همین‌ها که گفتیم گزارش می‌کنند و تصاویر با همین شیوه‌ها که می‌دانیم روی آنتن خواهند رفت و با همین خشونت، سلاخی و سانسور خواهند شد. در تپه‌های جام‌جم، نه نگرانی از این بابت وجود دارد و نه برنامه‌ای برای جام‌ها و سال‌های آینده در دست است.

انتقاد و اعتراض بی‌فایده است؛ جام جمی‌ها ثابت کرده‌اند که یا توان درک ضعف‌های خود را ندارند یا چیزی درباره مخاطب و جلب رضایت‌اش نشنیده‌اند. پس همان بهتر که ماجرا را دستمایه شوخی کنیم و کمی لبخند بزنیم. می‌خواهد محو کردن سینه‌های گرگ رم باشد یا سانسورهای وحشتناک در تصاویر. سوتی‌های جواد یا آرایه‌های ادبی پیمان یوسفی و اظهارات شگفت‌انگیز سیانکی. رسانه ملی جایی است برای پریشان کردن آرامش ما و آفرینش هر روزه این سوژه‌ها. جایی برای مراقبت از گرگ‌ها و نگرانی از آدم‌ها.

۲۱ ۱۱  
آی اسپورت
2018-04-07 14:45:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۱۱ نظر
استقلالیم با افتخااااااااااار
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ۱۵:۳۸
آدم میمونه چی بگه،خدا آخر وعاقبت این مملکت و این مردمو به خیر کنه،فشاراقتصادی ،دلار پنج هزاری،تحریم وگرونی وبیکاری بس نیست،با همچین چیزهای مسخره ای هم باید مسخره ی دنیا شیم،هم ایران وشعور ایرانی رو زیر سوال ببریم هم اسلام رو،مدیون اسلامیم به خدا،اسلام این چیزی نیست که ما داریم به جهانیان نضون میدیم
سهیل
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ۱۷:۴۰
حرفات درست بود ولی مدیون اسلامیم؟!!
۲
یوسف
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ۱۶:۳۷
متاسفانه هیچ راه جایگزین بومی هم وجود نداره! ایرانسل برای سانسور دست به دامن یک تیزر یک دقیقه ای میشه که مدام ستارگان سابق لالیگا میگن اصل لالیگا با لنز ایرانسل! آنتن هم که اونجاهایی که باید سانسور بشه صفحه رو سیاه میکنه!
۳ ۲
ميلاد
يكشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ۰۰:۲۹
ايراني مديون كوروش است و بس.
ميلاد
يكشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ۰۰:۵۷
اشتباه شد نظر يك خط بايد بره بالا.
سعید
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ۱۶:۴۶
چه قلم زیبایی... لذت بردم از خوندن این‌مطلب
۳
حسین
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ۱۶:۴۸
از همه بدتر مزدک میرزاییست که به لیگ قهرمانان آسیا میگه لیگ باشگاه های آسیا !!!!!!
۵ ۱
ميلاد
يكشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ۰۰:۳۴
قرص خواب ميخوره مياد گزارش. انقدر نكات بيربط هم تعريف ميكنه كه ادم حالش بهم ميخوره. مهمانهاش هم يا اين دكتر بيژن يا استاد انصاريفرد . يكي نيست بگه تو خودت فاجعهي چرا بدترش ميكني.
عمر آسوده بخواب که بغداد بیدار است
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ۱۶:۵۵
رقصنده با گرگ و جام جم رو ولکن جناب رحمانی .

از لنگ بگو ......



چرا حالا از اون مقاله های آرمانی تون خبری نیست .



۲ ۱
میلاد
يكشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷
تابلویه که یکی از همون جام جمی ها هستی و داری آتیش میگیری و اومدی یه چیزی بگی شاید یه چیزی گفته باشی. الان ربطش چیه؟
محمد
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ۱۶:۵۸
آقای رحمانی عزیز! کاش خود شما گرفتار خودسانسوری مزمن و بی دلیل ما ملت نشید. سینه؟ سینه جایی است هول دنده ها و قسمت بالایی شکم. پستان اما جایی است که پستان دار به نوزادش شیر می دهد. به همین راحتی و همین قدر عادی.
۳
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر