فهرست
داستان رونالدو؛ از غرور به تواضع
داستان رونالدو؛ از غرور به تواضع

داستان رونالدو؛ از غرور به تواضع

آی اسپورت - «فروتن»، «متواضع» و «دوست‌داشتنی». این‌ها واژه‌هایی است که هم‌تیمی‌های کریس رونالدو در تورین برای توصیف ستاره پرتغالی به کار می‌برند. مردی که قاب‌های تلویزیونی جز معجزه فوتبال و کیفیت فنی، هیچ‌ خصلت انسانی باشکوهی را در او به نمایش نمی‌گذارند. تمام تصاویری که لنز دوربین‌های تلویزیونی از او به دنیا مخابره می‌کنند، انگار آدم دیگری را به تصویر کشیده‌اند. ستاره‌ای که مدل راه رفتن، طرز بالا نگه داشتن ابروها و زبان بدنش ستاره‌ای سرشار از غرور را نشان می‌دهد. بازیکنی که نگاه سردش به بازیکنان حریف و لبخندهای تلخی که می‌زند، مردی را تفسیر می‌کنند که خودش را در جایگاهی بالاتر از باقی آدم‌ها می‌بیند. اما این تنها بخش زندگی کریس رونالدوست که ما می‌بینیم. تنها بخشی از دنیای کریس رونالدو که رسانه‌ها و دوربین‌ها پوشش‌اش می‌دهند. ستاره‌ای که خارج از زمین مسابقه تبدیل به آدم دیگری می‌شود. کسی که پائولو دیبالا، برناردسکی، مانژوکیچ و آلگری از تواضعش در تمرینات می‌گویند و دوستانش از عشق عجیب‌وغریبش به خانواده.

رونالدو، شبیه لئون، قهرمان فیلم ستایش‌شده لوک بسون زندگی می‌کند. قهرمانی منزوی که وجه بی‌رحمانه‌اش تنها در ماموریت‌هایش بروز پیدا می‌کند. کسی که با غرور و خشم، آدم‌ها را می‌کشد و وقتی ماموریتش را به پایان می‌رساند و به خانه برمی‌گردد، تبدیل به آدم دیگری می‌شود؛ مردی ساکت، آرام و گوشه‌گیر که در نهایت تواضع می‌تواند همبازی یک دختربچه 9ساله شود. کریس رونالدو و لئون شبیه هم هستند؛ آدم‌های آرام و تنهایی که شغل‌شان را به بهترین شکل انجام می‌دهند و بعد از پایان ماموریت، شبیه آدم‌های معمولی‌ای در دل خیابان‌های تورین و نیویورک می‌شوند. «این گلدون تنها دوستمه، مثل خودمه؛ ریشه نداره». همان‌طور که لئون عشقش به یک گلدان را به بی‌ریشه بودن خودش ارتباط می‌دهد، ریشه‌های رونالدو هم هیچ‌وقت به طور دائم در دل هیچ خاکی دوام نمی‌آورند؛ از بندر لیسبون به شهر منچستر، از مادرید تا کوهپایه‌های آلپ و تورین. آدم‌هایی که ریشه‌شان را از دل خاک بیرون می‌‌کشند، خودشان را محدود به جغرافیا نمی‌کنند. برای لئون از ایتالیا شروع شد و به شهر نیویورک رسید و رونالدو در مسیری برعکس، حالا به ایتالیا رسیده است. بازگشت شهری که وقتی با ضربه برگردان فوق‌العاده‌‌اش یوونتوس را درهم شکست، تمام هواداران حاضر در ورزشگاه ایستاده تشویقش کنند. ماتیلدا و تورین، انتخاب‌هایی شبیه هم بودند. گویی لئون و رونالدو، هر دوجایی را برای زندگی انتخاب کرده‌اند که به جای تحسین وجهه شغلی و بی‌رحمی ذاتی آنها، آدم‌های متواضع درونشان را کشف کرده و دیده‌اند.

آقای متواضع

نگاهی به آمارهای کریس رونالدو در یووه بیندازید؛ 3گل و 5پاس‌گل. هیچ‌کس کریس رونالدو را این‌قدر سخاوتمند روبه‌روی دروازه ندیده است؛ ستاره‌ای فروتن که به جای گلزنی، پاس‌گل برای هم‌تیمی‌هایش مهیا کند و از این کار لذت هم ببرد. فرقی نمی‌کند پائولو دیبالا کنارش بازی کند، یا فدریکو برناردسکی و ماریو مانژوکیچ؛ ژن‌های کریس رونالدو در اقلیم جدیدی که برای زندگی انتخاب کرده، شروع به تغییر کرده‌اند. او به شکل عجیبی در خدمت تیم و بازیکنان کناری‌اش بازی می‌کند. ستاره‌ای که در مادرید هیچ‌کدام از بازیکنان کناری‌اش را نمی‌دید. گونزالو هیگواین  از رئال‌مادرید جدا شد چون همه در مادرید انتظار داشتند او در خدمت رونالدو بازی کند و دست‌به‌فضاسازی برایش بزند. خواسته‌ای که هیگواین با آن کار نیامد و از مادرید رفت. آنهایی هم که ماندند، چاره‌ای جز تحمل حضور سنگین او نداشتند؛ کریم بنزما، گرت بیل و ایسکو همیشه باید توپ را به جایی می‌فرستادند که رونالدو حضور داشت. فلسفه «همه در خدمت کریس» رئال‌مادرید، حالا در تورین تبدیل به فلسفه «همه در خدمت رونالدو... رونالدو در خدمت همه» شده است. بعد از اولین بازی کریس رونالدو در لباس یووه، مکس آلگری در کنفرانس مطبوعاتی تیمش از فلسفه جدید تیمش رونمایی کرد. هرچند بعد از ادعای آلگری، هیچ‌کس باور نمی‌کرد رونالدو این بخشندگی را داشته باشد، اما کافی است به آمار گل‌های دیبالا، مانژوکیچ و برناردسکی در این فصل نگاه کنید؛ هر سه‌مهاجم بهترین شروع‌ فصل را از روزی که لباس یوونتوس را پوشیده‌اند، تجربه می‌کنند؛ مانژوکیچ (4گل)، دیبالا (4گل) و برناردسکی(2گل)هیچ‌وقت با چنین درخششی سری آ را آغاز نکرده بودند. گل‌هایی که ثابت می‌کند، رونالدو پایبند به فلسفه‌ آلگری است. «رونالدو در خدمت همه» را می‌توان در گل‌های مانژو و دیبالا پیدا کرد. و البته ستاره‌هایی که همه‌شان هم در خدمت ستاره پرتغالی هستند و برای زدن اولین‌گل در سری آ تمام توپ‌ها را به هم‌تیمی جدیدشان می‌رساندند. کریس رونالدو فصل پیش در تمام طول سال، تنها 5پاس‌گل داد؛ دوفصل پیش هم فقط 6پاس‌گل در مادرید داد. اما برای ثبت 5پاس‌گل در لباس یووه تنها به 7مسابقه نیاز داشت. آمارهایی که نشان می‌دهند دگردیسی سی آر 7 چطور او را به بازیکنی فداکارتر بدل کرده است. روزی که یوونتوس رکورد نقل‌وانتقالاتش را شکست و کریس رونالدو را جذب کرد، همه از تاثیر رونالدو روی یوونتوس می‌گفتند؛ اینکه ستاره پرتغالی می‌تواند آنها را قهرمان اروپا کند و به‌شان در اروپا شخصیت بدهد. اما هیچ‌کس نمی‌دانست تورین برای ستاره‌ای که می‌خواهد ریشه‌اش را جای دیگری بکارد، بهترین نقطه دنیاست؛ جایی که همه مرد متواضع درونش را می‌بینند و او را نه به خاطر گل‌هایش، که برای کارهایی که برای هم‌تیمی‌هایش می‌کند، دوست دارند.

جای خالی‌اش...

از آخرین باری که رئال‌مادرید در دومسابقه متوالی گلزنی نکرده بود، 7سال می‌گذرد؛ روزهایی که ژوزه مورینیو روی نیمکت آنها نشسته بود و کریس رونالدو به خاطر مصدومیت مقابل لوانته و ریسینگ سانتدر غایب بود و چشمه گلزنی‌شان مادریدی‌ها خشک شد. در هفت‌سال بعد کریس رونالدو هیچ وقت سه‌مسابقه رئال‌مادرید را از دست نداد و خط‌حمله آنها مانند کارخانه‌ای بود که گل و موقعتی خطرناک تولید می‌کرد. اما در اولین فصل غیبت رونالدو در سانتیاگوبرنابئو رئال‌مادرید دوباره به مشکل گلزنی برخورده است. تیم خولن لوپتگی در سه‌مسابقه گذشته در گلزنی برابر سویا، اتلتیکو مادرید و زسکا مسکو ناکام مانده است. بعد از توفان ابتدای فصل و گلزنی‌های متوالی کریم بنزما و گرت بیل، حالا بیشتر از هر چیزی جای خالی رونالدو به چشم می‌آید. در روزهایی که گرت بیل دیگر نمی‌تواند تمامیت‌طلبی و خودخواهی رونالدو را به عنوان دلایل گلزنی‌اش مطرح کند و کریم بنزما، چاره‌ای جز تمام کردن موقعیت‌های جلوی دروازه نمی‌بیند و ایسکو به ترکیب اصلی رئال‌مادرید رسیده، مدیران رئال‌مادرید به این واقعیت رسیده‌اند که ستاره‌های رئال‌مادرید، بدون رونالدو چیزی برای درخشیدن کم دارند؛ پازلی که قطعه سی‌آر 7 را کم دارند.

سازندگی

۱۵    
آی اسپورت
2018-10-08 00:38:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر