فهرست
نوجوانان و نفرین کاساندرا
نوجوانان و نفرین کاساندرا

نوجوانان و نفرین کاساندرا

آی اسپورت - سال‌ها ورزشی نوشتن، می‌تواند ما را به هر چیزی تبدیل کند. به هر چیزی که فکرش به ذهن‌تان برسد. از دلال‌های مطبوعاتی پولدار و فاسد تا کارچاق‌کن‌های رسانه‌ای مشکوک و وصل به جریان پایان‌ناپذیر قدرت و پول تا شهدای زنده، آیین وفادار ماندن به هر آرمان و ایده‌ای که خیلی دیر می‌فهمی وفادار ماندن به آن به مفهوم واقعی کلمه تبدیل می‌کند به «خسرالدنیا و آخره.»

سال‌ها ورزشی ‌نویسی این قدرت و قابلیت را دارد که تبدیلت کند به هر چیزی که فکرش را بکنی و این وسط، عمده ما رسانه‌ای‌ها، تبدیل می‌شویم به یک چیز؛ به مرده‌شورهای مطبوعاتی! برایمان چه فرقی می‌کند که جسدی که زیردستمان است مال چه کسی است و اینکه طرف خوب بوده یا بد و کارش تمیز بوده یا کثیف و اینکه طرف‌مان سالم بود یا لولهنگش آب برمی‌داشته و اهل بخیه بوده یا نه.

مرده‌شور رسانه‌ای که باشی، برایت این تیم و آن تیم فرق ندارد و این مربی و آن مربی برایت فرقی نمی‌کند و امیر قلعه‌نویی و ناصر حجازی برایت فرق ندارند و علی پروین و برانکو با حمید درخشان برایت فرق ندارند. همه را می‌خوابانی روی تخت، آب می‌ریزی و فاتحه می‌خوانی و غسل و کافور و الفاتحه مع الگودبای، تمام!

سال‌ها ورزشی نوشتن می‌تواند حتی تبدیلت کند به تابوت‌ساز. آدم‌ها را نگاه می‌کنی. مربی‌ها، فوتبالیست‌ها، مربیان، مدیران، مجریان و اداری‌های کت‌و‌شلوارپوش را نگاه‌شان می‌کنی، مترشان می‌کنی برای تابوتی که روزی قرار است آنها را در آن به‌خوابانی. آدم‌ها سقوط می‌کنند، تیم‌ها می‌بازند، مربی‌ها اخراج می‌شوند، بازیکن‌های در اوج، حکم محرومیت‌شان از نهادهای بزرگ می‌رسد و تو تابوتت را در سکوت می‌سازی.

سال‌ها ورزشی‌نویسی اما می‌تواند تبدیلت کند به «کاساندرا»، می‌تواند در دل، قلم و نگاه تو همان نفرینی را کارگر کند که آپولون خدای یونان باستان در کاساندرا جاری کرد. کاساندرا، یک انسان است که به دلیل زیبایی‌اش، از سوی خدایان به داشتن موهبت پیشگویی مفتخر می‌شود اما آپولون بر او خشم می‌گیرد و نفرینی جهنمی بر او نازل می‌کند. اینکه تا آخرین روز زندگی‌اش، بتواند آینده را ببیند و به مردم بگوید اما هیچ‌کسی صحبت‌های او را باور نکند. کاساندرا تبدیل می‌شود به کاهنه معبد بزرگ تروآ و آینده سیاه و تلخ این شهر را پیش‌بینی می‌کند و مردم به او می‌خندند و حرف‌هایش را باور نمی‌کنند.

بخشی از ما ورزشی‌نویس‌ها، خود کاساندراییم. می‌بینیم و می‌نویسیم و هشدار می‌دهیم و زنهار زنهارگویان راه را بر ورود پاریس بر تروآ می‌بندیم و فریاد می‌زنیم که این شاهزاده، شهر را نابود خواهد کرد اما کسی گوش نمی‌دهد تا روزی که اسب چوبی تروآ، وارد شهر شود و سربازها مردم را قتل عام کنند.

این روزها که تیم ملی نوجوانان در جام جهانی هند مشغول است به فتح‌الفتوح و درهم کوبیدن حریفان و از پیش رو برداشتن‌شان، پیش‌بینی آینده‌شان سخت نیست. این نوجوان‌های خوب با این چهره‌های زیبا و آینده‌های درخشان، خیلی زود، به وطن برمی‌گردند. بزرگ می‌شوند، دنیا برایشان در این حالت پروانه‌ای نمی‌ماند. خیلی زود درگیر زر و تزویر می‌شوند، مدیر برنامه پیدا می‌کنند، گوشی‌ها، شلوارها و باشگاه‌هایشان دوتا می‌شود و می‌روند لای باقالی‌ها.

چندتایشان می‌روند آن‌ور و بقیه می‌مانند این سمت. با هزار امید و ایده می‌روند به سمت آینده موعود اما وقتی قرار شد به استقلال، پرسپولیس، سپاهان، ذوب‌آهن، تراکتور و تیم‌های دیگر ملحق شوند، تازه اولین باری است که حقیقت را درک می‌کنند. که باید سرکیسه را شل کنند، که باید تن بدهند به کارهایی که فکرش را هم نمی‌کردند.

تصویر چند تا از این بچه‌ها به وقت قلیان کشیدن بیرون می‌آید؟ کدام از اینها زودتر سقوط می‌کند؟ زیرآب کدام یک از اینها را زودتر خواهند زد؟ رفیق بازی، کدام‌شان را زودتر پایین خواهد کشید؟ کدام یک از اینها را باید در نیمه‌شبی، در قهوه‌خانه‌ای در سعادت آباد به همراه آقای دلال و مربی منشوری مشغول ببینیم به نبرد با لوله‌های قلیان و لنگ‌های جوجه و صد البته خنده‌های زیر میزی؟

کدام یک از اینها قرار است سال‌ها بعد، در رختکن وقتی مربی دارد ترکیب تیم را می‌چیند، گوشی موبایلش را باز نگه دارد تا خبرنگارها سر مگوی تیم را کشف کنند؟ قرار است کدام‌یک از اینها، در دقایق میانی بازی لیز بخورد تا بازیکن حریف رد شود و توپ را بچسباند ته تور و آقای سرمربی اخراج شود تا جایش مربی‌ای بیاید که آقای دلال دوست دارد؟ کدام‌یک از اینها قرار است بر سر اسب دوپینگی خود با فدراسیون سوارکاری درگیر شود؟ کدام یک قرار است در سفرهای خارج با عکاس‌های کنار زمین رابطه غیرافلاطونی داشته باشد؟

کاساندرا، می‌تواند آینده این تیم طلایی را پیش‌بینی کند اما چه سود وقتی کسی حرف‌هایش را باور ندارد. کاساندرا می‌بیند و هشدار می‌دهد و فریاد می‌زند اما کجاست گوش شنوا؟

سال‌ها ورزشی نوشتن، می‌تواند آدم را به هر چیزی تبدیل کند.حتی به کاساندراهای مغموم که دفتر روزنامه‌ها و کنج سایت‌ها، تبدیل شده به معبد دلفی‌شان. جایی در تروآ که قرار است خیلی زود سقوط کند. این تیم طلایی را یادتان باشد. با این مدیرها و با این بی‌خیالی‌ها، کاساندراشدن اصلا کار دشواری نیست.

فرهیختگان

۱۵ ۸  
آی اسپورت
2017-10-20 12:52:00
نظر دهید
۸ نظر
حجت
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۳:۲۵
مرسي از صداقتت آقاى جعفرى. حقيقت همينه كه گفتى. لاپوشوني كردنش هم فايده نداره. اميدوارم اين بچه ها تو همين سن كم برن آكادمياي خارجي و گرنه خيلياشون نابود ميشن.
۶
رضا
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۳:۳۴
سالها ورزشی نویسی قدرت تاب دادن واقعیت هم خوب آموزش میده، جایی که میتونی تو اسب چوبی نشسته باشی ولی خودتو کاساندرا جا بزنی، که تشبیه ساکنین تروا با ورزشی نویس‌ها تمثیل دقیقی نیست چون سربازان داخل تروا هدفشون مشخص بود و برای دفاع از هویت خودشون (حداقل تو ذهنیت خودشون) میجنگیدن ولی ورزشی نویس‌ها به هر طرفی که آب و هوای بهتری داشته در نقش دلسوز نفوذ میکنن. به اسم خیرخواه وارد میشن و تا آخرین سازه رو منهدم نکنن بیکار نمیشن. سالها به صورت یک طرفه به نابود گری مشغول بودن و حالا که فضای رسانه ای دوطرفه شده و مخاطب میتونه در مورد ورزشی‌ نویس‌ها نظرشون رو بگن با ژست خود کاساندرا پنداری مواجه میشن. اینکه وضعیت ورزش و ورزشکاران ایرانی رو بتونی پیش بینی کنی نه نیازی به ورزشی نویس بودن داره نه نیاز به قدرت بی انتهای پیشگویی ولی فقط ورزشی نویس‌ها هستن که میتونن با وقاحت تو چشمت نگاه کنن و بگن چیزی که تو داری میبینی اشتباهه و واقعیت چیزی هست که ما میگیم.
۳ ۴
هومن جعفری
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۴:۴۶
از اینکه با وقاحت خودم باعث ناراحتی شما شدم عذررخواهی می کنم.از اینکه وقت گذاشتید و برای مطلب نظری ثبت کردید هم سپاسگذارم.
بهزاد
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۵:۲۰
من با این همه را به سک چوب راندن شما آقا رضا بدون شک همونجور که فوتبال ما مثل همه ارکان جامعه ما دچار
عوارض بغرنج و نسبتا درمان ناپذیره علی القاعده رسانه های ورزشی و به طور عام ژورنالیسم این مملکت هم دچار همون مسائله، شما در کدام حوزه از کار رسانه ای تو ایران درصد بالایی از سلامت فکری و اخلاقی و تعهد به کار درست رو میبینی که ژورنالیسم ورزشی رو دربست متهم میکنی؟ آیا غیر از اینه که اگر در این تشت پر کثافت برداشته بشه بوی گندش همه دنیا رو برمیداره؟
من حرفم اینه که اون اقلیتی که داره کارشو درست انجام میده رو باید دریابیم باید حتی اگر با نظرشون موافق نیستیم ندونسته متهمشون نکنیم. مطمئن باشید در بین مطبوعاتیها و ورزشی نویسهای ما آدم با شرف کم نیست
من هیچ بده بستان یا آشنایی با هومن جعفری ندارم اما تا حدود زیادی با این نوشته موافقم.
آیا غیر اینه که بسیاری از استعدادهای ما در همه زمینه ها به سبب عدم تربیت شخصی درست و همینطور عدم مدیریت درست که بتونه تواناییهاشون رو کانالیزه کنه هدر میرن و فراموش میشن؟ آیا استعداد نابی مثل طارمی اگر در یک سیستم درست فکری و مدیریتی قرار میگرفت این پتانسیل رو نداشت که در بالاترین سطح فوتبال بدرخشه؟
آیا این نوشته حرفش جز اینه که رسم دیر سال این آب خاک نخبه کشی و سفله پروریه؟ آیا غیر اینه که در کشور ما همه تجربیات الکن و سترونه و‌نرسیدن و نشدن در آخرین لحظات شاه بیت همه کارهاست؟ و ما متخصص تلف کردن ظرفیتها، فرصتها و استعدادهایمان هستیم؟
۱
رضا
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۶:۲۳
بهزاد جان نوشته نویسنده ظاهرا در مورد استعدادهای ناکام جوان ورزش کشوره ولی حتی اگه به تیتر و متنش دقت کنی متوجه میشید که بیشتر یه ما میدونیم شما نمیدونید و هرچی ما میگیم از سر دلسوزیه کامل رو میخواد به مخاطب القا کنه، اینکه از یه فکت واضح تر از روشنایی روز استفاده بشه و در لوای اون به مظلوم نمایی و خود کاساندرا پنداری پرداخته بشه زیاد ارتباطی با دلسوزی برای آینده جوانان ورزشکار نداره این یک.
اگر من در مورد ورزشی نویس‌ها نوشتم دلیلش این بود که نوشته در مورد ورزشی نویس‌ها بود وگرنه هم من هم شما خوب میدونی این شیوه خبرنگاری (به جز درصد بسیار بسیار بسیار قلیل) تو همه حوزه ها مخاطب رو آشفته کرده، ولی ورزش چون مخاطب بیشتری داره طبیعتا بیشتر هم تو چشم میاد و نظر من در مورد تمام حوزه ها به همین صورت هست.
در مورد اینکه گفتین همه رو به یه چوب نزنیم باهات موافقم ولی شما از نیّت من با خبر بودین مگه؟ مگه میدونید چون بوی گند خبرنگاری ورزشی حالمونو بد کرده چشم بسته این کامنت رو گذاشتم؟
در مورد نظر آقای جعفری هم باید بگم از اینکه کامنت منو خوندید سپاس گذارم و نیازی به معذرت خواهی نیست چون من نظر خودمو گفتم و در واقع با معذرت خواهی چیزی درست نمیشه.
موفق باشید
خدا آخر و عاقب هممون رو به خیر کنه
۱
بهزاد
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۲۲:۳۰
تابحال از این دید نگاه نکرده بودم این خود کاساندرا و خود دانای کل پنداری آفتیه که به نوعی گریبان مطبوعات ما رو گرفته، فضای رسانه ای مملکت ما متاسفانه به سرعت پیشرفت و بروز سدن تکنیکها
بروز نشده و به سبک و سیاق میانه دهه سی و‌چهل هنوز پابرجاست
در واقع نویسندگان ما هنوز تصور میکنن اکثر مخاطبهاشون سواد سطح اکابر دارن
۱
پرسپولیس واقعی
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۳:۳۷
همه ی این بچه ها می توانند به تیم جوانان بروند و فدراسیون هم باید کفیل این نوجوانان شود ولی آیا این باشگاهها با اسامی دهن پرکن هیج مسئولیتی ندارند ؟
باشگاههای بزرگ به سراغ این نابغه ها بروند و از آنها نه بصورت ویترینی و تبلیغاتی بلکه بصورت واقعی استفاده کنند ،
همش نمی شود گفت فدراسیون ، خیلی از باشگاههای بزرگ دنیا درصدی از محصولات خود را استفاده میکنند ، می شود از این نوجوانان با طراوت ، مروارید و گوهر ساخت اگر همه احساس مسئولیت کنند.
AVA-86
جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۴:۲۰
نوشته تاثیرگذاری بود اما خیلی ریز از دلیل خشم گرفتن آپولون به کاساندرا گذشتی البته عیبی نداره چون مطلبت منشوری میشد
۱
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر