فهرست
ژوزه مورینیو به پایان خط رسیده؟
ژوزه مورینیو به پایان خط رسیده؟

ژوزه مورینیو به پایان خط رسیده؟

آی اسپورت - نوزده امتیاز کمتر از منچسترسیتی قهرمان… حذف برابر بریستول سیتی در جام اتحادیه… حذف برابر سویا در لیگ قهرمانان… شکست در فینال جام حذفی برابر چلسی… بازی‌های ملال‌آور… نزول بازیکنان بزرگ… با این وصف، فصل سپری شده پس از رفتن آلکس فرگوسن بهترین فصل منچستریونایتد در لیگ و جام حذفی بوده که به خودی خود نشان می‌دهد استاندارهای اولدترافورد چقدر پایین آمده‌اند.

قرار بود مورینیو، یونایتد را به پرواز درآورد. جام‌ها را فتح کند و ویترین اولدترافورد را غنی‌تر. پیش از آن پاسخ مورینیو به خرده‌گیرانش، نشان دادن جامی بود که به چنگ آورده بود. اما حالا چی؟ حالا که برند «فوتبال تهاجمی یونایتد» به صورت فرسایشی کمرنگ و کمرنگ‌تر شده، بی آن که فوتبال دفاعی تیم در نبردهای کلیدی کارساز شود. یونایتد در نخستین فصل ورود مورینیو در رده ششم لیگ قرار گرفت و او با فتح لیگ اروپا و راهیابی به لیگ قهرمانان خرده‌گیران را خاموش کرد. ولی یادمان نمی‌رفت اگر جان گویدتی مهاجم سلتاویگو آن توپ را در واپسین لحظات نیمه‌نهایی برابر دروازه از دست نمی‌داد، یونایتد حذف شده بود. یونایتد راهی فینال شد و آژاکس را ۰-۲ برد، با بازی‌ای شبیه بازی با چلسی در فینال جام حذفی.

چلسی در فینال جام حذفی برابر یونایتد فشارها را تحمل کرد، بازی گروهی‌اش را ادامه داد و با درخشش فردی ادن هازارد برابر فیل جونز پیروز شد. یازده بازیکن مورینیو در فینال جام حذفی جمعا ۳۲ گل در لیگ زده بودند، همان تعداد گلی که محمد صلاح یک‌تنه برای لیورپول در لیگ زده بود. به همین دلیل گروهی از طرفداران یونایتد شعار «زمان تغییر فرا رسیده» را سردادند. طرفدارانی که کاسه صبرشان در پایان فصلی که سیتی با آن فاصله زیاد، زدن ۱۰۶ گل و جمع کردن صد امتیاز عنوان قهرمانی لیگ را به چنگ آورد، لبریز شده.

 

در چنین قابی گاردین به تیتر تکان‌دهنده «مورینیو: مربی بدون برنامه» روی آورد. مربی که نمی‌تواند با بازیکنانش کنار بیاید. نزول یک بازیکن را می‌فهمیم، ولی نزول لشگری از بازیکنان بزرگ را نه. پیش از این می‌گفتند مورینیو با صرف میلیون‌ها پوند، آشفتگی‌ها و سردرگمی دیوید مویس و ونگال را جمع و جور خواهد کرد، ولی مغلوب شدن جونز برابر هازارد و بازی کورکورانه اشلی یانگ و امتناع لوکاکو و فلینی از به میدان رفتن، پرسش‌های فراوانی را به رخ کشید؛ «چرا اریک بیلی بهترین مدافع یونایتد در فصل سپری شده در فینال بازی نکرد؟»، «چرا بازیکنان بااستعدادی مثل سانچز، لینگارد، ماتا و لیندلف در یونایتد سرگردان شده‌اند؟»، «چرا فیل جونز و کریس اسمالینگ که دیگر همان مدافعان ۲۰۱۱ نیستند حفظ شده‌اند؟»، «چرا آنتونی مارسیال نزول کرده؟»، «چرا پوگبا یک روز خوب است و یک روز بد؟»، «چرا مورینیو، راشفورد بیست‌ساله را پس از بازی برابر برایتون خوار و خفیف کرد؟».

سیمای رسانه‌ای مورینیو تغییر پیدا کرده و نشانی از آن گرمی و شیرینی برجای نمانده. به او لقب “Joyless Jose” را داده‌اند: «ژوزه اخمو». آن‌چه که در بازیکنانش هم تبلور پیدا کرده. به مورینیو نگاه می‌کنیم و به نظر می‌رسد دیگر فوتبال را دوست ندارد، به نظر می‌رسد از دویدن بازیکنانش لذت نمی‌برد، به نظر می‌رسد با گذشته زندگی می‌کند تا اکنون. او پس از سقوط تیمش در جام حذفی، نزول تیمش را نپذیرفت. نگفت دوم شدن برای باشگاهی مثل یونایتد یعنی «هیچ». نگفت دومی‌ها معمولا فراموش می‌شوند و آن‌هایی که از ته دل جنگیده‌اند در یاد می‌مانند. نگفت دستان پوچتینو هم در این فصل خالی از جام ماند، ولی نمایش تاتنهام مقتدرانه بود و پرشور. نگفت کلوپ هم لیورپول را تا فینال لیگ قهرمانان بالا برد و طرفداران لیورپول را به وجد آورد. نگفت طرفداران یونایتد برای نخستین‌بار آرزو کردند بازی‌های لیگ هرچه زودتر تمام شود و از شر بازی‌های یکنواخت خلاص شوند.

تناقض عجیب جاری یونایتد این بوده که هرچند رکوردهای تیم بهتر شده‌اند و شکست دادنش سخت‌تر، ولی بازی‌های یونایتد عصر لویی ونگال به اضافه نوعی احساس سوءظن و خودبینی را به یاد آورده. همه اینها یعنی مورینیو، تابستان عذاب‌آور و سرنوشت‌سازی پیش رو دارد. جایی که باید برای باز کردن گره‌های کور با خودش روبرو شود. این منچستریونایتد به بازیکنان تعلق ندارد و از آن مورینیو است. همان حکایتی که در چلسی و رئال مادرید هم تکرار شد و سرانجام به جدایی انجامید.

 

فرهنگستان فوتبال

۱۱    
آی اسپورت
2018-05-23 11:00:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر