فهرست
Q&A درباره سرود تیم ملی؛ پاپ یا سنتی؟
Q&A درباره سرود تیم ملی؛ پاپ یا سنتی؟

Q&A درباره سرود تیم ملی؛ پاپ یا سنتی؟

آی‌اسپورت- آهنگی که به عنوان سرود تیم ملی منتشر شد سر و صدای زیادی به پا کرده است. موافقان و مخالفان زیادی هم دارد که هر کدام برای ادعای‌شان دلیل هم دارند. سیامک رحمانی ورزشی نویس برجسته و آرش نصیری روزنامه‌نگار و مدیر و مجری برنامه موسیقایی هزارصدا به سوالات مشترک ما در این باره پاسخ داده‌اند:


آهنگ رسمی تیم ملی را شنیدید؟ به لحاظ شعر و موسیقی و تناسب با «فوتبال» چطور است؟

نصیری: فکر می‌کنم این آهنگ در امتداد دیگر آثار ملی است که پیش از این هم از سالار عقیلی شنیده‌ایم. تناسب شعر و موسیقی یک آهنگ با فوتبال را خیلی نمی‌فهمم و به نظر هم نمی‌رسد که هدف تولید کنندگان و سفارش دهندگان آن هم شعری با کلمات و عبارت‌هایی خیلی صریح در مورد فوتبال بوده باشد. در همین حد که نام ایران و برد و باخت و گل کردن باشد کافی به نظر می‌رسد چه برسد به مصرع صریحی چون «در صحنه می درخشیم با یازده ستاره» یا حتی «از موج‌ها بپرسید با صخره چند چندیم.»

رحمانی: یک کار سفارشی دیگر. داد می‌زد که ترانه‌سرا و خواننده‌اش تا حالا یک بار هم به استادیوم فوتبال نرفته‌اند. چه بسا از خانه هم فوتبال نمی‌بینند و مطلقا تصوری از هیجان فوتبال و تیم‌ ملی و شور هوادارانش ندارند.

چه قدر با تصور ذهنی‌تان از «آهنگ رسمی تیم ملی» شباهت داشت؟

نصیری: حقیقتش این است که من تصور ذهنی خاصی در مورد آهنگ رسمی ایران در جام جهانی ندارم. همه این اتفاقات و ماجراجویی‌ها برای حضور شیک و رسمی در مراسم جام جهانی و کمک به ایجاد وفاق ملی ست. برای آن که راحت‌تر نظرم را بگویم اجازه بدهید مثالی بزنم. همه ما آهنگ مشهور جام جهانی ایتالیا (۱۹۹۰) را به یاد داریم که یکی از زیباترین آهنگ‌های مناسبتی یا بهتر بگویم سفارشی است. این آهنگ می‌تواند برای هر چیز دیگری هم باشد اما صرفا برای جام جهانی ایتالیاست. فکر می‌کنم یک سری نیاز یا دستورالعمل کلی وجود دارد که عمومی است و آن این که ریتمیک و هیجان‌انگیز باشد و اگر شعری در آن مورد استفاده قرار می‌گیرد حتی الامکان باعث شعف ملی شود و البته، ضمن قابل استفاده و جذاب بودن برای جهانیان، دارای ویژگی‌های بومی هم باشد و روح ایرانی داشته باشد.

رحمانی: مدیران فوتبال ما که مطمئنا سلیقه و نگاه مناسبی ندارند و این را بارها ثابت کرده‌اند. نمونه‌اش لباس تیم ملی. اما حتی این خوش‌ذوقی را هم به خرج نداده‌اند که از مشاور مناسبی استفاده کنند. آهنگ رسمی تیم ملی جز همان تعبیر «یازده ستاره» چه ربطی به تیم ملی و فوتبال دارد؟ یعنی اگر این دو کلمه را از آن حذف کنیم مثل همه سرودهای رسمی و تکراری دیگر نیست که به درد سیما و مراسم دولتی می‌خورند؟ کجای این ترانه نسبتی با فوتبال و تیم ملی دارد؟ از قبل هم همه می‌دانستند که قرار است کمی حماسه با کمی موزیک پرضرب بشنوند. با یک سیاوش و آتش کار هم آمده بود و لابد همه راضی شده بودند.

این آهنگ می‌تواند بین مردم جا باز کند و مثلا در استادیوم‌ها توسط هواداران خوانده شود؟

نصیری: این را نه من می‌دانم و نه هیچ کس دیگری می‌تواند پیش‌بینی کند. البته با توجه به پیشینه کاری این تیم می توان امیدوار بود که این اتفاق بیافتد. آنها، یعنی سالار عقیلی و بابک زرین پیش از این هم کارهای ملی خوب و فراگیری کار کرده‌اند که مورد توجه عامه قرار گرفته است و صد البته در این گروه، جای دکتر افشین یداللهی خالی است. در این کار هم قطعا جای دکتر خالی بود و بعد از پخش اثر این جای خالی بیشتر احساس شد. کار آقای احسان افشاری خوب بود و ترانه ایشان هم بندهای خوبی داشت اما این ترانه کجا و ترانه‌های دکتر یداللهی کجا. فکر می‌کنم خود آقایان عقیلی و زرین هم می‌دانند که نقش کلام دکتر در موفقیت کارهای گذشته‌شان تا چه اندازه بود و به نظرم، آنها باید برای تکرار آن گذشته در تولید آهنگ‌هایی با تم ملی، دنبال شاعری هم‌سبک و سیاق با افشین یداللهی باشند و در حال حاضر، یکی از بهترین‌ها کسی نیست جز اهورا ایمان. با همه اینها اما، امیدوارم که این آهنگ هم در بین مردم جا باز کند و این با تکرار و شنیده شدن‌های پیاپی ممکن است.

رحمانی: تصور این که هواداران در استادیوم این ترانه را بخوانند یا حتی با گوش دادن به آن انرژی و انگیزه بگیرند واقعا خنده‌دار است. تا اطلاع ثانوی همه با ترانه آرش لباف روزگار خواهند گذارند. با همان ریتم عالی ...ما بچه‌های ایرونیم... همیشه ایرونی می‌مونیم...

صدا و سبک موسیقی سالار عقیلی برای چنین اثری مناسب بود؟

نصیری: در مورد صدا و سبک موسیقی هنرمندان و تناسب آن با این موضوع نمی‌توان نظر قطعی داد مگر اینکه به پیشینه کاری آنها مراجعه کنیم. سالار عقیلی بیشترین آهنگ ملی میهنی را دارد که اغلب آنها هم پرمخاطب بوده‌اند و این‌ها البته ربطی به تیتراژ بودن هم ندارد. مثلا کسی سریال معمای شاه را ندید اما تیتراژ آن بین مردم جا باز کرد و حتی آن تیتراژ هم باعث پربیننده شدن سریال معمای شاه نشد. عقیلی صدای پخته و دلنشینی دارد و خودش هم شخصا روحیه‌ای پر از شعف و شادی دارد و همراهی این ویژگی‌ها با آهنگ و اشعاری حماسی، حالتی حماسی و پر تحرک به آن اثر می‌دهد. اینکه آیا او مناسب برای خواندن آهنگی در ارتباط با فوتبال بود یا نه هم سلیقه‌ای است. ممکن است با سلیقه شما سازگار نباشد و با سلیقه دیگران سازگار باشد.

رحمانی: انتخاب سالار عقیلی از اول هم نشان می‌داد که دوستان سرنا را از سر گشادش دست گرفته‌اند و نتیجه کار افتضاح خواهد بود. سالار عقیلی و همایون شجریان و عصار می‌خواهند فاخر بخوانند. اما تماشاگر فوتبال دلش می‌خواهد جیغ بزند و خودش را تخلیه کند. وقتی یاد سالار عقیلی می‌افتم که دست‌هایش را در هوا تکان می‌دهد، جاهایی که سرود را پایین می‌خواند یا پاساژهای آهنگ که ریتم کندی دارند... بگذریم.

اگر شما مسئول انتخاب تیم تولید کننده بودید چه افرادی را پیشنهاد می‌دادید؟

نصیری: حتما کسانی را انتخاب یا کاندید می‌کردم که پیشینه مشخصی در ارتباط با اجرای کارهای حماسی دارند و همان طوری که گفتم سالار عقیلی یکی از اصلی‌ترین این هنرمندان است. در کنار ایشان یا حتی پیش از ایشان نام استاد شهرام ناظری مطرح است که صدای‌شان پر از حماسه است و البته قبل از آن از ایشان خواهش می‌کردم که آهنگساز کارشان حافظ ناظری نباشد. من حتی شاید به ترکیب گروه کامکارها و شهرام ناظری هم فکر می‌کردم، هر چند به ظاهر پروژه ناممکنی است. در کنار آنها یکی دیگر از گزینه‌های اصلی من محمد معتمدی بود. معتمدی صدایی بسیار گیرا و پرهیجان دارد و آثار درخشانی ارائه کرده و دریغا که هنوز آن آهنگ درخشان ملی که باید بخواند را نخوانده است. شاید آهنگ جام جهانی می‌توانست آن آهنگ ملی ماندگار از این صدای درخشان باشد. ترکیب همایون شجریان و پورناظری ها هم روی کاغذ ترکیب مناسبی است اما تصوری در ارتباط با کاری ملی از آنها ندارم. در بین اینها که عرض کردم اصلا گزینه پاپ نبود. دلیلش مشخص است: آدم زیره را به کرمان نمی‌برد. ما برای حضور در یک جمع جهانی باید صدا و آهنگی با ویژگی‌های ایرانی داشته باشیم و برای شرکت در چنین جایی، نباید از موسیقی پاپ استفاده کنیم چرا که اصل این موسیقی همان جاست. البته می‌شد به گزینه‌های پاپ سنتی و خوانندگانی چون دکتر محمد اصفهانی و احسان خواجه امیری هم فکر کرد و صد البته چهره جوان و جذاب این سبک و سیاق علی زندوکیلی. راستی، گروه دارکوب هم برای کار بی کلام و موسیقی پرهیجان مناسب بود و هست. ترکیبی از گروه‌های دارکوب، رستاک و لیان. شاید هنوز هم دیر نشده باشد.

رحمانی: اگر کسی برای تیم ملی ترانه می‌خواهد باید اجازه بدهد این اتفاق در جایی بیفتد که خواننده و سراینده‌اش روی هوا هستند. یعنی دارند از زدن و خواندن کیف می‌کنند. شاید سیروان می‌توانست برای ساختن این کار انتخاب مناسب‌تری باشد (هرچند که نشان داده وقتی کار سفارشی و رسمی می‌شود، دست و دلش می‌لرزد و با محافظه‌کاری‌اش می‌تواند خراب‌کاری به بار بیاورد.) یا سینا حجازی که خواننده مورد علاقه کی‌روش هم هست. کار را می‌توانستند بدهند دست لیان یا امید حاجیلی یا یکی مشابه اینها که وقتی ترانه پخش می‌شود، استادیوم برود روی هوا. چی داریم می‌گوییم؟ همان سالار عقیلی خوب بود!

 

۱۱ ۴  
آی اسپورت
2018-05-22 21:47:00
همچنین بخوانید:
نظر دهید

۴ نظر
رضا
سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷، ۲۲:۳۷
یعنی حالم بهم خورد از این اهنگ متاسفم که همه چیزمون باید فرق کنه با دنیا .
مارال
چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۰:۰۳
آهنگ دفاع مقدسِ ، واقعا متاسفم براشون !!!
فرزاد مهریار
چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۱
آهنگ می بایستی بسیار وزین تر و کُرال تر و سمفونیک تر می بود و البته حماسی تر . ما نماینده فرهنگی چندهزارساله هستیم . قرار نیست بی سروپایی مثل «آرش» بگه : «کوروش کبیر سلطانه» . اگر بنا به ترجیح یکی مثل آرش هست خب شتلو که بهتره .
۱
فرشید
چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۱۴
شما چرا دیسلایک ندارید برای نظرهایی مثله نظر فرزاد مهریار!!
خدا اون روز رو نیاره که تو و امثال تو نماینده فرهنگ چند هزار سالمون باشید که نیستید به لطف خدا...متر و معیار تو رو چ حسابی ارش رو بی سروپا میدونه و خودت رو نماینده فرهنگی در پیام فرموده اند(ما نماینده چند هزار ساله فرهنگ هستیم) یعنی خودشم هست ولی ارش و یا امثال هم بی سروپا!!!
از کجا معلوم تو در خلوت چنان باشی که در پیشگاه خداوند بسی بی سر وپاتر از ما !!! خخخخخخخ هستی باور کن
۵
به اشتراک بگذارید
لینک مطلب
x
بیشتر