فهرست
با این مدیران استقلال به‌جایی نمی‌رسد
با این مدیران استقلال به‌جایی نمی‌رسد

با این مدیران استقلال به‌جایی نمی‌رسد

آی‌اسپورت- امیرحسین صادقی گفته است چون علی خطیر فقط قدری بیش از یک سال در استقلال حضور داشته و در این مدت کار عمده‌ای نکرده، به قصد مشهور شدن با هر‌کس که سر راهش قرار گرفته دعوا کرده تا لااقل از این طریق قدری مشهور شود.

صحت و سقم این نگرش را به‌مدافع اسبق آبی‌های تهرانی می‌سپریم اما شکی نیست که دعواهای خطیر با بسط یافتن به مورد پس از کنار رفتنش از استقلال فقط خبر از ضعف سایر مدیران استقلال و به‌ویژه شخص امیر‌حسین فتحی مدیرعامل این باشگاه می‌دهد. خطیر که هفته پیش در رجوعش به استقلال برای انجام برخی کارهای باقی‌مانده‌اش باز وارد یک دعوای تازه با فرد دیگری شد، عملاً نشان داده در این باشگاه نیروی حاکم ولو غیر مطلقی هم وجود ندارد که اینگونه مسائل را جمع و از اینگونه حرکات جلوگیری کند و هر چیزی را سرجایش بنشاند و سرآمد کوتاهی‌کنندگان در این زمینه مدیرعاملی است که طی زمامداری تقریباً یک سال و نیمه‌اش بیش از آنکه عمل کرده باشد، حرف زده است.

آیا او پرسابقه‌تر است؟

در مورد خطیر باید پرسید آیا او در قیاس با صادقی‌ها و قربانی‌ها و فراتر از آنها پورحیدری‌ها و حجازی‌ها کدام حق و سهم از استقلال را برای خود قائل است و چرا خود را آنقدر ویژه می‌بیند که مدعی می‌شود بقیه باید کنار بکشند و نفس هم نکشند تا استقلال به‌زعم او راحت و آسوده شود. حتی منصورخان که نیم‌قرن با استقلال زیست و ناصرخان که محبوب ابدی آبی‌ها است هرگز چنین سهم بالایی را برای خویش نخواستند و همواره آرام و رعایت‌کننده احترام دیگران بودند و خطیر با دست داشتن در شماری از ناموفق‌ترین و کم‌ثمرترین ترانسفرهای تاریخ استقلال طوری سهم خواهی می‌کند که انگار سال‌ها در باشگاه را صبح‌ها و آخر شب‌ها باز می‌کرده و می‌بسته است و وارث اصلی حکومت بر این باشگاه تقریباً ۷۵ ساله است.

چرا بقیه در خوابند؟

اینکه چرا دیگرانی که می‌دانند اینچنین نیست، از خواب غفلت بیدار نمی‌شوند و این نکته بدیهی را به او نمی‌گویند و استقلال را از خطیر و خطیرها دور نگه نمی‌دارند، آدم‌هایی که در ازای کمترین خدمات ادعای انجام کارهای بزرگ را دارند و به‌سبب رد شدن ادعا‌های‌شان با افراد مختلف درگیر و مشغول تخریب همکاران سابق خود می‌شوند، جز تخریب چیزی برای باشگاه به ارمغان نمی‌آورند و سیستم‌های کار و حرف ‌زدن‌شان مثل هفت‌تیرکش‌های شهرهای بی‌کلانتر و قانون‌شکنان مجامع بی‌صاحب و بدون حکم است. شهر آبی به‌رغم تمامی فراز و فرودهای چند سال اخیرش هنوز آنچنان اعتبار و قدرت و فراگیری دارد که به روش برخوردهایی از این دست نیاز نداشته باشد اما سستی فتحی و منفعل بودن منزوی و ماجدی کار استقلال را به نقطه تأسف‌آور فعلی کشانده است. به‌نقطه‌ای که خطیر حتی پس ‌از قطع ارتباط کاری‌اش با آبی‌ها و در حالی که در دوره حضورش هم فقط نقشی درجه دوم و پستی درجه سوم داشت، هرچه می‌خواهد می‌گوید و چنان هل‌ من مبارز می‌طلبد که تو گویی در این شهر نه قدرتی هست و نه آدم‌هایی که این قدرت را به اجرا در‌آورند.

مهم‌ترین درس

به‌واقع مهم‌ترین درس برگرفته از کارها و اظهارات ماه‌های اخیر خطیر لزوم تغییر مدیران بالای دست اوست زیرا خود وی که رفته است اما اگر این مدیران هم نروند، در سیستم‌های کاری‌شان ده‌ها «خطیر» تازه ظهور خواهند کرد.

۶    
آی اسپورت
2019-08-21 12:04:00
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر