فهرست
بازخوانی روایت فنایی از جام جهانی: در ستایش تصادف
بازخوانی روایت فنایی از جام جهانی: در ستایش تصادف

بازخوانی روایت فنایی از جام جهانی: در ستایش تصادف

آی‌اسپورت- بازی سوپرجام آخرین باری خواهد بود که محمد فنایی ناظر یک بازی فوتبال خواهد بود. او این بار از نظارت خداحافظی خواهد کرد. فنایی آخرین بار در سال 77 به عنوان داور، در زمین فوتبال حاضر شد. بازی خداحافظی او، بازی دوستانه استقلال و تیم ملی عمان بود. بازی‌ را استقلال 2 بر یک برد و فنایی هم هیچ وقت داوری نکرد. او آخرین داور ایرانی است که در جام جهانی حاضر بوده و تنها داور ایرانی است که در فینال جام جهانی به عنوان کمک‌داور حضور داشته است. به بهانه خداحافظی او روایت جذاب او را از قضاوتش در جام جهانی بازخوانی کرده‌ایم. روایتی از شایستگی، بی‌توجهی مسئولان فدراسیون و البته تصادف که سرانجام او را به فینال جام جهانی رسانده است. این روایت از متن گفت‌وگوی فنایی با فارس در سال 93 اقتباس شده.

* برای انجام تست‌های داوری باید به آمریکا می رفتم. به همین دلیل به فرانکفورت رفتم تا از آنجا به سمت آمریکا پرواز کنم. ویزای چند روزه آلمان را گرفتم و کاغذی هم در دستم بود که نوشته بود برای دریافت ویزا به کنسولگری آمریکا در فرانکفورت باید بروم. به کنسولگری آمریکا رفتم اما با کمال تعجب گفتند که مدرکی از شما در اینجا نیست تا بتوانیم ویزای شما را صادر کنیم! باید با واشنگتن تماس بگیریم و نظر آنها را بپرسیم. عصر آن روز به کنسولگری رفتم اما گفتند که جوابی نرسیده. به من گفتند حداکثر دو روز طول می کشد تا جواب بیاید. در تنگنای شدیدی بودم. باید هرچه زودتر به آمریکا می رفتم تا بتوانم در تست‌ها حضور داشته باشم و پس از آن هم باید بلافاصله برای قضاوت در جام ملت‌های آفریقا به تونس می رفتم. اگر به آمریکا نمی رفتم، هیچ‌کدام از این اتفاقات نمی افتاد. از آلمان با فدراسیون تماس گرفتم اما آنها نیز هیچ‌گونه همکاری نکردند و گفتند کاری از ما برنمی آید. به ناچار و ناامید به هتل رفتم و منتظر تماس از کنسولگری. خیلی ناراحت بودم و اصلا خوابم نمی برد. به فرودگاه رفته و به دفتر یکی از شرکت‌های هوایی مراجعه کردم. شرایطم را گفتم و از او پرسیدم هیچ‌گونه راهی ندارد تا با آمریکا سفر کنم؟ گفت حتی اگر بتوانی با یک پرواز به آمریکا بروی، از آنجا دیپورت خواهی شد و شرکت مسافربری نیز جریمه سنگینی خواهد شد.

* فردای آن روز به فرودگاه رفتم و می خواستم هرجور شده سوار هواپیمایی شوم و به آمریکا بروم! کمی ترسیدم و از انجام این کار پشیمان شدم. برای صرف صبحانه به رستوران فرودگاه رفتم و ناامید نشسته بودم که چهره آشنایی از دور مشاهده شد. فارق بوزو به همراه علی بوسیم و جمال الشریف سمت من آمدند. بوزو به من گفت که حاضری؟! مثل اینکه پرواز ما با هم یکی بود. با ناراحتی گفتم من که ویزا ندارم! آنجا بود که بوزو گفت ما مدارک اخذ ویزا را برایت فرستایدم و فهمیدم که در فدراسیون بلایی سرمدارک آمده! بوزو نمی دانست که آمریکا در ایران سفارت ندارد و تعجب کرده بود چرا به کنسولگری آمریکا در فرانکفورت رفته ام! من هم کل داستان را برایش تعریف کردم و گفت تو اصلا نگران نباش! به بهترین هتل شهر برو و برای خودت اتاق بگیر. یک نامه هم به مقر فیفا فکس کن و مشکلت را بگو. ما هم به محض اینکه به دالاس رسیدیم، پیگیر کارت خواهیم شد. شب در هتل دراز کشیده بودم که تلفن اتاق زنگ خورد. بوزو پشت خط بود و گفت گوشی دستت، یک نفر باهات کار دارد. بلاتر گوشی را گرفته بود و به من گفت فیفا خیلی ناراحت است که این اتفاق برای شما افتاده، به هیچ وجه نگران نباش و همه چیز درست می شود. بلاتر به من گفت با مسئولان برگزاری دعوا کرده که چرا این اتفاق افتاده و مگر قرار نبود سیاست را در فوتبال دخالت ندهند؟!

* بلاتر به من گفت که فردا به کنسولگری برو و مشکلت برطرف خواهد شد. من هم به کنسولگری رفتم و پایم را از در که داخل گذاشتم، از من استقبال فراوانی شد و حسابی معذرت خواهی کردند که ببخشید ما شما را نشناختیم! پاسپورتم را گرفته و سریعا مهر زدند و من نیز به آمریکا رفتم.

* سرانجام به آمریکا رسیدم و همه در آنجا منتظر من بودند. هواپیما که فرود آمد و از گیت رد شدم، یک پلیس قوی هیکل آمریکایی سراغم آمد. فکر کردم می خواهد مرا دستگیر کند! اما گفت که برای اسکورت من آمده و من را تا یک لیموزین بسیار بزرگ همراهی کرد. سوار لیموزین شدم و پلیس آمریکا نیز تا هتل محل اقامتم مرا اسکورت کرد. در مقر داوران بلاتر منتظرم بود و تا مرا دید، به سمت من آمد و در آغوشم کشید و ازمن عذرخواهی کرد. در تست‌ها شرکت کردم و سپس به همراه فارق بوزو و علی بوسیم به تونس رفتیم تا جام ملت‌های آفریقا را قضاوت کنم. آنجا هم کارم خوب بود و تا نیمه نهایی قضاوت کردم و از آنجا که بازی فینال را قرار بود داوران آفریقایی سوت بزنند، باز هم نتوانستم در فینال یک رقابت بین المللی قضاوت کنم. دو روز پیش از فینال جام ملت‌ها بود که لیست داوران جام جهانی اعلام شد و اسم من نیز در آن بود. بسیار خوشحال شدم. چند ماهی به جام جهانی مانده بود و باید با فیفا در ارتباط می بودم. از آنجا که یک‌بار صابون فدارسیون به تنم مالیده شده بود، آدرس و شماره تماس منزل خودم را به فیفا دادم تا مستقیم با خودم در تماس باشند! چون تجربه فرانکفورت برایم سخت بود، هشت روز زودتر به آلمان رفتم تا اگر مشکلی پیش آمد، زمان داشته باشم تا آن‌را حل کنم! جالب‌تر آنکه وقتی از آفریقا به ایران بازگشتم، دوستان فدراسیونی گفتند که یک پاکت مدارک برای تو به آدرس فدراسیون آمده بود که در یک کشو گم شده بود! حال آن‌را پیدا کرده و برایت آورده ایم!

۶ ۴  
آی اسپورت
2017-07-19 17:00:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۴ نظر
Pooyan
چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۷:۳۱
فاروق بوزو و علي بوسيم
اينها عرب هستند
فنايي ايراني
بلاتر ....
نژاد پرست نباشيم
بعضي وقتها فكر ميكنم نژادي كه خورده شيشه اش از همه بيشتره ماايرانيها هستيم
و البته در حال جنگ با دشمن فرضي
پویان لایک
چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۷:۴۸
خیلی جالب بود وقتی خدا میخواد همه چی درست میشه اونجوری که دلت میخواد.
۹
امیرعباس
پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۳
یک سوال اقای بلاتر که در سال 98 رئیس فیفا شد پس در سال 93 چه کاره بوده؟
۱ ۱
مهدی
پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۴:۲۷
سال ٩٨ یهو از آسمون افتاد توی فیفا؟بلاتر پله پله توی فیفا بالا اومد.سالها هم نایب رییس فیفا بود.
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر