فهرست
گزارش ویژه؛ جدایی شیرین فرهاد از امیدها
گزارش ویژه؛ جدایی شیرین فرهاد از امیدها

گزارش ویژه؛ جدایی شیرین فرهاد از امیدها

آی اسپورت - فرهاد مجیدی طرفداران دو آتشه ای دارد که برای او جان می دهند. او با زدن 4 گل در دربی به حریف سنتی، محبوبیتی ویژه در سکوها دارد اما همه می دانند دوران سرمربیگری با دوران بازیگری فرق دارد. طرفداران معتقد هستند هنوز نمی توان از عیار مربیگری فرهاد مجیدی سخن گفت. او در استقلال چند بازی سرمربی موقت بود و با استقلال سهمیه آسیایی گرفت و هیچ شکستی را در استقلال به عنوان سرمربی موقت چه در لیگ و چه در آسیا تجربه نکرد اما در امیدها او متفاوت عمل کرد. چهاربازی روی نیمکت نشست و البته در اولین محکش با تیم ملی فوتبال ایران به تساوی یک – یک رسید. با نفت مسجد سلیمان بدون گل مساوی کرد و بعد در دو بازی دوستانه مقابل ازبکستان در تاشکند یک بر صفر و چهار بر یک شکست خورد. دو شکستی که پاشنه آشیل او شد و خبرهای اختلاف او با حمید استیلی روی صفحه اول روزنامه ها و تیتر یک خبرگزاری ها رفت.

اما به قول سرهنگ علیفر، گزارشگر فعلا محروم شده سیما، فوتبال غیرقابل پیش بینی است. شاید او سرنوشت دیگری پیدا می کرد و  چه بسا فرهاد مجیدی با امیدها موفق می‌شد و چه بسا که او هم مثل بقیه مربیان جوان تیم ملی امید، ناموفق و گرفتار می شد. برخی اما عقیده دارند نتیجه رفت و آمدها هر چه بوده به نظر بیشتر به نفع فرهاد خواهد شد و او این فرصت را دارد تا در شرایطی بهتر و اصولی‌تر، سرمربیگری را تجربه کند. او قبل از اینکه عامل حذف تیم ملی امید لقب بگیرد کناره گیری کرد و البته عقل به خرج داد هر چند مصاحبه های سیاستمدارانه اش قبل از استعفا و سفرهای استانی اش، چاشنی پوپولیسم به کارهای او داد اما در نهایت او فهمید که باید زودتر برود. برای فوتبال ایران که باشگاه‌هایش راه بازیکن‌سازی و پرورش ذهنی و تاکتیکی بازیکنان جوان را بلد نیستند مربیگری در تیم‌های ملی که بیشتر گلخانه ای کار می کنند، کار ساده‌ای نیست. برای موفقیت در تیم‌های ملی ایران نیاز است تا سرمربی فرصت کافی برای برگزاری اردوهای بلندمدت را داشته باشد تا بتواند تیم گلخانه ای خود را فارغ از آنچه بازیکن در باشگاهش تجربه می‌کند بسازد. به خصوص آنکه بازیکنان تیم امید ایران هم چندان فرصت بازی در باشگاه‌های خود پیدا نمی کنند. بنابراین شروع مربیگری برای فرهاد مجیدی در سطح ملی چندان شروع جالبی نمی‌توانست باشد و احتمال عدم موفقیت او با در نظر گرفتن تمامی جوانب از جمله گروه سخت امیدها و تدارکات ضعیف بیشتر از احتمال موفقیتش بود. او فقط کمی توانست با حضور در تیم ملی امید، درد جدایی اش از استقلال را التیام بخشد. هر چند در زمان جدایی اعلام نکرد که استراماچونی، دستیار ایرانی نمی خواهد و البته مدیرعامل باشگاه هم به صورت مستقیم به این ماجرا اشاره نکرد. به همین دلیل پیروز قربانی هم بی اطلاع از این ماجرا در مراسم معارفه استراماچونی شرکت کرد و در حالیکه صبح روز بعد از معارفه به برنامه ورزش و مردم رفته بود، به شب نرسیده، اعلام کرد که در استقلال نمی ماند و نمی خواهد با استراماچونی کار کند. در حالیکه این استراماچونی بود که دستیار ایرانی نمی خواست و مدیران باشگاه، به قربانی چنین ماجرایی را اطلاع نداده بودند!

اگر بخواهیم واقع بین باشیم باید بگوییم،  فرهاد مجیدی ها، علی کریمی ها و دیگر بازیکنانی که در زمان خودشان ستاره بودند، سرمایه های ملی هستند. سرمایه هایی که بعضی اوقات توسط مدیرانی که آنها را برای سرمربیگری در تیم های ملی و باشگاهی انتخاب می کنند، می سوزند. ستاره ها باید حواسشان باشد که هوشیاری لازم را داشته باشند و نسوزند.

این تقریبا حکایت همه ستاره‌های فوتبال ایران است که توان کار کردن با سیستم مدیریتی فوتبال ایران را ندارند. هر کدام گاهی با چراغ سبز مدیران در باشگاهها و تیم های ملی پا به گوشه‌ای از این فوتبال می‌گذارند و در نهایت هم با دلخوری از همان راهی که آمده اند، برمی‌گردند. حکایت مجیدی و تیم امید مثل حکایت علی کریمی و تیم ملی بزرگسالان بود. اما این بار اتفاقا این جدایی برای فرهاد باید شیرین باشد. اگر قرار بود فرهاد با این سیستمی که در تیم امید وجود داشت، ادامه دهد، راه سختی برای کسب تجربه داشت. حیف بود اعتبار او در نزد هواداران استقلال و اهالی فوتبال به پای تیمی ریخته شود که کمترین شانسی برایش قائل هستند. هر چند خود فرهاد مجیدی هم آرزوی صعود تیم ملی امید به المپیک را دارد اما مطمئنا او می داند که جدایی اش، یکی از درست ترین تصمیم های دوران پس از خداحافظی اش از مستطیل سبز بود.

فوتبالی

۱    
آی اسپورت
2019-10-12 23:32:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر